اعتراف…

من زندگی را دوست دارم ولی
از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبانها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زنها می ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی ز آئینه می ترسم!
سلام رادوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم
پس هستم
اینچنین می گذرد روز و روزگارمن!
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم!
حسین پناهی

برچسب‌ها: , , ,

3 پاسخ to “اعتراف…”

  1. روشنک Says:

    چندروز پیش این شعرو با صدای پناهی دانلود کردم . خیلی دوسش دارم

  2. روشنک Says:

    چندروز پیش این شعرو با صدای پناهی دانلود کردم . خیلی دوسش دارم
    در مورد جواب سوالم هم مرسی اما کد سایت تو رو هم میزنم بالتا واسم همون گرد میان عوض نمیشن

  3. MEISAM Says:

    درآمدی برای خودت
    سلام.تا به حال به فکر کسب درآمداز اینترنت افتادید.تا به حال با خودتون فکر کردید که کاش از وبلاگم بدون دردسر پول بیرون می آوردم.بله میشه .کافیه شما روی لینک آدرس وب سایت که برای این نظر گذاشتم کلیک کنید تا مستقیم وارد سایت و توضیحات و ثبت نام بشید .چی؟شماره حساب ندارید؟اشکال نداره شما میتونید در قسمت شماره حساب رقمی را به دلخواه بنویسید و بعدا حداکثر تا 20 روز دیگه بعد از ثبت نام حسابی باز کنید و در قسمت مدیریت خودتون جای گزین شماره قبلی کنید .بعدا دیره .الان کلیک کن .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: