حقوق انسان ها

پسرک ژنده پوش و کوچک سال مرده بر پله های رستوران !!!
پسرک باز هم تماشا کرد به تمام فضای رستوران….و با کفش هایی که با قوطی نوشابه برای خودش درست کرده بود به راهش ادامه داد ولی باز هم نگاه گرسنه اش سر خورد برمیزهای رستوران.
حامیان حقوق انسان ها خسته از کنفرانس بعد از ظهر… ، شاد و آرام شام می خوردند.
صبح زود است ، و روز دوم از کنفرانس حمایت از انسان….پسرک ژنده پوش و کوچک سال مرده بر پله های رستوران !!!
————————
بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد
سارا به سین سفره مان ایمان ندارد
بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم
یا سیل می بارد و یا باران ندارد
بابا انار و سیب و نان را می نویسد
حتی برای خوردنش دندان ندارد
انگار بابا همکلاس اولی هاست
هی می نویسد این ندارد، آن ندارد
بنویس : کی آن مرد در باران می آید
این انتظار خیسمان پایان ندارد؟
ایمان برادر گوش کن، نقطه سر خط
بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد!
(غلامعلی شکوهیان)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: