Archive for مه 2008

سفر به کاشان و روستای تاریخی سرخ ابیانه!

مه 14, 2008

در ۴۰ کیلومتری شمال غربی نطنز از استان اصفهان در دامنه کوه کرکس روستایی بس کهن به نام ابیانه (Abyaneh) واقع است. این روستا را به اعتبار آثار و بناهای تاریخی پرتنوعش باید از زمره استثنایی ‏ترین روستاهای ایران به شمار آورد. شکوه معماری بومی و سرشار از زیبایی این روستا، آن را در شمار نمونه‏ های کم نظیر دیدنی‏های جهان درآورده است.
ابیانه آثار گوناگونی از دوره ساسانیان تا قاجاریان، یعنی نزدیک به هزار و پانصد سال، را مانند موزه ای در خود حفظ کرده است. ویرانه قلعه‌های باستانی، بازمانده دو آتشکده از زمان ساسانیان، سه مسجد قدیمی و خانه هایی بازمانده از دوره صفویان تا قاجاریان، نمونه هایی از آثار کهن در این روستا هستند. در مسجد جامع ابیانه منبری را میتوان دید که در سال 466 هـ. ق. و محرابی چوبی که در سال 477 هـ. ق. ساخته شده است.
ابیانه نقطه ‏ای خوش منظره و خوش آب و هوا و دارای موقعیت طبیعی مساعدی است. شمار خانه ‏های ابیانه در سرشماری سال ۱۳۶۱ برابر با ۵۰۰ واحد برآورد شده ( شاید حالا بیشتر شده باشند!!!)؛ این خانه‏ ها تماماً بر روی دامنه پرشیبی در شمال رودخانه برزرود بنا شده است به صورتی که پشت بام مسطح خانه‏ های پایین دست، حیاط خانه‏ های بالادست را به وجود آورده است و هیچ دیواری هم آنها را محصور نمی‏سازد. در نتیجه، ابیانه در وهله اول روستایی چند طبقه به نظر می‏آید که در بعضی موارد تا چهار طبقه آن را می‏ توان مشاهده کرد. اتاقهای ابیانه به پنجره‏های چوبی ارس مانند مجهزند و اغلب دارای ایوانها و طارمیهای چوبی پیش آمدهٔ مشرف بر کوچه ‏های تنگ و تاریک‏اند که خود به صورت مناظر جالبی درآمده‏اند. نمای خارجی دیوارهای خانه‏ های ابیانه با خاک سرخی که معدن آن در مجاورت روستاست پوشیده شده است. از آنجا که در دامنه ‏های شیبدار ابیانه فضای کافی برای ساختن خانه‏ های موردنیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده است که هر خانواده انبار غار مانندی در تپه‏های یک کیلومتری روستا، در کنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد نماید. این غارها که در دل تپه‏ ها حفر شده‏اند و از بیرون تنها درهای کوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دامها و نیز آذوقه زمستانی و اشیای غیرضروری مورد استفاده قرار می‏گیرد.
زندگی مردم ابیانه کشاورزی و باغداری و دامداری است که با روشهای سنتی اداره می‏شود. بیشتر زنان در امور اقتصادی با مردان همکاری دارند. ابیانه دارای هفت رشته قنات است که برای آبیاری مزارع و باغات مورد استفاده قرار می‏گیرد. گندم، جو، سیب‏ زمینی و انواع میوه به خصوص سیب، آلو، گلابی، زردآلو، بادام و گردو در ابیانه به دست می‏آید. در سالهای اخیر قالی‏بافی در ابیانه رواج پیدا کرده و نزدیک به ۳۰ کارگاه قالی‏بافی در آنجا دایر شده است. در گذشته گیوه ‏بافی از جمله مشغله‏ های پردرآمد زنهای ابیانه بوده است که امروزه تا حدی متروک شده است.
مردم ابیانه به سبب کوهستانی بودن منطقه و دور بودن محل آنها از مراکز پر جمعیت و راههای ارتباطی، قرنها در انزوا زیسته و در نتیجه بسیاری از آداب و رسوم قومی و سنتی و از جمله زبان و لهجه قدیم خود را حفظ کرده ‏اند. زبان مردم ابیانه فارسی با لهجه خاص ابیانه ‏ای است که با لهجه‏ های متداول در جاهای دیگر تفاوت اساسی دارد. لباس سنتی آنها، هنوز هم میان آنها رواج دارد و در حفظ آن تاکید و تعصب از خود نشان می‏دهند، در مردان شلوار گشاد و درازی از پارچه سیاه و در زنها پیراهن بلندی از پارچه‏ های گلدار و رنگارنگ است.
علاوه بر این، زنهای ابیانه معمولاً چارقدهای سفیدرنگی بر سر دارند. قدیم‏ترین اثر تاریخی ابیانه آتشکده‏ای است که مانند دیگر بناهای ده در سراشیبی قرار گرفته است. آتشکده ابیانه را نمونه ‏ای ازمعابد زردشتی دانسته‏اند که در جوامع کوهستانی ساخته می‏شد. مهم‏ترین بنا و اثر تاریخی این روستا یک باب مسجد جامع و قدیم‏ترین اثر تاریخی این مسجد منبر چوبی منبت‏کاری آن است که در سال ۴۶۶ هجری قمری ساخته شده است. مسجد قدیمی دیگر ابیانه مسجد برزله است که دارای فضای دلبازی است و روی لنگه در شرقی آن سال ۷۰۱ هـ. ق. نوشته شده است که مربوط به دوره ایلخانان است.مسجد تاریخی دیگر ابیانه مسجد حاجتگاه است که کنار صخره‏ای در کوهستان بنا شده و بر در ورودی شبستان آن تاریخ ۹۵۲هـ. ق. مشاهده می‏شود. روستای ابیانه دارای دو زیارتگاه است: یکی مرقد شاهزاده عیسی و شاهزاده یحیی در جنوب روستا که به گفته اهالی فرزندان امام موسی کاظم بوده‏اند؛ و زیارتگاه دیگر ابیانه قدمگاه نامیده می‏شود. از جمله جاها و اماکن دیدنی دیگر ابیانه می‏توان از خانه غلام نادرشاه و خانه نایب حسین کاشی نام برد.
——————————
ساعت 4:30 صبح جمعه 20 اردیبهشت 1387 خانه را به قصد کاشان (Kashan) ترک کردیم، سه خانواده بودیم (فامیل)، پراید، تندر نود، پیکان 57 (رخش بی همتا و وفادار خودمان) ماشین هایی بودند که ما را همراهی می کردند. بعد از 3 ساعت به کاشان رسیدیم و در یکی ار پارک های کاشان صبحانه را با لطف و صفای خاصی خوردیم و به راهمان ادامه دادیم، وقتی به کاشان رسیدیم فرصت را غنیمت شمردیم و بلافاصله به حمام فین (محل به قتل رسیدن امیرکبیر) رفتیم.
خلاصه بگذریم که در آن همه شلوغی چگونه و با چه دردسر هایی و چه کلک هایی وارد موزه حمام فین کاشان شدیم.
بعد از دیدن کاشان به قمصر رفتیم. گلابگیری ها را دیدیم ولی بی انصاف ها گران فروشی می کردند، به هر حال از انجا به سمت اصفهان راهی شدیم و از جاده قدیم کاشان-اصفهان راندیم تا به دوراهی نطنز – ابیانه رسیدیم؛ (قبل از آن دوراهی از کنار یک منطقه‌ی خیلی بزرگ نظامی با خاکریزهای بلند و برجهای متعدد نظامی با فاصله های نزدیک رد شدیم که هر چقدر سعی کردیم بفهمیم چیست و در آن چه می کنند، نشد که نشد، نه تابلوای داشت و نه جاده ای. (الله و اعلم!)
از آن دو راهی تا نطنز 20 کیلومتر و تا ابیانه هم حدود 22 کیلومتر فاصله بود. جاده بعد از آن دوراهی خیلی زیباتر شد، دره هایی پر از درختان سپیدار و تبریزی، هوای خنک، پیچ های تند و جاده باریک و کوهستانی آدم را به یاد جاده چالوس می انداخت.
بگذریم که در جاده پر پیچ و خم ابیانه چند بار خدا جان دوباره به من و همراهانم داد و گرنه در ته دره ها بودیم!!!
در طول راه و نزدیکی های خود ابیانه به چیزهایی برخوردیم که بعدا فهمیدیم به آنها » زاغه » می گویند. زاغه ها حفره هایی هستند که روستاییان و باغبانان در دل زمین (معمولا داخل تپه ها) حفر می کنند و اکثرا درب های چوبی دارند. به گفته اهالی ابیانه کسانی که در آن منطقه (بادخیز) درخت می کارند در طرفین درخت چوبهایی دوشاخه، قرار می دهند تا درخت به آنها تکیه کند و خم نشود. این افراد در زمانهای مختلف این چوبها را پیدا می کنند و در داخل این زاغه ها قرار می دهند تا هنگام نیاز (درختکاری) از آنها استفاده کنند. چون زمینهای زراعی اهالی ابیانه چند کیلومتری با روستا فاصله دارد، اهالی ترجیح می دهند زاغه هایی در دل کوه داشته باشند تا هر بار مجبور نباشند چوبهای بلند دوشاخه را از روستا تا زمین هایشان حمل کنند.
به دلیل جاذبه های گردشگری ابیانه شواری اسلامی ابیانه برای هر خودرو مبلغ 5،000 ریال ورودی تعیین کرده بود که برای ما جالب بود، منبع درآمدی! پس از ورود به روستا، اولین چیزی که توجه آدم رو جلب می کند، رنگ یکدست و قرمز رنگ خانه های روستایی ابیانه است. خانه ها اکثرا با کاهگل و به رنگ قرمز ساخته شده اند! خاک منطقه ابیانه قرمز رنگ است برای همین خانه های کاهگلی هم قرمز هستند. ترافیک در خیابان اصلی روستایی که جاذبه های گردشگری دارد غیرمنتظره ولی قابل حدس بود.
روستا روی شیب ساخته شده است و به همین دلیل ابیانه را می شود شبیه روستای ماسوله در گیلان دانست(البته با مقیاس کوچکتر).
لباسهای محلی و یکدست اهالی روستا (به خصوص زنان) دومین چیزی بود که جلب توجه می کرد: روسری های سفید بلند با گل های درشت صورتی و قرمز، پیراهن و جلیقه قرمز، صورتی و نارنجی، شلیته های کوتاه (تا زانو) و جوراب شلواری های مشکی و بلند.
ابتدا سراغ کوچه باغ های روستا رفتیم که به مراتب از مسیر اصلی که توریستها در آن رفت و آمد می کردند، خلوت تر بود.
مسجد جامع، امامزاده (از نوادگان امام موسی کاظم)، آب انباری که آب نداشت و آتشکده ای که نیافتیم، تمام چیزی بود که باید می دیدیم. تمام این اماکن در قسمتی از روستا بود که مشخص بود بیشتر به آن رسیدگی می شود. مسیر پهن با کف پوش سنگی، آدم های زیادی که در رفت و آمد بودند و دیوار تازه کاهگل شده منازل نشان می داد که این قسمت از روستا بیشتر از بقیه جاها بازدید کننده دارد.
نکته ای که خیلی جالب بود، حضور دستفروشها در کناره همین مسیر اصلی بود. زنان روستایی با همان لباسهای محلی، در کنار درب منازل خود نشسته بودند و حاصل دسترنج خود را به توریست ها می فروختند. منبع درآمد جدیدی غیر از دامپروری و کشاورزی. فروش لواشک، سیب خشک شده، آلو و … ( من هم لواشک و آلو خریدم، بسیار خوشمزه بودند!)
پیشرفت روستای ابیانه قابل ملاحظه است،دو هتل رستوران، موزه مردم شناسی، بانک و تعداد زیادی سوپر مارکت، در هر روستایی وجود ندارد ولی در روستای کوچک ابیانه وجود داشت.
در برگشت حدود 10 کیلومتر مانده به نطنز و پمپ بنزین، رخش بنزین تمام کرد و خوشبختانه همراهان یاری کردند و تا پمپ بنزین رفتند و با بنزین آمدند و ما به یاری خدا به خیر و سلامت به منزل رسیدیم. ( امان از وطن! )
در مجموع بازدید از ابیانه را به عنوان یه سفر یک روزه توصیه می کنم، اما یادتان باشد حتما از اتوبان بروید، خروجی نظنز در اتوبان کاشان – اصفهان راه را خیلی نزدیکتر می کند.
عکسهایی از حمام فین کاشان و روستای تاریخی و دیدنی و سرخ ابیانه و گلابگیری قمصر کاشان گرفته ام که همه را در فتوبلاگ گذاشته ام، دیدن این عکس ها خالی از لطف نیست.
——————————
برای نوشتن این مطالب از سایتهای زیر نیز کمک گرفتم.
www.abyaneh.co.cc
www.abyaneh.ir
http://fa.wikipedia.org/wiki

Advertisements

شاید بهترین آرزو!

مه 12, 2008

در آستانه شکوفایی و بهار هستی و دمیدن روح زندگی در کالبد بی جان طبیعت و همزمان با نوروز باستانی ایران زمین، بلاگ اسکای دست به یک ابتکار جدید و زیبا زد و آن این بود که یک سفره هفت سین پهن کرد به این صورت که در هنگام تحویل سال جدید که زمان نیایش با پروردگار و بیان آرزوهاست همه با هم در کنار این سفره هفت سین گرد آیند و زیباترین آرزوهای خود را برای سال 1387 در یک جمله به نگارش درآورند.
خب سفره هفت سین پهن شد و آرزو ها گفته شد…
من دوست داشتم بدانم بهترین آرزویی که انتخاب می شود چیست؟ بنابراین سفره هفت سین را پیگیری می کردم تا اینکه مدتی پیش متوجه شدم بهترین آرزو انتخاب شده است. به نظر من چون این دعاها و آرزو ها 2 ساعت قبل و بعد از سال تحویل بود، انتخاب کاری بس دشوار بود چون همه دعاها و آرزوها از دل برخاسته بود و لاجرم بر دل می نشست. 😥 😎
با این شرایط بلاگ اسکای هم نتوانسته بود از بین این همه آرزوی متفاوت و شاید یکسان یکی را به عنوان بهترین انتخاب کند و به قید قرعه یکی از آنها را انتخاب کرده بود.
آن آرزو به شرح زیر است:
آروزم اینه تو این سال! جوری زندگی کنم که نسل های بعد از من هیچ چیزو ازم طلبکار نباشن!و نگن کوتاهی در قبال هستی و نعمت های داشتم که خدا از دیرباز به زمین بخشیده و امروز به دست منه و فردا قرار به دست کودک من و نسل کودکان من باشه! آرزوم همینه!