حرفهای دیگری باید گفت

رفهای دیگری باید گفت
حرفهای دیگری باید گفت
از جنس نسیم،
با نیم نگاهی به سایه های ساکت شهر
آبتنی در رودخانه فراموشی
به یاد چشمهای خیس بابا، بوی سیگار
بوی مامان ، ترانه های گیلکی و سایه های کودکی
کاش پلی بودم به خوابهای گهواره
امیدی نیست ..
امیدی نیست به آنان که فکر میکردیم،
می دانند آسمان آبیست …………

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: