ای مردمان بگویید، آرام جان من کو
راحت فزای هر کس، محنت رسان من کو
من مهربان ندارم، نامهربان من کو
نامش همی نیارم، بردن به پیش هر کس
گه گه به ناز گویم، سرو روان من کو
در بوستان شادی، هرکس به چیدن گل
آن گل که نشکنندش، در بوستان من کو
جانان من سفر کرد، با او برفت جانم
باز آمدن از ایشان، پیداست آن من کو
من مهربان ندارم، نامهربان من کو
(انوری ابیوردی)
برچسبها: شعر
آگوست 19, 2008 در t 10:23 ق.ظ |
سلام از آسمان رجعت كرده
من لينكيدمت
بهت سر ميزنم
ولي دريغ از يه بار سر زدن به من
اين رسم آسمان نيست