خوشا آندم که از دل می نویسم…

خوشا آندم که از دل می نویسم…
خاطرم را خاطراتش پر کرده و گریزی نیست ، خاطراتی پر از محبت و پر از عشق ، خاطراتی که حک شده در این دل که دل نیست …
کسی نیست خاطراتش را از من بدزد یا بگیرد ، کاش بود ، کاش کسی پیدا میشد ، که خاطرم را از خاطرش پاک کند امروز و هر روزم با یاد او شروع میشود ، کاش روزی با یاد او و با دستان گرم و لطیف او ، چشمانم بسته شوند …
کاش روزی که مرگم فرا می رسد ، او به استقبال من بیاید …
غمش و نبودش سخت ترین لحظات من است و زمان چه دیر میگذرد ، هر لحظه ای را که از دست میدهم ، از عمرم کاسته میشود و بیشتر از هر وقتی جای خالیش را احساس می کنم ، گذشت عمرم بدون او ، پوچ و بی معنی است ، اما خوشحالم که هر روز به مرگم نزدیکتر میشوم ، از این مرگ هراس دارم ، اما هراسم به اشتیاق و شوق دیدار او کم و کم تر می شود …
و کاش می توانستم به نیمه دیگر وجودم بگویم ، مرا ببخش که دلم می خواهد زودتر از تو چشمانم را ببندم ، پس مرا ببخش ، که هر روزم شده آرزوی بستن چشمانم برای همیشه ، مرا ببخش که برای رفتن و بودن در کنار نیمه اولم اشتیاق دارم ، مرا ببخش و بگذار از بند این زندگی رها شوم ، آرام و قرار ندارم ، بگذار بروم ، تو می توانی نبود مرا تحمل کنی ، اما من صبر تو را ندارم ، بگذار آزاد و رها شوم ، بگذار پرواز کنم ، نگاهت را بال پروازم کن ، و دعایت را بدرقه راهم کن…

Advertisements

یک پاسخ to “خوشا آندم که از دل می نویسم…”

  1. سامه Says:

    سلام خیلی خوشگل مینویسی اون داستان شیطانت را خیلی دوست داشتم محشر بود…. موفق باشی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: