Archive for اوت 2006

دست به کاری زنم که غصه سر آید!

اوت 30, 2006

بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید…
(حافظ)

یعنی ما به کلاغ ها مدیون هستیم!

اوت 28, 2006

ما به کلاغ‌ها بدهکاریم!
هر کار کنیم مادربزرگ نخواهد گذاشت برسد به خانه‌ محقرش روی آن چنار پیر دور یا نزدیک؛ کلاغ بیچاره‌ای همه‌ قصه‌های کودکی و بزرگی! و هی یادمان می‌رود غربت همه‌ی غروب‌ها را مدیون کلاغ‌هایی هستیم که قیر و قارشان گاه کلافه‌مان می‌کند.
کلاغ با خیال راحت روی دام کبوترها نشست و دانه ها را با اشتها خورد؛ می دانست هیچ کس در قفس خود کلاغ نگه نمی دارد! ما به کلاغ‌ها بدهکاریم!
راستی این روز ها هم سالگرد در گذشت زنده یاد حسین پناهی بود؛ این متن را هم از مرحوم حسین پناهی بخوانید!
——————————-
یک کلاغ تنها!
توی یک کوچه‌ی باریک، روی یه درخت بی‌جون
یه کلاغ دل شکسته، یه کلاغ پیر و خسته
تو صداش غم فراوون، تو چشاش ابر بهارون
سر یه شاخه نشسته
نه صدایی واسه آواز نه لبایی واسه خوندن
نه امیدی واسه پرواز نه خیالی واسه موندن
تا جوون بوده و بوده واسه یه قار قار ساده
همیشه آوار سنگ و لعنت آدما بوده
(more…)

آغاز به کار نسخه بتای تبیان!

اوت 28, 2006

آغاز به کار نسخه بتای تبیان!
آغاز به کار نسخه بتای تبیان!
همان طور که همه‌ کاربران پرو پا قرص و نیز منتقدان دائمی تبیان اطلاع دارند، مسؤولان مؤسسه تبیان در کنار تلاش برای جذب مخاطبان بیشتر، همواره در نظر داشته‌اند که از طریق ارتباط مستقیم با کاربران خویش، به نقاط قوت و ضعف سایت پی ببرند و نیازها و خواسته‌های روزافزون کاربران خود را برآورده سازند.
اکنون پس از گذشت 18 ماه، طراحی نسخه دوم تبیان به مرحله‌ی اجرا رسیده است ولی با توجه به وسعت و گستردگی تبیان، برای جایگزینی آن با طرح قبلی، علاوه بر زمان و تلاش همکاران خود، به همکاری شما کاربران گرامی نیز نیازمند است.
روند جایگزینی نسخه بتای تبیان با نسخه فعلی چگونه است؟
برای این جایگزینی زمانی بین 2 تا 3 ماه پیش‌بینی شده که باز هم بستگی به روندکار، مشکلات احتمالی، و همکاری اعضا و کاربران دارد. نسخه جدید با نشانی: http://beta.tebyan.net از روز سه شنبه 7/6/85 شروع به کار خواهد کرد و ویژگی‌های سایت قبلی، تدریجاً از آن برداشته می شود و در سایت جدید قرار می‌گیرد. بنابراین تمامی این ویژگی‌ها اندک اندک در سایت قبلی غیرفعال و در سایت جدید، فعال خواهند شد.
پس از انتقال مطالب سایت قدیم، اولین بخشی که جا به جا خواهد شد «عضویت» است. مخاطبانی که مایلند عضو تبیان شوند تا روز شنبه 11/6/85 می توانند در نشانی TEBYAN.NET به عضویت سایت درآیند ولی چنانچه پس از این تاریخ اقدام نمایند لازم است در نسخه آزمایشی تبیان عضو شوند. این اعضای جدید در بدو امر قادر به استفاده از سرویس های موجود در TEBYAN.NET نخواهند بود و صرفاً می توانند از سرویس هایی استفاده کنند که به سایت جدید انتقال یافته اند (البته اعضای قبلی می توانند در هر دو نشانی به فعالیت خود ادامه دهند.) ضمنا با انتقال قسمت های مختلف تبیان به نسخه بتا، اعضای جدید نیز تدریجاً می توانند از سرویس های تبیان به طور کامل بهره مند شوند.
منبع: مؤسسه تبیان

مایکروسافت غول پیکر!

اوت 28, 2006

چندی پیش شرکت غول پیکر مایکروسافت با شهامت هر چه تمام تر اعلام کرد:
ما برای روزی تلاش می کنیم که اگر تمام سنگفرش های خیابان ها را از طلا بسازند و روی همه آنها را با اسکناس بپوشانند ما دیگر فرصت نداشته باشیم که این پول ها را جمع کنیم!
خب انگار داره اجرا می کنه…

گوگل در فرهنگ لغت!

اوت 25, 2006

بالاخره پس از مدتی نه چندان طولانی، گوگل به عنوان یک فعل به کتاب‌های فرهنگ لغات معتبر دنیا اضافه شد.
گوگل به معنای جستجوی آنلاین در نظر گرفته شده و اولین ‌بار فرهنگ لغت معروف آکسفورد در ماه ژوئن آن را به لیست لغات خود اضافه کرد. پس از آن در هفته اول ماه جولای (اواسط تیرماه جاری) دیکشنری معتبر (HERNAM-WEBSTER) نیز گوگل را به عنوان فعل در خود جای داد. این اقدام از طرف فرهنگ‌های لغت معتبر دنیا، به دنبال رایج شدن کلمه گوگل در بین مردم عادی و به‌ خصوص کاربران اینترنت انجام شد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت.
البته این اولین‌ بار نیست که یک نام تجاری در فهرست لغات دیکشنری‌های دنیا قرار می‌گیرد، پیش از این نیز نام‌هایی مانند کلینکس برای دستمال کاغذی و زیراکس با معنای «کپی گرفتن» وارد دیکشنری‌ها شده بود. نکته قابل توجه در مورد گوگل این است که فقط 5 سال طول کشید تا وارد فرهنگ لغات شود، در صورتی‌ که این کار در گذشته بین ده تا بیست سال زمان می‌برد.
ولی ظاهراً کمپانی گوگل از این مسأله چندان خوشحال به نظر نمی‌رسد، زیرا مدتی قبل از اینکه نام گوگل وارد دیکشنری‌ها شود، در گزارش سالیانه خود اعلام کرده بود که اگر استفاده از کلمه گوگل به معنای جستجو کردن به همین روند در میان مردم به پیش برود، این لغت از حالت «نام تجاری بودن» خارج خواهد شد و آن‌ گاه همه می‌توانند از این نام در محصولات خود استفاده کنند.

دلم افسرده در این تنگ غروب…

اوت 24, 2006

شاخه ها پژمرده است
سنگ ها افسرده است
رود می نالد
جغد می خواند
غم بیامیخته با رنگ غروب
می تراود ز لبم قصه سرد:
دلم افسرده در این تنگ غروب
(سهراب سپهری)

آگاهی از تماس تلفنی هنگام اتصال به اینترنت!

اوت 23, 2006

شاید خیلی علاقه مند باشید که بدانید وقتی شما به اینترنت متصل هستید چه کسی پشت خط است. دو روش به منظور آگاهی از تماس تلفنی ، هنگام اتصال به اینترنت معرفی می کنم.
1- قابلیت CALLER ID موجود در ویندوز XP
با استفاده از این قابلیت ویندوز XP می توانید شماره تلفن شخص تماس گیرنده را در کنار صفحه DESKTOP ملاحظه کنید. لازم به ذکر است که برای استفاده از این قابلیت باید مودم شما VOICE و CALLER ID را پشتیبانی کند .
برای این کار به ترتیب زیر عمل کنید:
از منوی START و سپس ALL PROGRAMS بر روی گزینه STARTUP راست کلیک کرده و OPEN را برگزینید.
در پنجره باز شده بر روی فضای خالی از صفحه راست کلیک کرده و از منوی NEW بر روی SHORTCUT کلیک کنید.
در پنجره مورد نظر آدرس زیر را دهید:
D:/PROGRAM FILES/WINDOWS NT/DIALER.EXE
دقت کنید در صورتی که ویندوز XP خود را در درایو دیگری نصب کرده اید نام آنرا جایگزین D کنید.
حال SHORTCUT ساخته شده را اجرا کنید. خواهید دید که برنامه PHONE DIALER باز می شود.
در این برنامه از منوی VIEW گزینه HIDE WHEN MINIMIZED را انتخاب نمائید.
از این پس با هر بار روشن کردن سیستم ، این نرم افزار نیز اجرا می شود .کافیست آنرا MINIMIZE کنید تا وارد TASKBAR شود.این برنامه با باز کردن یک پنجره جدید و پخش صوت ، تماس تلفنی را به شما اطلاع می دهد.
این سیستم با مخابرات بعضی از مناطق سازگاری ندارد ، در تمامی کشورها از جمله آمریکا و کانادا به طور کامل پشتیبانی می شود اما در برخی نقاط ایران ممکن است پاسخگو نباشد.
2- استفاده از برنامه PHONETRAY DIALUP
شرکت TRAYSOFT محصولی را عرضه نموده است با نام PHONETRAY DIALUP که توسط آن کاربر می تواند بدون اینکه تماسهای مهمی را که به او می شود از دست بدهد ONLINE باقی بماند. به عبارت دیگر اصول کار برنامه به گونه ایست که وقتی شما ONLINE هستید و شخصی با تلفن شما تماس میگیرد , PHONETRAY DIALUP توسط یک POPUP که در بالای SYSTRAY (بخش راست TASKBAR ) ویندوز ظاهر می شود، به شما اطلاع می دهد که این شماره هم اکنون در حال تماس با شما می باشد.
(more…)

گوگل و سلامتی!

اوت 23, 2006

یکم شهریور ماه سالروز ولادت بزرگ دانشمند و طبیب برجسته نامدار ایرانی جهان اسلام، شیخ الرئیس ابوعلی سینا و روز پزشک بر تمامی طبیبان فرزانه و جامعه پزشکی تلاشگر خجسته و مبارک باد.
در پیشینه تاریخی و فرهنگ عمومی و باور اجتماعی مردم سرزمین کهن ایران، همواره طبابت و طبیب از قداست و جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. امیدوارم تا همیشه این جایگاه و قداست باقی بماند.
درباره پزشکی گفتم بهتر است خبری از گوگل بگویم که درباره پزشکی و سلامتی است.
ظاهراً اخبار گوگل پایان ندارد، گوگل اینجا، گوگل آنجا، گوگل همه‌جا! اگر کاربر اینترنت هستید، گوگل همه‌جا در خدمت شماست.
جیمیل، بلاگر و…وجدیدا هم نسخه بتای بلاگر ارائه شده است…
آنها این‌بار به سراغ پزشکان و بیماران رفته‌اند. ظاهراً وضعیت آشفته بیمه سلامتی و خدمات پزشکی در آمریکا گوگلی‌ها را مجبور کرده است تا به نحوی به کمک مشکلات سیستم درمانی آمریکا بیایند. قرار است گوگل محصولی را ارائه کند که به وسیله آن پزشکان، بیماران، داروخانه‌ها و مؤسسات خدمات درمانی بتوانند به راحتی و فارغ از مشکلات فعلی با هم ارتباط برقرار کنند. گوگل با چند شرکت صاحب نام در این زمینه که در حال حاضر این‌گونه خدمات را ارائه می‌کنند ملاقات کرده و پروژه عملاً در مرحله توسعه است، اما هیچ ضمانتی وجود ندارد که این برنامه حتماً به مرحله اجرا نیز برسد.
قرار است این محصول جدید از شرکت گوگل تمامی خدماتی که بیماران لازم دارند، از مسائل مالی مربوط به هزینه‌های مختلف دارو و درمان گرفته تا یافتن پزشک مورد نظر و دسترسی به سابقه پزشکی را پوشش دهد. در این صورت گوگل می‌تواند به ‌طور قابل توجهی به مسأله درمان و سلامتی کمک کند.

حکایت انگولک سعدی!

اوت 21, 2006

روزی شخصی سعدی را انگولک می کند!
سعدی فورا سرش را بر می گرداند و مقداری پول برمی دارد و در دست آن شخص می گذارد و می رود…
آن شخص فکر می کند که اگر پادشاه را انگولک کند حتما پاداشی بیشتر از سعدی به او خواهد داد. پس پادشاه را انگولک می کند، ولی در عوض پادشاه دستور اعدام او را صادر می کند.
از اتفاق سعدی همان مرد را می بیند و به او می گوید: پولی که آن روز به تو دادم، پول خون تو بود!
نکته این حکایت این بود که وقتی با یک راننده که انگار سر در ماشینش دارد و با سرعت زیاد می رود و دستش روی بوق خشک شده است برخورد کردید، راه بدهید تا برود، شاید شما هم مثل سعدی کرده باشید…این حکایت در خیلی موارد کاربرد دارد… این حکایت را پشت رل شخصی برایم تعریف کرد…باشد که درس عبرتی باشد…برای من که جالب بود!

پایان سریال نرگس!

اوت 18, 2006

سریال نرگس
امروز تصمیم گرفتم راجع به سریال نرگس کمی بنویسم…
خب به قول معروف روزگار می‌گذرد و همه، دیر یا زود از این دنیای فانی می رویم و چیزی که از همه ما به یادگار می ماند، همانا خاطرات ماست…درست است ما بازیگر واقعی سینما و تلویزیون نیستیم اما ما نیز نقش های خود را در سریالی به نام زندگی ایفا می کنیم…ولی خب هنرمندان سینما با نقش آفرینی های تکرار ناپذیر و به یاد ماندنی خودشان، نقش های به یادماندنی را در جعبه های جادویی یا بر پرده های نقره ای به جای می گذارند…
همانطور که همه ما می دانیم سریال نرگس یکی از پر بیننده ترین سریال های تابستان 1385 بوده است! شاید بپرسید چرا؟
خب اول اینکه این سریال در بهترین ساعت پخش می شود حدود 10:45 دقیقه که همه در خانه هایشان هستند و به اتفاق خانواده این سریال را تماشا می کنند…
دوم این که مرده پرست بودن ما ایرانی ها نیز به پر بیننده شدن این سریال کمک زیادی کرده است…
من نمیدانم چرا ما ایرانی ها اینقدر مرده پرست هستیم…تا کسی را از دست ندهیم قدر او را نمی دانیم…همانطور که همه ما می دانیم صدا و سیما برای درمان مرحوم پوپک گلدره کمک مالی زیادی کرده است؛ اما آیا اگر پوپک گلدره زنده بود و این اتفاق برایش نمی افتاد صدا و سیما و حتی بینندگان قدر بازی زیبای او را می دانستند و پاداش واقعی او را می دادند؟
فکر کنم همه شما دوست داشته باشید تا بدانید پایان سریال (دو ریال نرگس) چه می شود..
صنوبر مطلبی راجع به پایان سریال نرگس نوشته است…بدون کم و کاست گذاشتم اینجا…
اول از اینکه احسان شقایق رو میکشه؛ البته این موضوعیه که ابتدا اینجوری وانمود میشه اما بعد متوجه میشیم که قاتل اصلی شقایق که اون رو از ارتفاع بلند محل قرار ایشون و احسان پرت کرده بوده کسی نیست جز محمود خان شوکت!
نکته بعد اینکه شوکت که طی قسمت‌های آینده بهروز و نسرین رو به طرف خودشون جذب کرده، پس از مدتی اونها رو به خارج و پیش عموی بهروز میفرسته. بهروز هم اونجا کلی تبدیل به بچه خفن میشه و ایدز میگیره و روابطش با نسرین سرد میشه، از اون طرف هم نسرین خبردار میشه که ای دل غافل، مطابق تمام سریال‌های دو ریالی ایرانی در لحظه حساس یک کوچولو در راه دارد…
فکر کنم آخر داستان کمی غم انگیز باشد…
و به راستی که این سریال (دو ریال) نرگس هیچ نکته مثبتی نداشت و به جز سرگرم کردن و سر کار گذاشتن مردم هیچ کار دیگر نکرد…

خداحافظ همین حالا…

اوت 16, 2006

خداحافظ همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خدا حافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاهام
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ…همین حالا…
—————————-
این روزها حتما آهنگ خداحافظ با صدای امیر علیزاده را در آخر برنامه کوله پشتی گوش دادید و حتما خیلی لذت بردید… کوله پشتی را همیشه نمی بینم ولی آهنگ آخرش را گوش می کنم…واقعا شعر قشنگی هست مخصوصا آخرش…
خب اگر دوست دارید این آهنگ را دانلود کنید و همین حالا گوش کنید می توانید از اینجا دانلود کنید و اگر این لینک کار نداد از اینجا دانلود کنید و اگر باز هم نشد از اینجا، بالاخره یکی از این سه لینک کار خواهد داد…

از چه دلتنگ شدی؟

اوت 15, 2006

از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست : مثلا این خورشید،
کودک پس فردا،
کفتر آن هفته.
یک نفر دیشب مرد
و هنوز ، نان گندم خوب است.
و هنوز ، آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشند.
قطره ها در جریان،
برف بر دوش سکوت
و زمان روی ستون فقرات گل یاس…
(سهراب سپهری)

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت!

اوت 14, 2006

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وزپی جانان بروم
گرچه دانم بجائی نرود راه غریب
من ببوی سر آن زلف پریشان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بی طاقت
به هواداری آن سرو خرامان بروم
در ره او چو قلم گر بسرم باید رفت
با دل زخم کش و دیده گریان بروم
نذر کردم گر از این غم بدر آیم روزی
تادر میکده شادان و غزل خوان بروم
به هواداری او ذره صفت رقص کنان
تا لب چشمه خورشید درخشان بروم
تازیان را غم احوال گرانباران نیست
پارسایان مددی تاخوش و آسان بروم
(حافظ)
————–
ترانه زیبای گل گلدون، با شعری از فرهاد شیبانی و آهنگی از فریدون شهبازیان و صدای هنرمند ارزشمند بانو سیمین غانم را هم اگر خواستید گوش کنید…

بزرگترین کتابخانه دانشگاهی کشور!

اوت 9, 2006

درخبرها آمده بود که بزرگترین کتابخانه دانشگاهی کشور در دانشگاه آزاد نجف آباد به وسعت ۳۵ هزارمترمربع و با هزینه ای حدود هشت میلیارد تومان درحال احداث است و تا سال ۱۳۸۴ به بهره برداری میرسد و مدرن ترین امکانات را جهت سرویس دهی به مراجعان دراختیار دارد…به قول معروف ما که بخیل نیستیم؛ امیدواریم که این کتابخانه با شکوه به بهره برداری برسد تا هم کتابداران به شغل مناسبی برسند و هم کاربران و دانشجویان به منابع علمی غنی دست یابند.
خب فکر کنم دیگر انتظار ها به سر آمده است و باید ببینیم این کتابخانه که اینقدر در کشور سر و صدا به پا کرده است به کجا می رسد…
دیروز رفته بودم آرایشگاه تا سر و سامانی به موها بدهم؛ چند روزنامه روی میز بود؛ جام جم مخصوص استان اصفهان نیز ضمیمه بود…شروع کردم به خواندنش که ناگهان با خبری درباره این موضوع روبه رو شدم…طبق این خبر مراسم افتتاح کتابخانه در شهریور ماه همین امسال یعنی 1385 و با حضور رئیس هیئت امنا یعنی هاشمی رفسنجانی و همچنین مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد برگزار خواهد شد…
خب نباید ساختن چنین کتابخانه بزرگی شگفت آور باشد…چرا که دانشگاه آزاد اسلامی با چنین شهریه های هنگفتی که از دانشجویان می گیرد کتابخانه که سهل است می تواند هزاران دانشگاه دیگر (البته در بیابان ها که هزینه کمتری داشته باشد! به قول دوستان بیابان زدایی!) احداث کند…به هر حال به قول دوستان نمی دانیم که این کتابخانه بزرگ را چگونه می خواهند پر از کتاب کنند، حالا به غیر از این کتاب خوان کجا هست…باید کتاب خوان از جاهای دیگر وارد کنند…
دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد همه چیز دارد به جز کیفیت بالای علمی!

چرا اعتکاف؟!

اوت 8, 2006

همانطور که می دانیم این چند روز به ایام البیض معروف است و مراسم اعتکاف برگزار می شود و مسلمان این سه روز را در مساجد به راز و نیاز با خدای خود می پردازند… من با این مراسم زیاد موافق نیستم، راز و نیاز و دعا و عبادت در سه روز و بعد هم هر کاری که دلمان خواست انجام دهیم…می دانید هر ساله چقدر پول هزینه می شود تا این مراسم برگزار شود؟
آیا پیامبر (ص) راضی است که ما در مساجد برویم و دعا و عبادت کنیم…اما دختری یتیم یا کم در آمد به دلیل نداشتن هزینه مالی نتواند جهزیه خود را تهیه کند!
آیا وجدانمان راحت است چنین پول های هنگفتی خرج کنیم تا این مراسم انجام شود ولی کسی باشد که به این پول بیشتر از انجام این مراسم احتیاج داشته باشد؟
آیا امام علی (ع) راضی است؟ آیا پیامبر (ص) راضی است؟ آیا مورد رضایت اسلام است؟
من و همه شما خوب می دانیم امام علی (ع) نماز شب خود را رها می کردند و به کمک یتیمان و نیازمندان می شتافتند، و با دادن طعام و خوراکی و وسائل مورد نیازشان آنها را خوشحال می کردند؛ مگر ما مسلمان نیستیم؟ چرا باید همیشه حاشیه اسلام را نگاه کنیم؟ چرا روح اسلام را نمی دانیم؟
این فقط به مراسم اعتکاف ختم نمی شود…محرم و رمضان نیز همین ماجرا ها وجود دارد…آدم وقتی می بیند کسی که تمام عمرش نزول خورده است و مال مردم خوری کرده است چنین مراسن با شکوهی می گیرد…بیشتر دلگیر می شود.
یادمان باشد ما هر چه دعا و راز و نیاز کنیم آما آدم نباشیم هیچ فایده ای ندارد…
یادمان باشد؛ خدا شاید، شاید و باز هم شاید نماز نخواندن و روزه نگرفتن ما را ببخشد ولی سه چیز است که خدا هر گز نمی بخشد…این سه چیز همیشه در احادیث آمده است و تکرار شده است..
1)آزار و اذیت پدر و مادر و مورد عاق و نفرین پدر و مادر قرار گرفتن.
2)خوردن مال مردم و مردم آزاری کردن…یادمان باشد خدا همیشه گفته است حق الناس از حق الله مهمتر است…در احادیث ببینید که خدا چقدر مهربان و بزرگ است که خیلی وقت ها از حق خودش می گذرد ولی از حق الناس هر گز نمی گذرد.
یاد این شعر افتادم که می گوید:
می بخور، منبر بسوزان، آتش اندر خرقه کن
ساکن میخانه باش و مردم آزاری مکن…
(همام اصفهانی)
نظر شما درباره شعر بالا (ضرب المثل) چیست؟ هیچ کاری در این دنیا بدتر از مردم آزاری نیست، شاید تمام ادیان آسمانی به وجود آمدند تا مردم آزاری را ریشه کن کنند…خلاصه هر کاری که دلت می خواهد در این دنیا انجام بده ولی مردم آزاری مکن.
3)خوردن شراب در ماه های حرام.
طبق احادیث این سه گناه هرگز بخشیده نمی شوند…
بعضی ها هم می گویند سیزده عدد نحسی است…یادمان باشد میلاد مولایمان در روز سیزده رجب است؛ و باز هم یاد این شعر افتادم که می گوید:
سیزده را تو مخوان نحس که دور از ادب است
ز آنکه میلاد علی (ع) سیزدهم از رجب است
یادمان باشد همه روز ها روز های خدا هستند و هر روز می توانیم با خدا راز و نیاز کنیم و از خدا کمک طلب کنیم…روز خدا محدود به دو یا سه روز نمی شود…یادمان باشد روح اسلام را بدانیم نه ظاهر اسلام…به امید چنین روزی…
راستی این شعر زیبا و دلنشین را هم از مرحوم محمد رضا آقاسی گوش کنید؛ خیلی دل ها را آرام میکند…