رو بر رهش نهادم…

امروز حالم زیاد خوش نبود یه فال حافظ گرفتم؛ گفتم شاید آروم بشم…این اومد…راستی این کلیپ را هم ببینید…بدک نیست کار آقا ایمان هست.
رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد

سیل سرشک ما ز دلش کین به درنبرد
در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد

یا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار
کز تیر آه گوشه نشینان حذر نکرد

ماهى و مرغ دوش ز افغان من نخفت
وان شوخ دیده بین که سر از خواب برنکرد

می خواستم که میرمش اندر قدم چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

جانا کدام سنگ دل بی کفایتیست
کو پیش زخم تیغ تو جان را سپر نکرد

کلک زبان بریده حافظ در انجمن
با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد
(حافظ)

Advertisements

یک پاسخ to “رو بر رهش نهادم…”

  1. mehdi Says:

    سلام.
    فال زیبایی بود…راستی بیت اول اون بیت سمت راست و میدونی چیه:
    آخر از عشق تو ساکن در کلیسا میشوم
    میکشم پا از مسلمانی یهودا میشوم
    میروم بر کشتی عشقت نشینم همچو نوح
    یا به ساحل میرسم یا غرق دریا میشوم
    شاعرش نمیدونی کیه؟
    فعلا…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: