خواستگاری خر

خواستگاری خر
خری آمد به سوی‎ مادر‎خویش
که ای مادر چرا رنجم دهی بیش
برو امشب برایم خواستگاری
اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفت ای پسر جان
تو را دوست میدارم بیشتر از جان
تو بین‎این همه خرهای‎ خوشگل
یکی را تو نشان کن نیست مشکل
خر همسایه را عاشق شدم من
به زیبائی نباشد مثل او خر
برو پالون به تن کن
بزرگان‎محل را تو خبر کن
خر محضر گفت که ای دوشیزه خر خانم رضائی
به عقدِ دائمِاین خر آقا در آئی
میونِ جمعیت خری ندا داد
عروس رفته بچیند یونجه در باغ
خر محضر بگفت که ای دو شیزه خر خانم رضائی
به عقدِ دائمِ این خر آقا در آئی
خر خانم یهو به عَر شد
خر داماد دو لنگش در هوا شد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: