دوستت دارم تکراری شده بود!

هر روز و همیشه چشمهایش به او بود، خیلی دوستش داشت، تنها به او فکر می کرد.چند روزی گذشت، بعد از این همه انتظار توانست با او صحبت کند وقتی شروع کرد، از خوشحالی نمی دانست چه بگوید، نزدیک بود همه چیز را خراب کند اما خوب شروع کرد.
یک روز حرفی در دلش مانده بود که می خواست به او بگوید ولی موقعیتش فراهم نمی شد، تا بالاخره اسمش را صدا زد و گفت: دوستت دارم.
طرف مقابلش از این حرف خیلی تعجب کرد؛ ارتباط آنها ظاهرا با هم خوب بود، تا یک بار همان طرف به او گفت دیگر نمی خواهم تو را ببینم، اما او واقعا دوستش داشت و از او خواهش کرد تنهایش نگذارد، او بعد از این همه اصرار قبول کرد که باز هم با او بماند.
روزها گذشت‌، چندین ماه گذشت، سالها گذشت، یک روز به او گفت عاشقت شدم.او خیلی بیشتر از دفعه قبل تعجب کرد، اما بعد از چند روز و شاید چند ماه و حتی بیشتر؛ شاید سالها، جمله عاشقت هستم پشت سر هم گفته می شد، دیگر برای او تکراری شده بود، در کل دوستت دارم تکراری شده بود.
روزی عاشق داستان ما، دید دیگر عاشق بودنش برای او اهمیتی ندارد، تصمیم گرفت برود و بیشتر از این عمر خودش و او را تلف نکند، اما با خودش می گفت من هنوز دوستش دارم، با اینکه او خیلی اذیتش کرده بود، اما گفت اگر یک روز بفهمم عاشق من است، اگر بفهمم واقعا از عمق وجود و قلبش من را دوست دارد، باز هم پیش او بر می گردم، یک ماه و شاید سالها گذشت و عشقی در او ندید. به قولی که به خودش داده بود عمل کرد و رفت…روزها گذشت ، ماه ها گذشت ، سالها گذشت و دیگر هیچ موقع نیامد، کسی که دوستش داشت هیچ موقع عاشقش نشد و شاید نبود…

Advertisements

6 پاسخ to “دوستت دارم تکراری شده بود!”

  1. سحر Says:

    عشق از معشوق اول سر زند
    پس به عاشق جلوه ای دیگر زند(مولوی)

  2. نوید Says:

    سلام ! خوبی منصور جان . ممنونم از نظرت اگه موافق باشی تبادل لینک کنیم. منتظر تم ! ! !

  3. باران Says:

    . ناگاه عشق، عشق نه، چیزی عجیب‌تر
    چیزی شبیه زلزله، اما مهیب‌تر
    چیزی غریب مثل نگاه کبوتران
    یا مثل چشم های تو، حتی غریب‌تر
    تقسیم شد نگاه تو و بی نصیب ماند
    چشمی که نیست چشمی از او بی نصیب‌تر
    رفتم میان باغ اساطیری گناه
    در جستجوی میوه‌ای از سیب، سیب‌تر
    تنها همین، همین که بگویم نیافتم
    از چشم های روشن تو دلفریب‌تر
    با دست‌های سوخته‌ام باز آمدم
    عاشق‌تر و حریص‌تر و ناشکیب‌تر
    اینک منم غریق تماشای لحظه‌ها
    با چشمی از کبوتر و باران، نجیب‌تر
    ————————
    ازهمراهیت متشکرم

  4. ناناز Says:

    وقتی سکوت معنای تمام دردهاست و وقتی فریاد اوج تمام خیانت های حیات است حال میفهمم که چرا “روزها همه جا صدا ها طوفانیست و شبها تنها صدا صدای جیرجیرک بیدرد است.”

  5. حامد Says:

    تاثیر گذار بود.
    اگر تمایل داشته باشید آماده تبادل لینک هستم.

  6. داستـان هـای كـوتــاه - صفحه 21 - انجمن های تخصصی سایت وطن دانلود و ایران موزیک Says:

    […] "دوستت دارم تکراری شده بود! " هر روز و همیشه چشمهایش به او بود، خیلی دوستش داشت، تنها به او فکر می کرد.چند روزی گذشت، بعد از این همه انتظار توانست با او صحبت کند وقتی شروع کرد، از خوشحالی نمی دانست چه بگوید، نزدیک بود همه چیز را خراب کند اما خوب شروع کرد. یک روز حرفی در دلش مانده بود که می خواست به او بگوید ولی موقعیتش فراهم نمی شد، تا بالاخره اسمش را صدا زد و گفت: دوستت دارم. طرف مقابلش از این حرف خیلی تعجب کرد؛ ارتباط آنها ظاهرا با هم خوب بود، تا یک بار همان طرف به او گفت دیگر نمی خواهم تو را ببینم، اما او واقعا دوستش داشت و از او خواهش کرد تنهایش نگذارد، او بعد از این همه اصرار قبول کرد که باز هم با او بماند. روزها گذشت*، چندین ماه گذشت، سالها گذشت، یک روز به او گفت عاشقت شدم.او خیلی بیشتر از دفعه قبل تعجب کرد، اما بعد از چند روز و شاید چند ماه و حتی بیشتر؛ شاید سالها، جمله عاشقت هستم پشت سر هم گفته می شد، دیگر برای او تکراری شده بود، در کل دوستت دارم تکراری شده بود. روزی عاشق داستان ما، دید دیگر عاشق بودنش برای او اهمیتی ندارد، تصمیم گرفت برود و بیشتر از این عمر خودش و او را تلف نکند، اما با خودش می گفت من هنوز دوستش دارم، با اینکه او خیلی اذیتش کرده بود، اما گفت اگر یک روز بفهمم عاشق من است، اگر بفهمم واقعا از عمق وجود و قلبش من را دوست دارد، باز هم پیش او بر می گردم، یک ماه و شاید سالها گذشت و عشقی در او ندید. به قولی که به خودش داده بود عمل کرد و رفت…روزها گذشت ، ماه ها گذشت ، سالها گذشت و دیگر هیچ موقع نیامد، کسی که دوستش داشت هیچ موقع عاشقش نشد و شاید نبود… __________________ […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: