Archive for اوت 2008

اتل متل جدایی، عروسکم کجایی؟

اوت 24, 2008

اتل متل جدایی، عروسکم کجایی؟ ❓ 🙄
گاو حسن پریشون، یه دل دارم پر از خون، عشقم رفته هندستون، خونم شده قبرستون. 😥
یه عشق دیگه بردار، یه دنیا غصه بردار، اسمشو بذار بچگی تا آخر زندگی. 😎
آچین و واچین تموم شد! 😆
عمر منم حروم شد! 😦 ❗

آرام جان من کو؟

اوت 5, 2008

ای مردمان بگویید، آرام جان من کو
راحت فزای هر کس، محنت رسان من کو
من مهربان ندارم، نامهربان من کو
نامش همی نیارم، بردن به پیش هر کس
گه گه به ناز گویم، سرو روان من کو
در بوستان شادی، هرکس به چیدن گل
آن گل که نشکنندش، در بوستان من کو
جانان من سفر کرد، با او برفت جانم
باز آمدن از ایشان، پیداست آن من کو
من مهربان ندارم، نامهربان من کو
(انوری ابیوردی)