عجب رسمیه رسم زمونه

عجب رسمیه رسم زمونه
عجب رسمیه رسم زمونه
قصه برگ و باد خزونه
می رن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
کجاس اون کوچه
آدماش کجان
خدا میدونه
بوته یاسه باباجون هنوز
گوشه باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تا هفتا خونه
خودش کجاهاس خدا میدونه
می رن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا می مونه
تسبیح و مهره بی بی جون هنوز
گوشه تاقچه توی ایوونه
خودش کجاهاس خدا میدونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت
که از ما بعدها
چه یادگاری به جا میمونه
خدا میدونه
مرن آدما
از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه
خدا میدونه
فقط خدا میدونه

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: