می 17, 2009 by Mansour
همه شما دوستان حتما این شعر را شندیده اید یا در جایی خوانده اید:
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
(ابن یمین)
اما در دنیای امروز و در اطراف ما در بیشتر اوقات وضع جور دیگری است:
آنکس که بداند و بداند که بداند
باید برود غاز به کنجی بچراند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتی و پول خر خویش براند
آنکس که نداند و نداند که نداند
بر پست ریاست ابدالدهر بماند
(این مطلب نقل قولی از وبلاگ های دیگر است، کافی است مصرع اول این شعر را در گوگل جستجو کنید تا وبلاگ ها و سایت های زیادی که این شعر را نوشته اند، بیابید.)
برچسبها: اجتماعی, حرف حساب, شعر و ادبیات
ارسال شده در اجتماعی, شعر و ادبیات | 1 نظر »
مارس 23, 2009 by Mansour

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار …
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛
ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ …
شعر از: (فریدون مشیری)
————————-
به ایرانی بودن و به فرهنگ ایرانی افتخار میکنیم و نوروز را که نمادی از فرهنگ ایرانی است ارج می نهیم و هرچه با شکوه تر برگزار می کنیم. 
دفتری دیگر باز شده با برگهایی سپید و امید داریم که تا در سال جاری هر برگش نشانی از موفقیت و پیشرفت همراه با بهروزی و سلامتی ما باشد. 
سال نو بر همه ایرانیان مبارک باد.
برچسبها: مراسم و مناسبت ها, عمومی
ارسال شده در عمومی, مراسم و مناسبت ها | 5 Comments »
نوامبر 11, 2008 by Mansour
امروز هوا به شدت سرد و بارونی بود و بیرون چند تا کار داشتم از اون طرف باید می رفتم دانشگاه، پس ماشین را آتش کردم و رفتم کارهایم را انجام دادم و رفتم دانشگاه، تا رسیدم به پارکینگ نسبتا پر بود و اگر می خواستم جا پیدا کنم طول می کشید، بنابراین ماشین را بیرون از پارکینگ گذاشتم، البته خیلی ماشین دیگر هم همان جا پارک کرده بودند، خلاصه از ساعت 10 صبح تا 5 بعد از ظهر چند کلاس داشتم، ساعت پنج خسته و کوفته به طرف ماشین آمدم که چشمتان روز بد نبیند…
بروبچ با مرام حراست باد حدود سی تا از ماشین ها را کشیده بودند. گفتیم چرا؟ گفتند چون باید حتما در پارکینگ پارک می کردید؟ انجا پارک ممنوع است و… واقعا از این کارشان ناراحت شدم ولی دیگر چه باید می کردیم؟ خوشبختانه تایر زاپاس داشتم و زود عوض کردم و آمدم…به هر حال این کار در این سرما و باران اذیت بود و در کل درست نبود.
بار دیگر در دل گفتم: اللهم عجل لولیک الفرج.
برچسبها: اجتماعی, خاطره ها, خاطرات دانشگاه, دل نوشت, روزانه, شخصی
ارسال شده در اجتماعی, خاطرات دانشگاه, خاطره ها, دل نوشت, روزانه, شخصی | 3 Comments »
نوامبر 5, 2008 by Mansour
امروز یکی از دوستانم سخنانی از یک روحانی (حاج آقا دانشمند) از تلفن همراه اش برایم پخش کرد که حرف هایش بسی جای تأمل داشت. می گفت واقعا چه ضرورتی دارد یک نفر 7، 8 بار به مکه برود؟ چرا خیلی ها فکر می کنند با این کار خدا بیشتر دوستشان دارد؟ چرا اگر پول زیاد دارند در امر خیر برای جوانان محتاج خرج نمی کنند؟
و کلی حرف دیگر… به قول مولوی که می فرماید:
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
گر صورت بیصورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم بنده و هم قبله شمایید
گر قصد شما دیدن آن کعبه جانست
اول رخ آیینه به صیقل بزدایید…
(جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی)
برچسبها: اجتماعی, شعر و ادبیات
ارسال شده در اجتماعی, شعر و ادبیات | 1 نظر »
نوامبر 2, 2008 by Mansour
برچسبها: مواد غدایی, روزانه, عمومی
ارسال شده در روزانه, عمومی | 1 نظر »
اکتبر 12, 2008 by Mansour
مدت هاست که از ساختن و نوشتن در وبلاگ خاطرات و روزنوشت های یک آسمانی می گذرد، اگر درست بگویم نزدیک به پنج سالی می شود. در آن زمان نه وردپرس دات کامی در کار بود؛ نه بلاگفایی؛ نه میهن بلاگی و نه سرویس هایی که مثل مور و ملخ در دنیای مجازی رو به افزایش اند، فقط پرشین بلاگ تازه قدم به عرصه وبلاگ دهی مجانی گذاشته بود.
وبلاگ خاطرات و روزنوشت های یک آسمانی در این مدت قالب های زیادی عوض کرد، به دلایل مشکلات فنی سایت وبلاگز دات یو اس به سرویس های جدید دیگری از جمله کاسپین بلاگ نقل مکان کرد، سیستم های زیادی از جمله موییل تایپ و وردپرس را تجربه کرد، دوستان زیادی پیدا کرد، چیزهای زیادی یاد گرفت و …
خلاصه دورانی را گذراند و باز هم به یاری خدا ادامه می دهد.
امروز با سایت Archive آشنا شدم… سایتی که در تاریخ های مختلف اقدام به آرشیو نمودن نسخه ای از سایت های اینترنتی می کند و شما با مراجعه به این سایت و نوشتن آدرس سایتی که قصد دیدن چهره گذشته آن را دارید، می توانید شکل و قالب سایت یا وبلاگ مورد نظر را در سالهای گذشته مشاهده کنید. کسانی که سالهاست مشغول وبلاگ نویسی هستند با مراجعه به این سایت می توانند دفتر خاطرات وبلاگ نویسی خود را ورق بزنند و چگونگی تغییرات قالب و پیشرفت آن را در تاریخ های مختلف ببینند.
اگر اینجا و اینجا کلیک کنید، می توانید تغییرات وبلاگ خاطرات و روزنوشت های یک آسمانی را از سال ۲۰۰4 به بعد در سایت وبلاگز دات یو اس و کاسپین بلاگ ببینید.
ورق زدن سریع دفترچه خاطرات واقعا تلخ ولی لذت بخش است، به عبارتی ترش و شیرین هر دو!
زندگی گریه ی مختصریست، مثل یک فنجان چای، و کنارش عشق است، مثل یک حبه قند، زندگی را با عشق نوش جان باید کرد!
برچسبها: کامپیوتر و اینترنت, خاطره ها, سایت و لینک
ارسال شده در خاطره ها, سایت و لینک, کامپیوتر و اینترنت | 3 Comments »
اکتبر 12, 2008 by Mansour
مدتی بود می خواستم دو، سه تا از آی دی های یاهو را که خیلی وقت پیش ساخته بودم و حالا دیگر به آنها نیازی نداشتم را به کلی از سایت یاهو حذف کنم و به صورت پروفایل در آی دی اصلی ام بگذارم ولی یاهو این امکان را تقریبا می توان گفت پنهانی دارد که به صورت کامل و ظاهری در اختیار کاربرانش قرار نداده است. ولی امروز با سرچ کوچکی در گوگل توانستم لینک مستقیم برای حذف کامل ID از روی سرور یاهو را پیداکنم.
توجه کنید که این عمل باید با دقت زیاد انجام شود زیرا در صورت پاک شدن، هیچ راهی برای باز گرداندن ایمیل ها و یا سرویس های قبلی خود ندارید پس حسابی مواظب باشید که ID های مهم خود را برای اینکار استفاده نکنید. البته بعد از آن شما می توانید ایمیل جدید با همان اسم درست کنید.
پس برای پاک کردن آی دی مورد نظر از یاهو ابتدا به این صفحه بروید، سپس نام کاربری و پسورد خود را وارد نمائید، در صفحه لود شده پسورد خود را مجددا وارد نموده کد داده شده را در محل قید شده وارد کنید و بر روی کلید YES و یا همان Terminate this Account کلیک کنید.
به این صورت آی دی یاهوی شما به کلی از سرور یاهو حذف می گردد.
برچسبها: کامپیوتر و اینترنت, آموزشی, ابزارهای یاهو
ارسال شده در آموزشی, ابزارهای یاهو, کامپیوتر و اینترنت | 3 Comments »
اکتبر 5, 2008 by Mansour
برچسبها: کوتاه نویسی, عاشقانه ها
ارسال شده در عاشقانه ها, کوتاه نویسی | 2 Comments »
آگوست 24, 2008 by Mansour
برچسبها: طنز و لطیفه
ارسال شده در طنز و لطیفه | 4 Comments »
آگوست 5, 2008 by Mansour
ای مردمان بگویید، آرام جان من کو
راحت فزای هر کس، محنت رسان من کو
من مهربان ندارم، نامهربان من کو
نامش همی نیارم، بردن به پیش هر کس
گه گه به ناز گویم، سرو روان من کو
در بوستان شادی، هرکس به چیدن گل
آن گل که نشکنندش، در بوستان من کو
جانان من سفر کرد، با او برفت جانم
باز آمدن از ایشان، پیداست آن من کو
من مهربان ندارم، نامهربان من کو
(انوری ابیوردی)
برچسبها: شعر
ارسال شده در ادبی و فرهنگی, شعر و ادبیات | 1 نظر »
جولای 20, 2008 by Mansour
چند روز پیش وردپرس 2.6 با اسم رمز McCoy Tyner منتشر شد با امکانات جدید و رفع مشکلات ورژن قبل به عنوان مثال:
-ادیتور ساده و کارامد تر از قبل
-رفع برخی باگ ها
-اضافه کردن چرک نویس های چند لایه ای
-پیش نمایش قالب قبل از تغییر
-استفاده از امکان توربو با چرخ دنده های گوگل
-ارسال مطلب از هر جای وب
-ارسال مطلب به شکل ویکی
- و ….
روش ارتقا مثل نسخه های قبل در3 مرحله (سه سوت خودمان):
دانلود وردپرس 2.6 از اینجا
1) غیر فعال کردن همه افزونه ها
2) پاک کردن فایلها و فولدرهای نسخه قبل به جز wp-config و wp-content و htaccess.
3) جایگزین کردن فایلها و فولدرهای نسخه جدید
ارتقا وردپرس من از 2.5 به 2.6 موفقیت آمیز بود.
برچسبها: وردپرس, Wordpress
ارسال شده در آموزشی, وردپرس, کامپیوتر و اینترنت | 4 Comments »
ژوئن 18, 2008 by Mansour
«می خواستم زندگی کنم، راهم را بستند. ستایش کردم، گفتند خرافات است. عاشق شدم، گفتند دروغ است. گریستم، گفتند بهانهاست. خندیدم، گفتند دیوانهاست. دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم!» 
(دفترهای سبز؛ مجموعه اشعار و نثرهای شاعرانه دکتر علی شریعتی)
برچسبها: ادبیات, حکیمانه, حرف حساب, دل نوشت, دکتر علی شریعتی
ارسال شده در ادبی و فرهنگی, حکیمانه ها, دل نوشت, کوتاه نویسی | 6 Comments »
می 14, 2008 by Mansour
در ۴۰ کیلومتری شمال غربی نطنز از استان اصفهان در دامنه کوه کرکس روستایی بس کهن به نام ابیانه (Abyaneh) واقع است. این روستا را به اعتبار آثار و بناهای تاریخی پرتنوعش باید از زمره استثنایی ترین روستاهای ایران به شمار آورد. شکوه معماری بومی و سرشار از زیبایی این روستا، آن را در شمار نمونه های کم نظیر دیدنیهای جهان درآورده است.
ابیانه آثار گوناگونی از دوره ساسانیان تا قاجاریان، یعنی نزدیک به هزار و پانصد سال، را مانند موزه ای در خود حفظ کرده است. ویرانه قلعههای باستانی، بازمانده دو آتشکده از زمان ساسانیان، سه مسجد قدیمی و خانه هایی بازمانده از دوره صفویان تا قاجاریان، نمونه هایی از آثار کهن در این روستا هستند. در مسجد جامع ابیانه منبری را میتوان دید که در سال 466 هـ. ق. و محرابی چوبی که در سال 477 هـ. ق. ساخته شده است.
ابیانه نقطه ای خوش منظره و خوش آب و هوا و دارای موقعیت طبیعی مساعدی است. شمار خانه های ابیانه در سرشماری سال ۱۳۶۱ برابر با ۵۰۰ واحد برآورد شده ( شاید حالا بیشتر شده باشند!!!)؛ این خانه ها تماماً بر روی دامنه پرشیبی در شمال رودخانه برزرود بنا شده است به صورتی که پشت بام مسطح خانه های پایین دست، حیاط خانه های بالادست را به وجود آورده است و هیچ دیواری هم آنها را محصور نمیسازد. در نتیجه، ابیانه در وهله اول روستایی چند طبقه به نظر میآید که در بعضی موارد تا چهار طبقه آن را می توان مشاهده کرد. اتاقهای ابیانه به پنجرههای چوبی ارس مانند مجهزند و اغلب دارای ایوانها و طارمیهای چوبی پیش آمدهٔ مشرف بر کوچه های تنگ و تاریکاند که خود به صورت مناظر جالبی درآمدهاند. نمای خارجی دیوارهای خانه های ابیانه با خاک سرخی که معدن آن در مجاورت روستاست پوشیده شده است. از آنجا که در دامنه های شیبدار ابیانه فضای کافی برای ساختن خانه های موردنیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده است که هر خانواده انبار غار مانندی در تپههای یک کیلومتری روستا، در کنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد نماید. این غارها که در دل تپه ها حفر شدهاند و از بیرون تنها درهای کوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دامها و نیز آذوقه زمستانی و اشیای غیرضروری مورد استفاده قرار میگیرد.
زندگی مردم ابیانه کشاورزی و باغداری و دامداری است که با روشهای سنتی اداره میشود. بیشتر زنان در امور اقتصادی با مردان همکاری دارند. ابیانه دارای هفت رشته قنات است که برای آبیاری مزارع و باغات مورد استفاده قرار میگیرد. گندم، جو، سیب زمینی و انواع میوه به خصوص سیب، آلو، گلابی، زردآلو، بادام و گردو در ابیانه به دست میآید. در سالهای اخیر قالیبافی در ابیانه رواج پیدا کرده و نزدیک به ۳۰ کارگاه قالیبافی در آنجا دایر شده است. در گذشته گیوه بافی از جمله مشغله های پردرآمد زنهای ابیانه بوده است که امروزه تا حدی متروک شده است.
مردم ابیانه به سبب کوهستانی بودن منطقه و دور بودن محل آنها از مراکز پر جمعیت و راههای ارتباطی، قرنها در انزوا زیسته و در نتیجه بسیاری از آداب و رسوم قومی و سنتی و از جمله زبان و لهجه قدیم خود را حفظ کرده اند. زبان مردم ابیانه فارسی با لهجه خاص ابیانه ای است که با لهجه های متداول در جاهای دیگر تفاوت اساسی دارد. لباس سنتی آنها، هنوز هم میان آنها رواج دارد و در حفظ آن تاکید و تعصب از خود نشان میدهند، در مردان شلوار گشاد و درازی از پارچه سیاه و در زنها پیراهن بلندی از پارچه های گلدار و رنگارنگ است.
علاوه بر این، زنهای ابیانه معمولاً چارقدهای سفیدرنگی بر سر دارند. قدیمترین اثر تاریخی ابیانه آتشکدهای است که مانند دیگر بناهای ده در سراشیبی قرار گرفته است. آتشکده ابیانه را نمونه ای ازمعابد زردشتی دانستهاند که در جوامع کوهستانی ساخته میشد. مهمترین بنا و اثر تاریخی این روستا یک باب مسجد جامع و قدیمترین اثر تاریخی این مسجد منبر چوبی منبتکاری آن است که در سال ۴۶۶ هجری قمری ساخته شده است. مسجد قدیمی دیگر ابیانه مسجد برزله است که دارای فضای دلبازی است و روی لنگه در شرقی آن سال ۷۰۱ هـ. ق. نوشته شده است که مربوط به دوره ایلخانان است.مسجد تاریخی دیگر ابیانه مسجد حاجتگاه است که کنار صخرهای در کوهستان بنا شده و بر در ورودی شبستان آن تاریخ ۹۵۲هـ. ق. مشاهده میشود. روستای ابیانه دارای دو زیارتگاه است: یکی مرقد شاهزاده عیسی و شاهزاده یحیی در جنوب روستا که به گفته اهالی فرزندان امام موسی کاظم بودهاند؛ و زیارتگاه دیگر ابیانه قدمگاه نامیده میشود. از جمله جاها و اماکن دیدنی دیگر ابیانه میتوان از خانه غلام نادرشاه و خانه نایب حسین کاشی نام برد.
——————————
ساعت 4:30 صبح جمعه 20 اردیبهشت 1387 خانه را به قصد کاشان (Kashan) ترک کردیم، سه خانواده بودیم (فامیل)، پراید، تندر نود، پیکان 57 (رخش بی همتا و وفادار خودمان) ماشین هایی بودند که ما را همراهی می کردند. بعد از 3 ساعت به کاشان رسیدیم و در یکی ار پارک های کاشان صبحانه را با لطف و صفای خاصی خوردیم و به راهمان ادامه دادیم، وقتی به کاشان رسیدیم فرصت را غنیمت شمردیم و بلافاصله به حمام فین (محل به قتل رسیدن امیرکبیر) رفتیم.
خلاصه بگذریم که در آن همه شلوغی چگونه و با چه دردسر هایی و چه کلک هایی وارد موزه حمام فین کاشان شدیم.
بعد از دیدن کاشان به قمصر رفتیم. گلابگیری ها را دیدیم ولی بی انصاف ها گران فروشی می کردند، به هر حال از انجا به سمت اصفهان راهی شدیم و از جاده قدیم کاشان-اصفهان راندیم تا به دوراهی نطنز – ابیانه رسیدیم؛ (قبل از آن دوراهی از کنار یک منطقهی خیلی بزرگ نظامی با خاکریزهای بلند و برجهای متعدد نظامی با فاصله های نزدیک رد شدیم که هر چقدر سعی کردیم بفهمیم چیست و در آن چه می کنند، نشد که نشد، نه تابلوای داشت و نه جاده ای. (الله و اعلم!)
از آن دو راهی تا نطنز 20 کیلومتر و تا ابیانه هم حدود 22 کیلومتر فاصله بود. جاده بعد از آن دوراهی خیلی زیباتر شد، دره هایی پر از درختان سپیدار و تبریزی، هوای خنک، پیچ های تند و جاده باریک و کوهستانی آدم را به یاد جاده چالوس می انداخت.
بگذریم که در جاده پر پیچ و خم ابیانه چند بار خدا جان دوباره به من و همراهانم داد و گرنه در ته دره ها بودیم!!!
در طول راه و نزدیکی های خود ابیانه به چیزهایی برخوردیم که بعدا فهمیدیم به آنها ” زاغه ” می گویند. زاغه ها حفره هایی هستند که روستاییان و باغبانان در دل زمین (معمولا داخل تپه ها) حفر می کنند و اکثرا درب های چوبی دارند. به گفته اهالی ابیانه کسانی که در آن منطقه (بادخیز) درخت می کارند در طرفین درخت چوبهایی دوشاخه، قرار می دهند تا درخت به آنها تکیه کند و خم نشود. این افراد در زمانهای مختلف این چوبها را پیدا می کنند و در داخل این زاغه ها قرار می دهند تا هنگام نیاز (درختکاری) از آنها استفاده کنند. چون زمینهای زراعی اهالی ابیانه چند کیلومتری با روستا فاصله دارد، اهالی ترجیح می دهند زاغه هایی در دل کوه داشته باشند تا هر بار مجبور نباشند چوبهای بلند دوشاخه را از روستا تا زمین هایشان حمل کنند.
به دلیل جاذبه های گردشگری ابیانه شواری اسلامی ابیانه برای هر خودرو مبلغ 5،000 ریال ورودی تعیین کرده بود که برای ما جالب بود، منبع درآمدی! پس از ورود به روستا، اولین چیزی که توجه آدم رو جلب می کند، رنگ یکدست و قرمز رنگ خانه های روستایی ابیانه است. خانه ها اکثرا با کاهگل و به رنگ قرمز ساخته شده اند! خاک منطقه ابیانه قرمز رنگ است برای همین خانه های کاهگلی هم قرمز هستند. ترافیک در خیابان اصلی روستایی که جاذبه های گردشگری دارد غیرمنتظره ولی قابل حدس بود.
روستا روی شیب ساخته شده است و به همین دلیل ابیانه را می شود شبیه روستای ماسوله در گیلان دانست(البته با مقیاس کوچکتر).
لباسهای محلی و یکدست اهالی روستا (به خصوص زنان) دومین چیزی بود که جلب توجه می کرد: روسری های سفید بلند با گل های درشت صورتی و قرمز، پیراهن و جلیقه قرمز، صورتی و نارنجی، شلیته های کوتاه (تا زانو) و جوراب شلواری های مشکی و بلند.
ابتدا سراغ کوچه باغ های روستا رفتیم که به مراتب از مسیر اصلی که توریستها در آن رفت و آمد می کردند، خلوت تر بود.
مسجد جامع، امامزاده (از نوادگان امام موسی کاظم)، آب انباری که آب نداشت و آتشکده ای که نیافتیم، تمام چیزی بود که باید می دیدیم. تمام این اماکن در قسمتی از روستا بود که مشخص بود بیشتر به آن رسیدگی می شود. مسیر پهن با کف پوش سنگی، آدم های زیادی که در رفت و آمد بودند و دیوار تازه کاهگل شده منازل نشان می داد که این قسمت از روستا بیشتر از بقیه جاها بازدید کننده دارد.
نکته ای که خیلی جالب بود، حضور دستفروشها در کناره همین مسیر اصلی بود. زنان روستایی با همان لباسهای محلی، در کنار درب منازل خود نشسته بودند و حاصل دسترنج خود را به توریست ها می فروختند. منبع درآمد جدیدی غیر از دامپروری و کشاورزی. فروش لواشک، سیب خشک شده، آلو و … ( من هم لواشک و آلو خریدم، بسیار خوشمزه بودند!)
پیشرفت روستای ابیانه قابل ملاحظه است،دو هتل رستوران، موزه مردم شناسی، بانک و تعداد زیادی سوپر مارکت، در هر روستایی وجود ندارد ولی در روستای کوچک ابیانه وجود داشت.
در برگشت حدود 10 کیلومتر مانده به نطنز و پمپ بنزین، رخش بنزین تمام کرد و خوشبختانه همراهان یاری کردند و تا پمپ بنزین رفتند و با بنزین آمدند و ما به یاری خدا به خیر و سلامت به منزل رسیدیم. ( امان از وطن! )
در مجموع بازدید از ابیانه را به عنوان یه سفر یک روزه توصیه می کنم، اما یادتان باشد حتما از اتوبان بروید، خروجی نظنز در اتوبان کاشان – اصفهان راه را خیلی نزدیکتر می کند.
عکسهایی از حمام فین کاشان و روستای تاریخی و دیدنی و سرخ ابیانه و گلابگیری قمصر کاشان گرفته ام که همه را در فتوبلاگ گذاشته ام، دیدن این عکس ها خالی از لطف نیست.
——————————
برای نوشتن این مطالب از سایتهای زیر نیز کمک گرفتم.
www.abyaneh.co.cc
www.abyaneh.ir
http://fa.wikipedia.org/wiki
برچسبها: سفرنامه
ارسال شده در خاطره ها, سفرنامه | 9 Comments »