Archive for مه 2006

هفت جا، نفس خویش را حقیر دیدم!

مه 30, 2006

هفت جا، نفس خویش را حقیر دیدم:
نخست، وقتی دیدمش که به پستی تن می داد تا بلندی یابد.
دوم، آن گاه که در برابر از پا افتادگان ،می پرید.
سوم، آن گاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را بر گزید.
چهارم، آن گاه که گناهی مرتکب شد و با یاد آوری این که دیگران نیز همچون او دست به گناه می زنند،خود را دلداری داد.
پنجم، آن گاه که از ناچاری، تحمیل شده ای را پذیرفت و شکیبایی اش را ناشی از توانایی دانست.
ششم، آن گاه که زشتی چهره ای را نکوهـش کرد، حال آن یکی از نقاب های خودش بود.
هفتم، آن گاه که آوای ثنا سر داد و آن را فضیلت پنداشت.
(جبران خلیل جبران)

Advertisements

آخرین جلسه درس ادبیات!

مه 29, 2006

امروز آخرین جلسه درس سه واحدی ادبیات بود…امروز روز خداحافظی او و ما بود؛ خلاصه این دو ساعتی که در هفته آرزو می کردم هر چه سریعتر بیاد چه زود گذشت…
با اینکه دوشنبه ها از صبح تا عصر تو این خراب شده بودم ولی باز هم از دوشنبه ها خوشم می آمد و با اینکه در ظهر کلاس تشکیل می شد خیلی سر حال به درس گوش می دادم و از صحبت های استاد لذت می بردم؛ امروز آخرین روز بود و استاد زود کلاس را تعطیل کرد و گفت هر کس دوست داره؛ بشینه می خواهم براتون شعر بخونم…خیلی از بچه ها رفتن ولی من و چند تایی از بچه های دیگه نشستیم؛ جایی کاری نداشتیم؛ نشستیم و لذت بردیم…
امروز دفتر شعری از یک شاعر جوان به نام حسن باقری آورده بود؛ چند تا شعر از ایشون خواند و گفت ایشون 17 سال داشته که در یک حادثه تصادف رانندگی به دیار ابدی کوچ می کنه…خب این سه تا شعر را از ایشون خواند…
اگر خدای نظری کرد و ما سفر کردیم
و با اجازه تان رفع دردسر کردیم
به سنگ قبر ما بنویسید، بنده عشقیم
به راه عشق شکستیم و ترک سر کردیم
و با کمال رضایت به مرگ تن دادیم
که بعد ها ننویسند از آن حضر کردیم
به رقص و هلهله ما را به خاک سپارید
حلالمان کنید اگر سفر کردیم…
(حسن باقری)
دو شعر دیگر هم هست که در ادامه مطلب گذاشتم…
(more…)

به نام تو…

مه 28, 2006

فاضل نظری
خوب مثل اینکه هر کاری کردم، نتونستم کتاب غزل های آقای فاضل نظری(گریه های امپراطور) را به دست بیارم…به دوستان هم گفتم که در نمایشگاه تهران برایم این کتاب را تهیه کنند که نشد؛ ولی آخر کتاب غرل های ایشون را پیدا می کنم….ولی فعلا این شعر را بخونید…این شعر واقعا زیباست…
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ی ممنوع ولی لب هایم
هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس ، هیچ کس این جا به تو مانند نشد
هرکسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند :…نشد
(فاضل نظری)
(more…)

دلی به دست آر تا کسی باشی…

مه 27, 2006

روزه تطوع صرفه نان است. نماز تهجد، کار پیرزنانست، حج رفتن تماشای جهان است، نان‌ دادن کار جوانمردانست، دلی به دست آر که کار آنست.
اگر بر روی آب روی خسی باشی و اگر به هوا پری مگسی باشی، دلی به دست آر تا کسی باشی.
بدان که خدای تعالی در ظاهر، کعبه ای بنا کرده که او از سنگ و گل است و در باطن کعبه ای ساخته که از جان و دل است. آن کعبه، ساخته ابراهیم خلیل است و این کعبه بنا کرده است. آن کعبه منظور نظر مؤمنان است و این کعبه، نظرگاه خداوند رحمـــان است. آن کعبه حجاز است و این کعبه راز است. آن کعبه انصاف خلایق است و این کعبه عطای حضرت خالق است. آنجا چاه زمزم است و اینجا آه دمادم… آنجا مروه و عرفات است و اینجا محل نور ذات. حضرت محمد مصطفی (ص)آن کعبه را از بتان پاک کرد تو این کعبه را از اصنام هوی و هوس پاک گردان:
در راه خدا دو کعبه آمد حاصل یک کعبه صورت است و یک کعبه دل
تا بتوانی زیارت دلها کن که افزون ز هزار کعبه باشد یک دل
دنیا نه جای آسایش است، بلکه محل آزمایش است، یکی را همت بهشت و یکی را دولت دوست ای من فدای آن که همتش همه اوست.
طالب دنیا رنجور است و طالب عقبی مزدور و طالب مولی مسرور.
دنیا طلبا تو در جهان رنجوری عقبی طلبا تو از حقیقت دوری
مولی طالبت کـــه داغ مولی داری اندر دو جهان مظفر و منصوری
(خواجه عبدالله انصاریی)

زندگی و مرگ!!!

مه 25, 2006

زندگی از مرگ پدید می آید،
برای آنکه گندم بروید،
باید که دانه بذر نابود شود،
هیچگاه کسی بدون عبور از میان آتش رنج بلند نشده است،
هیچکس نمی تواند از این قاعده بگریزد،
ترقی چیزی جز تزکیه رنج با اجتناب از رنج دادن نیست،
هر قدر رنج پاکتر باشد
ترقی والاتر است،
عدم زور همان
رنج خودآگاه است،
من به خود اجازه داده ام که قانون کهن
فدا کردن خویش
یعنی قانون رنج را
به ملت هند
عرضه کنم…
(گاندی)

بیراهه رفته بودم…

مه 24, 2006

بیراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و می کشید
زین بعد همه عمرم را
بیراهه خواهم رفت …
(حسین پناهی)
راستی؛ دلبری آسان است
اما دلداری کار هر کسی نیست!!!
—————
همینجوری:
باز هم اس ام اس از طریق اینترنت؛160 حرف رو می تونید بنویسید، ضمنا نیازی هم به داشتن موبایل نیست. البته یک شماره موبایل آخر ثبت نام ازتون می خواد که می تونید الکی یه چیز وارد کنید . چون کد فعال سازی رو به اینترنت میفرسته و نه موبایل!بدکی نیست!می تونید ثبت نام کنید؛ فرمش هم کوتاه و آسان است.

چگونه انتقاد کنیم!

مه 24, 2006

*چگونه انتقاد کنیم تا نتیجه بگیریم؟
*شما در مقابل انتقاد چگونه عمل می‌کنید؟
*آیا انتقاد سبب خشم و عصبانیت شما می‌شود؟
*آیا شما نیز گاهی با سخنان انتقادآمیز خود موجب رنجش دیگران می‌شوید؟ آیا از ترس این‌که مبادا کسی را از خود برنجانید، در بیان مطالبی که آن را مفید می‌دانید، تردید می‌کنید؟
پاسخ این پرسش‌ها اغلب مثبت می‌باشد چرا که مردم معمولاً‌ تمایل دارند انتقاد را به شکل منفی به کار برند و تعبیر و تفسیر کنند و یا به دلیل منفی بودنش از انتقاد کردن خودداری نمایند. اگر چند نفر را به طور اتفاقی انتخاب کنید و از آنان بپرسید « معنی انتقاد چیست؟» به احتمال زیاد خواهند گفت: «انتقاد اظهارنظری است مخرب، تحقیر‌کننده یا خصومت‌آمیز که هدفش عیبجویی است.»
چرا انتقاد در مفهوم رایج خود دارای تاثیر تا بدین حد مخرب و منفی است؟
در انتقادهای متداول، انتقاد کننده معمولاً به شکلی غیرمنصفانه فقط روی نقاط ضعف انگشت می‌گذارد.
انتقاد به صورت متداول خود جریانی منحصراً‌ یکسویه است.
انتقاد نادرست احتمال رشد و پیشرفت را از بین می‌برد. این شیوه با تمرکز بر روی اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع جبران و پرهیز از خطا را می‌بندد. وقت آن رسیده که در تعریف انتقاد تجدید نظر کنیم و بدین ترتیب مفهوم قبلی آن را تغییر داده، در روند انتقاد کردن و انتقاد شنیدن تحول و اصلاحاتی ایجاد کنیم. به تعاریف جدید توجه کنید:
انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به دیگران به نحوی که افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به کار برند. و یا انتقاد وسیله ای است برای تشویق و افزایش رشد فردی و روابط اجتماعی.
برای اینکه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودی کنیم، باید به یک پرسش کلیدی پاسخ دهیم:
اطلاعاتی را که می‌خواهیم به فرد مخاطب بدهیم، چگونه بیان کنیم که از یک طرف مخاطب ما آن را بپذیرد و از آن سود ببرد و از طرف دیگر به بهبود روابط ما با او کمک کند «به عبارتی دیگر» چه بگوییم؟ «و» چگونه بگوییم؟»
این پرسش، مرکز ثقل مساله را از عیبجویی به حل مشکل تغییر می‌دهد.
برای طرح یک انتقاد سازنده و مؤثر باید موارد ذیل را مدنظر داشته باشید:
رفتار مورد انتقاد را مشخص کنید.
انتقاد خود را تا حدامکان واضح و مشخص بیان کنید.
اطمینان حاصل کنید که اعمال و رفتاری را که مورد انتقاد قرار می‌دهید، قابل تغییر است. در غیر این‌صورت از انتقاد صرف‌نظر کنید.
از عبارت نظر شخصی من این است استفاده کنید و از تحمیل نظریات خود بپرهیزید.
واضح و شمرده سخن بگویید، به طوری که طرف مقابل انتقاد شما و دلیل مطرح کردن آن را بفهمد.
موضوع را کش ندهید و انتقاد را به سخنرانی تبدیل نکنید، زیرا شنونده بی‌حوصله می‌شود و توجهی به آن نمی‌کند.
بکوشید انگیزه‌هایی برای تغییر رفتار پیدا کنید و خود را متعهد بدانید که انتقاد شونده را در حل مشکلش کمک کنید.
اجازه ندهید گفته هایتان از احساسات منفی شما رنگ بگیرد. مواظب باشید صدایتان بلند و لحن کلامتان خشن و طعنه‌آمیز نباشد.
از ژست‌های خشم‌آلود، مانند گره کردن دست، اخم کردن، گره به ابرو انداختن و نظائر آن بپرهیزید.
حالت و رفتار شما می‌بایست گفته‌های شما را تقویت کند نه آنکه آنها را نفی کند.
با مشکلات و احساسات طرف مقابل، همدلی نشان دهید.
شتابزده انتقاد نکنید.
بکوشید با پیش‌بینی واکنش‌های منفی شخصی که مورد انتقاد قرار می‌‌گیرد، از بروز آن جلوگیری کنید. جملاتی مانند: « می دانم که به من این اجازه را می دهید که در مورد … حرف بزنم، چون معتقدم که برای شما مفید خواهد بود.» در کاهش واکنش‌های منفی مؤثر می‌باشد.اگر نتیجه انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نمودید، وی را تحسین کنید.
پی نوشت:
این مقاله را یکی از دوستان برایم فرستاده و از منبع آن ذکر نکرده بود، امیدوارم این مقاله بتونه تا حدی مشکل بزرگ جامعه ما یعنی انتقاد کردن و طرز انتقاد کردن را تا حدی راحت تر کنه.

خسته‏ام…

مه 20, 2006

دلم خیلی گرفته! دلم از دنیا گرفته!
از این روزهاى روز مرگى،
از روزهایى که با دیروز و فردایمان
تفاوتى ندارند،خسته‏ام …
افسوس
من مرده ام
و شب
گویی هنوز هم
ادامه ی همان شب بیهوده است…
یادمه همیشه میگن از دست هر کی که ناراحت میشی؛ هیچ کس جز خدا نمیتونه مرهم دل زخم خوردت باشه؛
اما بدون اگه توی اون دنیا من فقط یک درصد حق داشته باشم و تو نود و نه درصد حق داشته باشی، به خداوندی خدا از حقم نخواهم گذشت…امروز هم گذشت …نمیدانم روز خوبی بود یا نه اما هر چه بود گذشت…
————–
و به قول سهراب که می گوید:
بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم
دیده ام گاهی در تب ، ماه می آید پایین،
می رسد دست به سقف ملکوت.
دیده ام، سهره بهتر می خواند.
گاه زخمی که به پا داشته ام
زیر و بم های زمین را به من آموخته است.
گاه در بستر بیماری من، حجم گل چند برابر شده است.
و فزون تر شده است ، قطر نارنج ، شعاع فانوس…

خاک می خواند مرا…

مه 19, 2006

رحم *دنیا * مادر * شیر * بغل * ماما * ددر * پستونک * پوشک * جیش* دندون* نمی خوام ، نمی خوام ، نمی خوام * واکسن *نقاشی * مهد * کیف * دبستان * الفبا * جمع * تفریق * جغرافی * شلوار * توپ * پفک * ادامس * پلنگ صورتی * هادی و هدی * خونه مادر بزرگه * تابستون * پارک *راهنمایی * حرفه و فن * نمره * بلوغ * دین * نماز * روزه *شخصیت * پدر و مادر * دبیرستان *جبر * کاراته * فوتبال * بدن سازی * خواهر و برادر * عطر * دختر * خانوم * خوشگل * پسر * آقا * مهندس *دکتر* کنکور * تست * رتبه * رشته * دانشگاه * بدبختی * امریکا * کانادا* ویزا* کوله بار * معافیت * هیچی * واحد * پاس * مشروط * همکلاسی چشم * دل * عشق * دیوونتم * تلفن * اس ام اس * انتظار * جوانی * ساز * نارو * اولی و آخرین * پاتق * سیگار * پارتی* تنفر * تلافی *دلش * شکستن * به درک * فارغ التحصیل * تمام * خلاص * سربازی * تفنگ * آموزش * پایان خدمت * تمام * شروع * کار * حمالی * زحمت * تلاش * شندرغاز * پشتکار * پول * خواستگاری * گل * چای * یه نظر * حلال * حلقه * جشن * رقص * شام * شب * سینما * مهمونی * جامعه * کار * بچه * ونگ ونگ * گریه * پول * اجاره * گشنگی * حمالی * شب * حامله * بچه * پول * دعوا * شکستن * قهر * خونه بابا * داد خواست * بی خیال بچه * ناز * منت * گل* خونه * کار * زن نامحرم * پسر * دختر * داماد * عروس * بابا بزرگ * نوه * پیری * سالمندان * یاس * نا امید * سر خورده * بازنشستگی * بیمه * برونشیت * ارتروز * مریض * کیسه دوا * وصیت * ارث * سرطان * مرگ * کفن * قبرستان * گورکن * خاک * هفتم * چهلم * سال * صفر* تمام * نابود * نیست *
و این بود!!!!
—————————
خیلی ها از قبل برای خودشان قبر میخرن؛ یک شخص سالخورده ای که قبری برای خودش خریده بود گفت گاهی بر سر مزار خفتگان می آیم و در راه سری هم به جایگاه ابدی خودم می زنم و به خود می گویم اینجا خانه توست پس در دنیا جایی نداری.
اگر آدم گاهی به قبرستان برود؛ و با چشمان خودش جایگاه ابدی خودش را ببیند بیشتر باور می کند…
می گفتند یک ماه پیش گفت برایم قبری بخرید که دیگر روزهای آخر را میگذرانم…
برایش خریدند…دیروز صبح رفتند تا فلاکس چایی او را پر کنند، اما او زیبا خفته بود…به بیمارستان بردنش، اما دیگر فایده ای نداشت او خوابیده بود…گفتند او رفت ولی آنچه از او یاد می کردند خوب بود…روحش شاد و مزارش گل باران باد…
خاک می خواند مرا ، هر دم به خویش
می رسند از ره که در خاکم نهند
آه؛ شیاد عاشقان نیمه شب
گل؛ به روی گور غمناکم نهند…

زندگی صحنه ی بازی!

مه 18, 2006

به شکوه آنچه که بازیچه نیست بیندیش؛ من خوب می دانم که زندگی یکسره صحنه ی بازی است؛ اما همه کس برای بازی های حقیر آفریده نشده است.
(نادر ابراهیمی)

آسمان در نقشه ایران!!!

مه 16, 2006

وقتی در وبگردی‌هایم به این سایت رسیدم تصمیم گرفتم آسمان را در نقشه ایران جا بدهم‌ ، هر چندخیلی کوچیکه ولی اگه بخواهی میتونی پیداش کنی !
اگر پیداش نکردید می تونید تو قسمت Search بنویسید Aseman و سرچ کنید تا محل قرار گرفتن آسمان را در نقشه ایران عزیزمان ببینید.
این سایت به همت آقای کوشا هاشمی راه اندازی شده و یک ابتکار جدید هست، شما هم میتوانید در نقشه ایران در 1000 ایرانی جایی داشته باشید.
واقعا نقشه ایران بسیار غرور آور است و من وقتی نقشه ایران را دیدم بی اختیار احساس غرور کردم…
و اینکه لینک ها در نقشه ایران جایی می گیرد بسیار جذاب و قشنگ است…امیدوارم همه ایرانیان موفق و پیروز باشند.
—————–
این شعر قشنگ را به همه دوستان تقدیم می کنم؛ البته وقتی معین عزیز این شعر را با اون صدای دلربا و قشنگش می خونه دیگه هیچ جای حرفی نیست…زیباست…شاید کسانی که خواننده وبلاگ هستند بدانند معین از خواننده های مورد علاقه من است و مثل بعضی از خواننده های دیگر که در نوشته هایم نوشته ام…
آزاد بودم من، آزاد بودم من
گرفتارم تو کردی، مفتون مه رویان عیارم تو کردی
من اهل بودم، رند و می خوارم، تو کردی، تو کردی
با می فروشان، اینچنین یارم تو کردی، تو کردی
ای دل بلا ؛ ای دل بلا ؛ ای دل بلایی
ای دل سزاواری که دائم مبتلایی
از مایی آخر، خصم جان ما چرایی
دیوانه جان، آخر چه ای کار کجایی
روزم سیه، حالم تبه کردی، تو کردی
ای دل بسوزی، هر گنه کردی تو کردی
تا چند می سوزی دلا، خود را و ما را
ما هیچ رحمی کن به خود آخر خدا را
تا چند خواهی عشق، درد بی دوا را
تا کی به جان باید خریدن این بها را
مجنون شوی دیوانه ام کردی، تو کردی
از خود مرا بیگانه ام کردی، تو کردی
آخر دلا تا کی غم بیهوده خوردن
ما را به این میخانه ، آن میخانه بردن
روزم سیه، حالم تبه کردی، تو کردی
ای دل بسوزی، هر گنه کردی تو کردی
روزم سیه، حالم تبه کردی، تو کردی
ای دل بسوزی، هر گنه کردی تو کردی
ای دل بلا ؛ ای دل بلا ؛ ای دل بلایی
ای دل سزاواری که دائم مبتلایی
———-
ترانه سرا: عماد الدین خراسانی
خواننده: معین

تابلوی گفتمان و نظرسنجی بسازید!

مه 15, 2006

امروز حسابی خسته بودم… ولی با یک لیوان چای کمی خستگی برطرف شد ولی مهم نیست روزگار است و باید تحمل کرد و گذشت…بگذریم…این چند روز حسابی گیر دادم به پلاگین های وردپرس، و تصمیم گرفتم هر چند وقت یک بار ، یک پلاگین خوب و مفید را معرفی کنم؛ امروز تصمیم گرفتم دو پلاگینی که توسط آقای آندرو سوترلند نوشته شده رو معرفی کنم…
این پلاگین برای شما یک تابلوی گفتمان می سازه ،البته باید به این نکته توجه کنید که این پلاگین با آژاکس کار می کنه مثل جیمیل و ایمیل بتای یاهو.
ایشون یک پلاگین دیگر هم نوشتن که برای شما یک سیستم نظرسنجی و رای گیری ایجاد می کنه و این پلاگین هم با آژاکس سازگاری داره . این پلاگین خیلی بهتر است از پلاگین های قبلی که توسط دیگران نوشته شده است چون در هر دو پلاگین از آژاکس استفاده شده و خیلی قشنگتر و با سرعت تر است…هر دوی این پلاگین ها در قسمت مدیریت یعنی در Manage یک قسمت با نام همان پلاگین باز می کند که میتوانید با کلیک روی آنها تنظیمات لازم و دلخواه از قبیل رنگ ها و … را انجام دهید.
می تونید نمونه هر دو پلاگین رو همین کنار ببینید؛ خوب اینجا آموزش هر دو پلاگین رو می نویسم:
پلاگین اول(ساختن تابلوی گفتمان):
اسم انگلیسی این پلاگین shoutbox است ولی من بهتر میدونم که بگم تابلوی گفتمان.
این پلاگین با آژاکس کار میکنه و با مرورگرهای IE6/Windows, Firefox, Safari, Konqueror, Opera کار میکنه.
برای نصب این پلاگین کافیه این فایل را دریافت کنید و از حالت زیپ شده در بیاورید و به شاخه پلاگین ها در وردپرس بروید و این فایل را در آنجا آپلود کنید.
بعد از این کار به صفحه مدیریت وبلاگتون که وردپرس هست وارد بشید و برید به قسمت پلاگین ها و پلاگین رو فعال کنید.
حالا شما می تونید از تابلوی گفتمان خودتون استفاده کنید و از اون لذت ببرید و با دیگر امنکانات جالبی که داره آشنا بشید.
حالا هر جای قالب وبلاگتون که خواستید (البته ساید بار بهترین جا است) این کد را قرار بدهید.
——————————
پلاگین دوم(سیستم رای گیری):
این پلاگین هم توسط ایشون نوشته شده؛ خلاصه بریم سر نصب این پلاگین؛ برای این پلاگین هم می تونید از همان روش بالا استفاده کنید به این ترتیب که:
این فایل را از اینجا دانلود کنید و در شاخه پلاگین در وردپرس آپلود کنید.
به قسمت پلاگین ها بروید و این پلاگین را فعال کنید و تمام…
حالا هر جای قالب که خواستید این کد را وارد کنید تا سیستم رای گیری به نمایش در بیاید.
امیدوارم از معرفی این دو پلاگین راضی باشد و باز هم امیدوارم این پلاگین ها به دردتون بخوره.
منبع این دوتا پلاگین اینجا هست.

عشق و کبوترها!

مه 13, 2006

امروز یک پلاگین خیلی جالب به چشمم خورد و فورا نصبش کردم…اگه می خواهید بدونید کاره این پلاگین چیه روی عکس کوچکی که این پایین هست کلیک کنید تا متوجه بشید چی هست و چی کار می کنه..واقعا این وردپرس چه باحاله هر کاری بگی می شه باهاش کرد، یعنی اگه برنامه نویسی و پلاگین نویسی بدونید می شه فیل که چه عرض کنم غول هم باهاش هوا کنید…
و این هم شعر و دل نوشت و از این حرف ها…..
شکستی دلم را دلت را شکستم
تو آینه من سنگ خارا شکستم
صد نامه نوشتیم و جوابی ننوشتی
این هم که جوابی ننویسند جوابیست…
————
عشق ارزانی عاشقان!چرا که عشق نیست، به راستی که کبوتران عاشق ترند…
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید
از دو روئی و جفای ساکنان خاک
کاینچنین بقلب آسمان نهان شدید
ای ستاره ها، ستاره های خوب و پاک
ای ستاره ها که همچو قطره های اشک
سر بدامن سیاه شب نهاده اید
ای ستاره ها کز آن جهان جاودان
روزنی بسوی این جهان گشاده اید
ای ستاره ها، ستاره ها، ستاره ها
پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟
( فروغ فرخزاد)
عشق و کبوترها

روانشناسی شخصیت…

مه 12, 2006

آیا تا به حال کسی از روی حرف اول اسمتان،خصوصیات شما را گفته و یا طالع تان را دیده است؟طالع بینی انسانها و شناخت خصوصیات آنها از روی حرف اول اسم آنان بسیار جالب و خواندنی است، هر چند ممکن است در مورد برخی از مردم،این حرفها صادق نباشد،ولی اکثر مردم حتی آنانی که اعتقاد ندارند نیز گاهی از این گونه روانشناسی شخصیتها متعجب می شوند.
توجه:در این روانشناسی شخصیت،به دلیل وجود نداشتن حروف ” پ،چ،ژ،گ ” از معادل آنها استفاده می شود.مانند: ژ=ز، چ=ج، گ=ک، پ=ب.
الف: خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن میانه روست.ملاحظه همه را می کند،بسیار خون گرم است و با همه زود صمیمی می شود، در زندگی محنت بسیار می کشد در عوض،هر چه را طلب کند زود می یابد و مریضی های بسیار سخت کمتر سراغ او می آیند.
ب: با محبت،رفیق باز و گاهی بسیار مغرور است.معمولا جیبش خالی است و چندان قدر مال دنیا را نمی داند.این افراد خوش قلب و مهربان هستند.
ج: خوش اخلاق و با محبت است.معمولا این افراد یا سیاه چهره و قوی استخوان و یا سفید پوست و نازک اندام می باشند و همیشه با کارهایشان،دیگران را حیران می کنند.
ح: خوش اخلاق و دست و دلباز است و همیشه حق را می گوید اما گاهی اوقات کینه ای می شود.بسیار راز نگه دار است.
خ: روشن بین و با محبت و بسیار مقرراتی است.سعی میکند درآمدش زیاد شود،اما موفق نمی شود.گاهی تنبلی سراغ او می آید.
ت:خوش اخلاق و کم خواب است و هر گاه مرتکب گناهی شود،سریعا توبه می کند و اگر دل کسی را برنجاند بسیار نگران می شود و در پی آن است تا دل او را به دست آورد.
ث: ثابت قدم و پر اراده و هر کاری به او ارجاع شود،آن چنان کار با ثبات و پشتکار جلو می رود که همگان را حیرت زده می کند.خوش اخلاق و عاقل است و همیشه در تصمیم گیریهایش عقل بر احساس می چربد.
ه: معتقد،متدین،بسیار با فکر،بشاش و شجاع است.نسبت به مال دنیا بی تفاوت است و در واقع،قدر آن را اصلا نمی داند.با این حال همیشه در حال ترقی و پلکان موفقیت را در هر کاری دو تا یکی بالا می رود.
ر: فردی است خوش اخلاق و در کارها میانه رو.هر چند گاهی اوقات بسیار عصبانی می شود.اگر در تمام زمینه ها،ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد می رسد.
ز(ذ): خوش اخلاق،با محبت و خون گرم و در هر کاری بسیار مقرراتی است.با تکیه بر توانایی خود،می تواند تجربه بزرگی از شکست ها را کسب کرده و بار دیگر به راهش ادامه دهد.
س: پر استعداد و با ذوق و سلیقه است و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند.گاهی اوقات مغرور و متکبر می شود.بخاطر استقامت و پشتکار در کارهایش همیشه در چشم دوستان و آشنایان،فردی پر هیبت به چشم می آید.
ش: مهربان و دلسوز دیگران است و به رغم آن که بسیار خون گرم و صمیمی است،اما به شدت عصبی است و متاسفانه زبانی تلخ دارد.در واقع هر چه در زندگیش به او ضرر برسد از دست و زبان خود می خورد و اگر بتواند زبان خود را نگاه دارد،معمولا از بلا محفوظ می ماند.
ص:حرف شنو،اما بسیار دهن بین است.هر کسی حرفی را با او در میان بگذارد سریع باور می کند.به همین دلیل این افراد(در صورت مذکر بودن) شوهران قابلی نمی شوند،زیرا همیشه با کوچکترین حرف دیگران زندگی را بر خود و خانواده شان تلخ می کنند.
ض:خوش اخلاق،زیرک و دانا در عین حال کاهی کینه توز است.نگرانی خود را معمولا بروز نمی دهد.هر چند در کل فردی نگرانی است.در کارها بسیار دقیق است و هرگز از یاد خدا غافل نمی شود،به همین دلیل به محض انجام هر کار زشتی،توبه می کند.
ط: پاک خوش اخلاق است و دوستان زیادی دارد و معمولا از انجام هیچکاری برای آنها دریغ نمی کند.طینت پاکش باعث می شود تا دیگران به سادگی جذب او شوند و از او به عنوان یک دوست خوب یاد کنند.
ظ: فردی است که ظاهر و باطنش یکی است.بسیار خشک و مقرراتی است و همین امر باعث می شود که دیگران پشت سرش بد گویی کنند.رفیق باز است و دوست دارد به رغم مقرراتی بودن همیشه با دوستان خوش باشد و خوش بگذراند.
ع: بلند مرتبه،پر گذشت،خوش اخلاق،بخشنده،مقرراتی و گاهی اوقات بسیار خشک است.در دوستی با دیگران پاینده و ثابت قدم و نسبت به مسائل آنان،بسیار متعصب است.معمولا اول زندگی اش سختی و رنج بسیار می کشد،اما به مرور به راحتی و رفاه می رسد.
غ: با گذشت،مقرراتی و مهربان است.به دلایل نا معلوم معمولا در زندگی احساس نا امیدی می کند و به گذشته بسیار فکر می کند و به گذشته و آینده خود بیش از حد لزوم می اندیشد.بسیار دانا و عالم و عاشق زندگی با صلح و صداقت است.
ف: گاهی آتش مزاج و تند خوست،اما قلب رئوف دارد و دلش می خواهد که کار دیگران را راه بیندازد.در زندگی چند بار شکست می خورد ولی در آینده به مقام و منزلت خوبی می رسد.
ق: توانا،با استعداد،زیرک داناست.برای انجام هر کاری نقشه بسیار می کشد و بسیار هم موفق می شود.هم مهربان و هم خوش اخلاق.این افراد قدر مال دنیا را نمی دانند.
ک: خوش اخلاق،زیرک،دانا،خشک مقرراتی است.متاسفانه گاهی زبان او تلخ است و همیشه دیگران از زبان او در عذاب هستند.با یک کلمه حرف،دیگران راز خود می رنجاند.
ل: خوش اخلاق است،گاهی یک دنده و لجباز می شود.بیشتر اوقات تنهایی اختیار می کند و غرور خاصی دارد.با اینکه با مال دنیا ارتباطی ندارد،همیشه در مورد مسائل اطرافیان نزدیک خود بسیار متعصب است وسعی می کند کارهای آنها را به هر طریقی راه بیندازد.
م: خوش اخلاق،با محبت،خون گرم و نترس است.با این حال اطرافیان پشت سرش بدگویی و در رو از او تعریف و تمجید می کنند.خوش چهره و چشمان روشنی دارد.گاهی در کارهای خود کاهل است.زود عصبانی می شود و سریع هم خاموش می شود.
ن: خوش اخلاق و گاهی کینه توز و دمدمی مزاج.گاهی اوقات بسیار خوب است گاهی اوقات بد،مقرراتی و خشک می شود.همچو یک قاضی در زندگی عمل می کند.و در حقوق خود دیگران به میزان و اعتدال بر خورد می کند.
و: مهربان و صمیمی است که همیشه به دیگران کمک می کند.اما گاهی مغرور می شود و به همین دلیل دیگران پشت سرش بد گویی می کنند.با این حال زندگی را همیشه زیبا می بیند و زندگی نیز به او لبخند می زند!
ه: گاهی جاه طلب است و به دیگران امر و نهی می کند.گاهی هم تند هو و آتشی مزاج است،اما روی هم رفته بسیار مهربان است و صمیمی است و بسیار هم خانواده دوست است.
ی: متفکر است و با هر کسی که در افتد بر او غالب می شود.دمدمی مزاج است،گاهی اوقات خوب و گاهی خشک و عصبی می شود.
نوشته شده توسط:راش لین بروس
ترجمه توسط:امیر هادی تاج بخش
منبع:مجله ی روزهای زندگی
فرستنده:آقا عباس عزیز که با مطالب قشنگی که برام می فرسته منو بسیار شرمنده میکنه، عباس جان دستت درد نکنه.

فواید و معایب دانشگاه رفتن!

مه 11, 2006

چون نزدیک کنکور هستیم گفتم یه حالی به کنکوری ها بدم ، هر چند خودم از کنکور و دانشگاه خیری ندیدم ولی باز هم مهم نیست…می گذرد، به قول معروف این نیز بگذرد…خوب حالا از فواید و معایب دانشگاه رفتن بگم…
1)به جای اینکه یه دیپلمیه بیکار باشی میشی یه لیسانسیه بیکار، آخرش به نظر من لیسانسه بیکار خیلی بهتر از یک دیپلمه بیکار هست به قول معروف حتی اگه با لیسانس بری بقالی فکر کنم بهتر باشه.
2)انواع اس ام اس و بلوتث های جدید رو میگیری، به قول معروف یه اس ام اس باز حرفه ای می شوید.
3) یکم معلوماتت زیاد میشه، البته تاکید میکنم و باز هم تاکید می کنم فقط یک کمی!!
4)چهار سال بیکار نیستی، درسته الافی ولی الافی هم خودش یه شغل هست.
5)چهار یا پنج سال از سربازی خبری نیست و برای مدتی خیالت راحت هست و تو سربازی لا اقل می تونی دستور بدی!!!(این قسمت فقط به درد آقایون می خوره چون خانم ها تا انقلاب مهدی وقت دارن و از سربازی خبری نیست.)
6)به قول یکی از معلم های دبیرستان که می گفت حتما دانشگاه برید حتی اگه تو بدترین نقطه و بدترین جا هم باشه، چون خیلی چیز ها یاد می گیرید، البته فکر نکنم منظورش از نظر معلومات بوده باشه!
7)مشروط شدن ، افتادن و پاچه خواری استاد هم از دیگر مزیت هایش است ، یعنی پاچه خواریتون هم خوب می شه.(البته من اهل پاچه خواری نیستم چون اگه پاچه خوار بودم مشروط نمی شدم.)
میگم خداییش این همه حسن داره حیفه که این همه حسن رو از دست بدین!!!
به قول معروف ،
مهم نیست که گودال آب کوچکی باشی …
یا دریایی بیکـــــــــران …
زلال که باشی ،
آسمان زیر پای توست!!

————————
این هم یک شعر زیبا از احمد شاملو تقدیم به شما و همه خوانندگان وبلاگ، راستی یک آهنگ خیلی دوست داشتنی اون پایین گذاشتم حتما گوش بدید حتما خوشتون میاد…
زیبا ترین حرفت را بگو
شکنجه پنهان سکوتت را آشکار کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانه بیهودگی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست
حتی بگذارآفتاب نیز برنیاید
به خاطر فردای ما اگر
بر ماش منتی است؛
چرا که عشق،
خود فرداست
خود همیشه است…
[audio:http://asemani.persiangig.com/audio/DaramAzToMinevisam.mp3%5D