Archive for دسامبر 2006

سال نو ميلادی و ايام كريسمس مبارک باد.

دسامبر 31, 2006


بدون هیچ حرف اضافی، فرا رسیدن ایام کریسمس و سال نو میلادی را بر مسیحیان عزیز تبریک می گم.
امیدواریم سال نو میلادی سالی پر از آرامش و صلح برای جهانیان باشد، سالی توام با سلامتی توفیق و امنیت خاطر برای شما باشد.
اینجا می توانید چند آهنگ کریسمس را دانلود کنید.
آهنگ کریسمس1

آهنگ کریسمس2
آهنگ کریسمس3
آهنگ کریسمس4
آهنگ کریسمس5

عید سعید قربان بر شما مبارک باد…

دسامبر 30, 2006

عيد سعيد قربان مبارک باد.
اول از هر چیز به همه دوستان عید سعید قربان، عید ایمان، عید معرفت، عید توحید و خداشناسی را تبریک می گویم…
در خبرگزاری مهر درباره عید قربان نطلب جالبی پیدا کردم، خواندن آن خالی از لطف نیست.
امروز عید قربان است، عیدی که همواره از آن به عنوان عید پیروزی وظیفه بر غریزه و اوج تجلی شکوفایی روح ایثار یاد می‌شود.
هر گاه انسان بر سر دو راهی غریزه و وظیفه قرار گرفت و غریزه را انتخاب کرد، به سوی حیوانات گرویده بلکه از حیوانات هم پست‌تر شده است، چون از عقل و فکر و رهنمودهای انبیا استفاده نکرده است. اما همین که انسان در این دو راهی خطرناک وظیفه را انتخاب کرد و در خط ملائکه و پاکان قرار گرفت آن را عید می‌گیرد، به عنوان غریزه گرسنگی و تشنگی انسان را به استفاده از آب و نان می‌کشاند، ولی وظیفه دستور می‌دهد که در ماه رمضان خودداری کن، کسانی که سی روز وظیفه را انتخاب کرده‌اند، روز عید فطر را باید عید بگیرند، زیرا وظیفه را بر غریزه ترجیح داده‌اند.
غریزه فرزند دوستی به ابراهیم(ع) می‌گوید: اسماعیل(ع) را ذبح نکن، اما وظیفه و اطاعت می‌گوید: او را ذبح نما. حضرت ابراهیم(ع) در این دو راهی، رضای خداوند و وظیفه را بر تمایلات شخصی خود و غریزه پیروز کرد، لذا باید آن را عید بگیرد، اگر در حدیث می‌خوانیم: هر روز که در آن معصیت خدا نشود، عید است، به همین معنا است که در برابر جاذبه‌های هوای نفس در خط خدا قرار گرفته، هر گاه انسان بر خواسته همه شیطان‌های درونی و بیرونی پا می‌نهد آن روز را باید عید بگیرد.
قربانی چیست؟
قربان عبارت از کارهای نیکی است که انسان به وسیله آن بخواهد خود را به رحمت خداوند نزدیک کند، بنابراین عمل نیکی که انسان انجام دهد تا بدان وسیله خویشتن را به رحمت حق تعالی نزدیک سازد آن کار را قربان گویند؛ مانند فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود: نماز موجب تقرب و نزدیکی هر پرهیزکار به رحمت پروردگار است.
بدیهی است که مراد از تقرب به خدای تعالی، قرابت زمانی و مکانی نیست چرا که بین خالق و مخلوق هیچگونه خویشاوندی وجود ندارد بلکه منظور آن است که از راه طاعت و انجام کارهای شایسته می‌تواند مشمول الطاف الهی قرار گرفته و به رحمت او نزدیک شود.
از جمله اعمالی که حجاج در روز دهم ذیحجه در سرزمین منا انجام می‌دهند کشتن شتر، گاو و یا گوسفند و انفاق آن به مستحقین است تا به وسیله این عمل نیک به رحمت پروردگار نزدیک شوند که آن را قربانی گویند.
اسرار و حکمت قربانی:
فدا کردن مال و انفاق آن در راه خدا از جمله اسرار و حکمت‌های قربانی است.
کشتن حیوان در مراسم قربانی اشاره به کشتن نفس اماره است و مرد خداشناس با شمشیر برنده عقل و ایمان، حیوان نفس را که به طور دائم وی را به کارهای زشت وا می‌دارد مقتول سازد و خانه دل را از لوث نفس لئیم پاک گردانده، آن را در راه حق و پیشگاه محبوب قربانی کند و حج اکبر نماید که اگر نفس اماره و خواهش‌های او کشته نشوند و آرام نگیرند هرگاه تمام نعمت‌ها و ثروت‌های دنیوی در اختیارش باشد و زمین و آسمان را ببلعد باز هم سیر نمی‌شود و ندای هل من مزید دارد.
در روایات می‌خوانیم اولین قطره خون قربانی که ریخت، خداوند گناهان صاحبش را می‌بخشد، اوقاتی که به خاطر تولد نوزاد یا ورود مسافر یا دفع بلا، گوسفند ذبح می‌شود، در روح و روان و حرکت اهل خانه شور و نشاطی پدید می‌آید.
به هر حال، ذبح صدها هزار گوسفند و نحر هزاران شتر، یک جلوه و زیبایی دارد، مظهر روحیه ایثار دسته جمعی است که خود از شعائر الهی است.
الف) سیر کردن گرسنه‌ها
یکی از اسرار قربانی سیر کردن گرسنه‌ها است قرآن در این باره می‌فرماید: «فکلوا منها واطعموا القانع والمعتر»؛ از گوشت‌هایی که قربانی می‌کنید هم خودتان میل نمائید، هم به قانع و معتر بدهید. قانع، فقیری است که به آنچه می‌گیرد، قانع است. معتر، فقیری است که علاوه بر تقاضای کمک اعتراض هم می‌کند. این نشان دهنده بینش وسیع اسلام است که در تقسیم گوشت و اطعام، پای‌بند تملق یا دعا و تواضع فقیر نباشید؛ او را سیر کنید، گرچه با شنیدن زخم زبان باشد.
ب) تقوا
هدف اصلی در مسأله قربانی، رسیدن به مقام عالی تقوا است. قرآن در این زمینه می‌فرماید: این قربانیان که زائران خانه خدا به هنگام توقف در منا ذبح می‌کنند، گوشت یا خون آنها به خدا نمی‌رسد، بلکه هدف از قربانی، شکوفا شدن روح ایثار و نشان دادن میزان عشق و قرب به خدا و تقوا است.

صدام حسین به تاریخ پیوست…

دسامبر 30, 2006

 صدام به تاریخ پیوست...
امروز صبح وقتی که راهی خراب شده ای که به آن دانشگاه آزاد می گویند، شدم ناگهان یک اس ام اس خبری از سایت همشهری دریافت کردم که نوشته بود: صدام حسین لحظاتی قبل اعدام شد…
نمی دانستم باید خوشحال شوم یا نارحت…راستش زود خودم را به بی خیالی زدم…چون امتحانی داشتم که مهمتر بود، خلاصه به منزل آمدم ، دیدم همه جا، از اینترنت تا تلویزیون، خبر از اعدام صدام است، پس گفتم بهتر است کمی از آن در وبلاگ بنویسم…
ولی به نظر من تنها بی احترامی که می توان گفت به صدام کردند این بود که به درخواست او یعنی تیرباران جواب رد دادند، و او را به چوبه دار آویختند… نمی دانم چرا این را می گویم، ولی هر چه باشد تیر باران برای کسی که قبلا یک فرد نظامی بوده است سنگین تر است ولی او را به دار آویختند.
همانطور که می دانید:
شبکه تلویزیونی عراقی»حریه» امروز خبر داد که صدام حسین اندکی قبل از ساعت شش بامداد روز شنبه در بغداد به دار آویخته شد.
تلویزیون حریه پس از اعلام خبر به پخش سرودهای ملی پرداخت و سپس گوینده اعلام کرد: «صدام جنایتکار با چوبه دار اعدام شد .»رهبر سابق عراق در دادگاهی ویژه که بیش از یک سال ادامه داشت، به جرم «جنایت علیه بشریت» به اعدام با چوبه دار محکوم شد .به همراه صدام حسین، برادر ناتنی او برزان تکریتی و عواد بندر رئیس دادگاه دولتی رژیم بعث نیز اعدام شده اند.
سی ان ان مطلبی نوشته بود با عنوان به روایت شاهد اعدام صدام، که خواندن آن خالی از لطف نبود.
او را به اتاق بردند تا اعدام کنند. هیچ گونه احساس پشیمانی در او مشاهده نکردم. او را به بالای پله ها بردند و پاهایش را بستند. صدام از پوشیدن کلاه سرپوش در هنگام اعدام سر باز زد. می گفت به آن احتیاجی ندارم و همین طوری خوب است.
البته کلیه مراحل اعدام صدام به صورت ویدئو ضبط شده و در مکانی امن وجود دارد. در واقع هیچ گونه تحقیری در هنگامی که زنده بود در حق او صورت نگرفت و برای او احترام زیادی قائل بودند. چیزی که نمی شود توضیح داد، این است که در چهره ی این مرد در هنگام اعدام هیچ احساس تاسف و پشیمانی دیده نمی شد.
صدام حسین تقاضا کرده بود تیرباران شود، اما به چوبه دار آویخته شد.
رسانه های غربی ادعا کرده اند که صدام حسین اعدام شده است. اما هنوز جای شک باقی است که آیا او صدام واقعی بوده یا خیر !بسیاری از منابع فکری و بین المللی معتقدند که صدام واقعی توسط روس ها از عراق خارج و سپس به سوریه و متعاقبا به روسیه منتقل شده است. این را دیگرخدا داند و بس!!!
البته شاید بتوان گفت حتی انجام آزمایش DNA برای شناسایی صدام واقعی کافی نباشد و زمانی که قرار بر تقلب کردن باشد، در نتیجه آزمایش نیز می توان دستکاری کرد. این را هم خدا داند و بس!!!
و سر انجام صدام حسین، رییس‌جمهوری پیشین عراق، در نخستین ساعات روز یکشنبه، در روستای عوجه، در استان تکریت به خاک سپرده شد.
شبکه عرب زبان الجزیره گزارش می‌دهد مراسم خاک سپاری صدام تحت کنترل شدید نیروهای آمریکایی و عراقی برگزار شد،
این شبکه می‌افزاید نیروهای آمریکایی نزدیکان صدام را مجبور کرده‌اند که جسد وی را شبانه به خاک بسپارند.
منیر حداد، قاضی شاهد اعدام، به الجزیره گفته است که صدام در پای دار به آمریکا و ایران لعنت فرستاده است و به عراقی‌ها هشدار داده است که به ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها اعتماد نکنند.

صحرای عرفات…

دسامبر 30, 2006

عرفات
عرفات نام صحرایی است وسیع و هموار، در دامنه کوهی به نام «جبل الرحمه» که در جنوب شرقی مکه مابین «ثویه» و «عرنه»، «نمره» تا «ذی المجاز» قرار دارد. طول تقریبی این صحرا دوازده کیلومتر و عرض آن 5/6 کیلومتر است. عرفات در 21 کیلومتری مکه واقع شده و بخش عمده آن از حرم خارج می‌باشد.
در وجه تسمیه آن اقوال مختلفی وجود دارد:
برخی آن را جمع «عرفه» و به معنی کوه و بلندی ذکر کرده‌اند، بعضی آن را از عرفان، شناخت و معرفت دانسته و برای چنین نامگذاری نیز ریشه‌های تاریخی قائل شده‌اند. از جمله آن که حضرت آدم و حوا پس از هبوط به زمین و بعد از جدایی طولانی در این صحرا به یکدیگر رسیده و با هم آشنا شده‌اند. عده‌ای نیز گفته‌اند عرفات (به معنای آشنایی) به آن علت است که حضرت ابراهیم علیه السلام در این جا توسط جبرئیل با مناسک خود آشنا شد و به آنها عارف شد.
عرفات نام صحرایی است وسیع و هموار، در دامنه کوهی به نام «جبل الرحمه» که در جنوب شرقی مکه مابین «ثویه» و «عرنه»، «نمره» تا «ذی المجاز» قرار دارد. طول تقریبی این صحرا دوازده کیلومتر و عرض آن 5/6 کیلومتر است. عرفات در 21 کیلومتری مکه واقع شده و بخش عمده آن از حرم خارج می‌باشد.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده که در وجه تسمیه عرفات فرمود: جبرئیل روز عرفه بر ابراهیم فرود آمد و به او گفت: به گناهانت اعتراف کن و مناسک را بشناس و لذا چون او اعتراف کرد آنجا را عرفات نامیدند.
وقوف در عرفات نه تنها یکی از ارکان اصلی مناسک حج است و حج بدون عرفه حج نیست، بلکه این وقوف دارای فضائل بسیار ارزشمندی است. تمام زائران خانه خدا در روز نهم ذی الحجه به این سرزمین مقدس می‌آیند و در آن وقوف می‌کنند. پیامبر اکرم در روز عرفه، در «نمره» نزدیکی عرفات، کنار سنگ بزرگی فرود می‌آمدند. این سنگ، صخره‌ای در سمت راست عرفات بود و بعدها در مکان مورد نظر «مسجد نمره» ساخته شد. در منایع تاریخی آمده است که محل وقوف رسول خدا همان محل وقوف حضرت ابراهیم بوده است. قبیله قریش در دوران جاهلی و آغاز اسلام در عرفات وقوف نمی‌کردند، زیرا معتقد بودند اهل حرم هستند و باید بر خلاف سایر مردم در داخل حرم وقوف یابند، ولی خداوند دستور داد که همه باید در عرفات وقوف پیدا کنند.
در قرآن کریم نیز نام این سرزمین ذکر شده است: «فاذا افضتم من عرفات فاذکروالله عند مشعرالحرام؛ و هر گاه از عرفات برگشتید، خداوند را در مشعرالحرام یاد کنید.» (بقره/ 198)
در سال دهم هجری که پیامبر آخرین حج خود را موسوم به حجة الوداع را انجام داد، در سرزمین عرفات برای مسلمانان خطبه‌ای بسیار مهم ایراد فرمود که منشور حقوق بین المللی اسلام نام گرفته است. در این خطبه، آن حضرت برای آخرین بار بر تمامی ارزش‌های جاهلی خط بطلان کشیدند و خون‌های جاهلی را تمام شده و سنت‌های گذشته را مطرود ساخت.
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: خداوند عزوجل زمین را از زیر کعبه گسترش داد تا منا، سپس آن را از منا به سوی عرفات گسترانید. پس زمین از عرفات است و عرفات از منا است و منا از کعبه است.
حضرت سیدالشهداء هنگامی که از مدینه به سوی مکه حرکت کرد، در روز عرفه در همین سرزمین دعایی خواند که سرشار از مضامین توحیدی بسیار عالی است. این دعا به دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه مشهور است.
منابع:
1) علل الشرایع، ج 2، ص 436.
2) تاریخ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص 68 و 176 تا 179.
3) لغت نامه دهخدا.
4) الفروع من الکافی، ج 4، ص 189.
5) سایت تبیان

آسمان پرمهر شب یلدا…

دسامبر 21, 2006

هندوانه یا هندونه شب یلدا
یلدا یکی از دو جشن بزرگ ایرانیان است که از زمان باستان تاکنون وجود داشته است و خواهد داشت…در آخرین روز فصل پاییز ، زمانی که انقلاب زمستانی رخ می دهد، خورشید به پایین‌ترین ارتفاع ممکن خود بر مسیر سالانه ظاهری‌اش به دور زمین یا روی دایره البروج می‌رسد و ساکنان نیمکره شمالی کوتاه‌ترین روز و بلندترین شب سال را سپری می‌کنند.
جشن یلدا که به معنی جشن میلاد خورشید است، با ریشه‌ها و پیوندهای عمیقی که با فرهنگ ایران و جهان دارد.
ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست.
یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.
هندوانه یادت نره
من هم فرا رسیدن شب یلدا و سال نوی میلادی جدید را به تمامی شما تبریک می گویم. امیدواریم تمامی ایرانیان چه داخل و چه خارج از کشور شب های یلدا را به شادی سپری کنند. همچنین روز های همراه با موفقیت و شادی را برای همه، هم آنها که خوب هستند و هم آنها که بد هستند؛ آرزو می کنم. امیدواریم که آغاز سال نوی میلادی در سراسر جهان سالی همراه با فقر زدایی و آرامش جهانی زیر سایه ی تمامی انبیای الهی پیامبر اکرم(ص)، حضرت مسیح(ع)، حضرت موسی(ع)، حضرت ابراهیم(ع) و … برای تمامی انسان ها از هر ملیت، نژاد و قومی که هستند، باشد. امیدوارم که در این سال نا آرامی های که در بسیاری از نقاط جهان سبب ناآرامی و کشتار مردم بی گناه و مظلوم است، پایان یابد.
کریسمس هم می‌آید..اگر خواستید آهنگ کریسمس را هم از اینجا دانلود کنید و گوش دهید.

کریسمس را روز تولد پیامبر بزرگ الهی عیسی بن مریم (ع)، یا شاید آن گونه که در افسانه‌های ایرانی آمده است یاد آور کشف آتش توسط جمشید می‌دانند.مسیحیان جهان با روایت‌های مختلف و در روز‌های متفاوت تولد پیامبر صلح و مهربانی را جشن می‌گیرند و سال نو خود را با یاد پیام آور مهر آغاز می‌کنند، پیام آوری که گویی این روزها تعلیماتش در میان سیاستمداران مسیحی چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد و آنها غرقه شده در اضافه خواهی‌ها ترجیح می‌دهند تنها به همراه داشتن و به زبان راندن نمادهایی از آیین مسیحیت اکتفا کنند، و چه جای تعجب است آن گاه که پیشوای مسیحیان جهان ، تساهل و تسامح، آمیزه‌های بنیادین عیسی بن مریم (ع) را به کناری گذاشته و مقدسات موحدان مسلمان را هدف حمله قرار می‌دهد! مسیحیان جهان اما از هم اکنون خود را آماده برگزاری جشن میلاد پیامبر می‌کنند. رونق بازارها و حتی افراشته شدن کاج سبز در بیرون کاخ سفید و ساختمان کنگره نشان از آمدن سال نوی مسیحی دارد.
———————————
راستی اينجا را هم در وردپرس هوا كردم ببينيد چطور است.

انتخابات هم گذشت اما…

دسامبر 21, 2006

پیروزی ملت ایران در انتخابات
اول از همه چیز پیروزی ملت ایران را در انتخابات خوشبختانه یا بدبختانه تبریک می گویم… امیدوارم مسئولین و کسانی که برای پاسداری و دفاع از حق مردم انتخاب شدند به بهترین شکل ممکن کارشان را انجام دهند و به قول رئیس جمهور قبلی یعنی آقای خاتمی، طعم شیرین این انتخابات با شکوه را بر مردم تلخ نکنند….امیدواریم…
بگذریم…
 رئیس دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد، دکتر امیری
دیروز بحثی در مورد انتخابات شد من از یکی از دوستان که نه اختراع انجام داده است و از نخبه های دانشگاه محسوب می شود و با کله گنده ها می پره، پرسیدم…و آن اینکه آیا واقعا جناب آقای دکتر امیری، رئیس محترم دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد دکتر است یا نه؟ دکتر امیری چگونه دکتر امیری و رئیس دانشگاه شد؟ گفت این دکترا مانند خیلی های دیگر دکترای افتخاری است، بیشتر کنجکاو شدم که بدانم چگونه و چرا به او داده اند… گفت در دوره های قبلی انتخابات شخصی کاندیدا می شود و دکتر امیری برای او تبلیغات انجام می دهد و خلاصه آن شخص انتخاب می شود و این انتخاب شدن همانا و رئیس دانشگاه شدن دکتر امیری همانا…( نمی دانم این حرف های او درست است یا نه، من حرفهای او را تائید نمی کنم، فقط امیدوارم اینگونه نبوده باشد.) حالا هم که با خبر شدیم ریاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد روز چهارشنبه جهت تشرف به مکه مکرمه و شرکت در مراسم حج تمتع امسال به عربستان سعودی سفر نموده اند.
نمی دانم چه بگویم…امیدوارم منتخبین مردم در این انتخابات واقعا فقط و فقط برای خدا کار کنند و لا غیر…
فقط می گویم خدایا رحم کن…و به من تحمل صبر و استقامت در این دنیا را بده…امیدوارم خدا همه را کمک کند…

ناصر عبداللهی در گذشت….

دسامبر 21, 2006

ناصر عبداللهی در گذشت
سلام….متاسفانه دیروز با خبر شدم ناصر عبداللهی در گذشت.
من نیز به نوبه خودم به جامعه هنر و خانواده آن مرحوم تسلیت میگویم. آهنگ بسیار زیبا از اسحاق احمدی به نام دعای ناصر که برای ناصر عبداللهی خوانده شده است را از سایت ایران بلاگ گرفتم و در این جا گذاشتم تا هر کس خواست گوش کند.

ناصر عبداللهی خواننده‌ و آهنگساز، ظهر 29 آذر ماه سال 1385 در سن 37 سالگی به دیار باقی شتافت. به گزارش خبرنگار هنری ایسنا، عبداللهی همزمان با اذان ظهر در بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد درگذشت.
ناصر عبداللهی در دهم دی ماه 1349 در بندرعباس به دنیا آمد و تحصیلات خود را در بندرعباس گذراند و فعالیت‌های هنری خود را از سال‌های نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و امو تربیتی استان هرمزگان آغاز کرد.
وی با خوانندن ترانه‌ای به نام «ناصریا» به شهرت مردم دست یافت و از جمله آلبوم‌های او می‌توان به «عشق است » ،»دوستت دارم»، «غزلک» و «بوی شرجی» اشاره کرد.
این هنرمند فقید هم‌چنین ترانه‌هایی را درباره ائمه اطهار اجرا کرده که از معروف‌ترین آن‌ها می توان به «یا فاطمه بنت نبی» اشاره کرد.
ناصر عبدالهی بامداد سوم آذر ماه در بیمارستان خلیج فارس بندرعباس به دلیل مشکل کلیوی و از کار افتادن کلیه‌ بستری شد و سپس به کما رفت و بعد از چند روز به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس منتقل و در بخش ICU این بیمارستان بستری شد و هفته‌ی گذشته به بیمارستان شهید هاشمی‌نژادتهران منتقل شد و سر انجام در ظهر 29 آذر ماه سال 1385 در سن 37 سالگی به دیار باقی شتافت.

پاسخ شیرین!

دسامبر 19, 2006

خسرو پرویز، از شاهنشاهان بزرگ ساسانی، روزی با همسرش، شیرین گفت:
پادشاهی، خوش است اگر دائم باشد!
شیرین گفت: اگر دائم بود هرگز به تو نمی رسید!
عمرت چو دو صد بود؛ چو سیصد چو هزار
زین کهنه سران برون برندت ناچار
گر پادشهی و گر گدای بازاری
این هر دو، به یک نرخ بود، آخر کار!

خبر های امیدوار کننده دانشگاه نجف آباد!

دسامبر 13, 2006

خبر های خوش برای دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد….
واقعا من نمیدونم ما به چه امیدی به دانشگاه آزاد، آن هم از نوع نجف آباد می رویم…. هیچ امیدی به آینده نیست… دل ها همه مرده است… مغز ها همه خفته است… دزدان در حال استفاده اند…جوانی می رود…
بعضی از دوستان قدیمی به من زنگ زدند و گفتند خوش به حالت که به دانشگاه رفته ای؟
واقعا من نمی دانم که دانشگاه آزاد رفتن و آن هم رشته من، دیگر حسرت خوردن دارد؟ امیدوارم کسانی که حسرت من را می خورند مثل من شوند تا بفهمند چه می گویم.
بگذریم…
امروز جناب آقای دکتر شفیعی رئیس معاونت پژوهشی دانشگاه کمی امید داد…
خب خبر های خوشی داد…. از جمله اینکه تمام صندلی های دانشگاه و تخته سیاه ها به زودی خیلی زود عوض خواهند شد؛ البته این نکته را بگویم که ابتدا از دانشکده فنی دو شروع می کنند؟
حالا سوال اینجاست چرا اول فنی دو؟ شاید می خواهند بر روی ما این صندلی ها را آزمایش کنند، اگر خوب بود بقیه دانشکده ها را نیز درست کنند.
اما باید بگویم رشته های مکانیک و متالوژی و صنایع ، دانشکده فنی دو مادر رشته های فنی یک هستند… می گویید چرا؟ بروید تحقیق کنید!
خبر خوشحال کننده دیگری که دادند این بود که جناب آقای دکتر امیری رئیس محترم دانشگاه آزاد نجف آباد در طی دستوری فرموده اند که غذای سلف با کیفیت بهتر برای دانشجویان تهیه شود. (البته این روز ها می بینیم که به همراه غذا سوپ هم می دهند، باشد که بهتر شود.)
خبر خوشحال کننده دیگر این بود که دانشگاه سروری به مبلغ 80 میلیون خریداری کرده است برای برطرف کردن مشکلات انتخاب واحد دانشجویان، معلوم است که دیگر خود مسولان نیز به عمق فاجعه انتخاب واحد اینترنتی دانشگاه نجف آباد پی برده اند.
خبر دیگر این است که رئیس دانشگاه به شدت شرکت اتوبوس رانی را برای ارائه بهتر سرویس تحت فشار گذاشته است، به طوری که خبر دادند شاید دیگر مجبور نباشیم فاصله چهل و پنج دقیقه ای دانشگاه نجف آباد تا اصفهان را به علت نبودن اتوبوس سر پا بایستیم.
باشد که با این امید ها شوق پیدا کنیم و کمی دل خوش به دانشگاه رفتن شویم… هر چند بیشتر از این ها از مسولان انتظار داریم…
بگذریم….
چند روز پیش جناب آقای دکتر محمد شفیعی که عکس ایشان را در پایین می بینید، شاید برای مزاح حرفی زدند که به نظر من دور از واقعیت هم نبود.
جناب آقای دکتر شفیعی
ایشان گفتند که آدم ها احساس ندارند و یک دلیل هم آوردند، برای مزاح گفتند اما جالب است…
خداوند همه موجودات حتی سنگ و آب را با احساس آفریده است، همین طور اگر اجزای بدن انسان را جدا کنند، همه از عناصر و اجزای مختلف تشکیل شده است که همه احساس دارند،
حالا اگر همه این عناصر و اجزا در کنار هم قرار گیرند، همدیگر را خنثی می کنند بنابر این شاید بتوان گفت انسان ها احساس ندارند.

با تو تا آخر دنیا خواهم آمد…

دسامبر 12, 2006

غروب است، با آنکه می ترسم، با آنکه سخت مضطربم، باز با تو تا آخر دنیا خواهم آمد…..

بیا و در کتاب خاطرات من بخوان افسوس!

دسامبر 11, 2006

درست بیست سال پیش بود که شروع به نوشتن داستانی کردی که بزرگترها به آن «سرنوشت» می گقتند…
ما میرویم،
قصه ها افسانه می شوند
و انسانها بزرگ…
کاش قبل از کوچ
پرواز را بیاموزیم
و افسانه ی خویش را بنگاریم
چرا که ما،
قهرمان حقیقتی هستیم، که افسانه اش را باز می نویسیم!
دلم گرفت، یاد روزهایی افتادم که انگشتهای پاهام کوچولو و ریز بودن، دستمو میزدم زیر چونم و جلوی تلویزیون دراز می‌کشیدم و کارتون می‌دیدم.
روزای بچگی گذشتن، انگشتهای گرد پاهامون بزرگ شد، خودمون و دوستامون تبدیل به آدم بزرگ شدیم، آدم بزرگ‌های بد، آدم بزرگهایی که دیگه حوصله‌ی بچه‌های کوچک، سر و صداشون و سوال‌های احمقانشونو نداریم؛ آدم بزرگهایی که افتخار می‌کنیم که دیگه یک تصمیم بچه گونه هم نمی‌گیریم، دیگه دلمون خیلی چیز ها را نمی‌خواهد، دیگه خیلی چیزها را می‌دونیم. الان دیگه می‌تونیم سرِ یارو رو کلاه بذاریم، طرفو بپیچونیم…
آره الان، سال هاست حتی زیرِ یه قوطی کنسرو هم شوت نکردیم…
دیگه هیچی رو نشکوندیم که جایی قایمش کنیم، دیگه وقتی با مامانمون بیرون میریم، از لابلای پاهای آدم بزرگها یه بچه‌ی دیگه نمی‌بینیم…
دیگه الان مطمئنیم که خدا یه مرد خیلی بزرگ نیست که تو آسمونها زندگی می‌کنه و بچه‌ها رو خیلی دوست داره….
ما دیگه آدم بزرگ شدیم، آدم بزرگ! آدم بزرگهایی که همیشه آرزوشو داشتیم، آدم بزرگهایی که همه چیز را می‌دونن، آدم بزرگهایی که به خودشون افتخار می‌کنن، آدم بزرگهایی که دیگه وقت سر خاروندن ندارن، آدم بزرگهایی که عادت کردن که زندگی کنن، آدم بزرگهایی که حتی سرِ خودشون را هم کلاه می گ‌ذارن….به قول معروف… روزگار کودکی برنگردد دریغا / قیل و قال کودکی برنگردد دریغا….
خب امروز، یعنی نوزدهم آذر تولدم بود…یعنی شدم بیست… ولی…نه هیچی…بگذریم… به این آهنگ گوش کنید…
———————————-
افسوس بر آن عمر گرامی که هدر شد
آن معبد رویایی من زیر و زبر شد
دردا که تو مرد سفر عشق نبودی
افسوس دل غافل من بی خبر شد
روزی که دل عاشق من تازه نفس بود
در چشم من از هر دو جهان عشق تو بس بود
حسرت به کف آورد و به خورشید نظر داشت
بیچاره عقابی که گرفتار قفس بود
سلام ای چلچراغ قطره های اشک نومیدی
سلام ای غم که جای تنگ این دل را پسندیدی
بیا تا پر بگیرد از دل من جغد این کابوس
بیا و در کتاب خاطرات من بخوان افسوس
خواننده: مجید اخشابی
ترانه سرا : محمدعلی شیرازی
این آهنگ را گوش کنید.

کمی از بازی های دوحه قطر!

دسامبر 9, 2006

پانزدهمین دوره بازی های آسیایی دوه قطر2006
خب دیدم شبکه سه از صبح تا شب مسابقات آسیایی دوحه قطر را پخش می کند، گفتم کمی هم در مورد این بازی ها بنویسم…
اول از همه اینکه قطر با اینکه کوچک هست و جمعیت کمی دارد و از نظر مساحت بسیار بسیار کوچکتر از ایران است یا حتی می توان گفت به اندازه یکی از شهرها یا شاید بهتر است بگوییم، شهرستان های ایران نیز نیست، شرایط و محیط مناسبی را برای این بازی ها فراهم آورده بود، خب عرب جماعت همین است، با نفت خدایی می کند…از این ها که بگذریم به جریان بازی ها می رسیم….
چند یک از رشته های ورزشی را از جمله هندبال و تکواندو و وزنه برداری و گاهی بسکتبال را پیگیری کردم… بازی ها خوب برگزار شد ولی همانطور که گفتم عرب جماعت با پول هر کاری می کنند…
پر واضح بود که در تکواندو مدال طلای مهدی بی باک را به نا حق از او گرفتند، بگذریم….
ولی به هر حال مهدی بی باک از نظر من آخر صبر را داشت، چون شاید اگر من بودم با این خونسردی و شاید بی خیالی نمی توانستم بر روب سکوی مقام دومی بایستم…
به هر حال مدال طلای تکواندو نوش جان قطری ها… از قدیم گفته اند چیزی که ناحق به کسی برسد، به دلش می نشیند و بعد ها نیز آن را تکرار می کند.
بازی های آسیایی دوه قطر2006
درباره وزنه برداری که دیگر چیزی نمی گویم…چرا که از قبل رضا زاده را قهرمان می دانستم؛ اگر قهرمان نمی شد حرف زیاد برای گفتن داشتیم ولی حالا نه!
ولی در حاشیه ها خوب توانسته بودند خوشحالی مردم و ورزش را به انتخابات ربط دهند، این نیز خودش یک هنر است…
بازی بچه های هندبال هم به دل نشست…
فوتبال زیاد بازی های جالبی نبود….
از بانوان ایرانی در این مسابقات هم چون کم اطلاع دادند چیزی نمی دانم….
ولی آن خانمی که در یکی از ورزش های رزمی به علت نبودن حریف یا کم بودن حریف به مقام بالا یا شاید تا گرفتن مدال طلا هم بالا رفته بود، برایم جالب بود…

شعر و آهنگ سریال “باغ مظفر” مهران مدیری

دسامبر 3, 2006

شعر این تصنیف سروده ملک اشعراء بهار است و در واقع از میان پنج تصنیفی که بهار روی آهنگهای درویش خان سروده ، مشهورترین آنها را می توان «زمن نگارم خبر ندارد» در دستگاه ماهور دانست که برای اولین بار طی کنسرتی در «گراند هتل» بوسیله «سید حسین طاهرزاده» در سال 1303 خورشیدی خوانده شد و بعد قمر هم آن را اجرا کرد. با تشکر از وبلاگ یک پزشک که این آهنگ را پیدا کردند.
————————-
زمن نگارم عزیزم خبر ندارد
به حال زارم عزیزم خبر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من عزیزم خبر ندارد
دل من از من عزیزم خبر ندارد
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
که غیر خونِ جگر ندارد
که غیر خونِ جگر ندارد
همه سیاهی ، همه تباهی ، مگر شب ما سحر ندارد
بهار مضطر عزیز من ، آخ، منالُ دیگــــــر
که آه و زاری اثر ندارد ، جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگـــر ندارد
زهر هر دو سر بر سرش بکوبد
کسی که تیغ دو سر ندارد
————————————–
دانلود این تصنیف به وسیله شجریان

میلاد خجسته امام رضا(ع)

دسامبر 2, 2006

میلاد خجسته امام رضا(ع)
امام رضا (ع)، هشتمین امام از این پیشوایان پاک و گرامى است. امام رضا (ع) تنها امام از این عزیزان است که قبر مطهرش در ایران قرار دارد که شیعیان براى زیارت آن همواره به آن جا مى روند.
نامهاى امام:
امام رضا(ع) در سال 148 هجرى قمرى یعنى حدود (1250) سال پیش در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر ایشان امام موسى بن جعفر(ع)، یعنى امام هفتم شیعیان و مادرشان بانویى بزرگوار و خردمند به نام (تکتم) یا (نجمه) بود. امام رضا(ع) در همان سالى زاده شد که پدربزرگ ایشان، یعنى حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسید.
نام ایشان (على ) است، ولى بر اساس شیوه اى که در میان اعراب مرسوم است، به وى (ابوالحسن) مى گفتند. این گونه اسمها را (کنیه) مى نامند. علاوه بر نام و کنیه، گاه عنوان دیگرى نیز به افراد مى دهند که آن را (لقب) مى گویند. امام هشتم داراى لقب هاى متعددى است. از جمله معروف ترین این القاب، (رضا)، (عالم آل محمد)، (غریب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معین الضعفاء) است. نامیدن هر فرد به این نامها، یعنى اسم، کنیه و لقب دلیل خاصى دارد. گفته اند که وى را به این جهت (رضا) لقب داده اند که خدا از او راضى است.
دوران کودکى و جوانى امام در مدینه گذشت. اخلاق نیکو، دانش فراوان، ایمان و عبادت بسیار از ویژگى هایى بود که امام را مشخص مى ساخت.
—————
نشد که بشه! خلاصه امسال هم امام رضا قبولم نکرد که برم کنارش و خودم با زبون خودم باهاش حرف بزنم و درد دل کنم، از زمونه براش بگم و خلاصه هر چقدر دعا و آرزو دارم ازش بخوام…نشد…
حالا که حرف از امام رضا و مشهد شد بگذارید چند سخن از امام رضا بنویسم.
*شخصی از امام رضا پرسید حد توکل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ کس نترسی.
*نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلق‌ترین و با لطف ترین آنها نسبت به اهل خویش است.
– پایه های ایمان چهار چیز است:
1- توکل بر خدا
2- خشنود بودن به حکم و قضای خدا
3- تسلیم فرمان خدا
4- واگذار نمودن کار به خدا
دوستانی که پیش آقا هستند من را هم دعا کنند…خیلی محتاجیم…
ای کاش کبوتر حرمت بودم آقا…

انتخابات و خوبی هایش….

دسامبر 2, 2006

انتخابات
برای دریافت و اصلاح شناسنامه هایتان عجله کنید!!!!
چند روز پیش خبری در سایت خبری فارس خواندم که خبر خوبی برای کسانی بود که در مورد شناسنامه مشکل داشتند…خب این هم از مزایای انتخابات است..
ستاد انتخابات کشور با صدور اطلاعیه ای ضمن اعلام مهیا بودن شرایط برای برگزاری انتخابات ، از هم وطنانی که شناسنامه های آنان مفقود گردیده یا دارای نواقص می باشد، خواست در فرصت باقی مانده برای دریافت و اصلاح شناسنامه های خود به ادارات ثبت احوال مراجعه و اقدام نمایند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور، در این اطلاعیه تأکید شده است که براساس قانون انتخابات رأی گیری فقط با ارائه اصل شناسنامه رأی دهندگان صورت می گیرد. اطلاعیه ستاد انتخابات کشور می افزاید: سازمان ثبت احوال کشور برای تسریع در صدور شناسنامه ها تمهیدات لازم را پیش بینی کرده است.
منبع: فارس