Archive for مارس 2006

خدمات وبلاگ با وردپرس

مارس 31, 2006

weblogs.us از حدود سال 2005 به وردپرس پیوست و به کاربرای جدیدش وردپرس داد ؛ هر کاربر قدیمی هم که می خواست می تونست تقاضا کنه که وبلاگ قبلیش رو به وردپرس تبدیل کنه و هر کس هم دوست نداشت می تونست با همون موویل تایپ باشه… خلاصه این وردپرسی ها هی منو وسوسه کردن و خلاصه اینقدر وسوسه کردن که تصمیم بر این گرفتم که به جی دی بگم آقا ما رو هم ببر تو خط ورد پرس…
خوب یه ایمیل زدم به جی دی و گفتم وردپرس بهتر هست یا ام تی؟
جی دی در جوابم گفته بود:
Hi Aseman,
I choose WP because it is free, open source, and has a great community of bloggers that create themes and plugins for it 🙂
Which do you like better?
Best wishes,
-JD
فکر کنم منظور جی دی هم این بوده که وردپرس برای وبلاگ خیلی بهتره تا موویل تایپ ؛ از هر کس هم پرسیدم میگه وردپرس بهتره….ولی یکی گفت وردپرس برای وبلاگ خیلی خوبه و جون میده برای وبلاگ ولی با ام تی میشه فیل هوا کرد ولی با وردپرس نمیشه…..ولی آخرش فکر نکنم برم تو وردپرس….ولی بازم فکرشو که میکنم وقتی به وردپرس برم 2 گیگ +FTP +هر پلاگینی که بخوام میتونم داشته باشم باز هم بیشتر وسوسه میشم…نمیدونم ولی شاید به جی دی بگم وردپرسیم کنه…
بر خلاف موویبل تایپ ، ورد پرس یک برنامه کد بازه و انتشار صفحات وبلاگی که تحت ورد پرس ساخته می شن به صورت داینامیک هست ، که در این صورت حجم کمتری از هاست اشغال می شه ،حجم برنامه ورد پرس از ام تی به مراتب کمتره و از این لحاظ هم حجم کمتری از هاست اشغال می شه ؛ که من از این ویژگیش خیلی خوشم اومد.
با وجود پلاگین هایی که برای ورد پرس تولید شده ، امکانات زیادی میشه به برنامه اضافه کرد .
بگذریم؛ من اصلا تو کار وردپرس و ام تی نیستم…من همین که جایی باشه بتونم توش بنویسم برام کافیه ولی برای تجربه کار کردن با وردپرس خالی از لطف نیست…
حالا چند تا از سایت هایی که وبلاگ با وردپرس میدن بهتون معرفی می کنم…شاید به درد بخوره….
سایت Weblogs.us را کم و بیش می شناسید همین هست که الان خودم ازش استفاده می کنم ،ولی برای کاربرای جدیدش ثبت نام برای ورد پرس داره؛ البته این رو هم بگم فعلا ثبت نام ورد پرس در این سایت بسته شده به این دلیل که می خواهند قبل از اضافه کردن کاربرها ، اول به سرورهاشون اضافه کنند ؛یکی تو فروم از جی دی پرسیده بود کی عضو جدید می گیرید؟ که هنوز کسی به این سوال پاسخ نداده بود…ولی به نظر من این سایت از همه اون سایت هایی که خدمات وبلاگ با وردپرس میدن بهتر هست…
سایت بعدی blogsome.com هست ؛ سریع ، آسان ، رایگان ،تحت سیستم مدیریتی وردپرس، این سایت فعلا داره ثبت نام می کنه و امکانات خوبی هم ارائه میکنه . آدرس نهایی وبلاگ به صورت http://example.blogsome.com در میاد.
سایت بعدی blogthing.com هست؛ این سایت تا حدود یک ماه پیش عضو جدید نمی گرفت ولی امروز که سر زدم دیدم جدیدا شروع به عضو گیری کرده و عضو می گیره.
از امکانات این سات می تونم به این ها اشاره کنم….ولی تنها عیبش اینه که ورد پرس 1.5 هست و ورژن قدیمی هست و گرنه برای خود خارجی ها خیلی توپه و لی برای ایرانی ها یه کم درد سر داره…
هاستینگ رایگان
زیر دامنه (ساب دامین) رایگان به صورت : (http://example.blogthing.com)
فعال شدن سریع وبلاگ
طرح های گوناگون برای قالب
ساخت یا تغییر قالب با دستکاری CSS
سرویس FTP برای آپلود فابل بر روی هاست
آنتی اسپم قدرتمند
مدیریت با ورد پرس 1.5
راستی خود سایت وردپرس wordpress.comهم خدمات رایگان وبلاگ نویسی میده که اونم باز بد نیست ولی بیشتر به درد خارجی ها می خوره…و عیب wordpress.com اینه که نمیشه قالب رو فارسی کرد و برای ایرانی ها یه کم درد سر داره… باید برای هر پست به صورت دستی نوشته ها رو راست چین کرد.
(more…)

کسوف در نهم فروردین

مارس 29, 2006

 پدیده نادر خورشید گرفتگی، نهم فرودین ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و پنج در اکثر نقاط ایران و به ویژه شمال غربی کشور قابل رؤیت است.
«چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید»
پدیده نادر خورشید گرفتگی، نهم فرودین ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و پنج در اکثر نقاط ایران و به ویژه شمال غربی کشور قابل رؤیت است.
سعد‌الله نصیری قیداری گفت: این پدیده نادر از روز نهم فروردین از برزیل و جنگل‌های آمازون آغاز و پس از نیم ساعت با عبور از اقیانوس اطلس، آفریقا و آسیای صغیر به آسیای میانه رسیده و در مغولستان پایان خواهد یافت.
استاد فیزیک دانشگاه زنجان با اشاره به طول مسیر این کسوف که 14 هزار و 500 کیلومتر است اظهار داشت: اوج گرفتگی در کشور لیبی با مدت زمان 4 دقیقه و 8 ثانیه خواهد بود اما بهترین مکان برای رصد این پدیده نادر منطقه آنتالیای کشور ترکیه است که به مدت زمان 3 و نیم دقیقه خواهد بود.
نصیری قیداری ادامه داد: این پدیده در ایران با 90 درصد در شمالغربی و 30 درصد در جنوب غرب، از ساعت 14 و 57 دقیقه آغاز و تا ساعت 17 و 16 دقیقه ادامه خواهد داشت.
عضو شورای راهبردی رصدخانه ملی ایران با اشاره به اینکه این خورشید گرفتگی به هیچ وجه در ایران به صورت کامل نخواهد بود گفت: بیشترین درصد خورشید گرفتگی در تبریز با 80 درصد گرفتگی و کمترین آن در چابهار با 25 درصد گرفتگی رخ می‌دهد.
وی درصد گرفتگی خورشید در زنجان را 67 درصد اعلام کرد و گفت: از کلیه علاقمندان تقاضا می‌شود بدون ابزارهای لازم از مشاهده این پدیده خودداری کنند.
منبع:مجله نجوم

سه چیز است که صدا ندارد!

مارس 27, 2006

در زندگی سه چیز است که صدا ندارد: مرگ فقیر , ظلم غنی , چوب خدا.

من غلام قمرم …

مارس 27, 2006

وقتی این شعر رو می خونم از خود بی خود میشم این حالت فقط با خوندن این شعر بهم دست میده و خوندن شعر ابراهیم در آتش از استاد احمد شاملو:
من غلام قمرم غیرقمر هیچ مگو
پیش من جز سخن و شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت
سر بجنباند که بلی جز گل سر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته است عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته است و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پر نقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو
(مولانا)

پنج سفارش گرانبها…

مارس 26, 2006

شما را به پنج چیز سفارش میکنم که اگر در طلب آنها پاها را به پهلوى شتر بکوبید (و راه ببرّید) البتّه سزاوار است.
1) انسان نباید از هیچکس به جز از پروردگارش امیدوار باشد.
2) انسان نباید از هیچ چیز به جز از گناهش بترسد.
3) انسان نباید به هنگامی که از چیزى پرسیده می شود اگر نمی داند از ندانم گفتن شرمنده باشد.
4) انسان نباید از هیچکس خجالت بکشد به هنگامی که دانشى را فرا گرفتن خواهد.
5) بر شما باد به صبر و شکیب زیرا که صبر براى ایمان همچون سر است در پیکر و بدنى که سرى ندارد سودى ندارد ، و ایمانیکه در آن صبر نیست بیفائده است.
(امام علی (ع))

شعر چیست؟

مارس 26, 2006

و زیباتر از خود شاعر چه کسی شعر را مدح می گوید؟
ای شعر! ای پنهان ترین روح من!…
ای هولناک لذیذ ، چو افتادن از شاخه ، هنگام تکاندن توت…
ای آغاز! ای خشم تپیده در ناز!…
ای پرواز! ای خدای کوچک دلهای بزرگ…
ای خدای بزرگ دلهای کوچک…
آه ای شعر! سوگند به حنجره قناری ، صدای تو ماندنی تر است…
ای شریف چون محراب ، ای حریم!ای حرم!ای محرم!
ناگفتنیها را با تو باید گفت؛…ناگفتنیها را از تو باید شنید…
(علی موسوی گرمارودی)

باز هم خدمات SMS

مارس 25, 2006

باز هم خدمات SMS
سیستم (IITKIT ایت کیت) یا Iranian Information Technology Kit با هدف ارائه کلیه خدمات تکنولوژى اطلاعات و تجارت الکترونیک بوجود آمده است. خدمات کنونى این سیستم به تفضیل در قسمت ذیل توضیح داده شده اند.
این سیستم خدمات مختلفی ارائه می دهد به طور مثال مى‌توانید نرخ سهام بورس یا نرخ طلا و سکه را در هر ساعت از شبانه روز به روى موبایل خود دریافت نمایید. همچنین مى‌توانید از این سرویس جهت ارسال اطلاعات خودکار به موبایل دوستانتان استفاده نمایید. جهت استفاده از قابلیت خودکار اینگونه خدمات شما مى‌بایست عضو سایت بوده و با استفاده از کد کاربری و کلمه عبور از این امکانات استفاده کنید ؛ روبوت این سیستم iitkit هست که میتونید با Add کردن در لیست دوستان خود از امکانات رایگان این روبوت هم استفاده کنید.
خدمات به کاربران Yahoo
ارسال پیام از Messenger به موبایل
آخرین اخبار خبرگزاریهاى جهان
آخرین قیمت ارز ، سکه و بورس
اوقات شرعى ، آب و هوا
لغتنامه آریانپور ، فال حافظ ، جوک…
خدمات به دارندگان موبایل
ارسال SMS از موبایل به Yahoo
خرید کارت اینترنت و تلفن
آخرین قیمت ارز ، سکه و بورس
اوقات شرعى ، آب و هوا
لغتنامه آریانپور ، فال حافظ ، جوک…
خدمات اتوماتیک
دریافت روزانه قیمت ارزهاى رایج
دریافت زمانى قیمت سهام بورس
دریافت روزانه و زمانى اوقات شرعى
دریافت روزانه اخبار فورى
ارسال اتوماتیک SMS
برای اطلاعات بیشتر از سرویس های این سیستم به این صفحه مراجعه کنید.

این همه از آسمون گفتین یکم از دریا…

مارس 25, 2006

امروز وقتی نظرات را چک کردم دیدم همون دوست خوب که همیشه من رو مورد لطف خودش قرار میده باز هم منو شرمنده کردن و این متن خیلی ، خیلی قشنگ و دلنشین را برام فرستادن، عباس جون دستت درد نکنه، ممنون…
———————–
بنام او که زیباترین است…
سلام به آقا منصور و تمام آسمانیها…
این همه از آسمون گفتین یکم از دریای زیرچشماشم حرفی بزنیم…
بچه که بودیم خونمون نزدیکتر به دریا بود. گرچه میشه رفت بالا پشت بوم و آبی دریا رو دید. ولی یادمه اون موقعها صبح زود که برای مدرسه رفتن از خواب پا میشدم با صدای امواج صورتمو شستشو می دادم و با طلوع خنک خورشید خشکش میکردم. دم در اگه رو به دریا وامیستادم خوب میدیدم که امواج دریا دارن برام کف میزنن و چون چشمام تونسته بودن اوون مروارید طلایی رو صید کنن برام هوورا می کشیدن.
آسمون طیف رنگ رو طی می کرد تا برسه به آبیه آسمونی ، دریا هم تو این مدت بیکار نمی نشست. همیشه سوالم این بود که چرا دریا به رنگ آسمون در میاد ؛ بزرگترا میگفتن وقتی آبهای تموم زمین یکجا جمع بشن آبی میشن. اونوقتا نیوتونی نبود که برام تشریح کنه.
وقتی غلط املاییهامو تموم میکریدم، میزیدم به دریای خلیج همیشه فارس ؛ طول ساحل رو طوری تاخت میکردیم که اگه رستم و اسبش اونجا بودن، به نصیحت به رخش میگفت:از اینا یاد بگیر! بعدش میشدیم مثل ماهیه اسیر ساحل و آب بازی میکردیم ؛ خوبه که خدا دریا رو شور کرده بود تا ما چشمامون بسوزه و گرنه به این راحتیا دست از سر کچلش بر نمی داشتیم.
آخر بازیهامون خسته که میشدیم ، یه قلعه با ماسه بادی های خیس دریا درست میکردیم ؛ توش جا نمیشدیم ولی خستگیهامونو فراموش میکردیم ؛ بعدش که برای شست و شوی آب نمکی میرفتیم ، به چشم خودمون این معجزه رو میدیدم که وقتی آب رو تو دریا میدیدم آبی بود ولی تا تو دستامون میگرفتیم بی رنگ میشد.
غمناک ترین لحظه، لحظه ی خداحافظی با دریا بود ؛ غروب با اینکه میدونستیم دریا با کسی شوخی نداره ولی بازم کلید در قلعمونو دست دریا میدادیم . بعدش ما بچه های خوب مثل یه دسته ماسه بادی متحرک میرفتیم خونه ؛ از بس با آب شور دریا انس می گرفتیم که با زبون خوش کتک ما رو میبردن حموم.
اگه بخوام باقی چیزا رو بگم مطمئنن حوصلتونو سر میبرم؛ خلاصه مطلب اینکه ، کم کم بزرگ شدیم و از دریا دورتر و دورتر شدیم،تقصیر ماها نیست .به قول سهراب (( رویش هندسی سیمان،آهن،سنگ)) بود که جای اوون بوته های سبز رو گرفت . ساحل هر روز با طبیعت دریا غیب تر و غریب تر می شد. دیگه فهمیدم که اون تغییر رنگ معجزه نیست و شکست نوره . این ادراک تلخ نیست ولی اینکه باطن هفت رنگ ما چرا به بیرون نمیشکنه سخته! دیگه توی جزر و مد دریا رویش ساحل و نمی بینیم تا هست اسکله و لنج های چوبیه به گل نشسته. اینجا اگه از خط افق بگذریم دریا و آسمون یک رنگ میشن و خورشید از پشت دریا به ما سلام میکنه و هر پلکی که به روی دریا بزنیم فرشته ها برامون خوبی مینویسن. ولی باز میبینم کشتی هایی، که از خط افق دل نمی کنند. این جور وقتاست که باید به دیدن سهراب رفت :
پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بام ها جای کبوترهایی است
که به فواره ی هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله ی شهر شاخه ی معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله،به یک خواب لطیف
خاک،موسیقی احساس تو را می شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد
پشت دریاها شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحر خیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.
پشت دریاها شهری است
قایقی باید ساخت…

رویای تو…

مارس 25, 2006

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو ام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه پیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
ای ز گندمزار ها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پر بارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردید ها
با تو ام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر ‚ جز درد خوشبختیم نیست
ای دلتنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی انگاشتم
درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سرنهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش ‚ نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن…
(more…)

کتاب فرهنگ سده ممنوع شد!

مارس 24, 2006

امروز کتابی که تو شهر سده(خمینی شهر) تا بیست هزار تومان به طور قاچاقی به فروش رسیده بود ؛ به دستم رسید…
خوندمش و حالا راجع بهش قضاوت می کنم.
کتاب با عنوان (دیار کهن خمینی شهر) نوشته (رسول صرامی) هست؛ نویسنده تو این کتاب آداب و رسوم و فرهنگ ،جغرافیا و تاریخ این منطقه را مورد بررسی قرار داده و کلا تمام آداب و رسوم و اعتقادات مردم این شهر را نوشته و به نظر من اصلا قصد توهین نداشته چون فقط فرهنگ مردم اونجا را گفته .
ولی با اینکه وزارت ارشاد اجازه چاپ این کتاب را داده بود اما بعد از اینکه این کتاب با تیراژ سه هزار به چاپ رسید ؛ فورا فروش این کتاب ممنوع اعلام شد و تمام سه هزار جلد کتاب توسط ارشاد جمع آوری شد و دیگه خودتون حدس بزنید چی سر نویسندش میاد… من فقط شنیدم یکی دیگه رو اشتباهی به جای نویسنده این کتاب حسابی کتک زدن.
انتشاراتی هم که این کتاب را چاپ کرده بود حدود ده میلیون تومان خسارت دید.(من نمیدونم پس این وزارت ارشاد برای چی و چطوری مجوز چاپ این کتاب را داده!)
حالا چندتا از مطالب این کتاب را براتون مینویسم…
مقدمه بخش فرهنگ با شعری از رودکی آغاز شده است:
هر که ناموخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار…
قبل از اینکه بعضی از خرافات نام برده در این کتاب را بنویسم ؛ دیدم گفتنه این شعر از شیخ بهایی خالی از لطف نیست:
ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما
درهم شده خلقی ز پریشانی ما
بت در بغل و به سجده پیشانی ما
کافر زده خنده بر مسلمانی ما
بعضی از خرافاتی که در این کتاب آمده:
1)اگر کسی بخواهد بین زن و شوهری را به هم بزند ، باید دعایی را در قبرستان خاک می کرد ؛ این دعای جادو با آداب خاصی تهیه می شد؛ طریقه خنثی کردن آن به این صورت بود که فردی که خاک کردن دعا را می دید ، باید روی آن ادرار میکرد؛ این دعا ها مثلا برای روز های خاص مثل بر هم زدن بین داماد و عروس خانواده از طرف مادر داماد تهیه می شد!
2)در یکی از محلات سده رسم بود در صورتی که زنی صاحب فرزند نمی شد مادر عروس نشان خونی شب حنجله را با دختر خود به حمام می برد و مدرک مذکور را در لگن آب شسته سپس سر دختر را با نشان خونی می شست تا بخت دخترش باز شود؛چنین رسمی را در قدیم آب چَله می گفتند.
3)وقتی برای مرده ای حرف می زدنند اگر کسی عطسه زند می گویند ، باید سه تا بزنید پشت کمرش تا کسی نمیرد.
4)اگر دختر در حمام بتواند خوب چرک کمر را بگیرد این دختر خیلی زبر و زرنگ است ولی اگر خیلی آهسته این کار را بکند؛ این دختر شل و ول است و به درد زندگی نمی خورد!
5)از نصایح مرحوم فیض الاسلام به علمای متظاهر سده:ریش را کم کنید و عقل تون را زیاد کنید.
6)گاه پشت پای تک فرزند پسر را داغ می گذاشتند تا خانواده دارای تک فرزند،دارای فرزند دیگری شود.
7)موقع خواندن خطبه عقد باید دختران را از محل خطبه خواندن دور کرد تا بخت آنها بسته نشود.
8)اگر کسی از مدفون کردن میت فارع گشت نباید مستقیما به خانه دیگران برود بلکه باید اول به خانه میت برود.
9)عیادت بیمار در شب های چهارشنبه نباید رفت چون بیماری وی سخت تر می شود.
10)اگر گهواره بدون بچه را تکان دهیم بعدا گوش بچه درد می گیرد.
11)تعدادی از زنان سدهی در قدیم با مالیدن شکم خود به خمره های اهل قبور ، تصور میکردند از این طریق حامله می شوند.
12)در اتاق عروس و داماد باید میخی کوبانده شود تا زندگی آنها محکم شود.
13)نان سوخته خوردن نشانه رفتن به کربلا ست.
14)نوشته های روی قبور را نخوانید چون باعث کاهش حافظه می شود.
15)جارو کردن اتاق در روز های چهار شنبه روا نیست و باعث جمع شدن مورچه در اتاق می شود.

اولین جمعه سال 1385

مارس 24, 2006

باز یک جمعه دیگه از راه رسید؛ و کم کم داره می ره...
عابر کوچه های خیس خاطره …
اگر نیایی بی تو با یادهایت چه کنم؟
باز یک جمعه دیگه از راه رسید؛ و کم کم داره می ره…
و این اولین جمعه از سال 1385 هست…
دلم سخت گرفته است….
ای کاش کسی که همه عالم منتظرش هست زودتر بیاد و ما را از این غم و غصه نجات بده…
امید به خدا…
از همه دوستان خوبم التماس دعا دارم….
جمعه ۴ فروردین ۱۳۸۵
23 صفر ۱۴۲۷
24مارس ۲۰۰۶

چند حکایت از ملا نصر الدین!

مارس 24, 2006

بر عکس اینکه خودم هم عمو هستم هم دایی ولی خودم عمو ندارم…ولی یکی هست که از همون بچگی ها مثل عموم بوده و همیشه بهش میگفتم و میگم عمو…بگذریم…امروز رفتیم دیدنش .. عاشقه کتابه و یه اتاق داره پر از کتاب ، هر کتابی بگید داره…از بس به کتاب علاقه داره جدیدا صحافی هم میکنه ، قرار شد چند تا کتابش بدم تا برام درستشون کنه.خلاصه عیدی یه کتاب از کتاب های قدیمیش بهم داد؛ اگه گفتید چه کتابی؟ کتاب ملانصر الدین!
این کتاب اولین چاپش هست و چاپ اولش اول فروردین سال 1349هست.
حالا هم یکی از لطیفه های ملا را براتون مینویسم…
ماجرای حیله زدن ملا به زنش…
مدتی بود که زن ملا هر شب به خانه اقوام و دوستانش میرفت و دیر به خانه باز می گشت.
ملا که از دست زنش خواب و خوراک نداشت ،ناراحت بود و می خواست کاری کند که زنش به خانه اقوامش نرود و اول شب در خانه باشد.
ملا بار ها به زنش نصیحت کرد که دست از کار های خود بردارد ولی فایده ای نداشت.
سرانجام وقتی یک شب ملا به خانه آمد و زنش را ندید ؛ در خانه را بست و آنرا از داخل قفل کرد…
نیمه شب که زن خسته و کوفته برای خواب آمده بود به در خانه آمد و شروع به در زدن کرد…
ملا از خواب بیدار شد و به پشت در رفت…
ملا گفت:چه کسی آنجاست؟
– ملا من هستم…همسر تو…
ملا گفت:زن عزیزم در باز نمی شود و بهتر است هر جا تا به حال بودی به همان جا بروی و شب را به صبح برسانی….
زن ملا التماس کرد ولی ملا در را باز نکرد….
زن ملا عصبانی شد و گفت اگر در را باز نکنی خودم را به چاه خواهم انداخت.
ملا گفت: هر کاری می خواهی بکن.
زن چند قدمی از کنار در خانه دور شد…چند دقیقه ای گذشت و چون دیگر صدایی شنیده نمیشد ؛ ملا خیال کرد زنش خودش را به داخل چاه انداخته است…پس به کنار چاه رفت و داخل چاه را نگاه کرد….
اما در همان وقت زن حیله گر که خود را در گوشه ای پنهان کرده بود ؛ از فرصت استفاده کرد و به داخل خانه رفت و در را به روی ملا بست.ملا ناگهان فهمید که چه کلاه بزرگی بر سرش رفته است.
ملا: زن در را باز کن!
زن ملا: باید تا صبح در کوچه بخوابی تا دیگر مرا اذیت نکنی…
زن ملا بر روی پشت بام رفت و از آنجا فریاد زد که:
ای مرد برای چه تا این وقت شب در کوچه میمانی؟ مگر تو زن نداری؛مگر خانه و زندگی نداری….
همسایه ها که صدا را شنیدن از خانه هایشان خارج شدند و به خیال اینکه ملا هر شب به خانه نمی رود شروع به سرزنش وی کردند…و ملا در حالی که خیس عرق شرم شده بود ؛بدون آنکه حرفی بزند سرش را پایین انداخت و از آنجا رفت و آن شب را در کاروانسرایی خوابید و با خود عهد کرد هرگز در صدد تنبیه زن خود بر نیاید و به کار های او ایراد مگیرد…
(more…)

دو سال شد!!

مارس 24, 2006

دو سال از وبلاگ گذشت!!
به نام آنکه هستی نام از او یافت…
با سلامی به گرمی دل های پر حرارت شما…
درست دو سال پیش، در چنین روزی بود که وبلاگی به نام آسمان در سایت وبلاگز دات آس ثبت شد. دوسال پیش در چنین شبی اولین یادداشت خودمو که همانا آغاز سخن با نام خداوند بود نوشتم یعنی چهار فروردین سال 1382.
در این مدت از خیلی چیزها نوشتم؛ از شادی و از غم، از تحلیل و از شعر و داستان ، از بی حوصلگی و از شوق نوشتن و عشق ، خبر های خوب و خبرهای بد، آموزش و گاهی هم از یادگیری شخصی ، از گلایه ها و از شرمندگی ها ، از محبت ها و از نامرادی ها ، از شوق ها و از اشک ها ،از دانشگاه و خاطره هایش و خلاصه از دوستان و آشنایان و…
اما می دونم که نوشتن وبلاگ برام تجربه ای بود که حاضر نیستم اونو به راحتی از دست بدم.
و این نکته مهمه که نوشتن ساده نیست به ویژه اگر بخواهی به آن متعهد باشی…
از همون روز اول، که وبلاگ خاطرات و روزنوشت های یک آسمانی شروع کرد، بزرگترهایی بودند که با محبت، دستان او را گرفتند و چگونه راه رفتن را به او آموختند. اگر گاه گاه، این طفل زمین می خورد، با مهربانی به او روش درست پیمودن راه را یاد می دادند ؛ به خصوص باید از آقای جی دی عزیز کمال تشکر را بکنم که به جرات میتونم بگم بهترین سرویس وبلاگ نویسی رایگان یعنی وبلاگز دات آس را در کل جهان ارائه دادند و می دهند ؛ به صورت انگلیسی هم مینویسم که اگه یه موقع به اینجا سری زد ببینه ازش تشکر کردم و نگه بی معرفتم…(.specialy thanks from JD for the best servis of blog for bloggers) و حالا دو سال از عمر این بچه (نی نی)گذشته، دو سالی که تجربه های فراوانی را براش به دنبال داشت. امیدوارم که خداوند توانا، این نیرو و اراده و امکان را به همه ما بده که سال دیگر هم، و چه بسا سال های دیگر، این روز را در کنار هم جشن بگیریم. برای همه آروزی سلامتی و عافیت و خوشبختی و دل خوشی دارم و از همه التماس دعا…
ما زنده برآنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگیه ما عدم ماست
دلا رمز حیات از پروانه آموز
حقیقت درمجازش بی حجابیست…

فقط یک گام دیگر

مارس 23, 2006

فقط یک گام دیگر مانده تا پای بلند دار
کمی آهسته تر شاید…نه محکم تر قدم بگذار

به شدت خسته ام از خود، به شدت خسته ام از تو
بیا ای جان بی ارزش، بیا دست از سرم بردار

خدا می داند ای مردم، دلم چون ساقه گندم
نمی رقصد بجز با گل، نمی میرد مگر با خار

نه با جن نسبتی دارم، نه از اقوام انسانم
مرا از من بگیر و دست موجودی دگر بسپار

خودت بنشین قضاوت کن اگر تو جای من بودی
چه می گفتی به این مردم، چه می کردی به این دیوار؟

خدایا گر چه کفر است این ولی یک شب از این شبها
فقط یک لحظه – یک لحظه – خودت را جای من بگذار
(بهروز یاسمی)

تبریک یا نامه مشروطی؟!

مارس 22, 2006

دومین روز سال جدید یعنی همون سال 1385 که سال سگ هست؛ گذشت….واقعا بد میگذره؛ روز خوشی تموم میشه صبح منم سر میزنه…چرا؟خودم هم نمیدونم…بگذریم…
امروزخیلی ترسیدم…صبح بود که یک دفعه دیدم از طرف دانشگاه یه نامه اومده در خونه ؛ گفتم ای داد ، دیدی چی شد ، نامه مشروطیت اومد در خونه…
هنوز نامه را باز نکرده بودم که تو دلم به کل دانشگاه دری وری میگفتم…تو دلم گفتم آخه این نامردها چرا گذاشتن قشنگ روز اول عید بفرستنش…پیش خودم گفتم حتما میخوان تو روز اول عید آبرومونو ببرن…ولی حالا بگید چی شد…
یه کارت پستال بود برای تبریک عید نوروز که روی کارت پستال که به نظر من قشنگ بود این جمله نوشته شده بود:
عالم همه در طواف عشق است و دایره دار این طواف حسین(ع) است.
(سید مرتضی آوینی)
و پشت کارت پستال تبریک رئیس دانشگاه با این مضمون بود:
به نام یگانه هستی بخش یکتا…
با گرامیداشت اربعین سرور و سالار و مقتدای شهیدان و آزادگان که :
تا حشر رادمردی و جانبازی حسین(ع)
اندر خور ستایش و تحسین و مرحباست…
شکفتن بهار که سر آغاز فصل زیبایی هاست،نمود قدرت یگانه ایست که هستی می بخشد و جلوه مینماید ، باشد که شروع بهار دلهایمان آکنده از عطر محبت و دوستی شود.فرا رسیدن بهار طبیعت را به شما و خانواده محترمتان از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
دکتر سید محمد امیری
(رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد)
خوب این تبریکی بود که آقای دکتر امیری برای تک تک دانشجوهای دانشگاه فرستاده بود.
و پشت این کارت پستال چیز های جالب دیگه ای هم بود که نوشتن اونا هم خالی از لطف نیست ، یعنی افتخارات دانشگاه نجف آباد در سال 1384 هست.
رئوس برخی از اقدامات و موفقیت های دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد در سال 1384:
1)ارتقاء سطح علمی ، آموزشی دانشگاه از بسیار بزرگ به جامع
2)کسب رتبه دوم در ارزیابی امور مالی در کل دانشگاه های آزاد اسلامی و رتبه اول در بین دانشگاه های آزاد اسلامی ناحیه 4
3)کسب رتبه اول مسجد دانشگاه در بین کل مساجد دانشگاه های آزاد اسلامی
4)پرداخت وام های صندوق رفاه دانشجویان بیش از 5/2 میلیارد تومان در سال 84
5)اتمام پروژه بزرگ کتابخانه مرکزی دانشگاه با زیر بنای 35 هزار متر مربع که به زودی افتتاح خواهد شد.
6)کسب مقام برترین شرکت کننده در نمایشگاه بین المللی دستاوردهای پژوهشی سال 84 توسط وزارت علوم،تحقیقات و فناوری
7)دریافت لوح زرین ششمین نمایشگاه فن بازار ملی در سال 84
8)دریافت نشان برترین مرکز علمی –تحقیقاتی کشور در سال 84
9)برگزاری بیش از 50 سمینار پژوهشی و نمایشگاه کتاب
10)ثبت بیش از 10 اختراع توسط اساتید و دانشجویان
11)پذیرفته شدن بیش از 400 نفر از دانشجویان در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری د دانشگاه های دولتی و آزاد