شهر تماشا


میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا میبرم از شهر تماشا
دل شوریده و دیوانه خویش

————–
دل نوشت:
زیر بار حمالان رفتن ننگ نیست
زیر بار منت نامرد رفتن ننگ است
شیشه بشکسته را پیوند کردن باک نیست
دل که رنجد خرسند کردن مشکل است
————–
نه تحمل نه اسارت نه امیدی به رهایی
ای خدا شکر ولیکن نشد این رسم خدایی

Advertisements

یک پاسخ to “شهر تماشا”

  1. mohsen Says:

    agha mansooor behtar booood ye esmi az ma doooosta tttoooo veblaoget mineveshti ghorbanet moooohsen

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: