وقتی که تنگ غروب…

وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه
همه غصه های دنیا توی سینه منه
توی قطره های بارون می شکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام
پشت این پنجره میشینمو آواز می خونم
منتظر واسه رسیدنت تو بارون می مونم
زیر بارون انتظار رنگ تازه ای داره
منم عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره
بعضی وقتا که میای سر روی شونم میذاری
تموم غصه هارو از دل من بر میداری
اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
غم میشینه تو حنجره
وقتیکه تنگ غروب بارون به شیشه میزنه
همه غصه های دنیا توی سینه منه
توی قطره های بارون می شکنه بغض صدام
دیگه غیر ازیه دونه پنجره هیچی نمی خوام
بعضی وقتا که میای سر روی شونم میذاری
تموم غصه هارو از دل من بر میداری
اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
غم میشینه تو حنجره….
(آلبوم روزهای بی خاطره از سیاوش)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: