Archive for 2 اوت 2005

ریخته دیریست …

اوت 2, 2005

چون درختی درصمیم سردوبی ابرزمستانی
چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی
هر چه برگم بود و بارم بود،
هر چه از فر بلوغ گرم تابستان و میراث بهارم بود،
هر چه یاد و یادگارم بود،
ریخته ست.
چون درختی در زمستانم،
بی که پندارد بهاری بود وخواهد بود.
دیگر اکنون هیچ مرغ پیر یا کوری
در چنین عریانی انبوهم آیا لانه خواهد بست؟
دیگر آیا زخمه های هیچ پیرایش،
با امید روزهای سبز آینده،
خواهدم این سوی و آن سوخست؟
چون درختی اندر اقصای زمستانم
ریخته دیریست
هرچه بودم یاد و بودم برگ.
یاد با نرمک نسیمی چون نماز شعله بیمار لرزیدن،
برگ چونان صخره کری نلرزیدن.
یا درنج از دستهای منتظر بردن،
برگ از اشک و نگاه و ناله آزردن.
ای بهار همچنان تا جاودان در راه!
همچنان تا جاودان بر شهرها و روستاهای دگر بگذر.
هرگز و هرگز
بر بیابان غریب من
منگر و منگر.
سایه نمناک و سبزت هر چه از من دورتر،خوشتر.
بیم دارم کز نسیم ساحر ابریشمین تو،
تکمه سبزی بروید باز،بر پیراهن خشک و کبود من.
همچنان بگذار
تادرود دردناک اندهان ماند سرود من.
*م.امید

درخواست نعمت

اوت 2, 2005

کشتی در طوفان شکست و غرق شد
کشتی در طوفان شکست و غرق شد.
فقط دو مرد توانستند به سوی جزیره کوچک بدون سکنه ای شنا کنند و نجات یابند.
دو نجات یافته دیدند هیچ نمیتوانند بکنند،
با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخواهیم.
دست به دعا شدند.
برای این که ببینند دعای کدام بهتر مستجاب می شود به گوشه ای از جزیره رفتند.
نخست از خدا غذا خواستند.
فردا، مرد اول، درختی یافت و میوه ای بر آن، آن را خورد.
اما مرد دوم چیزی برای خوردن نداشت.
هفته بعد، مرد اول از خدا همسر و همدم خواست،
فردا کشتی دیگری غرق شد،
زنی نجات یافت و به مرد رسید.
در سمت دیگر، مرد دوم هیچکس را نداشت.
مرد اول از خدا خانه، لباس و غذای بیشتری خواست،
فردا، به صورتی معجزه وار، تمام چیزهایی که خواسته بود به او رسید.
مرد دوم هنوز هیچ نداشت.
دست آخر مرد اول از خدا کشتی خواست تا او و همسرش را با خود ببرد.
فردا کشتی ای آمد و در سمت او لنگر انداخت،
مرد خواست بدون مرد دوم، به همراه همسرش از جزیره برود.
پیش خود گفت، مرد دیگر حتما شایستگی نعمتهای الهی را ندارد،
چرا که درخواستهای او پاسخ داده نشد
پس همین جا بماند بهتر است.
زمان حرکت کشتی، ندایی از آسمان پرسید:
چرا همسفر خود را در جزیره رها میکنی؟
پاسخ داد:
این نعمت هایی که به دست آورده ام همه مال خودم است، همه را خود درخواست کرده ام.
درخواستهای او که پذیرفته نشد، پس لیاقت این چیزها را ندارد.
ندا، مرد را سرزنش کرد:
اشتباه می کنی. زمانی که تنها خواسته او را اجابت کردم،
این نعمت ها به تو رسید.
مرد با حیرت پرسید:
از تو چه خواست که باید مدیون او باشم؟.
از من خواست که تمام خواسته های تو را اجابت کنم.
*******
باید بدانیم که همه نعمت هامان حاصل درخواست های خود ما نیست،
نتیجه دعای دیگران برای ماست.
من هم براتون دعا می کنم که شاد و سلامت و دل خوش باشید.

————————————
عــشــق از دیــد ابـن سـیـنـا فـیـلـسـوف مـشـهــور :
ابن سینا عشق را جست وجوی زیبایی می دانست و معتقد بود که همه تلاشها ، جنبش ها پیشرفتها از اوست .
ابن سینا در رساله « ماهی العشق » نتیجه می گیرد که :
عشق به منزله میل ذاتی فرد به جاودانگی است و این میل یا این انگیزه دایما بدنبال زیبایی است .

جوانه گندم

اوت 2, 2005

از مصرف جوانه گندم در برنامه غذایی خود غافل نشوید…
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران در دانشگاه علوم پزشکی ایران، دکتر مرضیه برهانی متخصص تغذیه با بیان این مطلب خاطرنشان کرد: جوانه گندم سرشار از آلبومینهای گیاهی، چربیها، ویتامینها و املاح معدنی است.
وی گفت: ویتامین A موجود در جوانه گندم باعث افزایش قوه بینایی، سرعت رشد کودکان، شادابی پوست و سلامت ریه و گلو می شود؛ همچنین خستگی مفرط، ضعف و بی حالی را کاهش میدهد.
دکتر برهانی افزود: ویتامین B1 موجود در جوانه گندم نیز، برای تعادل سیستم عصبی ضروری است.
وی درباره دیگر مزیت های جوانه گندم گفت: جوانه گندم در رفع بیخوابی، بروز یائسگی زودرس، اختلالات قلبی و دیابت هم میتواند مفید و مؤثر باشد.
دکتر برهانی اظهار کرد: جوانه گندم منبع «اسید گلوتامیک» است که این ماده میتواند در معالجه عقبماندگی ذهنی و عدم رشد قوای دماغی مؤثر باشد.
این متخصص در پایان خاطرنشان کرد: کسانی که از سوء تغذیه رنج میبرند و یا منع استفاده از سبزیها را دارند میتوانند با تهیه جوانه گندم و مصرف مداوم آن، از کمبود منابع غذایی، ویتامینها و املاح معدنی طبیعی بدن جلوگیری کرده و خود را سالم و نیرومند سازند.