خسته ام از این کویر!

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ،این سقوط ناگزیر
آسمان بی هدف ،بادهای بی طرف
ابر های سر به راه ، بید های سر به زیر
ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ای هنوز بی نظیر
آیه آیه ات صریح ‏، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان ، مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی ،اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب ، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر!
از کویر سوت و کور ‏، تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور ، دیدمت ولی چه دیر!
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها
این منم در این طرف ، پشت میله ها اسیر
دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر!
(قیصر امین پور)::خرداد 69
کتاب آینه های ناگهان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: