اندر احوالات بیت الامیر و دانشگاهش!

خب گفتم تابستون هست و ترم تابستونه…پس یک کم هم باید از ترم تابستونه بنویسم که لااقل یک نوشته از تابستان امسال به یادگار داشته باشم…خب بهتره از گرمای سوزان و طاقت فرسای این کویر نگم! ولی ترم تابستان هم حال و هوای خاص خودش را داره؛ تا چشم به هم بزنی، می بینی ترم تمام است و باید به ادامه داستان بپردازی…به عبارت دیگه و القصه…
برم سر دل نوشت ها و اتفاقات، سر کلاس یکی از بچه ها پرسید، استاد آیا دانشگاه آزاد بیت المال است یا نه؟ خب استاد جواب نداد و خواست به حاشیه برود که یکی از بچه ها گفت: بیت الامیر است نه بیت المال!
راست هم می گفت، چرا؟ انتخابات ریاست جمهوری که یادتون هست جناب آقای جاسبی در آن شرکت کردند…به نظر شما هزینه این تبلیغات را از کجا آورد؟ معلوم است از پول های ما دانشجو های در به در…
همه دانشجویان در به در دانشگاه آزاد (از مراکز دیگر خبر ندارم فقط از این خراب شده که گرفتارش هستم می دانم) خوب می دانند که ترم قبل دانشگاه وام خوبی داد و بدون هیچ شرایطی به بچه ها وام دادند و حالا به نظر می رسد که کم آورده اند…البته باید اضافه کرد که غیر ممکن است کم بیاورند…
در ترم جدید قانون های سخت گیرانه ای برای جلسات امتحان در نظر گرفته شده بود از کم کردن نمره تا اخراج، بعد از این همه سخت گیری هم اعلام کردند که این ترم دیگر نمرات به صورت نهایی رد می شود و هیچ دانشجویی نمی تواند در نمره اش تغییر ایجاد کند و به عبارتی اعتراض به نمره را سخت و غیر ممکن کردند…خب این قانون به چه دلیل می تواند باشد جز این که دانشگاه بتواند جبران وام هایی را که داده است به دست بیاورد؟…چه کنیم که باید تحمل کنیم؛ به قول یکی از استاد ها که می گفت شما این شرایط را قبول کردید که وارد این خراب شده ،شدید پس باید پای لرزش هم بنشینید!
بگذریم! بهتره حالا کمی از بامزه هایش بگویم…
استاد گفت کم کم داره ماه رجب و شعبان و میلاد امام علی(ع) و مبعث پیامبر(ص) نزدیک می شه؛ سعی کنید تو این چند ماه آدم باشید و خودتون را آدم کنید…یکی از بچه ها گفت: بنده هاش نمی گذارند… استاد گفت: این ها که بنده خدا نیستند؛ شک نکنید که شیطان هستند…دوباره یکی از اون طرف گفت: چه شیطان های خوشگلی…
استاد گفت فلانی بیا تخته را پاک کن؛ رفت و تخته را پاک کرد؛ گفت این چه تخته پاک کردنیه؟ حالا تا وقتی که تو مهندس بشی و مدرکت را بگیری(اگر دانشگاه بازنشستت نکنه!) یه 5 سالی میگذره و تا اون وقت هم با این اوضاع مملکت هیچ کاره می شی…شاید شانست گفت و اعلام کردند به کسانی با مدرک کارشناسی برای پاک کردن تخته نیازمندیم! و اگه تو این طور تخته پاک کنی اخراجت می کنن پس لااقل تخته پاک کردن را خوب یاد بگیر…
آخرش گفت من که درسم را می دم و میرم…شما باید خودتون را پاره پوره کنید تا نمره بیارید!
خلاصه داستانی داریم تو این خراب شده…
استاده یعنی می خواست امید بده، گفت شما یک دانشجوی تاریخ یا در همین حدود را در نظر بگیرید؛ شما اگر سر کلاس کارشناسی و کارشناسی ارشد و حتی دکترای این رشته برید حتما بیشتر از هشتاد درصد از مطالبشون را می فهمید؛ ولی اگه یک دانشجوی دکترای رشته تاریخ یا رشته هایی در این حدود را به سر کلاس کارشناسی رشته های فنی بیاورید بیش از نود درصد از مطالب را نمی فهمد…خب یعنی می خواست امید دهد چون دیگه بچه ها و من نیز بسیار نا امید شده بودیم…
بگذریم…روزی خواهد رسید که نفرین های من در حق او (کسی که باعث شد به این خراب شده بروم) خواهد گرفت و شاید او عذاب هایی بدتر از این دید؛ هزار بار گفتم و باز هم می گویم…خدا عادل است پس از او می خواهم…
راستی یادم رفت این مطلب را بگم…از آدم هایی که با دیدن یک جنس مخالف (مونث) دست و پای خودشون را گم می کنند و به قول معروف دامن خودشون را از دست می دهند به شدت متنفرم… هیچ ربطی نداشت مگه نه!

Advertisements

7 پاسخ to “اندر احوالات بیت الامیر و دانشگاهش!”

  1. n 7 Says:

    من از سایت هم میهن اینجا رو پیدا کردم و باید بگم جالب بود امیدوارم هم من باز اینجا بیام هم شما باز هم میهن بیای.

  2. سحر Says:

    سلام خوبی عزیز
    یه نگاه به وبم بنداز
    عکس کبوتره تبدیل شده به عکس چشم!!!!!!چرا!اگه میشه همون عکس کبوترم باشه .خوب!تازه پروانه بزرگه نیست
    سریع عکس چشمو وردار
    عکس کبوتره بزرگه اشکال نداره
    یه دلیل مهمی داره میگم نباشه تو وبم عکسه چشمه
    حوصله مزاحم ندارم
    ممنون میشم.یه نگاه بندازی میمبینی پروانه بزرگه نیست.ممنون میشم همون عکس کبوترو بزاری نداری برات لینکشو بدم

  3. سحر Says:

    نیمدونم از کسی پرسیدم گفت عکسه کبوتره ولی ماله خودم کبوترم نیست .یه پروانه ام هم نیست در وبم چرا!به یکی گفتم گفت کبوترم است پروانم است .نگاه بنداز ممنونت میشم
    راستی تبلیغات از بین نمیره!1
    عکس کبوترم کوچلو تر شه پروانه معلوم شه نه خیلی کوچکولو ها ممنون میشم
    ولی جدا چرا برای من عکس چشمه !ولی بقیه کبوتر میبینن
    یک دنیا سپاس دعات میکنم.ارزوی بهترین ها دارم

  4. سحر Says:

    چه استاد بامزه ای میگه تخته پاک کردن یاد بگیر

  5. سحر Says:

    سلام خوبی عزیز
    اگه میشه قسمت نظر دهید به جاش بنویس
    سکوت دریای خدا
    باشه؟؟؟؟؟؟؟؟ممنون میشم
    شرمنده ات شدم

  6. نسرین Says:

    سلام….خیلی جالب بود…..موفق باشین

  7. سحر Says:

    اپ نکردی استاد من؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: