باز هم برره!

طنز شب های برره!
امروز داشتیم با خواهرزادم حرف میزدیم …بهش گفتم از مدرسه و درس و اینا چه خبر؟
گفت تو چه خبر؟
گفتم خوب من شاید مشروط بشم و خلاصه کارم بیخ پیدا کنه…
خلاصه اونم از خدا خواسته ؛ خوشحال شد…حالا بگید برای چی؟
یه دفعه دیدیم با خنده گفت: پول وده! گفتم پول چی؟ گفت پول زور وده!
گفتم برا چی؟ گفت تا به کسی نگم که چه گندی زدی…..
خلاصه با لواشک و شکلات و….سرشا گرم کردیم…..
خلاصه یه کاری کردیم که یادش بره…
گفت دایی منصور یه شعر می خوام برت بخونم! گفتم خوب بخون….
من فکر کردم شعری از کتابش حفظ کرده و می خواد بخونه ؛ اما دیدم خیر…
گفتم شعرا کی گفته ؟ گفت یکی از بچه های مدرسه…
آره اگه گفتید درباره چی بود؟
خوب معلومه……
طنز شب های برره!
گفتم خوب بخون….
گفت:
———–
پشت درای بسته ، دو برره نشسته
لیلون نوار گذاشته
شیر فرهاد داره می رقصه
سالار میگه من پیرم
چند روز دیگه می میرم
سردار میگه چه خوب شد
من زنتو می گیرم
های ؛ فرق فکوله!

Advertisements

6 پاسخ to “باز هم برره!”

  1. منصور Says:

    سلام…این نظر برای تست ایمیل هست…

  2. پیام Says:

    سلام
    اینجا چه پیشرفته بید

  3. m.h_tanha Says:

    سلام من که یه بار درباره این مطلب نظر داده بودم . پس چی شد؟

  4. سحر Says:

    سلام خوبی مرسی از حضور پر مهرت .منم فرقی با تو ندارم امتحاناتمو گل کاشتم.چه شعر با مزه ای گفته نازی.یا علی بابای

  5. elsa Says:

    منصور عزیز سلام.
    چند بار تا حالا اینجا اومدم.نشد پیام بذارم.
    از انتخاب مطالبت خوشم می یاد.
    با مطالب من قرق فوکوله
    به ما هم سر بزن خوشحال می شم.

  6. فاطمه Says:

    خیلی دوست داشتنی بید!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: