با من بگو تا کیستی؟

« کـیســــتی؟»
با من بگو تا کیستی؟ مهری؟ بگو ، ماهی؟ بگو
خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو ، آهی؟ بگو

راندم چو از مهرت سخن ، گفتی بسوز و دم مزن
دیگر بگو از جان من ، جانا چه می خواهی؟ بگو

گیرم نمی گیری دگر ، ز آشفته ی عشقت خبر
بر حال من گاهی نگر ، با من سخن گاهی بگو

غمخوار دل ای مه نیی ، از درد من آگه نیی
ولله نیی ، بالله نیی ، از دردم آگاهی؟ بگو

در خلوت من سر زده ، یک ره درآ ، ساغر زده
آخر نگویی سر زده ، از من چه کوتاهی؟ بگو

من عاشق تنهایی ام ، سر گشته شیدایی ام
دیوانه رسوایی ام ، تو هر چه می خواهی بگو…
(مهرداد اوستا)
—————-
وقتی به عکس هایم نگاه می کردم ، گریه کردم ، عکسهای خیلی دور هم نه ، همین پارسال ، اما نه به خاطر این که عمرم زیر زمان دفن شد ، که این وظیفه ی این بزرگترین قاتل تاریخ هست.
که برای این که در عوض دادن عمرم چیزی نگرفتم.
همیشه کسانی رو که بر این قاتل پیروز شدن و با زیر خاک رفتنِ خاکشون، زیر خاک زمان دفن نشدن دوست داشتم و دارم.

Advertisements

5 پاسخ to “با من بگو تا کیستی؟”

  1. sahar Says:

    سلام خوبی چرا قالب وبلاگت رو عوض کردی؟> اون قالب صورتی قشنگتره! همون قالب صورتی بزار .راستی مرسی از محبتات لطف داری به من ایمیل زدم .شعرت هم زیبا بود

  2. پرنده ی رها (سیب سرخ) Says:

    یا حق … سلام … وبلاگ جالب و خوبی بود … لابد شما هم مثل من قبلا براشون مطلبی فرستادین که الان دعوتتون کردن … موفق باشید و سربلند در پناه حق … التماس دعا … یا علی مددی … والسلام علی من اتبع الهدی

  3. marjan Says:

    salam…omidvaram haletoon khoob bashe…man dishab be weblogetun sar zadam kheyli lezat bordam va tasmim gereftam ke linkesh konam albate agar ejaze befarmain ha…vali man biejaze link kardam…movafagh bashin..khodanegahdar

  4. MAMANYEHASTY Says:

    سلام دوست خوب و گرامی . خیلی زیبا تفسیر و ترسیم میکنی حرفاتو … به دل می نشینه . ولی چرا اینقدر غمگین و نا امیدانه . مگه الان چند سالته ؟ مثل اینکه مشکلاتی بیشتر از مشکلات خود ندیده یا نشنیده ای که اینچنین حاد در مورد خودت و عکست و احساست قضاوت میکنی . کمی به دور و اطراف خودت نگاه کن … بدتر از خودت را خواهی دید آنوقت مسائل بر تو آسان خواهد شد. درپناه حق باشی انشاءالله .

  5. شیدا Says:

    سلام
    شعر مرحوم اوستا و مطلب شما را که خواندم منهم اشکهایم سرازیر شد…….. بیاد این شعر حافظ افتادم که

    روز وصل دوستداران یاد باد
    یاد باد آن روزگاران یاد باد

    کامم از تلخی غم چون زهر گشت
    بانگ نوش شادخواران یاد باد

    گرچه یاران فارغند از یاد من
    از من ایشان را هزاران یاد باد

    راز حافظ بعد ازاین ناگفته ماند
    ای دریغ آن رازداران یاد باد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: