دو خط موازی !

پسرکی آنها را روی کاغذ کشید ، نگاه آن دو به هم افتاد در همان نگاه اول دلش لرزید خط اول نگاهی به خط دوم کرد و گفت ؛
ما می توانیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم ؛
خط دوم از خجالت به خود لرزید…
خط اول گفت من می توانم کار کنم می توانم خط کنار یک ریل باشم یا خط کنار یک نردبان…
خط دوم گفت ؛ من نیز کار می کنم می توانم خط کنار یک گلدان باشم یا یک خط کنار یک نیمکت خالی توی یک پارک خلوت…
آه چه شغل شاعرانه ای !!!
در همین لحظه معلم گفت:
دو خط موازی حتی اگر عاشق هم باشن هیچ گاه به هم نمیرسن مگر اینکه یکی از اونا واسه رسیدن به دیگری بشکنه!!
برگرفته از یک قطعه ادبی
پ.ن:نمیدونم نویسنده این قطعه ادبی کی هست چون تو نت یه سرچ کردم، تعداد وبلاگ هایی که از این قطعه ادبی استفاده کردن بیش از صدتا بود.

Advertisements

یک پاسخ to “دو خط موازی !”

  1. منصور Says:

    تست!!!فکر نکنم کامنت مشکل داشته باشه….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: