آسمان کویر


در کویر بیرون از دیوار خانه ، پشت حصار، ده ، دیگر ، هیچ نیست . صحرای بی کرانه‌ی عدم است؛ خوابگاه مرگ و جولانگاه هول، راه ، تنها به سوی آسمان باز است !…
آسمان، کشور سبز آرزوها ، چشمه‌ی موّاج و زلال نوازش‌ها ، امیدها و …..انتظار! انتظار ! …سرزمین آزادی ، نجات ، جایگاه بودن و زیستن ، آغوش خوش بختی ، نزهتگه ارواح پاک، فرشتگان معصوم ، میعادگاه انسان‌های خوب؛ از آن پس که از این زندان خاکی و زندگی رنج و بند و شکنجه گاه و درد ، با دست های مهربان مرگ ، نجات یابند.
شب کویر، این موجود زیبا و آسمانی که مردم شهر نمی‌شناسند. آن چه می‌شناسند شب دیگری است، شبی است که از بامداد آغاز می‌شود شب کویر به وصف نمی‌آید.
آرامش شب که بی درنگ با غروب فرا می‌رسد ـ آرامشی که در شهر از نیمه شب ، درهم ریخته و شکسته می‌آید و پریشان و ناپایدار ـ روز زشت و بی رحم و گذاران و خفه ی کویر می‌میرد و نسیم سرد و دل انگیز غروب ، آغاز شب را خبر می‌دهد.
آسمان کویر ، این نخلستان خاموش و پرمهتابی که هر گاه مشت خونین و بی تاب قلبم را در زیر باران های غیبی سکوتش می‌گیرم و نگاههای اسیرم را همچون پروانه‌ها ی شوق در این مزرع سبز آن دو ست شاعرم رها می‌کنم ، ناله‌ها ی گریه آلود آن روح در دمند و تنها را می‌شنوم . ناله‌های گریه آلود آن امام راستین و بزرگم را که هم چون این شیعه ی گم نام و غریبش ، در کنار آن مدینه‌ی پلید و در قلب آن کویر بی فریاد، سر در حلقوم چاه می‌برد و می‌گریست.
چه فاجعه‌ای است در آن لحظه که یک مرد می‌گرید ! …….چه فاجعه ای !….
—————————–
خدایا رحمتی کن !
تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد.
قوتم بخش ! تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم …..

(دکتر علی شریعتی)

کویر ! …
آنچه در کویر زیبا می روید خیال است ! این تنها درختی ست که در کویر خوب زندگی می کند . می بالد و گل می افشاند ، و گل های خیال ! گل هایی همچون قاصدک ، آبی و سبز و کبود و عسلی ، هر یک به رنگ آفریدگارش ، به رنگ انسان خیال پرداز و نیز به رنگ آنچه که قاصدک بسویش پر می کشد و برویش می نشیند . کویر انتهای زمین است ؛ پایان سرزمین حیات . در کویر گویی به مرز عالم دیگر نزدیکیم ؛ در کویر خدا حضور دارد . در کویر بیرون از دیوار خانه ، پشت حصار ده دیگر هیچ نیست . صحرایی بی کرانه عدم است . خوابگاه مرگ و جولانگاه هول ، راه تنها به سوی آسمان باز است . آسمان ! کشور سبز آرزوها ، چشمه زلال و مواج نوازش ها ، امیدها و انتظار وانتظار ! … سرزمین آزادی ، نجات ، جایگاه بودن و زیستن ، آغوش خوشبختی ، نزهتگه ارواح پاک ، فرشتگان معصوم ، میعادگاه انسان های خوب . آسمان تفرجگاه مردم کویر است و تنها گردشگاه آزاد و آباد کویر . ماه ، میعادگاه دل های اسیر و چشمه سار زیبایی و رهایی و دوست داشتن . مهتاب کویر ، بارش وحی ، تابش الهام ، دامان حریر الههء عشق ، گسترده در زیر سرهایی در گرو دردی ، انتظاری …

Advertisements

2 پاسخ to “آسمان کویر”

  1. meemo Says:

    اينا رو که فقط از رو کتاب دکتر تايپ کردي! از خودت چي داري؟؟؟

  2. blackrose Says:

    سلام. من فقط برای نوشتن انشا وارد سایتت شدم با اینکه به دردم نخورد اما بدک هم نبود :mrgreen:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: