Archive for فوریه 2007

نقدی بر سریال زیر تیغ

فوریه 26, 2007

سریال «زیر تیغ» به کارگردانی محمدرضا هنرمند از پربیننده‌ترین سریال‌های تلویزیونی است که این روزها توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب کرده است.
برای اولین بار سریال زیر تیغ را به سفارش یکی از دوستان دیدم…
از دیدن این سریال لذت بردم… بهتر بگویم خوشمان آمد…
شاید اگر زودتر می فهمیدم آقای پرویز پرستویی و خانم معتمد آریا، سیاوش طهمورث، آتیلا پسیانی و چند تن از بازیگران مورد علاقه دیگرام در این سریال بازی می کنند از اول این سریال را دنبال می کردم…
اما اشکالی ندارد، چون من و خیلی از کسانی که قسمت های اول را ندیده اند می توانند از اینجا دانلود کنند و به راحتی تماشا کنند.
به نظر من زیر تیغ سریال خوب و زیبایی است که توانسته خیلی خوب مخاطب را به خودش جلب کند، البته صحنه های ناراحت کننده بسیار دارد اما در اوج ناراحتی زیباست!
به نظر من بازیگران قوی و متنی زیبا و کارگردانی ماهر دارد.
من نه بازیگر هستم و نه منتقد سینما، ولی به نظر من نقد آن مثبت است و شاید انتقاد منفی نتوان از آن کرد، البته به جرات می گویم نقد این سریال از جنبه های فنی و هنری و علمی کار هر کسی نیست چه برسد من.
به قول یکی از وبلاگ نویسان:
زیر تیغ یک استثناست!
پخش سریال «زیر تیغ » نقطه شروع مناسبی است برای بحث پیرامون مسئله اعدام و قصاص در جامعه امروز ایران؛ که شاید بسیار آموزنده باشد و راه را برای ساختن فیلم ها و سریال هایی در این زمینه باز کند.
—————-
شرح کوتاهی از این سریال:
در محل رختکن کارخانه یخچال سازی، پس از دعوا بین دو کار گر به نام محمود و جعفر، جمجمه جعفر به کمد ها می خورد و پس از انتقال به بیمارستان، تمام می کند.
بر اساس گزارش و گواهی پزشکی قانونی؛ به ‌علت ضربه‌ی مغزی،جعفر فوت کرده است.
جعفر و محمود از دوستان فابریک و قدیمی هم بوده اند و ….
ادامه ماجرای سریال را خودتان از اینجا دریافت کنید و ببینید.
—————-
موسیقی این سریال:
واقعا زیباست… مگر می شود آهنگسازی حسین علیزاده بد شود!
دیدن نام «ه .الف . سایه » در تیتراژ این سریال اعتبار دیگری به آن می بخشد.
در نگاه های دو طرفه و عاشقانه آهنگ زیبایی پخش می شود برای نمونه؛ صحنه صحبت کردن محمود و زنش در زندان و آهنگی که بر روی آن پخش شد واقعا زیبا بود، سریال از این صحنه ها و موسیقی ها بسیار دارد.
—————–
عکس هایی این سریال را در اینجا می توانید ببینید.
برای دانلود آهنگ سریال زیر تیغ کافی است در گوگل عزیز سرچ کوچکی انجام دهید.
فکر کنم این سریال سایت هم داشته است ولی فعلا هر کاری کردم نشد ببینم، فکر کنم سایت اش دود شده است!

Advertisements

در بلاگر، فتوبلاگ بسازید.

فوریه 26, 2007

فتوبلاگ در بلاگر
در راستای اعلام حمایت و دوست داشتن بی اندازه شرکت گوگل (البته باید بگویم وردپرس نیز از دوست داشتنی های دنیای مجازی من است.) بر آن شدم تا از فتوبلاگ آن بگویم.
نمی دانم چرا این فتوبلاگ یا موبلاگ (Blogger Mobile) در بلاگر ، در ایران خواستار زیادی ندارد؟
به نظر من که جاهای مختلف و سرویس های رایگان دیگر را چک کرده ام، بلاگر یک مکان بسیار خوب برای ساختن یک فتوبلاگ شخصی است، شما بدون پرداخت هیچ هزینه ای از فضای نامحدود برای آپلود عکس هایتان استفاده می کنید، دیگر چه می خواهید؟
می توانید قالب فتوبلاگتان را خودتان تغییر دهید.
می توانید به وسیله ایمیل عکس و یا حتی متن به بلاگر بفرستید و خودش برایتان همه کار را انجام می دهد.(خودش عکس را آپلود می کند و در فتوبلاگتان قرار می دهد.)
اگر موبایل دارید و با موبایلتان عکس می گیرید و می توانید با آن به اینترنت متصل شوید به راحتی یک ایمیل می زنید و عکس را در وبلاگتان قرار می دهید، به همین راحتی!
حالا چطور یک فتوبلاگ یا موبلاگ در بلاگر دات کام درست کنیم؟
فقط کافی است یک ایمیل به go [At] blogger [dot] com بفرستید، بدون subject و متن و بعد از چند ثانیه یک ایمیل از طرف بلاگر دریافت می کنید که در آن یک کد یا یک لینک فعال سازی است.( الان درست یادم نیست چون خیلی وقت پیش فتوبلاگ خودم را ساختم.)
روی لینک فعال سازی کلیک کنید و کد فعال سازی را در اینجا جلوی Claim token وارد کنید، و کد اسپم گیر و امنیتی را نیز وارد کنید و دیگر تمام.
حالا بلاگر یک آدرس به دلخواه خودش به صورت راندم به شما می دهد، شما به راحتی می توانید این اسم را تغییر دهید و از فتوبلاگ خودتون استفاده کنید.
برای فرستادن عکس نیز کافی است، عکس مورد نظر را به آدرس go [At] blogger [dot] com ایمیل کنید، یادتان باشد موضوع یا همان subject در فتوبلاگ موضوع عکس شما می شود.
اگر متنی یا شرحی از عکس دارید می توانید در قسمت متن وارد کنید و ایمیل را بفرستید.
پس از مدتی ایمیلی دریافت می کنید که می گوید عکس شما با موفقیت به فتوبلاگ شما اضافه شد.
البته گاهی بلاگر قاطی می کند و دیر این کار را انجام می دهد و یا اصلا این کار را انجام نمی دهد و باید دوباره عکس را ارسال کنید.
من که در بین سایر سرویس هایی که این امکان را می دهند، از بلاگر راضی هستم.
راستی بلاگر جدیدا خبر از راه انداختن AudioBlogger داده است که در آینده می توانید فایل های صوتی خود را به وسیله هر تلفنی در وبلاگ خود قرار دهید که البته بلاگر به فرمت MP3 تبدیل اش می کند و در وبلاگتان قرار می دهد.
———————–
نظرتون راجع به این آهنگ زیبای صادق نوجوکی چیست؟
حالا نگوید طرف اسم دوست دخترش اسم این آهنگ است.
باور کنید یا نکنید من اصلا از این کثافت کاری ها خوشم نمی یاد و فقط از شعر و ریتم این آهنگ خوشم آمد.
این آهنگ را برادرم در ماشین اش گذاشته بود، من حتی اسم خواننده اش را نمی دانستم… این را هم بگویم که برادرم زن و بچه دارد و اسم زنش هم اصلا اسم این ترانه نیست، این را برای فضول ها گفتم، که ما شا الله تعدادشان کم هم نیست!
تا رسیدیم منزل فورا رفتم ایران سانگ و پیداش گردم.
از اینجا گوش کنید.

پیش از من و تو…

فوریه 25, 2007

پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
گردنده فلک نیز به کاری بوده است
هر جا که قدم نهی تو بر روی زمین
آن مردمک چشم‌ نگاری بوده است
تا چند زنم به روی دریاها خشت
بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت!
(خیام)

یک نوشته ناراحت کننده!

فوریه 24, 2007

مدتی پیش یک نفر برام ایمیلی با مضمون زیر نوشته بود، نمی دونم کی بود و اصلا من را از کجا می شناسد…
خلاصه ایمیل جالب و قشنگ و دردناکی بود… جملاتی در آن نوشته بود که برای مدتی من را به فکر فرو برد…
و چرا باید جوونای مملکت ما این طور افسرده شوند؟ ( به قول بچه ها اگه لالایی بلدی چرا خودت…)
واقعا نمی دانم چه بگویم…امیدوارم شب عیدیه دل همه آدم های دنیا خوش باشه و هیچ گرفتاری و غمی نباشه و همه در سلامتی و خوشی به سر ببرن، هر چند می دونم زندگی همین است، نامرد و سخت و باید تحملش کرد…
کسی به من گفت: آدم ها هیچ وقت در دل همدیگر نیستند و گر نه می دیدند که در این دنیا هیچ کس به طور مطلق دلش خوش نیست، هر کس به طریقی گرفتار است.
به هر حال شما هم این ایمیل را بخوانید و جواب بدهید…
—————————-
سلامم را پذیرا باش که ناتوان از پیدا کردن واژه ای به این وسعتم.
نمیدونم از چی بگم از کجا شروع کنم، درد دلم زیاده اون قدر زیاد که دیگه تحملش برام سخته به همین خاطر تصمیم گرفتم خودمو خلاص کنم اما ترسیدم نه از مرگ بلکه از خدای خودم حالا هم یه تصمیم جدید گرفتم میخوام برم خارج، خیلی آروم و پنهونی، به کجا نمیدونم؟ فقط میدونم میخوام برم شایدم میخوام فرار کنم از این همه نامردمی و نامردی و شاید هم ازخودم چرا که نمیتونم مثل بقیه مردم باشم بی تفاوت و بی احساس.
اگه برم خارج حداقل دلم خوشه که چون توی کشور خودم نیستم کسی به دردم گوش نمیده و واسه زخمام پی مرهم نمی گرده، اون موقع از واژه غربت بدم نمی یاد، یه دلیلشم شاید اینه که خیلی شنیدم اون جا آدم دل سنگ میشه پس مثل من از هر زشتی دلگیر نمیشه.
*از دیدن یه بچه شش ساله که توی این هوای سرد واسه فروختن آدامساش بهت التماس میکنه و تو تنها کاری که میتونی بکنی اینه که ازش یه بسته آدامس بخری.
*از دیدن یه جوون بیست ساله که با حرص هر چه تمام تر به سیگار پک می زنه.
*از درد دل پدر پپری که تنها پسرش اونو برده آسایشگاه سالمندان واسه اینکه زنش وقتی مهمونی میده آبروش جلو دوستاش نره و پدر فقط و فقط واسه خوشبختی اون دو تا دعا میکنه.
*از آه و ناله دختری که فقط سهمش از دختر بودن اسمش و موهای بلندشه و مجبور مثل یه مرد کارکنه تا برادرش گرسنه نمونه و خودش تمام آرزوهاشو به گور ببره…
و …
آره به خاطر اینا و خیلی چیزهای دیگه میرم اما به کسی نگفتم چون از راه قانونی نمیخوام برم یعنی نمی تونم که برم دلم میخواست قبل رفتن به یکی بگم که اون نفر هم شما شدید به هر حال از اینکه دوباره وقت شما را گرفتم معذرت میخوام و ازتون به خاطر اینکه به صدای یه غریبه گوش دادید بارها و بارها تشکر میکنم امیدوارم هیچ گاه به سرنوشت من دچار نشید.
کاش میتوانستم بغضم را برایتان بنویسم، کاش دلم دو دروازه داشت که از یکی غمها می آمدن و از دیگری میرفتند.
اوه واقعا معذرت میخوام خداحافظی طولانی شد خداحافظ.
از طرف دلخسته ترین غریت دیروز!

فرار بزرگ!!!!

فوریه 22, 2007

شهرام جزایری فرار کرد!
شهرام جزایری فرار کرد!
جمله خبری فوق در شهر نه بهتر است بگویم در کشور، نه بهتر است بگویم در جهان پیچیده است!
شهرام جزایری که به ام الفساد اقتصادی معروفش کردند، گریخت…
او که چندی پیش مجدداً محاکمه شده و قرار بود رای وی تا چند روز آینده صادر و اعلام شود، برای فرار از مجازات احتمالی خود از زندان گریخت.
گفته می شود وی پس از فرار از زندان از کشور خارج شده است.
شهرام جزایری به جرم اخلال در نظام اقتصادی کشور 5 سال پیش به 30 سال زندان محکوم شده بود.( یا شاید 27 سال)
دادگاه رسیدگی به پرونده شهرام جزایری یکی از جنجالی ترین دادگاههای اقتصادی تاریخ ایران بوده است. به هرحال اکنون شهرام جزایری طبق خبر خبرگزاری فارس به خارج از کشور گریخته است، عجب مبارزه ای شده این مبارزه با متخلفان و مفسدان اقتصادی!
واقعا من که در کارهای قوه قضائیه مانده ام، من تا یاد دارم حرف از مجازات شهرام جزایری بود، درست الان 5 یا 6 سال است که دارند تخلفات او را بررسی می کنند، واقعا چند روز پیش به خودم گفتم دیگر نمی خواهند این پرونده را تمام کنند؟ که این واقعه خنده دار یعنی فرار او به وقوع پیوست!
راستش وقتی خبر» شهرام جزایری فرار کرد!» را از اخبار شنیدم، ناگهان به یاد این شعر افتادم:
آهای خر پول عاشق
خر پوله هرجا که میری به یاد من باش
توی کانادا که میری به یاد من باش
با پولهایی که مال ماست
تو کافه های لاس وگاس به یاد من باش
هر جا یکی مثل ما بود تو مترو تو مقوا بود
یه گشنه دیدی که مریضه لب جوی شاندلیزه
اسکی توی سویس میری با کلی باد و فیس میری
با اینکه کله ات کچله به ضرب کلاه گیس میری
خر پوله به یاد ما باش…
—————————-
یکی از مهمترین عناوین روزنامه های صبح امروز یعنی سوم اسفند ماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و پنج (03/12/1385) بدین شرح است.
روزنامه های آفرینش، ایران، پول، کارگزاران و کار و کارگر نوشتند.
شهرام جزایری گریخت.
روزنامه های عصر اقتصاد، صدای عدالت، دنیای اقتصاد، خراسان، جوان، جمهوری اسلامی و ابرار با تیتر درشت نوشتند:
شهرام جزایری فرار کرد.
آینده:
شهرام جزایری 21 سال زودتر خود را آزاد کرد: متهم گریخت!
اعتماد:
خروج شهرام جزایری از ایران.
اعتماد ملی
شهرام جزایری فرار کرد.
پدیده شهرام جزایری!
ابتکار:
شهرام جزایری متواری شد.
تهران امروز:
شهرام جزایری از مرز عدالت فرار کرد.
جام جم:
گزارش «جام جم» از جزئیات گریختن شهرام جزایری؛ فرار …؟
سرمایه:
فرار شهرام جزایری به خارج از کشور.
همبستگی:
شهرام جزایری از چنگ ماموران گریخت.

دو ترانه زیبا به بهانه یک شاعر

فوریه 22, 2007

محمد علی بهمنی از شاعران استان هرمزگان به عنوان شاعر برگزیده شعر فجر سال 1385 برگزیده شد.
به‌ گزارش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان این شاعر هرمزگان در نخستین دوره این جشنواره در بخش شعر کلاسیک، از بین یک هزار شاعر شرکت ‌کننده از استان‌های مختلف کشور به عنوان نفر برتر برگزیده معرفی شد.
طی مراسمی که با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و نمایندگان هفت کشور هلند، فرانسه، تاجیکستان، ازبکستان، افغانستان، پاکستان و ارمنستان در تالار وحدت برگزار شد، این شاعر مورد تقدیر قرار گرفت.
بسیاری از ترانه‌های محمدعلی بهمنی توسط خوانندگان کشور خوانده شده است که از آن جمله می‌توان به ترانه «هوای حوا» با صدای زنده‌ یاد ناصر عبداللهی و ترانه «دهاتی» با صدای شادمهر عقیلی اشاره کرد.
کتاب «گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود» از جمله آثار این شاعر است.
به بهانه برگزیده شدن آقای بهمنی دو تا شعر قشنگ که آقای بهمنی سروده اند و خوانندگان خوبی چون زنده یاد مرحوم ناصر عبداللهی و شادمهر عقیلی به زیبایی هرچه تماتم تر خوانده اند را اینجا گذاشتم…
برای شنیدن این آهنگ ها فقط کافی است به خودتان زحمت بدهید و در گوگل سرچ کوچکی انجام دهید.
من اگر لینکی برای دانلود بگذارم بعد از مدتی امکان دانلود آن از بین می رود چون سرویس هایی که هستند بعد از مدتی فایل ها را از سرورشان حذف می کنند.
اگر هم بخواهم در گوگل پیجیز بگذارم پهنای باند تمام می شود، پس در همین ایران سانگ گوش بدهید البته نمی شود دانلود کرد، فقط می توانید گوش بدهید؛ البته راه هایی هم برای دانلود هست.
گوش دادن به آهنگ هوای هوا
گوش دادن به آهنگ دهاتی

نقدی بر سریال از نفس افتاده

فوریه 19, 2007

در ایام دهه فجر، مجموعه «از نفس افتاده» از شبکه اول سیما پخش می شد که توانست مخاطبان زیادی را جذب خود کند، این مجموعه که کارگردان آن قاسم جعفری بود، به مانند دیگر کارهای او توسط صدیقه صحت تهیه شد.
در این سریال بازیگرانی چون اشکان خطیبی، خاطره حاتمی، محسن زهتاب، زهره فکور صبور، عزت اله جامعی، شیرین بینا، علیرضا نورایی، آتوسا راستی، فرهاد تجویدی، حسن اسدی، نورالدین جوادیان، صدار سیدقاسمی، فرزاد مسرور، نوژن رمضانی، بابک قادری و … به ایفای نقش می پردازند.
سریال از نفس افتاده
از نفس افتاده در سال های 1350 به بعد رخ می دهد و داستان عشق آرش و شیده است که پس از سال ها دوری در حادثه ای خونین همدیگر را می یابند و برای رسیدن به هم تلاش می کنند، اما سرنوشت مسیر دیگری برای آنان رقم می زند.
این مجموعه بخشی از مفاصد اقتصادی و جنایات رژیم شاهنشاهی را به نمایش می گذارد…
خب این کمی درباره این سریال، حالا برویم سر حرف های خودم…
من اصلا این سریال را دنبال نمی کردم، یک روز با یکی از دوستان (حامد) رفته بودیم میدان امام تا کفش بخرم…
حامد گفت: سریال از نفس افتاده را می بینی؟ گفتم نه، چی هست…خلاصه تا یک دوری، دور میدان امام زدیم، آقا حامد کل چهار قسمت گذشته از این سریال را برایم تعریف کرد، آخرش گفت این شیده عجب چیزیه، منظور حامد خوب بازی کردن ایشون بود!!!
خلاصه من مشتاق شدم ببینم این سریال چیست… وقتی دیدم؛ اصلا از این سریال خوشم نیامد، چرا چون اصلا با واقعیت خیلی فرق داشت و به تخیلی و افسانه بودن بیشتر شبیه بود تا یک سریال انقلابی، چرا که اصلا تمام سکانس هایش عاشقانه بود، البته من بیش از سه قسمت این مجموعه را ندیدم…
به هر حال این سریال به دلم ننشست، سریال (فرار بزرگ) را کسی یادش هست؟ سه سال پیش در ایام دهه فجر از شبکه اول پخش می شد، اون سریال خیلی بهتر بود…
چند تا سوتی هم از این فیلم گرفتم.
اول اینکه مگه این سریال در سال های 1350 به بعد اتفاق نیافتاده بود؟ پس چرا تلفن هایی که در این سریال استفاده می شد تلفن هایی بود که در آن زمان اصلا وجود نداشت، اصلا در دربار شاهنشاهی هم این تلفن ها نبوده است چه برسد در هتل های آن زمان.
یک سوتی دیگر اینکه در سکانسی که پدر ساواکی اون دختر (فکر کنم اسم دختره نازی بود) وقتی خونه می یاد دخترش (نازی) به آهنگ گوش می داد.
یک بار گفتم این سریال مثلا برای قبل از انقلاب یعنی حدودا 28 سال پیش است، اما موسیقی که دختر داشت گوش می داد موسیقی متن فیم سکوپ scoop محصول 2006 هست به کارگردانیWoody Allen.
Scoop poster
خب Woody Allen هم از آهنگ های قدیمی سه نفر زیر در فیلمش اسفاده کرده بود و شاید کسی که این موسیقی را برای این سکانس سریال انتخاب کرده تقصیر نداشته باشد. اگر خواستید از فیلم سکوپ بیشتر بدانید به اینجا مراجعه کنید.
Edvard Grieg
15 June 1843 – 4 September 1907
Johann Strauss Jr
October 25, 1825 – June 3, 1899
Piotr Tchaikovsky
7 May [O.S. 25 April] 1840 – 6 November [O.S. 25 October] 1893
به هر حال این فیلم تمام و کمال عاشقانه بود و اصلا به انقلاب ربطی نداشت اگر هم ربط داشت از طریق عشق، به قول یکی از دوستان که می گفت سریال های ایرانی از ابتدا، آخرش معلوم است، چرا که همه عاشقانه است.
اما نکته و جمله قشنگی که در این سریال شنیدم (در همان سه قسمتی که دیدم) این بود که پدر ساواکی دختره بهش گفت: آدم در زندگی یا باید یک باشه یا منفی یک! از هر چی صفره بدم میاد.

افسانه 1900!

فوریه 17, 2007

The Legend Of 1900
زیاد اهل فیلم و سریال نیستم… ولی اگر فیلمی از تلویزیون در حال پخش باشد و حوصله و حس دیدن هم باشد، تا قسمتی از فیلم را می بینم اگر خوشم آمد بقیه فیلم را هم می بینم…
خب دیشب يعنی جمعه 27 بهمن ماه فیلم «افسانه 1900» از شبکه سه پخش شد.
فيلم جالب و زیبایی بود، بر خلاف اسمش که افسانه 1900 نام داشت، به نظر من اصلا این فیلم افسانه و تخیل نبود و به واقعیت بسیار نزدیک بود.
امروز با سرچی که در گوگل درباره این فیلم انجام دادم تا دلتان بخواهد راجع به این فیلم مطلب و نقد و بررسی پیدا کردم.
مختصری از این فیلم را بخوانید:
جوزپه تورناتوره این فیلم را سال 1998 بر مبنای فیلمنامه ای از خودش به مدت 160 دقیقه ساخت. در این فیلم تیم راث، پرویت تیلور وینس، ملانی تی یری، بیل نان و کلارنس ویلیامز به ایفای نقش پرداختند.
کل داستان «افسانه 1900» در سال های آغازین قرن بیستم در یک کشتی مسافربری اتفاق می افتد. راوی داستان یک نوازنده پیانو به نام مکس است. شخصیت اصلی فیلم دنی بودمن تی دی لمون 1900 نام دارد که نقش او را تیم راث بازی می کند. یکی از کارگردان موتور‌خانه کشتی «ویرجینین»، این نوزاد را روی عرشه کشتی پیدا می کند و بر مبنای سال تولد او، نام 1900 را برایش انتخاب می کند.
«افسانه 1900» در نواختن پیانو یک نابغه است. بزودی شهرت او جهانی می شود، اما خودش هیچ وقت کشتی را ترک نمی کند. این فیلم را جوزپه تورناتوره، فیلمساز 51 ساله ایتالیایی کارگردانی کرده که بیشتر با فیلم «سینما پارادیزو» (1998) شناخته می شود. » ستاره ساز» (1995) و «مالنا» (2000) از دیگر فیلم های مطرح این فیلمساز برجسته ایتالیایی است.
تورتاتوره با «افسانه 1900» بار دیگر نشان می دهد که استاد به تصویر کشیدن داستان های پر احساس، آن هم به شیوه ای خوشایند است، بی آنکه تماشاگر را دلزده کند.
هر چند حداقل این فیلم در مقایسه با فیلمی مانند «سینما پارادیزو» نا‌امید کننده به نظر می رسد. شخصیت‌ها پرداخت صحیحی ندارند و با وجود مدت زمان زیاد فیلم بیشتر آنها در حاشیه هستند. هر چند تیم راث مثل همیشه با انرژی و کاریزمایی که دارد به نقش خود در فیلم جلوه ای جذاب داده است. فیلم به لحاظ تکنیکی عملاً بی نقص است، به خصوص کار مدیر فیلمبرداری، لایوس کولتانی در خور توجه است.

سخن آموختن به الاغ!

فوریه 17, 2007

جاهلی خواست که الاغی را سخن گفتن بیاموزد، گفتار را به الاغ تلقین مى کرد و به خیال خود مى خواست سخن گفتن را به الاغ یاد بدهد.
حکیمى او را گفت: اى احمق! بیهوده کوشش نکن و تا سرزنشگران تو را مورد سرزنش قرار نداده اند این خیال باطل را از سرت بیرون کن، زیرا الاغ از تو سخن نمى آموزد، ولى تو مى توانى خاموشى را از الاغ و سایر چارپایان بیاموزى.
———————–
حکیمى گفتش اى نادان چه کوشى
در این سودا بترس از لولائم
نیاموزد بهایم از تو گفتار
تو خاموشى بیاموز از بهائم
هر که تامل نکند در جواب
بیشتر آید سخنش ناصواب
یا سخن آراى چو مردم بهوش
یا بنشین همچو بائم خموش
(گلستان سعدی)

دانشمندی که شاعر شد!

فوریه 16, 2007

آرامگاه عمر خیّام نیشابوری
حکیم عمر خیام نیشابوری مردی است که ایرانیان او را با رباعیاتش می شناسند. 18 ماه مه، روز بزرگداشت «عمر خيام» نيشابوری است.هر چند روز ملي بزرگداشت حکيم عمر خيام، در روز 27 ارديبهشت ماه است، ولی من امروز رباعیاتی از این فیلسوف و شاعر خواندم که دلم نیامد در مورد او ننویسم.
اروپاییان او را دانشمند می دانند.خیام کسی است که تقویم جلالی را تنظیم کرد. همان تقویمی که کنستانتین بر اساس آن تقویم مسیحیت را درست کرد. اما در ورای دانش والای خیام، عرفان از جنبه های اجتناب ناپذیر شخصیت این مرد است. اما همانطور که گفته اند:
آنکه را اسرار حق آموختند
مهر کردند ودهانش دوختند

او نیز به مانند بسیاری عرفای دیگر سعی کرد تا حقایق را برای دیگران بازگو کند و چون دیگران نفهمیدند تهمت کفر و ارتداد به او بستند.
قومی متفکرند اندر ره دين
قومی به گمان فتاده در راه يقين
میترسم از آن که بانگ آيد روزی
کای بيخبران راه نه آنست و نه اين

رباعیات خیام نیز به مانند کارهای علمی او به محض راهیابی به اروپا مورد توجه قرار گرفت به نحوی که جرالد شاعر انگلیسی حدود یکصد عدد از آنها را به انگلیسی برگردان نموده است.خیام از مظلومترین شاعران و دانشمندان ایران زمین است که باید گفت به هیچ وجه آنطور که شایسته است از او تجلیل نشده است. با هم یکی از رباعیات نابش را مرور می کنیم:
در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزه گر کوزه خر کوزه فروش
از کوزه گری کوزه خریدم باری
آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شده ام کوزه هر خماری
در کارگه کوزه گری کردم رای
در پایه چرح دیدم استاد به پای
می کرد سبو کوزه را دسته وسر
از کله پادشاه واز دست گدا
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده است
این دسته که بر گردن او می بینی
دستی است که بر گردن یاری بوده است
تا چند اسیر عقل هر روزه شویم
در دهر چه صد ساله چه یک روزه شویم
در ده قدح باده از پیش که ما
در کارگه کوزه گران کوزه شویم
——————-
منابع مفید:
1)در ویکی پدیا در مورد حکیم عمر خیام نیشابوری بیشتر بخوانید و بدانید.
2)در اینجا بعضی از شعر های حکیم عمر خیام نیشابوری که توسط خوانندگان اجرا شده است را گوش دهید.
3)این ها را نیز بخوانید. ( + و + )

علم مواد (متالورژی) چیست؟

فوریه 16, 2007

علم مواد (متالورژی) چیست؟
در اولین نگاه همه چیز اطراف ما را مواد تشکیل داده اند اما تا به حال به این مساله فکر کرده ایم که مواد چیست و چطور آنها را می شناسیم، می سازیم و به کار می بریم؟
در علم مواد بخشی از ماده موجود در عالم و به طور دقیق، اجسامی که به علت خواص خود در سازه ها، ماشینها، وسایل یا مصنوعات کاربرد دارند بررسی می شوند مانند: فلزات، سرامیکها، نیم رساناها، ابر رساناها، پلیمرها(پلاستیکها)، شیشه ها، دی الکتریکها، فیبرها، چوب، ماسه، سنگ و پس واضح است که در مسیر رشد دانش بشری، از اینکه علم و مهندسی مواد جای خود را در بین سایر موضوعات مورد نیاز یافته است و کوشش می کند که توانایی بشر را گسترش دهد جای تعجبی وجود ندارد.
به طور ساده می توان گفت علم و مهندسی مواد (متالورژی) مشتمل است ایجاد و کاربرد دانش مربوط به ترکیب شیمیایی، ساختار و تغییر شکل دادن مواد برای به دست آوردن خواص مورد نظر در کاربرد آنها، بنابر این می بینیم که علم و مهندسی مواد موضوع وسیعی است که از یک طرف به دنیای میکروسکوپی اتمها و الکترونها مربوط می شود و از طرف دیگر حالت جامد جسم را به دنیای ماکروسکوپی عمل و کاربرد مواد برای مقابله با مسایل اجتماعی مربوط می کند.
گرچه این علم در کشور ما ،ایران، قرنهاست که مورد استفاده قرار می گیرد ولی متاسفانه پس از صنعتی شدن جهان و پیشرفت تکنولوژی، این علم آمیخته با هنر در کشورمان رونق چندانی نداشته و بی توجهی زیادی نسبت به آن شده که متاسفانه هنوز هم ادامه دارد به گونه ای که گرچه کشور ما از کلیه مواد خام غنی می باشد ولی برای تهیه مواد اولیه صنایع گوناگون که بعضاً دارای تکنولوژیهای پیشرفته نیز می باشند دچار مشکل هستیم.
یقیناً عقب ماندن در این علم، از شکوفایی صنعت ما جلوگیری خواهد کرد.

آقا خره…

فوریه 12, 2007

آقا خره تا وقتی که جوون بود… پر زور و پهلوون بود…کار می کرد، بار می برد…
یک روز صاحب آقا خر بهش گفت:
آقا خره، دیگه پیر شدی؛ دیگه زمین گیر شدی…
بدو برو بیابون؛ سبزه داره فراوون، بخور و بخواب و حظ کن…
زندگیت رو عوض کن!
———————–
این قسمتی از قصه خاله موندگار، یکی از بهترین قصه های دوران بچگی من هست….
تو این نوار حیوانات زیادی از جوجه تیغی گرفته تا گاو؛ هر کدام به دلایلی به خاله موندگار پناه می برند، من در بالا برای مثال آقا خره را گفتم… و با هم زندگی می کنند…
دیروز داشتم تو نوار های قدیم ام می گشتم، پیداش کردم…دوباره گوش دادم…
هیچ وقت یادم نمی ره کلاس اول دبستان بودم… قرار بود هر هفته یکی از بچه ها یک نوار قصه ببره سر کلاس تا همه گوش بدهند… من هم نوار خاله موندگار را بردم… همه بچه ها از این نوار خوششون اومد… معلم خوب سال اول دبستانم یعنی خانم صانعی، از من خواست براش یک کپی از نوار بگیرم… امیدوارم هر جا هست سالم و سلامت باشد…یادش بخیر!

مشکلاتی که برای وبلاگ آسمان اتفاق افتاد!

فوریه 12, 2007

این مطلب را شاید دو؛ سه هفته هست می خواهم بنویسم، امروز دیگر تصمیم گرفتم بنویسم….
متاسفانه حدود یک ماه قبل از پلاگین جستجو و جایگزینی استفاده کردم تا بتونم تمام ی های عربی که در زیرشان دو نقطه وجود دارد را به ی فارسی تبدیل کنم، که چشمتان روز بد نبیند… زدم کل ی ها را سر هم کردم و کل دیتا بیس را خراب کردم…خیلی حالم گرفته شد…یه چند روز دپرس مونگلی گرفته بودم…هر کاری کردم درستش کنم، نشد….
خوشبختانه قبل از اینکه این خرابکاری را انجام بدهم یک بک آپ از کل دیتا بیس گرفته بودم، بنابراین تصمیم گرفتم به جی دی (مدیر وبلاگز دات آس) ایمیل بزنم و از او بخواهم دیتابیس را پاک کنه و این که بک آپ گرفتم را به جایش بگذارد …خلاصه نشد که نشد… چون جی دی فرمت فونت های فارسی را نداشت منظورم این است که یونیکد یو تی اف هشت را ساپورت نمی کرد و هنگام ایمپورت به صورت حروف ناخوانا و اجق وجق ایمپورت کرده بود…. حدود سه بار بهش گفتم اونم عوض کرد ولی آخر درست نشد…بار چهارم گفت برو پی اچ پی مای ادمین نصب کن و خودت ایمپورت کن، گفت من خودم کار و زندگی دارم، نمی توانم هر روز دیتا بیس حجیم تو را ایمپورت کنم….
خلاصه من ماندم که چه کار کنم….
رفتم تا پی اچ پی مای ادمین نصب کنم… خلاصه دیدم که در وبلاگز دات آس سی پنل نیست…پس باید در اف تی پی می ریختم و نصبش می کردم… خلاصه با هر بد بختی بود با کمک جی دی و جان تونستم نصبش کنم… بعد از اینکه نصبش کردم، چون دیتابیس من خیلی حجم بالایی داشت، وسط اجرای ایمپورت قطع می شد و نمی شد…
دوباره من موندم چه کار کنم….
گفتم تو دنیای وبلاگستان کی را از همه در وردپرس قبولش دارم… فکر کردم دیدم آقا مرتضی الوانی آخره وردپرسه، چون هم قالب برای وردپرس طراحی می کنه و خیلی چیزا از وردپرس می دونه…فقط بگم یک باگ بزرگ در پلاگین شمارش لینک که یک فرانسوی ساخته بود پیدا کرده بود… از همون روز خیلی روش حساب کردم…
خلاصه ایمیل زدم… و از او کمک خواستم… او هم در جواب ایمیلم این پاسخ را داد…چون پاسخش خیلی برای من مفید بود گفتم اینجا بگذارم شاید دیگران هم از این نکته ها استفاده کنند.
جواب آقای مرتضی الوانی:
متاسفانه من حدود چهار ساعت با وبلاگ شما درگیر بودم و درست نشد، تنها راه اینه که دیتا بیس کلاً دامپ بشه. البته باز هم یه سری مشکلات وجود داره:
1) حجم دیتابیس شما خیلی بالاست، عمده حجم به جدول wp-posts مربوط میشه که متاسفانه دلیل این افزایش حجم وجود کدها و برچسپهای HTML و عمدتاً نا استاندارد در میان پستهاست که هیچ لزومی به آنها نبوده و من فکر میکنم استفاده نادرست از ویرایشگر متن سبب بروز این مشکل شده. خلاصه اینکه حجم زیاد روند کار رو کند کرده.
2) جداول دیتابیس شما خیلی خیلی بالاست، با توجه به رایگان بودن سرور شما جای تعجبه که چرا ادمین هیچ هشداری نداده! عمده جداول مربوط به پلاگینهای جانبی میشه که خودتون نصب کردید. متاسفانه برای من وجود این جداول در دیتابیس کمی ناآشناست و با توجه به لوکال بودن پی اچ پی مای ادمین برام خیلی سخته که با جداول محیطی پی اچ پی مای ادمین اونها رو مقایسه کنم. مگه اینکه اگر تصمیم به دامپ هم گرفتیم خودتون این جداول رو پاک کنید.
3) بک آپی که شما دارید تنها محدود به جداول اصلی Main Table خود وردپرس هست و در بک آپ هیچ اثری از جداول پلاگینهای جانبی نیست. و متاسفانه اونی هم که روی سرور شما هست ناخوانا ایمپورت شده و اگر بکاپ هم ازش گرفته بشه همون آش و … (این یعنی اگر ما دیتابیس رو دامپ کنیم باید پلاگینها رو مجددا نصب و پیکربندی کنید، چون هیچ چاره ای برای رفع مشکل پلاگینها نیست.)
4) پی اچ پی مای ادمین که نصب کردید گاهاً مجوز دسترسی رو از دست میده؟! نمیدونم از سمت سروره یا ایراد در نصب هست؟ اما قسمت Import درست نصب نشده به طوری که هیچ فایل اس کیو الی رو نموته بخونه. و حتی کلید ارسالش هم حذف شده (به احتمال زیاد آپلود ناقص بعضی فایلهای پی اچ پی مای ادمین این مورد رو ایجاد کرده است.)
5) برای رفع مشکل شما راههای زیادی وجود داره. من اکثر این راهها رو امتحان کردم. به خصوص سعی کردم از این روش مشکل رو حل کنم اما نشد. (به علت وجود همون جداول پلاگینها)
در حال حاضر من Main Tables وردپرس که بک آپ کاملش رو داریم حذف کردم و در اسرع وقت و البته هماهنگی با شما جهت دامپ کل دیتابیس و ایمپورت بک آپ اقدام خواهم کرد. راستی یه چیز مهم میدونید چی باعث بروز این مشکل شده؟ همون بک آپی که دوباره ادمین سرور براتون ایمپورت کرده. تنها موردش هم یه خط کد به شکل ENGINE=InnoDB DEFAULT CHARSET=latin 1 در انهای ایجاد هر جدوله. فایل بک آپتون رو ببینید.
منتظرم، فعلاً بدرود… مرتضی الوانی.
خلاصه بعد از دستکاری بک آپ توسط آقا مرتضی به جی دی ایمیل زدم که دوباره این دیتابیس را ایمپورت کند… جی دی قبلا گفت دیگر این کار را نمی کند چون سه بار انجام داده بود و درست نشد، ولی خب این بار هم ایمپورت کرد…
بعد از این هم وبلاگ درست نشد…..
تا اینکه به فکرم رسید با آر اس اس همه مطالب را وارد کنم….
این راه واقعا جواب داد… و وبلاگ کاملا درست شد، بدون هیچ کم و کاستی!
البته الان یک ارور هنگام سند کردن مطلب با این مضمون می آید:
WordPress database error: [Unknown column ‹user_level› in ‹where clause›]
SELECT ID FROM wp_users WHERE user_level > 0
WordPress database error: [You have an error in your SQL syntax; check the manual that corresponds to your MySQL server version for the right syntax to use near » at line 1]
SELECT post_author, post_title FROM wp_posts WHERE ID =
Warning: Cannot modify header information
ولی مطلب درست به وبلاگ وارد می شود… اما این ارور می آید…خلاصه به گفته آقا مرتضی برای رفع این مشکل از آپگرید وردپرس استفاده کردم، ولی بی فایده بود… آقا مرتضی گفت باید دوباره همه مطالب را وارد کنی؛ ولی دیدم اصلا صرف نمی کند با این سرعت پایین و همچنین مشکلات سرور وبلاگز دات آس که همیشه خاموش است، دوباره وقت بگذارم و این کار را بکنم، فعلا که کار می دهد…هر ماه هم از مطالب بک آپ می گیرم… پس لازم نیست دوباره مطالب را از نو وارد دیتابیس کنم…
در آخر نتیجه اینکه خدا پدر و مادر کسی که آر اس اس را اختراع کرد بیامرزد!

خدمات روز افزون ارسال اس ام اس (SMS) در ایران!

فوریه 10, 2007

چند وقت پیش، درست هفتم یا هشتم نوامبر بود که سری به سایت اس ام اس 22 دات کام زدم و با این پیغام مواجه شدم… که در آن از تعطیلی سایت برای مدت کوتاهی خبر داده شده بود ولی حدود یک ماه بعد از این پیغام با یک پیغام جدید تر روبه رو شدم که در آن خبر از فروش این سایت داده شده بود.
sms22 logo
واقعا این سایت می توانست یکی از سایت های پر درآمد باشد چرا که بیشترین خدمات را ارائه می کرد، مثلا فرستادن پیام تصویری، لوگو، آهنگ و….
خلاصه مدیران این سایت تصمیم به فروش این سایت گرفته اند….
به نظر من هر کس این سایت را بخرد، شاید در آینده ای نزدیک بتواند سود خوبی از آن به دست آورد… چرا که در ایران روز به روز بر مشترکین تلفن همرا افزوده می شود و کاربران نیز بسیار مشتاق برای استفاده از خدمان اس ام اس(SMS) و ام ام اس (MSS) هستند….
در ضمن گفتم ام ام اس یاد خاطره ای از یکی از دوستان افتادم که برایم تعریف کرد.
گفت برای اینکه درباره ام ام اس ( MMS) و خدمات آن بیشتر بدانم به یکی از دفاتر خدمات مشترکین رفتم و سوالاتی پرسیدم، گفت طرف زبونش گرفت و هنگام گفتن ام ام اس می گفت: ممه اس !!!
خوب بگذریم…
خبر دیگر اینکه سایت اس ام اس ایران دات کام نیز بیکار ننشسته است و برای راحتی کاربران تمام صفحات خود را به فارسی تبدیل کرده است.
smsiran logo
اين سايت در صفحه نخست این خبر را به کاربران خود داده است:
«مشتریان گرامی به سایت جدید ما خوش آمدید. سایت ما به منظور استفاده آسان تر مشتریان گرامی به فارسی ترجمه شده. در آینده نزدیک شاهده امکانات بیش تر و جالب تری در سایت خواهید بود. بی صبرانه منتظر انتقادات و پیشنهادات شما عزیران هستیم «.
در خدمات این سایت،علاوه بر ارسال اس ام اس (SMS)، فال و چت و ارسال پيام بصورت ناشناس و … نیز به چشم می خورد.
—————–
در کل می توان گفت سایت های ارائه دهنده خدمات اس ام اس (SMS) این روزها سرشان بسیار شلوغ است چرا که روز به روز بر کاربران تلفن همرا افزوده می شود!

اعتصاب بیهوده!!!

فوریه 9, 2007

اعتصاب چرخ دنده های ساعت لطمه ای به گذر زمان نمی زند!!!