سوار بادها


من از اون آسمون آبی می خوام *********من از اون شب های مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا ************** من از اون وقت های بی تابی می خوام
من می خوام یه دسته گل به آب بدم****** آرزوهام رو به یک حباب بدم
سیبی از شاخه ی حسرت بچینم ******** بندازم رو آسمون و تاب بدم
گل ایوون بهاره دل من ***************** یه بیابون لاله زاره دل من
مثل یک دسته گل اقاقیا ****************دلم رو باز می کنه بیا بیا
تو میری پشت علف ها گم می شی******* من می مونم و گل اقاقیا
گل ایوون بهاره دل من ****************** یه بیابون لاله زاره دل من
————-
دل نوشت:
داشتم فراموشت میکردم اما باز دوباره دیدمت تو غمها غوطه ور شدم چرا؟
داشتم فراموشت میکردم اما تا صدات رسید به گوش من شکستم بیصدا چرا؟
داشتی میرفتی از خیال من خزونی بود بهار من دیدم تو رو خزونم جون گرفت
تو قلب سرد و ساکتم دوباره با نگاه گرم و بی ریا و عاشقی زبون گرفت….
سوار بادها
سرگردان
به دنبال کدام خانه ی تو باشم؟
نمی خواهم
آخرین ورق دفتر خاطرات تو باشم که پاره می شوم
پاییز که بیاید
تو نباشی……………

Advertisements

یک پاسخ to “سوار بادها”

  1. سام Says:

    سلام منصور جان …
    ممنون از حضور گرمت … شرمنده کردی..
    جدآ وبلاگ قشنگ و توپی داری … در مورد تبادل لینک گفته بودی .. با کمال میل همین الان لینکتو اضافه میکنم … بازم بهم سر بزن …
    سبز و استوار باشی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: