آگه واقعا عاشق باشی

نشسته بودم کنار یه عاشق که می گفت:
نمیدونم کی اینجا سر بزنی………..
اما بدون که من برش داشتم………
نمی دونم چی کار کنم…..
فقط میگم همین طور که با من بازی کردی خدا از سرت نگذره….
خدا همونطور که تا حالا دوستم داشته بازم دوستم داره…….
شما آخرش تا خون من را نریزید دست از سرم بر نمی دارید….
شاید خودم کارتونا راحت کنم………
خودما میکشم تا راحت بشید!!!!!
بله از عشق گفتن حرف کمی نیست…….
دلم برا پدر و مادرم میسوزه وگرنه همین الان شر خودم را از سر همه کم میکردم…..
شاید همه راحت بشن…….
شاید دیگه به من نگی پر رو……….
بهتره بیشتر از این خودم و اطرافیانم را نرنجونم……
شاید دیگه بهم نگی دفعه آخرت باشه که……..
شاید تو آخرت یه جوانمرد هم با ما بود……..
آره حتما هست…..
خسته شدم….دیگه پکیدم…روحیه ام داغون شده……..
دوباره مثل تابستون پارسال زیر گلوم چرک کرده……..
یعنی میشه این غده ها سرطان بشه……
یعنی میشه خدا بخواد بریم پیشش؟!
آره بهتره برم………
بهتره که دیگه برم….آره حتما میرم…..
من به اون گفتم:
صبر کن ؛ ایمان داشته باش ؛ با خدا باش
تو که کار بدی نکردی.
اگه کسی بدی کرده باشه خوب خدا هم تلافی میکنه……
دیدی که عاشق نبودی؟
به این زودی کم آوردی؟
آگه واقعا عاشق باشی ………….

Advertisements

یک پاسخ to “آگه واقعا عاشق باشی”

  1. سانی Says:

    این مطلب که در مورد خودت نبود؟ اگه هم بود فقط می تونم بگم قوی باش و نا امید نشو. موفق باشی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: