خب… نوزدهم آذرماه هم رسید. ساعت … صبح یا … بعد از ظهر یا سحر یا نمی دونم کی! من متاسفانه یا خوشبختانه بدنیا اومدم.
امروز کسی زنگ یا اس ام اس نزد و تبریک نگفت!! دوستان در توئیتر و فرندفید تبریک گفته بودند، در کل مرسی از همه دوستان گلی که با تبریک هاشون منو شرمنده کردند.
از همه بهتر این که امسال اولین سالی بود که روز تولدم همزمان با عید مذهبی (عید سعید قربان) بود؛ شاید سال های قبل هم بوده است ولی من به یاد ندارم!
![]()
بیست و دو سال از حضور من در این دنیای فانی با کلی خاطرات خوب و بد می گذرد… خب تولد 23 سالگی آدم ها با تولد 2 سالگی آنها چه فرقی می کند؟ وقتی هنوز سر و سامان نگرفته است؟!!!
چقدر زود گذشت! خدا را شاکرم که در این مدت سلامتی را به من عطا کرد و کمکم کرد که این بیست و دو سال را به خوبی و با سلامتی سپری کنم و امیدوارم اگر عمری هست، بقیه را هم در پناه خدا به سر منزل مقصود برسم.
لحظه ای با تو بودنم آرزوست!
ولی به نظرمن بهترین هدیه روز تولد می تونه یک بوسه عاشقانه از کسی که خیلی دوستش داری باشه!!!
! قضیه خانوادگی شد، به کسی مربوط نیست بوس و این حرفا!
![]()
در ضمن عید همتون مبارک باد.
این اس ام اس قشنگ را هم که یکی از دوستانم تقدیم به من کرده بود را به همه دوستانم تقدیم می کنم.
“درسحرگاه زیبایی قربان دل را به قربانگاه عشق روانه کنيد؛ که تنها دل لایق قربان کردن اوست. عید عشق و بندگی بر شما دوستان گل مبارک باد.”
برچسبها: مراسم و مناسبت ها, تولد, خاطره ها, شخصی
دسامبر 9, 2008 در t 12:53 ب.ظ |
البته درست است می گویند جشن تولد ولی اصلا حال نمی دهد…. چون آدم پیرتر می شود…
دسامبر 9, 2008 در t 12:56 ب.ظ |
تولدت مبارك
دسامبر 13, 2008 در t 8:13 ق.ظ |
سلام
ای وای دیر رسیدممممممممممممم
تولدت مبار ک
باور کن دادشی اینترنت نمی امدم
به هر حال تولدت مبارککککککککککککککککککک
سلامت باشی و به ارزوهات برسییییییییییییییییییییییییییییی
راستی ازدواج کردی؟/
دسامبر 13, 2008 در t 8:15 ق.ظ |
نه بابا، ازدواج کیلویی چند؟
ژانویه 6, 2009 در t 2:42 ب.ظ |
ياحق
آوریل 7, 2009 در t 9:19 ق.ظ |
سلام
آقا مقصر خودتی …اطلاع رسانیت ضعیف بود….منم نمی دونستم تا این پست رو خوندم
تبریک میگم تولدت رو …..با کمی تاخیر ولی این دلیل نمی شه 24 تیر رو یادت بره ها…