دوستی!

دل من دیرزمانی ایست که می پندارد «دوستی» نیز گلی است
مثل نیلوفرو ناز ساقه ترد و لطیفی دارد….
بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد جان این ساقه نازک را دانسته بیازارد.
در زمینی که ضمیر من و توست، از نخستین دیدار، هرسخن، هررفتار دانه هایی است
که می افشانیم ، برگ و باری است که می رویانیم
آب و خورشید و نسیمش مهر است
گر بدانگونه که بایست به بار آید
زندگی رابه دل انگیزترین چهره بیاراید

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا درآن دوست نباشد همه درها بسته است.

درضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز
عطر جان پرور عشق گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز
دانه ها را باید از نو کاشت
آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان خرج می باید کرد
رنج می باید برد…..
دوست می باید داشت ….

Advertisements

یک پاسخ to “دوستی!”

  1. مجتبی Says:

    سلام وبلاگ جالبی داری

    موفق باشی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: