به نام تو…

فاضل نظری
خوب مثل اینکه هر کاری کردم، نتونستم کتاب غزل های آقای فاضل نظری(گریه های امپراطور) را به دست بیارم…به دوستان هم گفتم که در نمایشگاه تهران برایم این کتاب را تهیه کنند که نشد؛ ولی آخر کتاب غرل های ایشون را پیدا می کنم….ولی فعلا این شعر را بخونید…این شعر واقعا زیباست…
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ی ممنوع ولی لب هایم
هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس ، هیچ کس این جا به تو مانند نشد
هرکسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند :…نشد
(فاضل نظری)

و این هم چند شعر دیگر از آقای فاضل نظری
گریه های امپراتور
از شوکت فرمانرواییها سرم خالی است
من پادشاه کشتگانم، کشورم خالی است
چابک‌سواری، نامه‌ای خونین به دستم داد
با او چه باید گفت وقتی لشگرم خالی است
خون‌گریه‌های امپراتوری پشیمانم
در آستین ترس، جای خنجرم خالی است
مکر ولیعهدان و نیرنگ وزیران کو؟
تا چند از زهر ندیمان ساغرم خالی است؟
ای کاش سنگی در کنار سنگها بودم
آوخ که من کوهم ولی دور و برم خالی است
فرمانروایی خانه بر دوشم، محبت کن
ای مرگ! تابوتی که با خود می‌برم خالی است
———————–
جواهر خانه
کبریای توبه را بشکن پشیمانی بس است
از جواهرخانه خالی نگهبانی بس است
ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین
آبروداری کن ای زاهد مسلمانی بس است
خلق دلسنگ‌اند و من آیینه با خود می‌برم
بشکنیدم دوستان دشنام پنهانی بس است
یوسف از تعبیر خواب مصریان دلسرد شد
هفتصد سال است می‌بارد! فراوانی بس است
نسل پشت نسل تنها امتحان پس می‌دهیم
دیگر انسانی نخواهد بود قربانی بس است
بر سر خوان تو تنها کفر نعمت می‌کنیم
سفره‌ات را جمع کن ای عشق مهمانی بس است!
———————–
دل تنگ
من چه در وهم وجودم ، چه عدم ، دل تنگ ام
از عدم تا به وجود آمده ام ، دل تنگ ام
روح از افلاک و تن از خاک ، در این ساغر پاک
از درآمیختن شادی و غم دل تنگ ام…
خوشه ای از ملکوت تو مرا دور انداخت
من هنوز از سفر باغ اِرم دل تنگ ام
ای نبخشوده گناه پدرم ، آدم ، را!
به گناهان نبخشوده قسم ، دل تنگ ام
باز با خوف و رجا سوی تو می آیم من
دو قدم دلهره دارم ، دو قدم دل تنگ ام…
نشد از یاد برم خاطره ی دوری را
باز هم گرچه رسیدیم به هم دل تنگ ام

Advertisements

4 پاسخ to “به نام تو…”

  1. سحر Says:

    سلام.شعر فوق العاده ای بود.در دفتر شعر یاد داشت میکنم
    هر کسی در دل من جای خودش دارد .این مصرع عالی بود

  2. علی Says:

    نوشتی که کتاب استاد رو پیدا نکردی
    خواستم بگم که از تو بد شانس تر هم هست
    من گریه های امپراطور رو با دستنوشته ای از خود ایشون داشتم و متاسفانه گمش کردم
    در ضمن تشکر بابت اشعاری که نوشتی حال و هوای ادم رو عوض میکنه

  3. فرزانه Says:

    سلام

    میشه یه راهنمایی کنین؟

    من کتاب ها ی ایشونو ندارم اما دنبال دو شعر ازشون هستم به نام های » شهر » و » خاطره » می گردم
    از اونجایی که اشعارشون همه جا هست اما بدون درج نام
    می خواستم خواهش کنم اگر می دونین کدوم اشعار هستن به ایمیل من سند کنین

    قبلا از لطفتون خیلی ممنونم

  4. تا لب هیچ Says:

    سلام مرسی از شعرای زیبایی که گذاشتین من با این شعرا کلی خاطره دارم مخصوصا اولی.چون توی جلسه های نقد شعر دانشگامون مجری همیشه می خونه مرسیییی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: