اولین روز ربع قرن زندگیم…

برای روز میلاد تن من، نمی خوام پیرهن شادی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی، برایم جام سرمستی بنوشی
برای روز میلادم اگر تو، به فکر هدیه ای ارزنده هستی
منو با خود ببر تا اوج خواستن، بگو با من که با من زنده هستی 😳 😎
——————————————
یک سال دیگر گذشت
یکی میگه یک سال دیگر بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگر تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا برایش مهم نیست و هیچی نمیگه…
من که : به جنون رسیده کارم؛ بس که فرصت ها را کشتم… 😯
——————————————
امروز یعنی نوزدهم آذر ماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و نه، من بیست و پنج ساله شدم و وارد اولین روز ربع قرن زندگیم شدم.
تولد بیست و پنج سالگی ام مبارک باد! روز تولد _ happy birthday to me!
جالب اینجا بود که امسال همراه اول نیز تولدم را فراموش نکرده بود و با اس ام اس صبح زود تولدم را با بیدار کردنم از خواب تبریک گفت. دوستانی هم که تعداد آنها به اندازه انگشتان یک دست بود، تولدم را با اس ام اس تبریک گفتند، از همه متشکرم. 😉
ولی امسال یک نفر دلش را به من کادو داد!!!!! 😳 🙂
مدتی است که در حال چشیدن طعم عشق هستم!! چشیدن طعم عشق!
دیگر دوست ندارم بزرگترشوم، ای کاش همیشه در بیست و پنج سالگی ام می ماندم!!! 😦

Advertisements

برچسب‌ها: , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: