دو سه روزی

دو سه روزی باید زیست
زیر این چرخ فلک ، زیر این بام کبود
باید چرخید اما هیچ نگفت
باید زیست با غم و رنج و عذاب
گندمی باید کاشت ، به کبوتر دانه ای از آن داد و نهالی هم باید
ثمرش چید و نخورد ، لانه ای باید ساخت
به پرستو به مهاجر باید داد
مهربان باید بود ، باهمه
با شقایق ، گل سرخ
ساده هم باید گفت : دوستت دارم
دوستی باید داشت
دشمنی هم نگذاشت
وهر آنکس که خدایی دارد
محترم باید بود زیرا او
نه فرستاد ، نه کس را ز دگر بهتر داشت
فرق باید نگذاشت
نه به ثروت ، نه به فقر
همه را برابرباید داشت …….

———————–
دل نوشت:
از این دل من چه گویم که امشب باز بیداد کرده
از این بیقراری که راه را دشوار کرده
من امروز با تو
تو فردا با من باش
برای یک لحظه ، یک لحظه به یاد من باش
کاش مرا می فهمیدی آن هنگامی که دستانت برای همیشه مرا رها کردند
کاش مرا می فهمیدی آن هنگامی که عاشقانه برایت غزل غزل گریه می کردم……

Advertisements

یک پاسخ to “دو سه روزی”

  1. eastern boy Says:

    سخن که دارم!…بلاگت خیلی جالبه!….عشق و عاشقیه!…ومنم خوشم اومد!…و در نتیجه لینک بلاگ خاطرات آسمانی را در بلاگ eastern قرار دادم!…و درخواستی هم داشتم! اینکه نویسنده ی بلاگ آسمانی لینک بلاگ eastern را در بلاگ خود قرار دهد! و ممنون میشم ازش!…و خداحافظی میکنم ازش!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: