Archive for فوریه 2006

گریه های امپراطور…

فوریه 28, 2006

خوب بالاخره تونستم یه چند تا از شعر های آقای فاضل(ابوالفضل) نظری را از مجموعه گریه های امپراطور پیدا کنم؛خوب اینجوری که پیداست ایشون حدود 28 سال دارن ؛ پس میتونیم با ایشون تفاهم داشته باشیم…شعر های ایشون که اینطور نشون میده!!!راستش شعراش قشنگ و با حال و لطیف و با صفا هستن…به قول استادمون تا کسی دلش صاف و پاک نباشه ؛ تا ناز و گل نباشه ، نمیتونه شعر های ناز و قشنگ بگه…
خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها

خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگر به قائده ها و مثال ها

خطی دگر کشید به قانون خویشتن
قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها

از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خط ها و خال ها

خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها
(گریه های امپراطور از فاضل نظری)
(more…)

شب‌های برره تمام شد!

فوریه 28, 2006

مجموعه طنز شب‌های برره تمام شد!
مجموعه طنز شب‌های برره در حالی به دلیل «توجه به کیفیت و جلوگیری از کشدار شدن آن» به پایان ‌رسید که مدیران ارشد سازمان صداوسیما نیز همواره از حامیان این برنامه بوده‌اند و درکنار انتقادات بعضا تند منتقدان، با برگزاری نشست‌های آسیب‌شناسی و مصاحبه‌های مثبت سعی کردند تا این مجموعه را تا بیش از 90 قسمت روی آنتن نگه دارند. به نحوی که رئیس سازمان صدا و سیما، دیدار از پشت صحنه این سریال را در دستور کار خود قرار داد. همچنین ضرغامی در نشستی دیگر، از شب‌های برره به عنوان یک طنز موفق یاد کرد که در بین مخاطبان موافق و مخالف ، ظرفیت‌ها و زمینه‌های زیادی را ایجاد کرده است.
میرباقری، معاون سیما نیز طی گفت‌وگویی که آبان ماه 84 با ایسنا داشت با اعلام حمایت از مجموعه‌های طنز شبانه، گفت: در ساعاتی که این برنامه‌ها پخش می‌شود، خانواده‌ها در وضعیت آرامش و با نشاطی بسر می‌برند. وی با بیان این که رسیدن به نقطه مطلوب به یکباره صورت نمی‌گیرد، بلکه بتدریج باید مسیر را طی کرد، ادامه داد: طنزهایی از جنس «شب‌های برره» مسیر تکاملی را در ساختارهای مختلف طی می‌کنند.
در حالی که به نظر می‌رسد آزمون و خطا از سوی سازندگان طنزی چون برره به مرحله تجربه و تکمیل یک اثر رسیده است، اما «شب‌های برره» فرصت نیافت غلط تاریخی این سریال (که شیرفرهاد در پاورچین اهل بالا برره بود) را اصلاح کرده و این مجموعه را به داستان پاورچین گره بزند ؛ بدین ترتیب «شیرفرهاد» پایین‌برره‌ای هرگز نتوانست بالا برره‌ای شود!
منبع:هموطن سلام
———
پ.ن:
چون تو وبلاگ از شروع این سریال خبری گذاشتم ؛ گفتم یه خبری از پایانش بگذارم…
اما آخرش با حال بود مگه نه؟

موبایل‌های‌ نفس‌ کش‌

فوریه 28, 2006

موبایل‌های‌ نفس‌ کش‌
نفس‌ کشیدن‌ برای‌ موجودات‌ زنده‌ امری‌ عادی‌ تلقی‌ می‌شود، اما به‌ نظر شما آیا اشیا هم‌ می‌توانند تنفس‌ را تجربه‌ کنند؟یک‌ شرکت‌ مخابراتی‌ آلمان‌ موفق‌ به‌ ساخت‌ اولین‌ تلفن‌ همراهی‌ شده‌ که‌ در صورت‌ بروز مشکلات‌ تنفسی‌ در کاربر، وی‌ را از این‌ جریان‌ مطلع‌ می‌کند. درون‌ این‌ تلفن‌ همراه‌ تراشه‌یی‌ به‌ کار رفته‌ که‌ در مقابل‌ انتشار بوی‌ نامطبوع‌ در فضا از خود عکس‌العمل‌ نشان‌ می‌دهد. این‌ تراشه‌ که‌ طول‌ آن‌ کمتر از یک‌ میلی‌متر است‌ می‌تواند ظرف‌ مدتی‌ بسیار کوتاه‌ هوای‌ اطراف‌ خود را مورد آزمایش‌ قرار داده‌ و نتایج‌ آن‌ را به‌ کاربر تحویل‌ دهد.
منبع:نیوزنت

سبیل چند نمره داره؟

فوریه 27, 2006

امروز هم یه دوشنبه دیگه بود یعنی هشتم اسفند ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و چهار؛ خیلی امروز خسته شدم…
صبح که یه 30 دقیقه دیر رسیدم ؛ ولی خوب استاد کاریم نداشت…این از اولین کلاس.تو مدتی که تا کلاس بعدی بود یه کم با بوبچ چرت و پرت گفتیم…
یکی از بچه ها یه جمله قشنگی گفت: آخرش لیسانس الافی بهمون میدن!
کلاس دومی ساعت 11:30 شروع شد…این کلاس خیلی با حال بود چون استادش حال داد…
خلاصه اومد سر کلاس و یکم ترسوند و شروع کرد به درس دادن…
اینقدر با حال بود که به مو های بچه ها هعم گیر می داد…اینجور که خودش می گفت یکی از بچه ها را بخاطر مو هاش ترم قبل انداخته بود و خلاصه کلی ما را ترسوند…
بعد حر فهاش یکی از بچه ها گفت:
یکی از بچه ها که خیلی نترس بود گفت:
استاد ریش و سبیل چند نمره داره؟؛ بلند گفت:مگه شخصیت و فرهنگ تو موها و طرز ظاهری آدم ها هست؟
استاد جواب داد: من نه سیاسی هستم و نه طرفدار حزب و گروه خاصی ؛ ولی من روی فرهنگ خیلی حساس هستم و نمیگذارم یکی با کار های خودش باعث بشه که دیگران هم از اون طرفداری کنن و مثل اون بشن…
بعدش هم گفت هر کس ده از من می خواد بگه و بره ….
خلاصه خیلی استاد باحالیه…مثل یکی از معلم های دبیرستانمه… بیشتر وقت کلاس را حرف میزنه و نصیحت می کنه…حرف هاش خیلی با حاله….به خصوص برای پدر و مادر خیلی ارزش قائل هست…
می گفت یکی از بچه ها سر کلاس به پدرش توهین کرد ؛ چنان کاریش کردم که به غلط کردن افتاد و سر کلاس جلوی همه گفت غلط کردم!
یه حرفی زد خیلی قشنگ….
گفت یه حدیث هست که میگه خدا ممکنه گناهان دیگه شما را ببخشه
ولی این سه تا گناه را هرگز نمی بخشه؛ که این گناهان عبارتند از:1)آزار واذیت و بی احترامی به پدر و مادر 2) خوردن مال یتیم 3)خوردن مشروب در ماه مبارک رمضان
واقعا این سه تا کار آخر کفر هستن…. آخرش هم گفت هرچی دارید از دعایی پدر و مادراتون هست…مواظب باشید مورد نفرینشون قرار نگیرید که اگه بگیرید تمام زندگیتون نابود می شه….
بعد این کلاس نوبت به ادبیات رسید…
ساعت یک بعد از ظهر بود…تا اومد سر کلاس گفت بچه ها میدونید الان چی می چسبه؟
گفت یه چرت کوچولو بعد از خوردن ناهار خیلی می چسبه…
بگذریم…رفت سراغ درس دادنش …
خواست فرق ادبیات حماسی و تعلیمی را بگه ؛ یه مثال زد خیلی قشنگ.
اگر نا خدا جامه بر تن درد
خدا کشتی آنجا که خواهد برد (سعدی نمونه ای برای ادبیات تعلیمی)
ولی فردوسی تو شعر حماسی این بیت را این شکلی میگه:
اگر جامه بر تن درد ناخدایی
برد کشتی آنجا که خواهد خدایی
——————
بعدش گفت همه میدونیم که کلیله و دمنه بهترین کتاب در زمینه کشورداری و سیاست هست ولی وقتی امام علی (ع) تو نهج البلاغه نامه ای به مالک اشتر مینویسه و طرز حکومت را با نتیجه اش بیان میکنه دیگه جایی برای کلیله و دمنه نیست.
——————
اینم گفت که دنیا مثل کوه هست…هرچی بهش بگی همونو بهت جواب میده….
اگه بگی هوی جواب میده هوی اگه بگی هاها اونم میگه هاها….
——————
آهان اینم قشنگ بود بذارید بگم…
اون کنج کلاس یکی از بچه ها نشسته بود و تو عالم خودش بود…که یک دفعه استاده این شعر را بلند خوند:
گوشه گیران بیشتر دلها تصرف می کنند
بیشتر دل می برد خالی که در کنج لب است
—————–
میروم دل مردگی ها را ز سر بیرون کنم
گر فلک با من نسازد
چرخ را وارون کنم…..

دستیابى به آرامش…

فوریه 27, 2006

در دنیاى ماشینى امروز، زندگى انسان شهرنشین استرس زا و سرشار از فشارهاى روانى است. دانشمندان علوم پزشکى بر این باورند که بیش از 80 درصد از بیمارى ها ناشى از استرس و تنش هاى روانى است. روان شناسان مى گویند دو درصد از وجود آدمى جسم و 98 درصد بقیه ذهن و اندیشه است. بیشتر روان شناسان براى رسیدن به آرامش جسمى و روانى و درمان روان نژندى و استراس فراگیرى ریلکسیشن (شل نمودن انقباض ماهیچه ها) و وانهادگى را پیشنهاد کرده اند. چنانچه ادموند ژاکوبسن و دکتر هربرت بنسن و همکاران آنها در دانشگاه هاروارد آمریکا در بررسى هاى علمى خود براى دستیابى به آرامش جسمى و ذهنى روش هاى ریلکس و تنفس عمیق را مورد تائید قرار داده اند.
براى یافتن آرامش، رفتن به طبیعت و تماشاى چشم اندازهاى زیباى آن مانند چشمه سارها، سبزه زارها، رودخانه ها، آبشارها، جنگل، گوش دادن به موسیقى آرام و گفتن جمله هاى مثبت و تأکیدى مانند: من سالم و نیرومند هستم، من شاد و سرزنده هستم، من داراى اندیشه، گفتار و رفتار درست و نیک هستم و… بسیار سودمند است. از سوى کارشناسان علوم انسانى و روان شناسى براى دستیابى به آرامش جسمى و روانى آموزه هاى تجربى زیر پیشنهاد شده است:
1-آرام و شمرده سخن بگویید.
2- همیشه پاکیزه باشید و لباس راحت به تن کنید.
3- گشاده رو و خوشخو باشید.
4- آرام و با دید روبه رو (افقى) راهپیمایى کنید.
5- سپاسگزار و خوشبین باشید.
6- همیشه به خود و دیگران احترام بگذارید.
7- طبیعت را دوست بدارید.
8- خود و دیگران را ببخشید و بخشنده باشید.
9- فهرستى از موفقیت هاى خود را همراه و به یاد داشته باشید.
10- براى رسیدن به هدف هاى خود برنامه ریزى کنید.
11- خوراک هاى سالم و میوه تازه بخورید.
12- شیر و آبمیوه طبیعى بنوشید.
13- شادى هاى خود را با دیگران تقسیم کنید.
14- خود و دیگران را دوست داشته باشید.
15- با دوستان خوشرو و بذله گو دوست شوید.
16- لبخند را فراموش نکنید.
17- به موسیقى آرام و کلاسیک گوش کنید.
منبع:تبیان

تخریب برج جهان نمای اصفهان…

فوریه 27, 2006

در پی توافق ‌شهردار و استاندار اصفهان ، مبنی‌بر تعدیل برج جهان‌نما که چندی پیش امضا شد کوتاه سازی این برج آغاز شد.
تخریب برج جهان نما اصفهان...
کی میاد وسط میدون شهر که کلی ازدحام جمعیت داره یک همچین چیزی بسازه و ازدحام را چندین برابر کنه و تازه کلی ضرربزنه؟
طراحش فکر کرده بوده که می تونه طرحی قشنگ تر از نقش جهان بسازه!!!!

رو بر رهش نهادم…

فوریه 26, 2006

امروز حالم زیاد خوش نبود یه فال حافظ گرفتم؛ گفتم شاید آروم بشم…این اومد…راستی این کلیپ را هم ببینید…بدک نیست کار آقا ایمان هست.
رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد

سیل سرشک ما ز دلش کین به درنبرد
در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد

یا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار
کز تیر آه گوشه نشینان حذر نکرد

ماهى و مرغ دوش ز افغان من نخفت
وان شوخ دیده بین که سر از خواب برنکرد

می خواستم که میرمش اندر قدم چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

جانا کدام سنگ دل بی کفایتیست
کو پیش زخم تیغ تو جان را سپر نکرد

کلک زبان بریده حافظ در انجمن
با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد
(حافظ)

زخم خورده ی فهم خود از عشق!

فوریه 26, 2006

هر زمان که عشق به شما اشارتی کرد
در پی او بشتابید
هر چند راه او سخت و نا هموار باشد
هر زمان بالهای عشق شما را در بر گرفت
خود را به او بسپارید
هر چند تیغ های پنهان در بال و پرش ممکن است شما را
مجروح کند
و هر زمان عشق با شما سخن گوید
او را باور کنید
هر چند دعوت او رویاهای شما را چون بلاد مغرب در هم کوبد و باغ شما را خزان کند
زیرا عشق چنانکه شما را تاج بر سر می نهد به صلیب نیز
می کشد
و چنانکه شما را می رویاند شاخ و برگ شما را هرس خواهد کرد
عشق با شما چنین رفتارها می کند تا به اسرار قلب خود
معرفت یابید
و بدین معرفت با قلب زندگی پیوند کنید و جزیی از آن شوید
آرزو کنید که رنج بیش از حد مهربان بودن را تجربه کنید
آرزو کنید
که زخم خورده ی فهم خود از عشق باشید
و خون شما به رغبت و شادی بر خاک ریزد…
(جبران خلیل جبران)

تعطیلی از نوع اعتراض…

فوریه 26, 2006

امروز خیر سرمون یعنی رفتیم تو این خراب شده…
از دور که داشتم به خراب شده فنی دو نزدیک می شدم ؛ دیدم که بچه ها دارن میان و یه عده هم تجمع کردن روبروی خراب شده ما…رفتیم جلوتر دیدم بروبچ میگن برو خونه ؛ الکی اومدی؛ خلاصه رفتیم جلوتر و رفتیم تو خراب شده دیدیم اعلامیه زدن که آره امروز کلاس های 10 تا 13 تشکیل نمیشه…ما هم که مثل همیشه پوزمون کش اومد و بر گشتیم…
اینقدر حال گیریه وقتی آدم این همه راه بره ولی بعدش بگن کلاس ها تعطیله بفرمایید برید اعترض یا خونه…
(more…)

عمری دوباره…

فوریه 25, 2006

امروز باز تا ساعت 6 بعد از ظهر تو این خراب شده بودیم…
کلی حالمونا گرفت این استاده… انتگرال یگانه ؛ دوگانه ؛ سه گانه و هزارتا کوفت و زهر مار دیگه…
ما که تو یگانش موندیم چه برسه چندگانه…
حالا از همه اینا بگذریم…
تو این خراب شده دیگه از ساعت 6 به بعد اتوبوس کم گیر می یاد یا اصلا اتوبوس نیست…خوب با اینکه مسیر من تختی هست ولی خوب چون یکی از دوستان مخم رو زد و گفت بیا بریم دروازه شیراز ؛ الکی اینجا منتظر نباش که دیگه اتوبوس تختی نمی یاد… لااقل بیا بریم دروازه شیراز…
خوب ما هم دیدیم که راست میگه رفتیم اونجا…
و خلاصه خدا عمری دوباره بهم داد..
نزدیک بود برم لا ماشین…
فلان فلان شده همچین پاشا گذاشته بود رو گاز که انگار سر می برد ؛ خلاصه بخیر گذشت…
دوستم به شوخی گفت بابات شانس نیاورد… حالا باید بازم شهریه بده…
خلاصه گفتم داشت می شد که بشه…داشتم از شر همه راحت می شدم که نشد…
دوستم گفت ای بابا ما حالا کلی آرزو داریم…جوونیم و از این حرف ها….
امید خدایی همه ما را در بهشت کناد!
———————–
زدست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد…
(بابا طاهر)
——————-
همان قدر که بال برای پرنده لازم است ، امید برای انسان.
(ویکتور هوگو)

تولد نیلو کوچولو…

فوریه 24, 2006

امروز نیلوفر 2 ساله میشه. اگه بدونین چقدر ماه و نازه این دختر…
راستش تا 2 سال پیش فکر میکردم عمو خیلی موجود دوست داشتنی ای هست… چون دایی شدن خیلی حال داد…
اما از وقتی برادرزادم به دنیا اومده فهمیدم که برادرزاده اونقدر خواستنی و شیرینه که عمو چاره ای جز خوب بودن نداره…
جای همه شما خالی….من رفتم تولد…
سلام به کوچولویی که دوست داشت فرشته بماند!
درست دو سال پیش بود که شروع به نوشتن داستانی کردی که بزرگترها به آن «سرنوشت» می گقتند…
ما میرویم,
قصه ها افسانه می شوند
و انسانها بزرگ…
کاش قبل از کوچ
پرواز را بیاموزیم
و افسانه ی خویش را بنگاریم
چرا که ما,
قهرمان حقیقتی هستیم, که افسانه اش را باز می نویسیم!
صاف و زلال ,مثل آب
صمیمی و پاک , مثل خاک
مثل ستاره در سایه سار صبح, پابه پای رفتن و نرفتن,
مثل ابر که میل به بارش دارد
مثل گل که تشنه ی عطرافشانی است
می بینیم که:
فرمان چشمه به رفتن است,
نماندن و سرریز شدن پس رها متولد شدیم,
که این خودِ اتفاق است
آن لحظه ی سرزدن از خویش.
به بالیدن تاکی, یا سروی یا که بلوطی برومند وهمسایه ی خورشید,
که تنها سبزینه ای تازه از خاک سخت رسته
عفیف و بی پیرایه,
درست مثل تو !
دومین تولد یک سالگی ات مبارک باد!
(more…)

یادمان نرود …

فوریه 23, 2006

یادمان نرود …
که دراین کره خاکی کسانی هستند که دیگر نَفس نیز با آنان مهربان نیست ، برایشان دعا کنیم.
یادمان نرود ….
آنهایی که تا دیروز با ما بودند و حالا فقط خاطره ایی از آنها با ماست ، آنهایی که کوله بار را بسته اند را دعا کنیم.
یادمان نرود …
که دراین شهر ، در کوچه پس کوچه های آن کسانی هستند که همنشین دردند برای شفا و بهبودیشان دعا کنیم.
یادمان نرود …
که زمانی در این سرزمین شیر مردانی بودند که الان اگر سایه امنیت بر سر ماست از رشادت و جوانمردی آنها بوده است و از آنان فقط خاطره ایی مانده است ، آنان را دعا کنیم.
یادمان نرود …
خانواده هایی هستند که سال گذشته سایه بزرگی ، سایه پدری ، سایه استواری بر سرشان بوده است و الان گرد ملال و نبودن او بر دلشان نشسته است ،آنان را برای داشتن صبر هر بیشتر دعا کنیم.
یادمان نرود …
که همسرانی هستند که در سال گذشته لذت بودن با شوهرانشان را داشته اند و حالا از این لذت محرومند و غم جایگزین آن لذت شده است آنان را دعا کنیم .
—————–
پ.ن:
یادم می یاد سال دوم دبیرستان یه معلم ریاضی داشتیم که نزدیک عید که شد این حرف ها را زد و کلی ما را به فکر فرو برد….
یادش بخیر آقای جاویز بود…آخرش با هزار مکافات ریاضی را بهم 12.5 داد و قبولم کرد….خیلی ها را انداخت….
با اینکه اصلا سر کلاس درس نمی داد ولی همیشه درس زندگی بهمون می داد…
امیدوارم هر جا هست سلامت و دل خوش باشه…

باز باید رفت…

فوریه 23, 2006

دور یا نزدیک راهش می توانی خواند
هر چه را آغاز و پایانی است
حتی هرچه را آغاز و پایان نیست
زندگی راهی است از به دنیا آمدن تا مرگ
شاید مرگ هم راهی است
راه ها را کوه ها و دره هایی هست
اما
هیچ نزهتگاه دشتی نیست
هیچ ره رو را مجال سیر و گشتی نیست
هیچ راه را بازگشتی نیست
بی کران تا بی کران امواج خاموش زمان جاری است
زیر پای رهروان خوناب جان جاری است
آه
ای که تن فرسودی و هرگز نیاسودی
هیچ آیا یک قدم دیگر توانی راند؟
هیچ آیا یک نفس دیگر توانی ماند؟
نیمه راهی طی شد اما نیمه جانی هست
باز باید رفت تا در جان توانی هست
باز باید رفت
راه باریک وافق تاریک
دور یا نزدیک
(فریدون مشیری)
————–
*مرگ انسان به گناه بیشتر از مرگ به اجل است،زنده بودن انسان به نیکی و کارهای خیر ،بیشتر از زنده بودن به عمر است.
امام جواد (ع)

راه های فرونشاندن خشم!

فوریه 23, 2006

1. از بین بردن اسبابی که باعث هیجان غضب می شود، مانند تکبر، غرور، حرص، عداوت.
2. مطالعه روایاتی که زیان های غضب را بیان می کند.
3. مطالعه و تفکر در روایاتی که بیانگر فضیلت فرو بردن خشم است.
4. اجتناب از معاشرت با کسانی که اهل خشم و غضب اند.
5. یاد آوری این امر که غضب با پریشانی و حلم با آرامش همراه است.
6. پناه بردن از شر شیطان به خدا.
7. وضو گرفتن یا غسل کردن با آب سرد که آتش غضب را خاموش می کند.
8. درک این مطلب که غضب نوعی بیماری عقل است.
9. دانستن این که اگر بر زیر دستی غضب کند بالا دستی نیز هست که بر او غضب کند.
10. شخص غضب کننده بداند که هر که غضب کند ممکن است در روزی دیگر او قوت گیرد و در پی انتقام براید.
(مرحوم ملااحمد نراقی)
کتاب(معراج السعادة)

راه هایی برای تقویت روحیه…

فوریه 23, 2006

1- خود را بشناسید.
امروزه پیشنهاد سقراط در قرن پنجم قبل از میلاد که در آن متنی بر خودشناسی ارائه شد به قوت خود پا برجاست. اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه، خواه از طریق اندیشیدن و تفکر، سعی کنید بعضی راه هایی را که باعث شناخت شما از خودتان می شود و این که چه چیزهایی شما را خوشحال می کند پیدا کنید. چنانچه به این توصیه عمل کنید، بهتر قادر به کنترل زندگی و مشکلات پیش روی خود خواهید بود.
2- به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید.
ممکن است سخت به نظر برسد اما سعی کیند رفتارتان گویای این باشد که از خودتان مواظبت می کنید. حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان می کنید، برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما متأثر از رفتار و پوشش شماست. بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد.
3- بیش از حد توان تان کار نکنید.
همه ما با سخت کوشی، خواهان تأمین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است که تعادل را در زندگی حفظ کنیم. معمولاً آن چه از نظر مالی دنبال می کنیم با آن چه که تحقق می یابد یکسان نیست. اگر برای شما تأمین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است، بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری کنید. سعی کنید برقراری تعادل را از کسی که بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد کرده بیاموزید یا این که با خانواده یا دوستانتان راجع به تأثیرات شغلی تان بر روی آنها صحبت کنید.
4-از افراد منفی دوری کنید.
از ارتباط مسموم که در شما احساس ناراحتی، عصبانیت یا ناامنی می کند اجتناب کنید. حتی المقدور ارتباط خویش را با کسانی که برای شما افسردگی به ارمغان می آورند به حداقل برسانید، کسانی که اکثراً محبت های دریافتی را بدون پاسخ می گذارند و یا کسانی که دائماً از شما انتقاد می کنند. صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید که میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد براساس ارتباطی مثبت و خوش بینانه است. اگر کسانی شما را تحت فشار روانی قرار می دهند صریحاً از آنها بخواهید شما را رها کنند.
(more…)