زندگی شاید …

همه هستی من آیه تاریکی است ...
همه هستی من آیه تاریکی است …
که تو را در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من در این آینه تو را آه کشیدم ، آه
من در این آینه تو را
به درخت آب و آتش پیوند زدم
زندگی شاید یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد
زندگی شاید
ریسمانیست که با آن مردی خود را از شاخه می آویزد
زندگی شاید طفلی است که از مدرسه برمیگردد …..
(فروغ فرخزاد)

Advertisements

یک پاسخ to “زندگی شاید …”

  1. sahar Says:

    salam matlabet ziba bood yekam sherhaye shad benevis na ghamgin rasty ap am bia

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: