بی دل و خسته …

بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
شب به بالین من خسته به غیر از غم دوست
زآشنایان کهن یار و پرستاری نیست
یا رب این شهر چه شهری است که صد یوسف دل
به کلافی بفروشیم و خریداری نیست
فکر بهبود خود ای دل بکن از جای دگر
کاندر این شهر طبیب دل بیماری نیست…
(شاعر ؟)

Advertisements

2 پاسخ to “بی دل و خسته …”

  1. مصطفی (موصی کمانچه) Says:

    اگر واقعا راست باشه عالیه
    ما که ثبت نام کردیم ببینیم خدا چی میخواد؟
    الهی که بیاد
    اگر لب تاب بیاد یه تبلیغ توپ برای سایت شما میکنم

  2. ملینا Says:

    سام..
    خوبییی؟
    خیلی خوشحال شدم کامنتت رو بعد مدت ها دیدم..:)
    مرسی از لطفت..نه بابا این جورا هم نیست ..
    ____________________
    خیلی جاها این مطلب رو دیدم ولی من باور نکردم!
    به نظر تو چند درصد راسته ؟
    مگه میشه؟>؟؟؟؟!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: