عصر فریب

عصر فریب
عصر ما عصر فریبه
عصر اسمهای غریبه
عصر پژمُردن گلدون
چترهای سیاه توبارون
شهر ما سرش شلوغه
وعده هاش همه دروغه
آسمونهاش پر دوده
قلب عاشق هاش کبوده
کاش تو قحطی شقایق
بشینیم توی یه قایق
بزنیم دل به دریا
من و تو تنهای تنها
پنجره ها پر نرده
لبهای بدون خنده
چشمها خونه سواله
میگه تموم شدن محاله
نه برای عشق میلی
نه کسی به فکر لیلی
کاش تو قحطی شقایق
بشینیم توی یه قایق
بزنیم دل به دریا
من و تو تنهای تنها…!
————————–
پی نوشت:این شعر به خاطر اوضاع و احوال خودم /جامعه/و…..

Advertisements

یک پاسخ to “عصر فریب”

  1. یاسمن Says:

    دوست خوبم منم یه چیزایی در همین مورد نوشتم یه سر بزن. در ضمن عکسای قشنگتو با اجازه سیو کردم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: