روز میلاد…


برای روز میلاد تن من
نمی خوام پیرهن شادی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی
برایم جام سر مستی بنوشی
برای روز میلادم اگر تو
به فکر هدیه ای ارزنده هستی
منا با خود ببر تا اوج خواستن
بگو با من که با من زنده هستی

که من بی تو نه آغازم, نه پایان
تویی آغاز روز بودن من
نزار پایان این احساس شیرین
بشه بی تو غم فرسودن من

نمیخوام از گل های سرخ وآبی
برایم تاج خوشبختی بیاری
به ارزش های ایثار محبت
به پایم اشک خوشحالی بباری

برای روز میلادم اگر تو
به فکر هدیه ای ارزنده هستی
منا با خود ببر تا اوج خواستن
بگو با من که با من زنده هستی

———————————–
دل نوشت:
تو شکستی من را اما نمی‌خواهم تو بشکنی نمی‌خواهم تو بشکنی
تو نموندی با من اما می‌دونی که بامنی ، می‌دونی تو بامنی
من همه نیاز بودن، کنج خونه‌ی دل تو ، تو به دل جایی نداشتی عشق ما را بشنوی عزیز
تو شکستی من را اما نمی‌خواهم بشکنی ، نمی‌خواهم تو بشکنی
دیگه هرچی بود تموم شد ، عمر من اما حروم شد.
اونی که دلم نمی‌خواست دیدم عاقبت همون شد.
چه دل ساده ای داشتم اونا زیر پات گذاشتم
من که از عشق و محبت دیدی چیزی کم نداشتم
با تو دل خونه‌ی غم بود یه چیزی همیشه کم بود
این نبود عاقبت ما، دلمون اگه باهم بود و مال هم بود….

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: