Archive for اوت 2005

از پا افتادن عاطفی…

اوت 30, 2005


از پا افتادن عاطفی…
مبتلایان به دلزدگی احساس می کنند که از نظر عاطفی تباه شده اند ، آزرده و دلسردند .
علاقه ای ندارند چیزی را توضیح بدهند و نمی خواهند برای مشکلاتشان کاری بکنند .
معتقدند که دیگر برای آن ها و رابطه شان جای امیدواری باقی نمانده است .
روز به روز ناراحت تر و غمگین تر می شوند ؛ برایشان هر روز بدتر از روز پیش به نظر می رسد ؛
زندگی تهی و بی معنا است ؛ دیگر هیچ چیزی اهمیت ندارد .
آن ها اغلب افسرده اند و نیروی کمی را که برایشان باقی مانده برای کار و فرزندانشان صرف می کنند.
در انتهای تونل زندگی نوری نمی بیند . چون همه چیز در نظرشان بد جلوه می کند.
احساس می کنند برای ایجاد هر نوع تغییری بی یار و یاورند .
آن ها این عقیده را که می توانند همسرشان را تغییر دهند ، کنار گذاشته اند .
و دیگر نیرو یا انگیزه ای برایشان باقی نمانده تا خودشان را تغییر دهند .
چون به بروز هیچ تغییر و تحولی امید ندارند ، حس می کنند که در دام افتاده اند .
در موارد شدید ، احساس یاس و بیهودگی می تواند منجر به آشفتگی عاطفی یا انگیزه خودکشی شود .
————————————-
در مورد آینده …
آینده هیچگاه قابل پیش بینی نیست، اما این چیزی نیست که زیاد راجبش فکر بشه، یعنی کسی روی قابل پیش بینی نبودن آینده حساب نمیکنه بلکه دورنمایی که خودش میخواد رو ترسیم میکنه اما زمانی که این دورنما نباشه تازه این غیر قابل پیش بینی بودن به چشم می یاد! خب، چیز بدی نیست، یک امید ضمنی با خودش داره برای بهتر شدن همه چیز، تو اینجور مواقع آدم سعی می کنه هی مثالهایی رو از چیزهایی که فکرش رو نمی کرده و اتفاق افتاده رو به یاد بیاره تا روی این خاصیت «غیر قابل پیش بودن » آینده تاکید کنه اما در اتنهای این افکار چیزی براش باقی نمی مونه! در نهایت بهتره بشه دورنمایی رو ترسیم کرد، هر چند که شاید منطقی خشک داشته باشه و چندان جذاب هم نباشه، چون آینده در هر صورت غیر قابل پیش بینیه!

زندگی به طور خلاصه

اوت 30, 2005

1- شش سال اوّل زندگی:
• گریه نکن
• شیطونی نکن
• دست تو دماغت نکن
• تو شلوارت پی‌پی نکن
• مامانت رو اذیّت نکن
• روی دیوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پریز برق نکن
• دمپایی بابا رو پات نکن
• به خورشید نگاه نکن
• شبها تو جات جیش نکن
• تو کمد مامان فضولی نکن
• با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن
• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن
2- دوره ی دبستان:
• موقع رفتن به مدرسه دیر نکن
• پات رو تو جامیزی نکن
• ورقهای دفترت رو پاره نکن
• مدادت رو تو دهنت نکن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
• تخته پاک کن رو خیس نکن
• حیاط مدرسه رو کثیف نکن
• دست تو کیف بغل دستیت نکن
• تخته‌سیاه رو خط‌خطی نکن
• گچ رو پرت نکن
• تو راهرو سرو صدا نکن
• تو کلاس پچ‌پچ نکن
• سونی بازی نکن
3- دوره ی راهنمایی:
• ترقّه بازی نکن
•سگا بازی نکن
• جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن
• موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن
• تو کوچه فوتبال بازی نکن
• دست تو جیبت نکن
• با مامانت کلکل نکن
• تو کلاس صحبت نکن
• بعد از ظهر سروصدا نکن
• اتاقت رو شلوغ نکن
• روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن
• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
• جرّ و بحث نکن
4- دوره ی دبیرستان:
• با کامپیوتر بازی نکن
• تو حموم معطّل نکن
• تقلّب نکن
• با دوستات موتورسواری نکن
• عصرها دیر نکن
• با بابات دعوا نکن
• توکلاس معلّمتون رو مسخره نکن
• تو خیابون دنبال دخترها نکن
• مردم‌ آزاری نکن
• نصف شب سرو صدا نکن
• وقتت رو با مجله تلف نکن
• چشم‌ چرونی نکن
5- دوره ی پیش دانشگاهی و دانشگاه:
• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
• 24 ساعته چت نکن
• سر کلاس درس غیبت نکن
• خیابون‌ها رو متر نکن
• تو سیاست دخالت نکن
• شب برای شام دیر نکن
• با مأمور پلیس کل‌کل نکن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
• موبایلت رو ریجکتنکن
• استادت رو اُسگل نکن
• حذف پزشکی نکن
• آستین کوتاه تنت نکن
• همه رو دودره نکن
(more…)

چند تا آهنگ

اوت 30, 2005


کارون دختر ایرونی بردی از یادم


تمنا محض رضای خدا می خوام برم


زنده باد عشق
پ.ن:
برای دانلود هر آهنگ روی اسم آن کلیک کنید.
امیدوارم از این چند آهنگ خوشتون بیاد.

م.امید

اوت 29, 2005


مهدی اخوان ثالث (م. امید) در سال 1307 در مشهد به دنیا آمد و در 4 شهریور ماه 1369 درگذشت.
اخوان را می توان از نخستین کسانی دانست که به خوبی از عهده تحلیل دقیق شعر نیمایی- به ویژه از لحاظ وزن و قالب – برآمده و به درک آن نایل گشته است. اخوان وزن را با شعر فارسی همراز و همدم می دانست و نمی خواست آن را از شعر بگیرد. قافیه را هم برای تعادل و توازن و تناسب شعر لازم می دانست و آن را به کلی رد نمی کرد. در واقع اخوان مانند نیما وزن و قافیه را می پذیرفت اما هر دو را نیازمند گسترش می دانست.
وی در سال 1332 مدال طلاى مسابقه شعر فستیوال جوانان دموکرات را دریافت کرد و به کشور رومانى دعوت شد که به این سفر نرفت.
از او مجموعه های ارغنون (1330)، زمستان (1335)، آخر شاهنامه (1338) ، از این اوستا (1344)، شکار (1345)، پاییز در زندان (1348)، بهترین امید (1348)، عاشقانه و کبود (1348)، و تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم، انتشار یافته است.

قاصدک
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا، وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما، اما
گردِ بام و درِ ِ من
بی ثمر می گردی.
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری – باری،
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من، همه کورَند و کَرند.
دست بردار از این در وطن خویش غریب.
قاصد تجربه های همه تلخ،
با دلم می گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب.
قاصدک! هان، ولی … آخر… ای وای!
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام، آی ، کجا رفتی؟ آی!
مانده خاکستر ِ گرمی، جایی؟
در اجاقی- طمع شعله نمی بندم- خُردک شرری هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند….

چگونگی اعمال معدل در کنکور ۸5

اوت 28, 2005

چگونگی اعمال معدل در کنکور ۸5
معدل به عنوان یک درس عمومی با ضریب ۲ در کنکور اعمال می شود.گروه علمی فرهنگی: چگونگی اعمال معدل در آزمون سراسری دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کشور در سال ۱۳۸۵ اعلام شد.
دکتر حسین رحیمی، رییس سازمان سنجش آموزش کشور در گفت وگو با ایسنا، با بیان اینکه کنکور ۸۵ به غیر از اعمال معدل تغییر دیگری ندارد، گفت: در کنکور سراسری سال ۱۳۸۵ معدل به عنوان یک درس عمومی با ضریب دو اعمال می شود.
وی با اشاره به طرح احتساب سوابق تحصیلی داوطلبان در ورود به دانشگاه، گفت: این مساله همواره جزو اولویتهای سازمان سنجش بوده است، بنابراین اگر امتیاز حاصل از ارزشیابی سوابق، ارزش ملی داشته باشد، تاثیر مستقیم آن در ورود به دانشگاه به عنوان بخشی از کنکور سراسری ضروریست.
وی معدل داوطلب را یکی از بخشهای سوابق تحصیلی داوطلبان عنوان و تصریح کرد: در نظام آموزشی قدیم معدل دیپلم به دلیل
کشوری بودن امتحانات نهایی، به عنوان یک درس عمومی با ضریب دو در کنکور اعمال می شد، ولی به دلیل عدم برگزاری این آزمون جامع در نظام جدید و احتساب کلیه نمرات داوطلب در سطح محلی یا استانی، اعمال معدل و تاثیر آن در کنکور به هیچ عنوان عادلانه نبود.
وی افزود: با همکاری و هماهنگی های صورت گرفته با وزارت آموزش و پرورش، برگزاری مجدد امتحان نهایی جامع و هماهنگ کشوری در انتهای دوره دبیرستان تصویب که اولین آزمون آن نیز در سال ۸۴ برگزار شد که این کار باعث شد که سازمان سنجش تا حد زیادی نسبت به برگزاری آزمون جامع و هماهنگ در مقیاس کشوری اطمینان یابد.
دکتر رحیمی در عین حال تصریح کرد: البته هنوز به علت تشریحی بودن سؤالات و تصحیح اوراق امتحانی به صورت محلی، برگزاری بدون اشکال و صحیح این امتحان، دغدغه سازمان سنجش است.
وی در ادامه با بیان اینکه نتایج این آزمون نهایی توسط سازمان سنجش مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد، گفت: از آنجا که سازمان سنجش از وضعیت و سطح علمی دانش آموزان و داوطلبان کلیه استانها و شهرها و بخشهای کشور مطلع است، بنابراین عدم هماهنگی، همبستگی و تناسب میان نتایج این آزمون و سطح علمی و تحصیلی هر استان، نشان دهنده وجود اشکال و حتی احتمال تخلف در این باره است.
معدل؛ یک درس عمومی با ضریب دو
دکتر رحیمی با بیان اینکه سازمان اساس را بر صحیح و درست بودن نتایج این آزمون گذاشته است، گفت: بر این اساس نتایج این آزمون جامع در کنکور سراسری ۸۵ اعمال می شود.
وی با اشاره به تصویب طرح اعمال معدل داوطلبان در آزمون سراسری، اظهار کرد: در کنکور سراسری ۸۵ نتایج امتحانات نهایی و در نهایت معدل داوطلب به صورت یک درس عمومی با ضریب دو و با تاثیر مثبت اعمال می شود.
رییس سازمان سنجش با بیان اینکه وزارت آموزش و پرورش انتظار تاثیر بیشتر معدل در کنکور سراسری را داشت، گفت: امکان اعمال تاثیر بیشتر معدل در کنکور سراسری سال ۸۵ وجود ندارد، چرا که در سال ۸۵ تنها حدود ۳۵ درصد داوطلبان دارای این معدل سراسری و کشوری هستند و ۶۵ درصد باقیمانده، داوطلبان سالهای قبل بوده و این معدل کشوری را ندارند، بنابراین معدل برای این دسته از داوطلبان بدون تاثیر خواهد بود.
وی با بیان اینکه بیشترین قبولی های کنکور مربوط به داوطلبانی است که در همان سال برگزاری کنکور و یا یکسال قبل از آن دیپلم خود را اخذ کرده اند، تصریح کرد: با این حال مقرر شد تا از سال ۸۶ به بعد تاثیر معدل در نتایج کنکور سراسری بیشتر شده و به عنوان مثال در سال ۸۶ به حد درسی عمومی با ضریب ۳ یا ۴ باشد.
به گفته دکتر رحیمی، از سال ۸۷ به بعد، معدل کشوری تاثیر قاطع به صورت مثبت یا منفی در نتایج کنکور داوطلب خواهد داشت، چرا که در آن سال بیش از ۹۵ درصد پذیرفته شدگان و ۸۵ درصد داوطلبان این معدل را خواهند داشت.
رییس سازمان سنجش در عین حال گفت: اگر قرار است که این معدل کشوری تاثیری قاطع و مستقیم بر نتیجه کنکور داشته باشد، آموزش و پرورش باید امکان شرکت مجدد داوطلبان کنکور را در این آزمون کشوری فراهم کند تا امکان افزایش معدل برای داوطلبان فراهم شود.
همچنین وزارت آموزش و پرورش باید در روش طرح سؤالات و تصحیح اوراق امتحانی نیز با دقت بیشتری عمل کند.
وی افزود: وزارت آموزش و پرورش باید بررسی کند که اگر امکان برگزاری امتحانات نهایی به صورت تستی یا چهار گزینه ای وجود دارد، این روش را به دلیل افزایش دقت نتایج در این آزمون اعمال کند، در این صورت این امتحان شبیه آزمونی است که در سالهای ۷۷ و ۷۶ برای داوطلبان ورود به دوره پیش دانشگاهی توسط سازمان سنجش برگزار می شد.
وی همچنین تاکید کرد: با توجه به اینکه تاثیر معدل امتحان جامع در نمره کل کنکور سراسری، هر سال رو به افزایش خواهد بود، دانش آموزان دبیرستان باید حتما در بالا بردن این معدل تلاش کنند.
رییس سازمان سنجش در خاتمه گفت وگو با ایسنا تاکید کرد: از آنجا که دیگر مصوبه ای قانونی در مورد آزمون سراسری وجود ندارد، آزمون سراسری سال ۸۵ به غیر از اعمال معدل داوطلب، تغییر دیگری نخواهد داشت و همانند سالهای ۸۳ و ۸۴ برگزار می شود.
منبع:روزنامه همشهری

راه هایی برای بهبود کیفیت آموزش

اوت 28, 2005

راه هایی برای بهبود کیفیت آموزش
راه هایی برای بهبود کیفیت آموزش
هر گاه احتیاجات اولیه کودک برآورده نشود، نمی توان انتظار داشت که با حواس جمع سر کلاس حاضر باشد و در یادگیری کوشش کند. بازدید از خانه کودک می تواند با اهداف از پیش تعیین شده ای انجام شود.
زنگ مدرسه به صدا درمی آید. سر کلاس بچه ها کنار هم وول می خورند. زمزمه ای به گوش می رسد. آقا اجازه زنگ خورد و تکرار می شود، معلم تسلیم شده و کلاس را ترک می کند و کلاس پر می شود از هیاهوی شادی، شتاب برای بیرون پریدن از کلاس و رفتن به فضای باز مدرسه و سرازیر شدن در خیابان و کوچه پس کوچه های محل، کیف ها در هوا می چرخد و فریاد شادی منتشر می شود، ناظم سعی می کند نظم را حفظ کند، نظمی که همیشه متلاشی می شود با شیطنت کودکان.
شهریور بوی مدرسه در مشام می پیچد و کله پر می شود از بوی چوب نیمکت های کهنه که هر سال اسمی جدید بر آنها کنده می شود؛ نوید، پیمان، علی، فرشید، حسین و … یادگاری سالهای دور و نزدیک کنده روی چوب ضخیم نیمکت.
باد شهریور که می وزد به خاطر می آوریم که برای بچه مدرسه ا ی ها فکری بکنیم، کیف پارسال را وارسی می کنیم، شاید با وصله بتوان امسال هم قابل استفاده اش کرد.
لباس ها، اما حکایت جدیدی دارند؛ با این قد کشیدن روز به روز کودکان، هر سال شلوارها کوتاه می شود و دست ها از آستین بیرون می ماند، پس باید به فکر رخت و لباس جدید بود.
شهریور است، تا دیر نشده، باید به فکر بود. راستی کاپشن پارسال برادر بزرگتر امسال به کار برادر کوچک می آید؟
معلم ها در تمدد اعصابشان کوشش می کنند تا سال بهتری با روی خوش تری در کنار کودکان باشند.
چقدر شاگردها را می شناسیم
معلم به صورت تک تک بچه ها نظر می کند، از روی قد همه را می چیند و بالاخره کلاس، رسمی می شود. بعضی ها با شاخه ای گل آمده اند تا روز اول مدرسه را به معلم جدید عزیز تبریک بگویند.
قد و نیم قدها یکی یکی بلند می شوند و نام هایشان را می گویند، فرزانه، مریم، سمانه، آیدا، تارا و … همه و همه اسمشان را می گویند و می نشینند، در کلاس های دیگر حسین، مهدی، سینا، میثم، آرش و … خودشان را معرفی می کنند، با نام و نام خانوادگی و دوباره کنار هم روی نیمکت می نشینند. برق چشم هایشان از شیطنت نهفته خبر می دهد و معلم زل می زند به چشم هایشان و در اندیشه اش قبض برق و قسط بانک و بیماری فرزند و بگومگو با همسر می گذرد.
فکر می کنید چقدر دانــش آموزهایمان را می شناسیم؟
بــه دست آوردن اطلاعاتی پیرامون زندگی شخصی دانش آموزان و فضای خانه آنها، مهمترین عامل برای برقراری ارتباط بهتر با دانش آموزان است.
اگر کودک احساس امنیت نکند، نمی توان انتظار داشت با اضطراب، نگرانی و سرخوردگی قدرت فراگیری را از دست بدهد.
بدیهی است که هر گاه احتیاجات اولیه و فیزیولوژی کودک برآورده نشود، نمی توان انتظار داشت که با حواس جمع سر کلاس حاضر باشد و در یادگیری کوشش کند. بازدید از خانه کودک می تواند با اهداف از پیش تعیین شده ای انجام شود، می توان در این بازدیدها علایق، ترس ها، مهارت های خوردن و خوابیدن، منابع محرک ادراکی و نظارت در مورد مدرسه را جست وجو کرد.
از سوی دیگر می توان نظر پدر و مادرها را درباره مدرسه، روش های انضباطی و درک نقش معلم جویا شد.
سبک زندگی خانوادگی کودک نیز از جمله مواردی است که می تواند تاثیر مهمی در رشد شخصیت کودک داشته باشد.
این بازدیدها برای معلمان باعث کسب اطلاعاتی درباره وضع کودک در خردسالی و توقع والدین از او می شود. این بازدیدها باید در والدین احساس راحتی به وجود آورد و در مدرسه نیز با روی خوش از آنان استقبال شود.
در واقع این ارتباط سبب می شود تا خانواده ها در تعلیم و تربیت فرزندانشان نقش پررنگ تری داشته باشند.
کودکان و طلاق
در مورد برخی کودکان که پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده اند و دارای دو خانه مجزا از یکدیگر هستند، در صورت لزوم می توان با مراجعه به هر دو خانه کودک شرایط ویژه زندگی اش را بررسی کرد.
تصویری که آموزگار از هر یک از شاگردانش دارد، کمک بزرگی خواهد بود. مشکلات ریز و درشت کودکان در یادگیری و انجام تکالیف با همکاری مستمر میان خانه و مدرسه بهتر حل خواهد شد.
بهداشت روانی در مدرسه
پس از آنکه طرح ارزشیابی توصیفی در سال تحصیلی 82 – 81 به شکل پیش آزمایشی در 25 کلاس و در سال بعد (83 – 82) در 200 کلاس و بالاخره سال گذشته در 300 کلاس پایه اول و 200 کلاس پایه دوم اجرا شد، نتایج حاصله نشان داد که سطح بهداشت روانی محیط یاددهی و یادگیری در سالهای گذشته افزایش داشته و رضایت والدین، اولین نشانه این بهبود است.
ریزش و تکرار پایه دانش آموزان تحت پوشش این طرح نیز بسیار کاهش یافته، به طوری که تنها یک درصد دانش آموزان تحت پوشش، مردود شده اند.
آخرین سال آزمایش
سال آینده، آخرین سال اجرای آزمایشی این طرح است، اما به گزارش ایسنا، به گفته کارشناسان، این طرح هنوز اجرای سراسری آن قطعی نشده است.
به هر حال از سالهای بعد ممکن است این طرح به شکل سراسری اجرا شود که می تواند در بهداشت روانی دانش آموزان، بویژه در سالهای آغازین ارتباط با مدرسه موفق باشد.
حلقه های ارتباطی
حلقه ارتباطی میان خانه، مدرسه و اداره و تصویر درست از دانش آموزان، می تواند مهمترین گام در پیگیری آموزش همه جانبه از سوی معلمان باشد.
زنگ می خورد
زنگ به صدا درمی آید، بچه ها از سر و کول یکدیگر بالا می روند، باد و حیاط مدرسه را پشت سر می گذارند، راستی امروز چه کسی زودتر از همه به در خروجی رسید؟
از مدرسه که می روند انگار رها شده باشند، به فردا فکر نمی کنند که قرار است خواب آلود باز گردند، اما دوباره چشم هایشان برق می زند.
منبع:روزنامه همشهری

عشق از نظر عرفا

اوت 27, 2005

عشق  از نظر عرفا ..
عشق از نظر عرفا ….
غرضم این جهت است که عرفا مدعی هستند که همه عشقها حقیقی است :
عشق حقیقی است مجازی مگیر
این دم شیر است به بازی مگیر
اینها فلاسفه را که عشق را دو نوع می‏دانند رد می‏کنند ، مدعی هستند که در معشوقهای مجازی هم ، عاشق در عین حال که خودش نمی‏داند ، معشوق را به‏ اعتبار این که پرتوی از او هست دوست دارد . به عقیده آنها اصلا محال‏ است که انسان غیر خدا را دوست داشته باشد . محی الدین عربی ( شرح سید علیخان بر صحیفه سجادیه )می‏گوید :
ما احب‏ احد غیر خالقه ( به خاطر همین حرفهاست که عده‏ای از فقها به او حمله‏ کرده‏اند ) .
می‏گوید : احدی تا کنون غیر از خالق خودش را دوست نداشته‏
لکن احتجب عنه تعالی تحت زینب و سعاد و هند و . . .
او در زیر نامهای معشوقهای مجازی پنهان است ، معشوق حقیقی خود اوست . در این‏ زمینه ، مولوی شعرهایی دارد ، می‏گوید :
جرعه‏ای بر ریختی زان خفیه جام
بر زمین خاک من کأس الکرام
در مقام تمثیل ذکر می‏کند . می‏خواهد بگوید که جرعه‏ای از عشق الهی بر روی‏ خاک ریخته ، و اگر انسان ، موجود خاکی را دوست می‏دارد به اعتبار آن‏ جرعه‏ای است که روی خاک ریخته شده است .
گشت بر زلف و رخ از جرعه نشان
خاک را شاهان همی لیسند از آن
این عارف می‏گوید اگر همه ، خاک را آنچنان در آغوش می‏گیرند و می‏لیسند به اعتبار این است که از آن جرعه چیزی در آن هست . بعد می‏گوید :
جرعه خاک آمیز چون مجنون کند
مر شما را صاف او تا چون کند
می‏گوید این معشوق مجازی به اعتبار اینکه یک ذره از آن جرعه در آن‏ ریخته شده ، شما را اینجور کرده ، این اگر صاف بشود – یعنی اگر به خود آن حقیقت برسی – دیگر چه خواهی شد ؟ !
بنابراین منافاتی نیست که به ظاهر یعنی در خیال خود انسان معشوق ، یک‏ انسان باشد ، ولی در حقیقت ، معشوق حقیقی ، آن انسان نباشد بلکه آن‏ ظاهری باشد که در این مظهر به شکلی خودش را ظاهر کرده است .
منبع : کتاب فطرت

اعتماد به نفس چیست؟

اوت 27, 2005

اعتماد به نفس چیست؟
اعتماد به نفس چیست؟
اعتماد به نفس مجموعه‌ای از باورها و احساس‌هر فرد درباره خودش است. اینکه ما در ذهنمان چه تعبیری از خودمان داشته باشیم تعیین‌کننده نوع رفتار، برخوردها و انگیزه ماست و بر روی تطابق عاطفی ما هم تاثیر می‌گذارد.
الگوهای اعتماد به نفس از همان اوایل کودکی در هر فردی شروع به شکل‌گیری می‌کند. به‌عنوان مثال وقتی یک بچه نوپا بعد از چند بار افتادن بالاخره می‌تواند مسافتی را طی کند و مثلا به توپ یا اسباب‌بازی مورد نظرش برسد، احساس موفقیت می‌کند که باعث تقویت اعتماد به نفس در او می‌شود.
به موازات اینکه بچه برای انجام کاری تلاش می‌کند، شکست می‌خورد، دوباره تلاش می‌کند، و دوباره شکست می‌خورد تا در نهایت بتواند کاری را انجام دهد و مثلا یک قاشق غذا را به دهانش برساند، یاد می‌گیرد که در همین زمان، کودک با توجه به برخوردهای دیگران هم، شناختی از خودش پیدا می‌کند. نکته اصلی در نقش والدین برای کمک به اعتماد به نفس بالای بچه‌ها، در همین قسمت از شکل‌گیری شخصیت کودک است. می‌توان با نگاهی دقیق‌تر گفت اعتماد به نفس حاصل ترکیبی از توانایی‌های کودک به همراه احساس دوست داشته شدن توسط دیگران است. کودکی که در انجام کارهای خود موفق است ولی محبت کافی از پدر و مادر نمی‌بیند، ممکن است نسبت به کودکی که توانایی کافی برای انجام بیشتر کارها ندارد، اعتماد به نفس پایین‌تری داشته باشد.
اعتماد به نفس بالا مثل زرهی است که از بچه‌ها در برابر مشکلات و سختی‌های دنیا محافظت می‌کند. بچه‌هایی که نسبت به توانایی‌های خودشان اعتماد دارند، در برخورد با مشکلات کم نمی‌آورند و در برابر فشارهای منفی خیلی خوب مقاومت می‌کنند. آنها همیشه آماده‌اند که به زندگی لبخند بزنند و از آن لذت ببرند. درطرف مقابل، در بچه‌هایی که اعتماد به نفس پایین دارند، مشکلات و گرفتاری‌ها می‌توانند باعث ایجاد اضطراب و ناراحتی شدید شوند. اگر افکاری مثل و یا در این بچه‌ها شکل بگیرد، کم‌کم تبدیل به افرادی افسرده، جدای از جامعه و بی‌اعتنا خواهند شد.
علایم اعتماد به نفس بالا و پایین
اعتماد به نفس با رشد کودک تغییر می کند و تحت تاثیر تجارب و بینش‌های جدید کودک قرار می‌گیرد . بسیار مهم است که والدین بتوانند از بالا بودن آن در شرایط مختلف در کودکشان مطمئن باشند.
بچه‌ای که اعتماد به نفس پایینی دارد، اغلب علاقه‌ای به امتحان چیزهای جدید از خودش نشان نمی‌دهد؛ ممکن است با عبارات منفی درباره خودش اظهارنظر کند، مثل اینکه ! و یا و یا ! این بچه‌ها اغلب تحمل کمی در برابر ناملایمات دارند و خیلی زود از انجام کارهای سخت دست می‌کشند و منتظر می‌شوند تا کسی به آنها کمک کند. این بچه‌ها در شرایط بحرانی خیلی زود ناامید می‌شوند و اغلب نسبت به همه چیز بدبین هستند.
در طرف مقابل، بچه‌ای با اعتماد به نفس طبیعی، تمایل دارد با دیگران ارتباط برقرار کند و از این موضوع لذت می‌برد.اودر کارهای گروهی و فعالیت‌های اجتماعی، احساس استرس و ناراحتی نمی‌کند و به راحتی از عهده آنها بر‌می‌آید و وقتی که مشکلات پیش می‌آیند، به راحتی بر روی آنها کار می‌کند تا راه‌حل مناسب را پیدا می‌کند. این بچه‌ها اغلب نقاط ضعف و قوت خودشان را می‌شناسند و آنها را قبول می‌کنند.
پدر و مادر چگونه می‌توانند اعتماد به نفس بچه‌هایشان را بالا ببرند؟
نقش پدر و مادر در شکل‌گیری اعتماد به نفس در بچه‌ها غیرقابل انکار است. رعایت برخی نکات بسیار ساده می‌تواند تاثیری بسیار باورنکردنی داشته باشد.
1- مواظب حرف‌زدن خود باشید: بچه‌ها نسبت به کلماتی که از پدر و مادرشان می‌شنوند. بسیار حساسند. نه تنها باید بعد از اینکه وقتی کاری را با موفقیت انجام می‌دهند، آنها را تشویق کنید بلکه حتی تلاش آنها هم ستودنی است و نیاز به تشویق دارد. البته نباید در این کار زیاده‌روی کنید: مثلاً اگر بچه موفق به کاری نشده، نباید بگویید چون این جمله باعث می‌شود در صورتی که بار بعد هم موفق نشد، احساس بدی پیدا کند، جمله مناسب این است یعنی به جای اینکه نتیجه برای شما مهم باشد، به سعی و تلاش اهمیت بدهید.
2- مدل خوبی برای بچه‌ها باشید: اگر شما آدم بدبینی باشید و یا درباره توانایی‌ها و محدودیت‌های خودتان واقع‌بین نباشید، کودک شما، درست مثل آینه از شما الگوبرداری خواهد کرد.
3- باورهای نادرست کودکتان را شناسایی کرده و آنها را اصلاح کنید: شناخت باورهای غلط کودک راجع به خودش بسیار اهمیت دارد، چه این باورها راجع به توانایی‌های کودک باشد، چه راجع به جذابیت و شکل ظاهری و هر چیز دیگر؛ مثلاً بچه‌ای که ریاضی‌اش ضعیف است ولی در مجموع دانش‌آموز خوبی است ممکن است خودش فکر کند که من هیچ وقت نمی‌توانم یک مسئله ریاضی را خوب حل کنم، اصلاً من یک دانش‌آموز بد هستم. این عمومیت دادن باعث پایین آمدن اعتماد به نفس می‌شود. باور این بچه را باید به این شکل اصلاح کرد:
4- با بچه‌هایتان مهربان باشید: محبت شما باعث تقویت اعتماد به نفس کودکتان می‌شود. باید به بچه بگویید که به او افتخار می‌کنید. به عنوان مثال می‌توانید یادداشتی در کیف او بگذارید که روی آن نوشته باشید این تعریف‌ها باید مداوم و البته بدون اغراق باشد.
5- سعی کنید محیط خانه، محیطی آرام و امن باشد: بچه‌ای که همیشه در محیطی پر از جنجال و بحث و جدل والدین است مسلماً دچار افسردگی و اعتماد به نفس پایین خواهد شد. سعی کنید همیشه، به کودکتان احترام بگذارید و پیش او با هم دعوا نکنید. پدر و مادر می‌توانند خانه را تبدیل به بهشت کوچکی برای بچه‌هایشان کنند.
6- به کودکتان فرصت دهید تا در برخی تجارب سازنده شرکت داشته باشد: فعالیت‌هایی که به جای ایجاد حس رقابت باعث بالارفتن قدرت سازگاری بچه‌می‌شوند، در بالا بردن اعتماد به نفس بسیار موِثرند. به‌عنوان مثال به جای ایجاد رقابت بین خواهر و برادرها، سعی کنید طوری برنامه‌ریزی کنید که مثلاً بچه بزرگتر کاری را به بچه کوچکتر یاد بدهد، این کار باعث می‌شود اعتماد به نفس هر دوی آنها بالاتر برود.
در پایان اگر فکر می‌کنید که کودک شما، اعتماد به نفس پایینی دارد، باید به روانشناس کودک مراجعه کنید تا بتواند علت‌ها یا مشکلات احتمالی را پیدا کرده و به او کمک کند، چون کمی توجه و دقت می‌تواند به هر بچه‌ای کمک کند تا اعتماد به نفس خودش را بالا ببرد و زندگی شادتری داشته باشد.

درباره سیر

اوت 27, 2005

چرا سیر را گیاه معجزه گر نامیده اند؟
چرا سیر را گیاه معجزه گر نامیده اند؟
سـیر از جمله گیاهانی است که از قدیم الایام مورد توجه بشر قرار داشته چینی ها، هندی ها، مصریان، یونانی ها، ایرانیان و بابلی ها کم و بیش به خواص طبی و داروئی سیر پی برده، و در معالجه بعضی از امراض بکار می بردند هر چه تجربه بشری زیاد و علمش افزون گردیده، بر اهمیت درمانی سیر نیز اضافه شده است امروزه عده ای از دانشمندان، در کشورهای پیشرفته، تحقیقات جالبی در مورد سیر و اثرات داروئی و غذائی آن انجام میدهند .
در سـراسر کره زمین، بسیاری از انواع سیر بعمل میاید سیر در تمام نقاطی که بعمل آید، خواص معجزه آسای خود را دارد!
سیر دارای فسفر، کلسیوم، گوگرد، ویتامین های آ و ث و همچنین دارای مواد اصلی آنتی بیوتیک های قوی است سیر طبیعت گرم دارد امروزه بطور علمی ثابت شده است، در نواحی و نقاطی که سیر زیاد مصرف میشود، تلفات ناشی از سرطان کمتر است در فـواید سیر گفته ها فراوان است از آن جمله :
سیر فشار خون را باین دلیل پائین می آورد که رگهای خون را لایروبی کرده و از تنگی رگها جلوگیری میکند همراه با پایین آمدن فشار خون، سر گیجه، دردهای سر و سینه و بی خوابی کاهش پیدا میکنند .
سـیر مقوی اعصاب بوده، مغز، قلب و غدد حنسی را بکار واداشته و کار هضم غذا و وظیفه روده ها را بهتر و منظم تر میسازد.
آب استراخ شده از پیاز سیر، زخم ها و التهاب های پوستی را بهبود میبخشد.
از سـیر پخته و خرد شده مخلوط با کره، پماد درست میکنند این پماد، میخچه های دردناک را نرم میکند، خارشهای حاد و آلوده به قارچ را درمان می سازد.
سـیر باکترهای مفید در روده ها را زیاد و باکتری مضر روده ها را کم میکند در نتیحه کاهش باکتری و میکروبهای زیان آور روده ها، از گندیدگی مواد غذایی و نفخ شکم جلوگیری شده و باعث کاهش سموم روده ای که وارد خون میشوند، میگردد اثر غیر مستقیم آن تعادل فشار خون استقرنها ست که تنتور سیر را بعنوان معالج نقرس، رماتیسم، سنگ کلیه بکار میبرند.
سیر خاصیت التیام دهنده قوی دارد سالهای سال، سیر معالجه بسیاری از ناراحتی های روده ای، نفخ شکم ، دفع کرم روده ای و غیره بکار برده شده است .
روغـن سیر محلول در آب، بیماران مبتلا به گریپ، زکام و گلو درد اثر بسیار مطلوب دارد.
بعلاوه سیر در سرما خوردگی، آسم یا تنگی نفس موثر بوده و سرفه های خشک را تسکین میدهد و بطور کلی، سیر با داشتن گوگرد، ریه ها را کاملا» ضد عفونی میکند.
ســیر در پیش گیری بیماریهای کبد و کیسه صفرا موثر است و درضمن خوردن سیر انسان را از گزند حشرات و مگس حفظ میکند.
سیر بوی تندی دارد، لذا از جهت اجتماعی، انسان نمیتواند همیشه از آن استفاده نماید برای کاهش بوی تند سیر، بهتر است با جعفری خورده شود، جعفری داری کلروفیل است و کلروفیل ماده ایست که بو را برطرف میسازد برای اینکه همه بتوانند براحتی از سیر استفاده کنند با تلاش متخصصین مواد غذائی، سیر بدون بو و بصورت قرص، به بازار آمده که از طرف عده زیادی مورد استقبال قرار گرفته است.

دوست داشتن بهانه ایست…

اوت 27, 2005


دوست داشتن بهانه ایست برای زندگی کردن . ..
انسانها آن هنگام که به هم دروغ می گویند چه زیبا می شوند .
آن هنگام که در پس چهره شان کوهی از ریا برپا داشتند .
آنان حتی دروغ های خود را باور می کنند .
آبا باز زیستن زیباست.
آیا خداوند زندگی را زشت آفرید .
مگر نه این که او مظهر کمال است ، پس چگونه می تواند زشتی بیافریند.
نه ، نه ، زندگی را انسان آفرید .
گناه را هم .
انسان زمین را از زمین گرفت و ماه را از ماه .
و کارها را دو قسمت کرد : نیک و بد .
و انسانها را سیاه و سپید
و آنان که آرام دراز کشیده بودند را مرده و آنان که لاشه های خود را بر دوش می کشیدند زنده
{ به راستی که بسیاری قبل از این که به دنیا بیایند مرده اند }
حیوانات بی گناه را اهلی و وحشی { و کدامین حیوان از انسان وحشی تر است }
همه را ، همه را این انسان والا آفرید .
و گرنه این جهان همه وجود خداوند است و عاریست از نامها ،
که او مردگان را مرده نمی پندارد .
و یاد می آورم هنگامی که خدا انسان را نامید و به او گفت: تو را انسان می نامم زیرا که فراموش کاری .
به راستی او این آفریده مخصوص را می شناخت .
مگر نه ابن است که همه فریاد قالو بلی را از یاد برده ایم …
و به یاد می آورم آن کلمه کوچک را { دوست داشتن }
مگر ندیدی مادرم را به نسیم فراموشی می سپارم .
دیگر تو را لازم نیست فراموش کنم تو خود از یادم می روی.
می دانم، می دانم، حتی تو { وشاید مخصوصا تو } حرفهایم را باور نمی کنی .
و از دوستم می شنوم : عاقبت ، انسان تولد و مرگ را در اختیار خود در می آورد و به جاودانگی می رسد.
من زندگی جاویدان را نمی خواهم ، حتی این زندگی کوتاه را نیز .
مرا چند روزی دور از خود و هر آنچه که به خود مربوط است دور بودن به …
وبعد چه لذت بخش است مرگ ……..
این جام شوکران را تا انتها خواهم خورد …

خبر بد

اوت 27, 2005


خب اتفاقی که نباید می افتاد افتاد و بالاخره بعد از پی گیری های ما مشخص شد که کاسپین رو به خاطر شکایت شرکت six apart(نمی دونم درست نوشتم یا نه) تعطیل کردن بدین ترتیب اطلاعات موجود هم بلوکه میشن ما سعی میکنیم که اطلاعاتمون رو پس بگیریم.
ولی زیاد امیدوار نیستیم به هرحال این پایان کار کاسپین به شکلی بود که اداره میشد و ما حالا باید برای اجتناب از مشکلات مشابه که در آینده ممکنه پیش بیاد مجبوریم شیوه کاریمون رو عوض کنیم مسلما پایان کار ما نیست ما هستیم تا آخر این راه و امیدواریم به همکاری بیشتر شما. ما تو شیوه کارمون تغییراتی میدیم و دوباره برمیگردیم.
به امید دیدار _ ادمین

SurfStream 1.0

اوت 27, 2005

نمیدونم تا حالا به این مشکل برخوردین که اشتباها فایلی رو از کامپیوترتون پاک کنید ولی بعد متوجه بشین چه اشتباه بزرگی کردین چون اون فایل رو اشتباحا به جای فایل دیگری پاک کردین خوب دیکه قصه نخورید این برنامه فایل پاک شدهتون رو برمیگردونه حتی اگه از سطل زباله ویندوز هم پاک کرده باشید همه نوع هارد و فرمت رو هم ساپورت میکنه.
حجم:۱.۰۱۹ مگابایت
دانلود

زمان میگذرد

اوت 27, 2005

برای فهمیدن ارزش ده سال:از زوج های تازه طلاق گرفته بپرس.
برای فهمیدن ارزش چهار سال:از فارغ التحصیلان دانشگاه بپرس.
برای فهمیدن ارزش یک سال:از دانش اموزانی که در امتحانات اخر سال رد شده بپرس.
برای فهمیدن ارزش نه ماه:از مادری که نوزاد مرده به دنیا اورده بپرس.
برای فهمیدن ارزش یک ماه:از مادری که نوزاد زودرس به دنیا اورده بپرس.
برای فهمیدن ارزش یک هفته:از سردبیر یک روزنامه هفتگی بپرس.
برای فهمیدن ارزش یک ساعت:از عشاقی که در انتظار یکدیگرند بپرس.
برای فهمیدن ارزش یک دقیقه:از شخصی که قطار ؛اتوبوس یا هواپیما را از دست داده بپرس.
برای فهمیدن ارزش یک ثانیه:از بازماندگان یک تصادف بپرس.
برای فهمیدن ارزش یک دهم ثانیه:از شخصی که در المپیک مدال نقره گرفته بپرس.
برای فهمیدن ارزش یک دوست:از کسی که ان را از دست داده بپرس.
برای فهمیدن ارزش یک صدم ثانیه:از یک وبلاگ نویس بپرس که تا می خواد پست جدید داشته باشه اکنتش تمومه.
اینا از وبلاگ یکی از دوستان نوشتم چون خیلی عالیه.

ولادت حضرت علی

اوت 27, 2005

یا علی
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد.
وی فرزند ابو طالب بود. علی (ع) ده سال پیش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطی که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پیغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموی خود یعنی پیامبر منتقل گردید و تحت سرپرستی و پرورش مستقیم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پیغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نایل شد و برای نخستین بار در (غار حرا) وحی آسمانی به وی رسید وقتی که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود , علی (ع) به آن حضرت ایمان آورد و باز در مجلسی که پیغمبر اکرم (ص) خویشاوندان نزدیک خود را جمع و به دین خود دعوت نموده فرمود:
نخستین کسی که از شما دعوت مرا بپذیرد خلیفه و وصیه و وزیر من خواهد بود , تنها کسی که از جای خود بلند شد و ایمان آورد علی (ع) بود و پیغمبر اکرم (ص) ایمان او را پذیرفت و وعده های خود را درباره اش امضا نمود و از این روی علی (ع) نخستین کسی است در اسلام که ایمان آورد و نخستین کسی که هرگز غیر خدای یگانه را نپرستید.
علی (ع) پیوسته ملازم پیغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدینه حجرت نمود و در شب هجرت نیز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصمیم داشتند آخر شب به خانه ریخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمایند , علی (ع) در بستر پیغمبر اکرم (ص) خوابیده و آن حضرت از خانه بیرون آمده رهسپار مدینه گردید و پس از آن حضرت مطابق وصیتی که کرده بود , امانتهای مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و دختر پیغمبر را با دو زن دیگر برداشته به مدینه حرکت نمود.
در مدینه نیز ملازم پیغمبر اکرم (ص) بود و ان حضرت در هیچ خلوت و جلوتی علی را کنار نزد و یگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وی تزویج نمود و در موقعی که میان اصحاب خود عقد اخوت می بست او را برادر خود قرار داد.
علی در همه جنگها که پیغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوک که ان حضرت او را در مدینه به جای خود نشانیده بود و در هیچ جنگی پای به عقب نگذاشت و از هیچ حریفی روی نگردانید و در هیچ امری مخالفت پیامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود:
هرگز علی از حق و حق از علی جدا نمی شود.
علی (ع) در روز رحلت پیامبر اکرم 33 سال داشت و با اینکه در همه فضایل دینی سرآمد و در میان اصحاب پیغمبر ممتاز بود به عنوان اینکهود جوان است و مردم به واسطه خون های که در جنگها پیشاپیش پیامبر اکرم (ص) ریخته با وی دشمنند از خلافت کنارش زدند و به این ترتیب دست آن حضرت از شوونات عمومی به کلی قطع شد وی نیز گوشه خانه را گرفته به تربیت افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خلیفه پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) بود گذرانیده و پس از کشته شدن خلیفه سوم مردم با ان حضرت بیعت نموده و به خلافت برگزیدند.
آن حضرت در خلافت خود که تقریبا 4 سال و 9 ماه طول کشید سیرت پیامبر اکرم (ص) را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته این اصلاحات به ضرر برخی از سودجویان تمام می شد و از این رود عده ای از صحابه که پیشاپیش آنها عایشه , طلحه , زبیر و معاویه بودند خون خلیفه سوم را دستاویز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و بنای شورش و آشوب گری گذاشتند.
آن حضرت برای خوابانیدن فتنه جنگی با عایشه و طلحه و زبیر در نزدیکی بصره کرد که به جنگ جمل معروف است و جنگی با معاویه در مرز عراق و شام کرد که به جنگ صفین معروف است و یک سال و نیم ادامه داشت و در جنگی ا خوارج که در نهروان کرد و به جنگ نهروان معروف است . به این ترتیب در ایام خلافت خود بیشتر مساعی آن حضرت صرف رفع اختلافات داخلی بود و پس از گذشت زمان کوتاه صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری در مسجد کوفه در سر نماز به دست ابن ملجم که از خوارج بود ضربتی خورده و در شب بیست و یکم همان ماه به شهادت رسیدند.
حضرت را چونان مشعلی در تاریکی روزگار فرا روی خویش گیریم ودر پرتو نور آن گام برداریم.

غربت

اوت 27, 2005


باد سرد صبح زمستانی ، زوزه کنان پیکرش را به در و دیوار می کوبید.
دانه های برف در نیمه تاریک این صبح سرد ، هراسان در هوا می رقصیدند.
قرچ قرچ شاخه های عریان درختان ، سکوت صبح را از هم می درید .
باد با بوسه یی سردش صورتم را داشت می نواخت. از ترس اینکه مبادا بیافتم آهسته آهسته گام بر می داشتم.
با هر گام ام یخ ها با صدای خفه یی زیر پایم خورد می شدند. شیطنت بچگانه یی صدای شکستن یخ را به حظ دل انگیزی در من بدل می کرد. چند دقیقه یی به همین گونه راه رفتم ، تا به ایستگاه سرویس رسیدم.
زیر سایبان ایستگاه مثل هر روز پر از چهره های آشنایی بود ، که همه صبح را از آنجا با هم شروع می کردیم.
با همهء بیگانگی مان ، آشنا های غریبه یی هم بودیم ، که رابطه ما با همدیگر، از مرز لبخند بمشکل فرا تر می رفت. در چرت و خیال خود در گوشه یی منتظر سرویس ایستاده بودم که ، حس غریبی چشمانم را بگوشه سایبان کشاند. در ناخود آگاهی از انتخاب ، متوجه شدم کسی مرا از دور می پاید.
در زیر نور پریده رنگ ایستگاه پیر مردی را دیدم که بر پایه چراغ تکیه داده ، خیره متوجه من است.
وقتی دید که توجه ام را جلب کرده ، با لبخندی که بسرعت داشت از چهره اش فرار می کرد، شروع کرد بطرفم آمدن. در چند قدمی نارسیده به من ، خیلی عادی ، با انگلیسی نیمه شکسته یی گفت :

صبح بخیر !
بی اینکه معطل جوابم باشد. خیلی خونسرد کش عمیقی به سگرت اش زد و دود خاکستری رنگ سگرت را از بینی و دهانش بیرون داد. بخار تنفس و دود سگرت لحظه یی کله اش را در میان گرفتند . چون توته بلوط نیم سوخته سر و صورتش بین دود و بخار گم شد.
دل و نادل در جوابش سری تکان دادم . حوصله گپ زدن نداشتم.
چشمانش در شتاب نامأنوسی بطرفم دقیق شدند.
سکوت آزار دهنده یی ، چند لحظه را بسرعت بلعید.
وقتی خاموشی ام را دید. خیلی آرام شروع کرد به اسپانیایی گپ زدن.
صدا و زبان بیگانه اش ، با موسیقی و آهنگ غریبی در فضا می پیچید. چند نفر با کنجکاوی متوجه پیر مرد شده بودند.
نگاهش زمین کانکریتی را هدف گرفته بود. مثل اینکه داشت پیام کانکریت و یخ را برایم شعر می سرود. دفعتا از اسپانیایی گپ زدن ایستاد.
به انگلیسی ازم پرسید :

اسپانیایی استی ؟
لحن صدایش طوری بود ، که شاید میخواست اسپانیایی باشم.
گویی دنبال نقطه مشترکی می گشت در این بیگانه گی.
با ناباوری در چشمانم نگاه نافذش را دوخت.
نه یی بی معنایی تحویل اش دادم.
مثل اینکه از جوابم راضی نبود. با سماجت گفت :
قیافه و شکل اسپانیایی ها را داری !
حیران ِ بودن ِ خود شدم. چیزی نگفتم.
اینبار گستاخانه آنطوری که از صدایش قهر میبارید. گفت :
پس از کجا هستی ؟
نمی دانستم جوابش را چه بدهم ؟
خواستم چیزی نگویم و دنبالهء این گفتگوی جبری را در همینجا ببرم، که نا خواسته گره زبانم باز شد.
گفتم : چه فرقی می کند که از کجای این دنیا باشم ؟!
جوابم پیر مرد را بر افروخت. تو گویی در سر انجامی از بی خبری هویت اش را زیر پا کرده باشم .
خودش را کمی دیگر به من نزدیک کرد. با خشم، چشم در چشم ام نگاه انداخت. مثل اینکه میخواست در مغزم رخنه کند. با صدایی بریده یی گفت :
فرق دارد ، خیلی هم فرق دارد.
آدمها هنوز به آن مرحله از انسانیت نرسیده اند که هویت اصل و هویت فرد شان جدا از هم زیست یابند. تو بخواهی یا نخواهی دو تای از خود استی !
دو تای جدا ولی یکی.
با غضب ادامه داد:
نمای گمنام آدم های مثل تو ، روح تحقیر شده یی را می مانند ، که از غربت خویش ننگ دارند.
با تلخ – خندی بر لب . پرسید :
می ترسی ؟
از چه زیاد تر خوف داری ، غربت یا بیگانه گی ؟
یا شاید هم از هر دو ؟!
هر دو کلاف سر در گمی اند ، که ترا می سازند.
با تردید ، مثل اینکه داشت به من طعنه می زند، ادامه داد :
غربت تو با هویت ات موازی راه می روند. مثل تو و سایهء تو، دنبال هم ، پهلوی هم !
اینست که پهنا و ژرفنای هستی یی ترا در اینجا چیز دیگری می سازد …
پیر مرد با گپهایش روانم را برمه می کرد. مرا بسوی کشفی از خودم در خود رها می کرد.
خودم را کشف نکرده، در غربتی از خود ، گم می شدم. هول و هراس در روانم بیدار شده بود.
سوال اش را دوباره پرسید:
حالا بگو از کجای این دنیا می آیی ؟
بی اینکه معطل جوابم باشد. ادامه داد : … جوابت به من ، خالی از اشکال نخواهد بود.
شاید جواب تو ، هر تصویری که از تو در ذهن ام ساخته ام ، را خراب کند. می بینی که من هم ترا به شکلی می بینم که می خواهم !
در مکثی با نگاه اش ، همانگونه که لبخند می زد به من فهماند که منتظر پاسخم است.
سوالش اینبار معنی دیگری یافته بود . فراسوی محل تولد و کشورم می رفت.
در یک آن در فرا-خطی از بود و نبود خود ، در تنگنا قرار گرفته بودم.
خواستم بگویم من از افغانستان استم و چیغ بکشم که همه بشنوند.
گپ اش یادم آمد که گفته بود:
» شاید جواب تو ، هر تصویری که از تو در ذهن ام ساخته ام ، را خراب کند. می بینی که من هم ترا به شکلی می بینم که می خواهم !»
بی اینکه چیزی بگویم از او دور شدم . می دیدم که با چه استهزا و تحقیری نگاهش مرا دنبال می کند.
از آن به بعد هر روز صبح که به ایستگاه می رسیدم . با وسواسی چشمانم دنبال پیر مرد می گشت . در گمانم، گم شده یی را در خود می پالیدم که برون از من بود.
پیر مرد بعد آن صبح ،دگر هرگز گامی بسویم نگذاشت . منهم نمیدانم چرا با واهمه ء عجیبی ، از نگاهش می گریختم …