به او بگویید دوستش دارم…!

به او بگویید دوستش دارم...!
به او بگویید دوستش دارم…!
امروز شادیهامرا تنها گذاشته اند،امروز غمها بر من ناز میفروشند،امروز در آسمان زندگیم خورشید اقبال طلوع نمیکند.
امشب چشمه سار اشکهایم رسوب کرده اند.
امشب ابرهای تیره مانع درخشیدن ماه و ستارگان هستند.
امشب دوستان و دشمنان همچون یاران دیرینه بر من هجوم آورده اند.
این دفعه چشمان تو با روح و آسایش من بازی میکند،ولی تو رادوستدارم و این را خود هم میدانم .
ولی چیزی را که قادر به درک آن نیستی، این است که از اعماق قلبم و دیوانه وار دوستت دارم.
هرشب باخیال توبه خواب میروم و هر صبحگاهان با خیال تو از خواب بیدار میشوم و در میان اوراق زندگی خود صورت تو را میبینم.
در کوچه و بازار،در خانه و بیرون،در اثناءکار و بیکاری،شب و روز فکر و خیال تو مرا رها نمیکند ، تا بحال به این شدت کسی را دوست نداشته ام، تا بحال هیچ موجودی تا این درجه در هستی من حلول نکرده بود.
به هر کجا که مینگرم،چشمان دلفریب تو را میبینم،آنگاه چشمان خود را روی هم میگذارم و به آن نگاههای آسمانی و محجوب، به دو دریچه بهشت ،دو ستاره ای که زیبایی شرم و طهارت و عفت و عظمت و عشق و محبت در آن میدرخشد، ای ستارگان آسمان،فقط شما میدانید که چقدر او را دوستدارم، شمائیکه بی خوابیها و سردرگمیهای مرا در نیمه های شب دیده اید……
پس هرجا او را یافتید ، به او بگویید دوستش دارم……!!!!!!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: