باد صبا


ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژده ی دلدار بیار
گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب
بهر آسایش این دیده ی خونبار بیار
شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده ی گلزار بیار
روزگاریست که دل چهره ی مقصود ندید
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار…….
—————–
دل نوشت:
این شعر را یکی از دوستای دوران دبیرستان برام یادگاری پشت کتاب ادبیاتم نوشته بود داشتم بعد از مدت ها یه سری به کتاب ادبیات سال دوم میزدم این شعر را دیدم …خلاصه شعرش را که خوندم دلم نیومد نذارم تو این وبلاگ.آخه هر کاری کردم چیزی تو اینجا ننویسم دلم نیومد….آخه یکی باید بهم حق بده ما جز اینجا دلخوشی دیگه ای نداریم وقتی دلمون میگیره یه سری به این وبلاگ میزنیم اگرم نشه میریم شعر های سهراب را میخونیم تا شاید یه حالی بگیریم و خلاصه خیر سرمون یعنی درس بخونیم….
اینم یه دل نوشت از یه بروبچ خیلی باحال که خیلی دوستش دارم….آقا حامد را میگم منظورم سیُد هست که هر وقت ما دلمون از یه چیزی تنگ میشه و میگیره هرچی ناراحتی هست تو سر اون خراب میکنم البته اونم گاهی این کارا را با من بدبخت میکنه….ای تا کنکورم تموم شد دیگه نمیدونم چه کار کنم…………
تنها راه حل برای رسیدن به عشق……
شکستن غرور!!!!!!

Advertisements

یک پاسخ to “باد صبا”

  1. سینان Says:

    خیلی عالی بود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: