وقتی که دیگر نبود …

وقتی که دیگر نبود ،
من به بودنش نیازمند شدم…
وقتی که دیگر رفت ،
من به انتظار آمدنش نشستم…
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ،
من او را دوست داشتم…
وقتی که او تمام کرد ،
من شروع کردم…
وقتی او تمام شد ،
من آغاز شدم…
و چه سخت هست تنها متولد شدن…
مثل تنها زندگی کردن…
مثل تنها مردن…
(دکتر علی شریعتی)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: