نگو…

نگو نامهربان بودیم و رفتیم
نگو بار گران بودیم و رفتیم
نگو ، این ها دلیل محکمی نیست
بگو با دیگران بودیم و رفتیم…
————-
عقربه های ساعت کار خودشان را انجام می دهند حتی اگر به آنها توجه نکنید!!!

Advertisements

2 پاسخ to “نگو…”

  1. ziba Says:

    سلام . نوشته تون با وجود این که کوتاه بود ولی خیلی قشنگ بود . جالبه که آپدیت این دفعه من همین بود . ولی اون جمله آخر دارم فکر می کنم اولین بار از کی شنیدمش ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

  2. yaraghan Says:

    جهت کنجکاوی و به خاطر میلی که زده بودید سر زدم.وبلاگ قشنگی است .موفق باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: