بی وفایی


گاهی آدم بیش از همیشه به آسمون نگاه میکنه
گاهی اما سرشو پایین میندازه
تا چشماش توی چشمای کسی نیفته
همیشه یه غریبه خوبه تا براش حرفاتو بزنی
ولی یه آشنا لازمه تا حرفاتو گوش بده
گاهی اما بغض گلوی تو را فشار میده
و چشمات پر از اشک میشه ،
هیچ کس نمیدونه درد تو چیه
ولی تو منتظری یکی پیدا بشه
بی آنکه براش حرفی بزنی حرفاتو بفهمه
گاهی اینقدر منتظر میمونی که
چشات خشک میشه و دلت میترکه
اون وقت فقط میتونی چشماتو به آسمون بدوزی
و دیگه به آدمای زمینی نگاه نکنی….
شاید اینجوری بی وفایی آدما یادت بره….
شاید….

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: