Archive for مارس 2007

پیغام ها و اس ام اس های با مزه!

مارس 28, 2007

دعای حضرت یونس را بخوان و برای همه دوستانت سند تو آل کن! و گرنه مدیونی!
سه صلوات برای… بفرست و برای اد لیستت بفرست، تا شب یه خبر خوب بهت میرسه! اگر برای ده نفر نفرستی مدیونی!!
راستش این پیغام های بی در و پیکر این روز ها بدجور اعصابم را خورد کرده است، از یک طرف همه آف ها را می پراند و از طرف دیگر از آنها هیچ سودی نیست.
آخر یکی نیست بگوید پشت کامپیوتر و این مسخره بازی ها…
وای این کلمه که می گوید اگر نفرستی مدیونی! من را کشته است!!! :mrgreen:
فعلا که روزی چند تا از این پیغامها یا آفلاین ها در یاهو مسنجر به دستم می رسد.
من که تا حالا send to all نکرده ام؛ پس فکر کنم الان من کلی مدیون باشم… 😥
حالا هم جدیدا ملت این آف جدید را برای هم می فرستند.
اعتصاب سراسری؛ در اعتراض به نرخ بالای مکالمات تلفن همراه روز 27 اردیبهشت 86 (روز جهانی ارتباطات و مخابرات) همه، موبایل ها را خاموش می کنیم! (این کار خسارت سنگینی را متوجه مخابرات می کند.) به همه بفرستید تا همه از قبل برای این روز مهم و سرنوشت ساز آماده باشند.
یکی نیست به کسانی که این چرت و پرت ها را سند آل می کنند بگوید مگر چند درصد از مردم ایران از کاربران اینترنت هستند که این پیغام را دریافت کنند؟ از همه مهمتر این کارها بیشتر از آدم های الاف بر می آید؛ چرا؟ چون این اعتصاب ها الکی به هیچ جا نخواهد رسید، مخابرات اینقدر پول در می آورد که با یک روز اعتصاب هیچ ضرری نخواهد دید.
مگر همین چند روز اول عید نوروز نبود که شرکت مخابرات خودش اعتراف کرد و تعداد اس ام اس های ارسالی و مبلغ درآمدش در این چند روز را اعلام کرد؟

Advertisements

به یاد قصه های مجید، به یاد قدیما

مارس 28, 2007

قصه های مجید
همراه با مجیدِ قصه های مجید!
همشهری جوان مصاحبه ای با مهدی باقربیگی، بازیگر نقش مجید در سریال قصه های مجید انجام داده بود…
مصاحبه جالب و قشنگی بود؛ من را به یاد قدیم ها انداخت… واقعا هر وقت این سریال را می بینم اشک در چشمانم حلقه می زند، نمی دانم چرا؟ آهنگ سریال قصه های مجید یک آهنگ استثنایی است. وقتی آهنگ این فیلم را گوش می دهم حس عجیبی به من دست می دهد… اگر آن را ندیده اید فیلم های آن را تهیه کنید و حتما این فیلم را ببینید، حتما خوشتان می آید.
این فیلم به نویسندگی هوشنگ مرادی کرمانی و با کارگردانی کیومرث پوراحمد و بازیگری مهدی باقربیگی در نقش مجید و خانم پوران دخت یزدانیان در نقش بی بی حدودا 15 یا 16 سال پیش ساخته شده است.
خب بدون هیچ حرف اضافی شما را به محاصبه ای که همشهری جوان با مجید؛ همان پسر معنوی هوشنگ مرادی کرمانی دعوت می کنم.
مهدی باقربیگی در نقش مجید در فیلم قصه های مجید
————————
مهدی باقربیگی
**به نظر خودت از کجا شروع کنیم؟
فکر کنم برای همان «قصه‌های مجید» و خاطره‌هایش آمده‌اید و احتمالا دوست دارید بدانید مثلا باقربیگی بعد از این سال‌ها کجاست و چی کار می‌کند و…
**زدی توی خال، از آن موقع چندسال می‌گذرد؟
فکر کنم 15 سال.
**هنوز با پوراحمد در ارتباط هستی؟
ارتباط کاری نه! اما هر از گاهی زنگی می‌زنم و احوال‌پرسی می‌کنم. به هر حال ایشان سرشان شلوغ است. به «بی‌بی» هم سر می‌زنم.
**حالا که به گذشته نگاه می‌کنی، فکر نمی‌کنی آن روزها یا بعدش اشتباه هم کرده‌ای؟
چون توی خانواده ما کسی چنین تجربه‌ای نداشت و من هم یک بچه محصل بودم، فکر می‌کنم نباید هر دعوتی یا مصاحبه‌ای یا برنامه‌ای را می‌پذیرفتم. چون خیلی اطلاعی نداشتم، فکر می‌کردم اگر نه بگویم زشت است یا مردم ناراحت می‌شوند و باید حتما قبول کنم. بعد از مدتی فهمیدم این محبوبیت را به راحتی به دست نیاورده‌ام که راحت از دست بدهم. برای همین مدتی کنار کشیدم.
**آن روزها پوراحمد می‌گفت شاید مجید مردی بشود و من بخواهم از آن مرد در فیلم‌هایم استفاده کنم. هنوز موقعش نشده یا تو نخواستی؟
راستش من که نخواستم، چون آقای پوراحمد کارش را خوب بلد است. مطمئنم هر وقت بداند که من به دردش می‌خورم، خبرم می‌کند. اتفاقا چند وقت پیش قرار بود یک سریال کار کنند و بنا بود من هم باشم، اما شرایطش جور نشد. به هر حال، تو کارهای سینمایی هم اگر نقشی برایم بود، حتما خبرم می‌کردند.
راستی با آقای مرادی کرمانی ارتباط داری؟
هر وقت بیایند اصفهان، می‌روم می‌بینمشان و هر دو خیلی خوشحال می‌شویم، چون همیشه به من می‌گویند تو پسر معنوی من هستی!
**از ماجرای آشنایی‌‌ات با آقای پوراحمد و اصلاً چگونگی انتخاب شدنتان بگو.
دوم راهنمایی بودم که در کلاس زده شد و مدیر مدرسه سه چهار نفر از بچه‌های کلاس را صدا زد بیرون. من هم جزء آن‌ها بودم. من هم از همه‌جا بی‌خبر، گفتم ما که شیطانی یا کاری نکردیم. جریان چی هست؟
تا این‌که وقتی وارد دفتر مدرسه شدم، دو نفر مرد قدبلند نشسته بودند. مدیر گفت این آقایان آمده‌اند برای تهیه یک سریال تلویزیونی هنرپیشه انتخاب کنند، بعدش کمی با هم صحبت کردیم و قرار شد برویم منزل آقای پوراحمد و تست ویدیویی بدهیم.
جالب است بگویم که من قرار را اشتباه فهمیده بودم و یک روز دیر رفتم خانه آقای پوراحمد. وقتی در زدم و ایشان آمدند گفتند دیر آمده‌ای و دیگر همه‌ چیز تمام شده! من هم گفتم خب، باشد. ولی آقای پوراحمد گفتند صبر کنم تا فیلم‌بردار بیاید و تست بدهم. خلاصه تست ویدیویی گرفته شد و بعد چند روز به من خبر دادند قبول شده‌ام. خیلی خوشحال شدم. البته کلی هم نذر و نیاز کرده بودم!
**مثلاً چی؟
که اگر قبول شدم، نمازم را مرتب بخوانم و ترک نکنم.
**برخورد خانواده و مردم پس از پخش اولین قسمت سریال چه بود؟
زمان پخش سریال، اول دبیرستان بودم. شنبه‌ای بود که می‌خواستم بروم مدرسه، خیلی سخت بود. از بعضی لحاظ خوب بود و از بعضی لحاظ خسته‌کننده و ناراحت‌کننده بود. خانواده و آشنایان هم باورشان نمی‌شد که سریال به این خوبی درآمده باشد و من به این خوبی از پس نقشم برآمده باشم.
**درمورد سکانس آخر فیلم «شرم» صحبت کن، آن‌جایی که عصبانی شده‌ای ساختگی بود؟
این سکانس آخر که من عصبانی می‌شدم و برمی‌گشتم به آقای پوراحمد و عوامل، ساختگی بود! خود آقای پوراحمد آن را به فیلم‌نامه اضافه کردند و دیالوگ‌های آن را نوشت و من هم بازی کردم. فکر کنم هدف آقای پوراحمد این بود که مردم و مخصوصاً جوان‌های علاقمند به این کار با پشت صحنه، سختی کار، دردسرها و… آشنا شوند و بدانند که کار آسانی نیست.
بعد از پخش آن قسمت تا الان که 15 سالی گذشته، بیشترین سؤالی که از من می‌شود همین است که آن قسمت واقعی بود؟ بعضی‌ها هم می‌گویند حیف شما بود که ادامه ندادید بازیگری را و اگر تو قسمت شرم با آقای پوراحمد دعوا نمی‌کردی، الان بازهم با هم کار می‌کردید!
**بعد از این سال‌ها چه چیزی از قصه‌های مجید برایت مانده است؟
تنها چیزی که برایم مانده این است که هنوز که هنوز است، مردم که من را توی خیابان می‌بینند، خوشحال می‌شوند. این بزرگ‌ترین خوشحالی برای من است. واقعاً خدا خیلی من را دوست داشته.
پایان.
——————————–
می توانید در از این فروشگاه اینترنتی فیلم قصه های مجید را خریداری کنید، و در اینجا هم می توانید کتاب قصه های مجید را خریداری کنید.
در جستجوی گوگل توانستم داستان ناظم از سری داستان های مرادی کرمانی در قصه هایه مجید را در فرمت پی دی اف؛ پیدا کنم، که آن را می توانید از اینجا دانلود کنید.

آموزش متصل کردن دامین در میهن بلاگ و بلاگفا

مارس 28, 2007

از این پس آن دسته کاربران بلاگفا و میهن بلاگ که دامنه اختصاصی برای خود ثبت کرده اند یا مایل هستند فعالیت خود را در یک دامنه مستقل (Domain) ادامه دهند، می توانند دامنه مورد نظرشان را به وبلاگ خود در بلاگفا متصل کنند. بدین ترتیب آدرس وبلاگ آنها مثلا از yourname.blogfa.com به yourname.com یا مثلا از yourname.mihanblog.com به yourname.com تغییر پیدا می کند، البته همچنان آدرس قبلی نیز در دسترس است.
استفاده از این امکان بلاگفا و میهن بلاگ کاملا رایگان بوده و نیازی به تهیه فضا یا همان Host ندارد. البته طبیعی است که کاربر خود بایستی نسبت به ثبت دامنه در شرکتهای میزبانی وب و پرداخت هزینه آن اقدام کند.
خیلی خلاصه و ساده در سه مرحله:
۱- ساخت یک وبلاگ در میهن بلاگ و یا بلاگفا
۲- تغیر DNS ها در كنترل پنل دامنه به DNS هاي زير:
شماره ۱ : dns1.mihanblog.com شماره ۲ : dns2.mihanblog.com
آدرس IP شماره ۱ : 66.152.163.138 آدرس IP شماره ۲ : 66.152.163.139
و در بلاگفا به صورت زیر:
NS20.OURIRAN.NET
NS21.OURIRAN.NET
و فکر کنم IP Addresses هم برای هر دو 207.176.216.3 باشد.
۳- اضافه کردن آدرس وبلاگ در قسمت «متصل کردن دامین به وبلاگ» در کنترل پنل وبلاگ.
پس از حداکثر یک روز این کار انجام می شود.
موفق و پیروز باشید.

ساخت فرم تماس با ما براى وبلاگ ها

مارس 26, 2007

شاید شما تا کنون در سایت های مختلف، انواع و اقسام فرم ها را دیده باشید. به عنوان مثال فرم نظر خواهی، ارسال، ارتباط با ما، فرم های سفارش و … اکثر این فرم ها پس از دریافت اطلاعات مورد نیاز کاربر، محتویات فرم را به ایمیل مشخص شده ای ارسال می نمایند و مدیر سایت می تواند با چک کردن ایمیل، محتویات فرم های ارسال شده را بررسی نماید.
قرار دادن اطلاعات تماس در وبلاگ، به بازدید کننده کمک می‌کند تا راحت‌تر با شما تماس بگیرد.
شاید بتوان گفت به دلیل این که آدرس ایمیل شما پنهان است، از شر فرستندگان اسپم هم در امان هستید.
همانطور که می دانید یکی از محدودیت ها در سیستم های وبلاگ نویسی رایگان ارسال آسان ایمیل خوانندگان وبلاگ به مدیر وبلاگ است.
یکی از وبلاگ نویسان با گرفتن مبلغی، یک صفحه تماس با ما در اختیار وبلاگ نویسان قرار می داد، این روش ها شاید بتواند به شما کمک کند تا خودتان یک فرم تماس با ما بسازید.
ساده‌ترین راه برای تهیه فرم تماس، استفاده از امکانات سایت TheSiteWizard.com است. این سایت، با توجه به اطلاعاتی که می‌دهید یک فایل Php برایتان آماده می‌کند.
که من در اینجا نمی خواهم این سایت را معرفی کنم چرا که قبلا توسط اینجا کاملا توضیح داده شده است.
————————
در اینجا نیز می توانید فایل های مربوط به ساخت فرم تماس با ما را دریافت کنید، و تقریبا به صورت دستی و مثل روش های بالا خودتان آن نصب کنید.
————————
ولی این دو روش که می خواهم توضیح دهم احتیاج به هیچ چیز ندارد.
نه احتیاج به هاست دارید و نه احتیاج به کد نویسی و دانستن کد های html و php دارید، به راحتی با مراجعه به این سایت و عضویت ساده در آن، می توانید در 14 مرحله یک فرم تماس با ما درست کنید.
توجه داشته باشید که بعد از اتمام 14 مرحله اگر در جایی دچار اشتباه شده بودید یا خواستید تغییری در آن ایجاد کنید کافی است به قسمت edit بروید و هر مرحله را که خواستید تغییر دهید، از جمله سوالات پرسیده شده، تغییر آدرس ایمیل، تغییر پیام اشتباه در ارسال، پیام ارسال ایمیل و …
با توجه به آماری که این سایت ارائه داده است؛ تا امروز 23333 کاربر در این سایت عضو شده اند و از خدمات خوب این سایت استفاده می کنند و تا الان 1685724 ایمیل توسط این سایت ارسال شده است.
برای نمونه صفحه ارتباط با من را که در اینجا به وسیله این سایت ساخته ام را ببینید.
————————
سایت دیگری به نام free contact us نیز هست که این امکان را می دهد، ولی نسبت به سایت بالا از امکانات کمتری برخوردار است.
برای ساخت فرم تماس ابتدا باید از اینجا عضو شوید.
پس از تکمیل فرم وکلیک بر روی Get contact form درصفحه جدید کدی مانند کد زیر به شما داده خواهد شد.
http://www.freecontactus.com/contactus.php?id=000
شما میتوانید لیبل contact me رابه دلخواه خود عوض کرده و مثلا بنویسید تماس با من.
حالا این کد را در قالب خود در جای مورد نظرخود در منوی وبلاگ وارد کنید، شاید بهتر باشد به جای کد ایمیل نویسنده قرار دهید.
به تمام دوستان وبلاگ نویس عزیز که در سیستم های رایگان می نویسند؛ استفاده از امکانات این سایت راپیشنهاد می کنم.
برای نمونه صفحه ارتباط با من را که در اینجا به وسیله این سایت ساخته ام را ببینید.
————————
اگر از سیستم قدرتمند وردپرس استفاده می کنید، دیگر هیچ زحمتی به خودتان ندهید کافی است یکی از این دو پلاگین را که برای ساختن فرم تماس با ما طراحی و کدنویسی شده است را در پوشه پلاگین وردپرس خودتون قرار بدهید و آن را نصب کنید و همه چیز تمام است.
پلاگین اول
پلاگین دوم

تعطیلات نوروز به دلتون چسبیده یا نه؟

مارس 24, 2007

خب، نوروز و تعطیلات نوروز خوش گذشته تا حالا یا نه؟
شاید رفتید مسافرت؟ یا شاید هم تو خونه موندید و هیج جا نرفتید؟ یا شاید هم سر کار بودید و وقت هیچ کاری نداشتید؟ و شاید…
ولی تو خونه موندن و خوردن آجیل و دیدن فیلم های سینمایی آبکی خیلی حال می ده؟!
به هر حال امیدوارم به همه خوش بگذره، خیلی و خیلی…
شما سر سفره هفت سین چه دعا یا دعاهایی کردید؟ خب من به غیر از دعا یک نفرین هم کردم، شاید بگیره، ولی اگه خدا می خواست به نفرین آدم ها توجه کنه ، دیگه کسی تو این دنیا نمی موند…
به من که زیاد خوش نگذشته تا حالا، نمی دونم این هفت، هشت روز باقی مانده چی بشه ولی امیدوارم به همه و به من هم خوش بگذرد.
امسال فاصله ها خیلی زیاد شده بود… هر سال که به جلو می رویم فاصله ها زیاد تر می شود…فاصله چیز خوبی نیست، ولی چه می شود کرد؛ روزگار است…بی رحم و باز هم بی رحم…
————-
بگذریم، این چند مدت سرور وبلاگز دات یو اس داشت تغییر اساسی می کرد، هم تغییر سخت افزاری هم تغییر نرم افزاری، در این مدت در وبلاگز دات یو اس نبودم و در اینجا می نوشتم، به محض درست شدن وبلاگز دات یو اس، چند پستی را که در اینجا نوشته بودم به همین جای اصلی منتقل کردم. (نمی دونم چرا نمی تونم ار سرزمین وبلاگز دات یو اس دل بکَنم!؟)
دوستانی که تغییر سرور داده بودند، گفته بودند که واقعا خیلی این خونه تکانی یعنی تغییر سرور سخت و دشوار است ولی من قبول نمی کردم، تا اینکه به آن دچار شدم و فهمیدم واقعا چه بد است.
برای درست شدن وبلاگ مجبور شدم تمام پلاگین ها را حذف کنم؛ شاید بهتر هم باشد؛ شاید دیگر هیچ وقت پلاگینی نصب نکنم، خب جناب جی دی خراب کاری کرده بود و نمی دونم چه کار کرده که هیچ پلاگینی کار نمی کند، حالا جالب اینجاست که خودش هم نمی داند علت چیست!!! شاید عیب از تغییر سرور باشد…نمیدانم ولی هرچه هست امیدوارم درست شود.
مجبور شدم قالب وبلاگ را به یک قالب ساده تغییر بدهم، این هم خوب شد، چرا که همیشه قالب ساده بهتر است.
چند عکس هم در هنگام بک آپ گیری و تغییر سرور توسط جناب جی دی به فنا رفته بود که باز هم به دل نگرفتم و چند تا عکس را که داشتم دوباره آپلود کردم.
واقعا هر چه می کشیم از این اسپم ها و اسپمر های از خدا بی خبر می کشیم، و گرنه لازم به تغییر سرور و این همه دردسر نبود. در دنیای واقعی باید از یک مشت زبون نفهم، بی معرفت و … کشید در دنیای مجازی هم باید از این اسپمر ها و ه-ک-ر های از خدا بی خبر… آسایش کجاست؟ من یک سیر آسایش می خواهم… 😥
به هر حال:
ما می رویم ؛
عکس های ما در این دنیا باقی می ماند؛
به راستی که کار دنیا بر عکس است!!!! 🙂

گوگل و لوگوی نوروزی

مارس 21, 2007

لوگوی نوروزی گوگل
خب طبق معمول همیشگی در حال استفاده از جستجو گر قدرتمند گوگل بودم که دیدم گوگل لوگوی خودش را به خاطر نوروز باستانی تغییر داده است.
طرح زیاد جالبی نبود و جای ماهی و خیلی از سین های هفت سین در این لوگو کم بود اما به هر حال از هیچ چیز بهتر است.
ولی امسال نیز گوگل فقط این لوگو را در گوگل فارسی گذاشت، شاید اگر دوستان به جای جمع آوری بمب گوگلی بر ضد فیلم 300، به جمع آوری طوماری برای قرار دادن لوگوی نوروزی در تمام زبان های گوگل اقدام می کردند بهتر بود؟!

نوروزتان پیروز…

مارس 20, 2007

بسم الله الرحمن الرحیم
یا مُقَلِّبَ القُلوبِ وَ الاَبصار
یا مُدَبِّّر الَّیلِ وَ النَّهار
یا مُحَوِّلَ الحَولِ وَ الاَحوال
حَوِّل حالِنا اِلی اَحسَنِ الحال
—–
ای گرداننده ی دل ها و دیدگان
ای پدید آورنده ی روزها و شب ها
ای تغییر دهنده ی سال ها و احوال،
تغییر ده حال ما را به بهترین حال
———————–
آب زنید راه را حین که نگار می رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد
فرارسیدن سال نو را به شما دوست گرامی تبریک گفته و سلامتی و پیروزی روزافزون شما را از خداوند متعال خواستارم.
نوروز ؛ جشنی ست با هزاران سال پیشینه، این جشن در روزگار ما بهانه ای برای رفع تکلیف شده است؛ جشنی است که در این روزها صرفا برای رفع تکلیف به کسانی سر می زنیم که در طول سال شاید یک بار هم از آنان سراغی نمی گیریم و آنان نیز از ما سراغی نمی گیرند. در این دید و بازدیدها که بسیار کوتاه اند؛ تنها وقتی برای نشستن و برخاستن است و دیگر هیچ و هیچ…به هر حال سال نو خورشیدی و عید سعید باستانی نوروز را به همه شما عزیزان تبریک گفته و آرزومندم سال جدید سالی سرشار از موفقیت و بهروزی توام با صحت سلامت همراه باشد و امیدوارم نوروز به همه شما دوستان خوش بگذرد…
سایه حق؛
سلام عشق؛
سعادت روح؛
سلامت تن؛
سرمستی بهار؛
سکوت دعا؛
سرور جاودانه؛

این هاست هفت سین آریایی،
پیش کش شما عزیزان.
نوروزتان پیروز…
————————
آمد بهار و پیرهن بیشه نو شود
نوتر برآورد گل اگر ریشه نو شود
زیباست روی کاکل سبزت کلاه نو
زیباتر آنکه در سرت اندیشه نو شود
(خواجه سمرقند)

سال نو…

مارس 18, 2007

لاک پشت ِ دوراندیش
گردن ِ باریکش را
از لاکش
بیرون آورد
عینکش را
بر چشم گذاشت
و نگاهی انداخت
به اطراف :
– مثل این که این بار اوضاع بد نیست
سبزه ها
دارند
در می آیند
بوی سمنو می آید
آدمیزاد
عجب
می خندد!
اوه آنجا یک نفر دارد دسته گلی می بندد
دلش انگار از دیدن خون
آشوب است
هوم!
جانور انگار
آدم شده است
نه
اوضاع بد نیست
بلکه هم روز خلاصی از لاک
نزدیک است
گرچه هیهات
خلاصی هیهات!
اما
هوم!
چه بویی دارد
این سمنو
(شاعر: سیما یاری)

نقدی بر فیلم سینمایی اخراجی ها

مارس 14, 2007

فیلم سینمایی اخراجی ها
ساعت یک نیمه شب بود… در دنیای مجازی اینترنت پرسه می زدم…ناگهان به وبلاگ آقای مسعود ده نمکی رسیدم، ایست کردم و خواندم…
از فیلم اخراجی ها شنیده بودم…تکه هایی از آن، که به عنوان تبلیغ در تلویزیون پخش می شد را دیدم، خوشم آمد… در همان ساعت یعنی یک نیمه شب به حامد، یکی از دوستان، اس ام اس زدم و به او گفتم می آیی برویم و فیلم اخراجی ها را ببینیم… او هم مشتاقانه قبول کرد و البته دیدن این فیلم باعث شد تا یکی از دوستان قدیمی خودم، آقا پیمان گل گلاب را هم ببینم و او هم با ما این فیلم را ببیند…بهتر از دیدن فیلم، جمع دوستان بود…
فیلم خوب و بی نقصی بود…اگر هم نقصی داشت آنقدر خوبی داشت که نقص هایش همه پنهان می شود.
خوشحالم که با معرفی این فیلم به دوستان و دیدن آن احساس پشیمانی نمی کنم…
دیدن این فیلم و پرداخت هزینه و رفتن به سینما، واقعا ارزش این فیلم را داشت، هر چند ما مهمان آقا حامد بودیم و او سه تا بلیط مجانی برای دیدن این فیلم داشت.
در این فیلم اکبر عبدی، امین حیایی، علی اوسیوند، کامبیز دیرباز، قاسم زارع، عبدالرضا اکبری، فخرالدین صدیق شریف، محمود مقامی، محمدرضا شریفی نیا، نیوشا ضیغمی، ارژنگ امیرفضلی، منوچهر آذر، مریلا زارعی، نگار فروزنده، علی اکبری، محمد یزدی، سپند امیر سلیمانی، لیلا بلوکات و فاطمه ده نمکی به زیبایی نقش خودشان را ایفا کرده بودند؛ و آقای مسعود ده نمکی نیز با اینکه به گفته خودشان اولین تجربه در ساخت این چنین فیلم ها را داشته اند واقعا به خوبی این فیلم را کارگردانی کرده بودند.
فیلم سینمایی اخراجی ها
در داستان این فیلم همه کسانی که از آدم های بد و شرور (آدم هایی که تریاکی و سیگاری، دزد، قمارباز، مطرب و لات و الوات) بودند، آدم شدند به عبارت دیگر همه کسانی که قرار نبود آدم شوند، آدم شدند و کسانی که خود را مدعی آدم بودن می دانستند و خود را بهترین بنده خدا می دانستند، همچنان دور از آدمیت ماندند، و بعد از دیدن آدم شدن این آدم های شرور خودشان فهمیدند که واقعا بنده خوب خدا نیستند.
داستان این فیلم برای خندیدن خیلی صحنه داشت، اما خنده های آن غمگین بود، شاید برای من خنده ها غمگین بود…
در داستان فیلم اخراجی‌ها، حرف‌هایی در مورد جنگ گفته شده بود که هیچ‌ فیلمسازی تا کنون نتوانسته بود آنها را مطرح کند و فقط آقای مسعود ده‌نمکی توانسته بود به‌ خوبی دانسته‌هایش از جنگ و دفاع مقدس را به کار گیرد و فیلمی متفاوت بسازد.
در داستان فیلم اخراجی ها بر خلاف تمام فیلم ها و داستان های ایرانی عاشق و معشوق به هم نرسیدند ولی عاشق و معشوق حقیقی، یعنی مجید سوزوکی (نقش اصلی آدم بد ها) و خدا به هم رسیدند…
در این فیلم طنز به زیبایی به کار رفته بود، در جاهایی از فیلم صحنه ها و حرف هایی زده و نشان داده می شد که واقعا برای همه درس و نکته بود.
صحنه ایی که آن روحانی و آن فرمانده برای اینکه نتوانسته بودند آن انسان های بد را آدم کنند، خودشان را تنبیه کردند زیبا بود…آن روحانی و فرمانده گفتند عیب از ماست که نتوانسته ایم به این آدم ها بفهمانیم جنگ و دفاع مقدس چیست.
تنها در بعضی از صحنه ها مثلا حضور تانک در بیمارستان و یا صحنه های جبهه و جنگ احساس ضعف در درست کردن و ایجاد صحنه ها دیدم.
با دیدن این فیلم امیدوار شدم که هنوز کسانی هستند که برای فهماندن دفاع مقدس و ارزشهای انسانی برای این مملکت عرق می ریزند و زحمت می کشند.
من از همین جا از همه کسانی که در ساختن این فیلم پر محتوا، معنوی و پر از ارزش های والای انسانی تلاش کرده اند تشکر می کنم و امیدوارم این فیلم راهی باشد برای ساختن فیلم هایی این چنین.
در آخر شما را دعوت می کنم که حتما این فیلم را ببینید، چرا که از دیدن آن احساس پشیمانی نخواهید کرد.

بوی عیدی…

مارس 12, 2007

بوی عیدی...
بوی عیدی …
بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی‌ دودی وسط سفره‌ء نو
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده‌ء لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی مو در می‌کنم

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور
برق کفش جفت‌شده تو گنجه‌ها

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم
———————
شهیار قنبری لندن 1976 ،1355
آهنگساز : اسفندیار منفردزاده
خواننده : فرهاد
این آهنگ زیبا را می توانید از اینجا دانلود کنید و گوش دهید؛ از اینجا هم می توانید فقط گوش دهید.
فایل فلش این آهنگ را نیز در اینجا می توانید ببینید.
اگر لینک دانلود بالا کار نداد، آهنگ را از اینجا دانلود کنید.
———————-
این ها نیز سایت های مرتبط با نوروز هستند که به معرفی نوروز و فرهنگ ایرانیان پرداخته اند.
http://www.norooz.ca
http://www.nowruz.ir
http://www.nourooz.com
http://www.norooz86.com
در این سایت هم یک آتش برای چهارشنبه سوری روشن کنید و حسابی آتش بازی کنید و تا سال آینده این آتش را روشن نگاه دارید!
با ورود به این آدرس یا این آدرس یک سفره هفت سین به سلیقه خودتون بچینید.

فیلم ۳۰۰ تحریف ایران است!!!

مارس 9, 2007

Rodrigo Santoro
سلام به تمامی ایرانیان دنیا..
کمپانی برادران وارنر اخیرا فیلمی به نام 300 را در سینماهای هالیوود و سراسر دنیا آماده اکران کرده است.
موضوع این فیلم چیست؟!
300 نفر یونانی به جنگ با 1 میلیون سرباز و لشگر ایرانی می روند، طبق آمار و گفته های کسانی که این فیلم را دیده بودند تمامی ایرانیان در این فیلم موجودات وحشی و سیاه با خصلت حیوان نشان داده شده بودند!
داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایار شاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفری در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه می‌شود، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.
البته من این مورد را چند هفته پیش شنیده بودم اما از صحت این خبر دقیقا مطلع نبودم ولی الان دیگر کاملا مطمئنم هستم.
من به عنوان کوچکترین ایرانی از تمام شما در هر جای دنیا می خواهم که با شدیدترین لحن ممکن اعتراض خودتان را به این کمپانی، کارگردان و نویسنده این فیلم اعلام کنید.
من هم به نوبه خودم و برای حمایت از ایران و ایرانیان و فرهنگ بزرگ و جاودان ایران؛ اعتراض خودم را اعلام می کنم.
این هم بمب گوگلی من برای اعتراض به ساختن این فیلم ضد ایرانی.
300 the movie
این هم سایت رسمی این فیلم است :
http://300themovie.warnerbros.com یا http://300themovie.info
از تمامی ایرانیان ، رسانه های خبری ، سایتها و وبلاگها می خواهم که این خبر را پوشش بدهند و اجازه بازی با فرهنگ ما ایرانیان را به هیچ کشوری ندهند! همه ما خوب می دانیم فرهنگ ما چیست، پس باید کاری کنیم تا دیگران این فیلم ها را باور نکنند.
واقعا چرا فیلم هایی برای به تصویر کشیدن گذشته ایران و فرهنگ ایرانیان ساخته نمی شود؟ فرهنگ ایرانیان بسیار بزرگ و زیبا و جاودانه است که می شود فیلم های خوبی از آن ساخت… امیدوارم کسانی که می توانند، کاری بکنند.
یکی از وبلاگ نویسان گفته بود ما هم فیلمی با عنوان 400 بسازیم و از فرهنگ خوب ایران بگوییم…فکر جالبی بود… ولی اسم آن مهم نیست، همین که ساخته شود خودش خیلی کار است، فکر کنم این کار از بمب های گوگلی و خیلی کار های دیگر بهتر باشد.
———————–
لینک های مرتبط با این مطلب در وبلاگ های دیگر:
یونانی‌های خوش‌تیپ، ایرانی‌های وحشی!
فیلم 300 بهانه‌ای برای ترکاندن خودمان نه گوگل!
سیصد!
با سیصد چه کار کنیم؟
بمب گوگلی چیست؟
همه چیز درباره پرسپولیس (تخت جمشید)

معرفی وبلاگتان به موتورهای جستجو!

مارس 9, 2007

معرفی سایت يا وبلاگتان به موتورهای جستجوی متعدد….
کافی است که به آدرسهای زیر رفته و آدرس سایت یا وبلاگ خود را به همراه چند توضیح مختصر وارد کنید.
http://www.google.com/addurl
http://www.search.msn.com/docs/submit.aspx?FORM=WSDD2
http://www.dmoz.org/add.html
http://www.searchsight.com/submit.htm
http://www.infotiger.com/addurl.html
http://www.01webdirectory.com/submit.htm
http://www.mixcat.com/addurl.php
http://www.dirone.com/add_link_m.php
http://www.spheri.com/tc143as.php?sid=0
http://www.go4.it/listing.asp
http://www.snap.com/about/site.php?last_link_type=about
http://www.netinsert.com/en/insert.html
http://www.zeezo.com/Listings/New.aspx
http://www.tygo.com/websites/FreeSubmitURL.aspx
http://www.abilogic.com/how-to-suggest-a-site.php
http://www.splatsearch.com/submit.html
http://www.about.com/gi/pages/homehc.htm
http://www.gimpsy.com/gimpsy/searcher/suggest_check_free.php
http://www.scrubtheweb.com/addurl.html
http://www.webbieworld.com/signup.asp
http://www.websquash.com/cgi-bin/search/search.pl?Mode=AnonAdd
http://www.tygo.com/websites/FreeSubmitURL.aspx
http://www.illumirate.com/add_your_site_exp.cfm
http://www.subjex.net/submit_url.html
http://www.claymont.com/login/login.asp?img=y
http://www.hedir.com/submit-help.html
http://www.buzzle.com/suggest_basic2.asp
آدرس های متعدد ایرانی و خارجی دیگری نیز وجود دارد ولی مهمترین آنها این ها است.
امیدوارم به دردتان بخورد؛ البته مطمئنم کسانی که همیشه در پی بالا بردن بازدید کنندگان سایت و وبلاگ خودشان هستند، بسیار دنبال سایت های ثبت وبلاگ و سایت می گردند.

روسپیان، فرشته های لعنت شده!

مارس 3, 2007

آهای!
مردم دنیا
بدانید
فاحشگان شهر ما
از همه زنان پاکدامن شما عفیف ترند
فاحشگان شهر ما
مادرانی مهربانند
که هر شب
فرزندانشان را در آغوش می گیرند و می بوسند
فرزندانشان می دانند کبودی های تن مادرشان
از کجاست
اما نمی پرسند
می دانند اگر مادرشان نبود
هر شب
باید گرسنه به خواب می رفتند
آنها مادرشان را دوست دارند
مادر آنها
بهترین مادر دنیاست
آهای!
مردم دنیا
بدانید
فاحشگان شهر ما
از همه زنان پاکدامن شما عفیف ترند…
—————–
این شعر را در این وبلاگ پیدا کردم، خیلی زیبا بود، چون نام شاعر در زیر آن نبود، شک کردم شاید این شعر از این وبلاگ نویس نباشد؛ چند نفری نیز بدون رعایت حق کپی رایت این شعر را در وبلاگشان نوشته بودند، بنابر این کل اینترنت را زیر و رو کردم و دیدم نه شعر از آن همین وبلاگ نویس است…
واقعا وقتی دیدم این وبلاگ از سال 2005 تا کنون به روز نشده است، دلم گرفت، چرا که زیبا و دل نشین می نوشته است.
اين وبلاگ نویس در آخرین پست خود به وبلاگ نویسان چنین سفارش کرده است:
در نوشته هایتان دوستی و محبت و عشق را یادآوری کنید، از دعواهای بلاگی بپرهیزید و …

زمینی بهتر است؟!

مارس 3, 2007

دوستی از قسمت تماس با من نظری نوشته بودند؛ ایشان نوشته بودند بهتر است نام وبلاگ را از «خاطرات و روزنوشت های یک آسمانی» به «خاطرات و روزنوشت های یک زمینی» تغییر بدهید.
ایده جالبی بود، ولی ای کاش می گفت چرا؟ ای کاش ایمیلی می گذاشت و بیشتر می گفت.
من جوابی می دهم که اگر خواننده این وبلاگ است بیاید و بخواند.(چون ایشان ایملشان را یک ایمیل بدون هویت نوشته بودند!)
راستش همه ما زمینی هستیم، هر که گفت آسمانی است بلا نسبت شما گُه خورد!
همه ما آدم های زمینی، دوست داریم به اوج برسیم…
نمی دانم شما بعد از شنیدن کلمه اوج چه چیزی به ذهنتان می رسد، خب یک نفر میلیاردر شدن را اوج می داند، یک نفر داشتن تمام زنان زیبای جهان را اوج می داند، یک نفر تحصیل در بهترین دانشگاه ها را ، یک نفر تحصیل در سوربن فرانسه را اوج می داند و به رخ می کشد و …
ولی من اوج را رها شدن می دانم…
بهترین جا برای رها شدن و آزاد بودن آسمان است.
من آسمان را خیلی دوست دارم، اولین وبلاگی که ساختم حدود پنج سال پیش؛ در بلاگ اسکای بود که نامش را فراسوی آسمان ها گذاشتم.
خوب می دانم که خدا هیچ گاه به من نخواهد گفت چون تو نتوانستی پزشک بشوی و به جایش متالوژ باید به جهنم بروی!
خوب می دانم خدا نخواهد گفت چون تو اسم وبلاگت را آسمانی گذاشته ای باید به جهنم بروی!
یادمان باشد جهنم نیز بد نیست…
آسمان بی انتهاست…آسمان رهاست، آسمان آزاد است، آسمان مقدس است، آسمان عشق است!
تنها آرزویم این است…
ای کاش من و شما در حسرت آسمانی شدن نمیریم…
————————–
چند تا جمله، از شعر زیبای سوره تماشا از سهراب شپهری، شاعر تنهایی های خودم را برایتان می نویسم…
زیر بیدی بودیم.
برگی از شاخه بالای سرم چیدم ، گفتم :
چشم را باز کنید ، آیتی بهتر از این می خواهید؟
می شنیدیم که بهم می گفتند:
سحر میداند، سحر!

————————–
پ.ن:
1)این وردپرس دیگر دارد شورش را در می آورد…هر روز آپگرید می کند، هر چی می گم این دفعه دیگر آپگرید نمی کنم؛ ولی هر بار می گوید؛ تعدادی باگ در آن گرفته شده است و بهتر است آپگرید کنید، به هر حال به آخرین ورژن وردپرس یعنی 2.1.2 آپگرید کردم؛ معلوم نیست، شاید دو ساعت دیگر این وردپرس بزند به سرش و دوباره یک ورژن جدید بیرون بدهد. 😯
2)دستی به سر و صورت فتوبلاگ کشیدم، فکر کنم دیدنش خالی از لطف نباشد. 🙄