Archive for the ‘آهنگ و موسیقی’ Category

حق با تو بود…

ژوئیه 29, 2011

حق با تو بود یه جا باید تموم شه
تا کی روزات به پای من حرومشه
خزونمون منتظر بهار نیست
حق با تو بود رسیدنی تو کار نیست
حق با تو بود گذشت دیگه جوونی
ستاره و گریه و مهربونی
گذشت دیگه از من و تو بهونه
دیوونه بازیای عاشقونه
یکی بود و یکی نبود باشه برو بود و نبود
حق با توئه همه کسم من بدم عیب از تو نبود
حق با تویه روزا دیگه یه رنگ نیست
انگاری عاشق شدنم قشنگ نیست 🙄
تو راست میگی پای ما رو زمینه
حق با تویه منطق دنیا اینه
حق با تویه ،حق با تو بود همیشه
تقدیر ما هیچ وقت عوض نمیشه
انگار دیگه با این چشای قرمز
باید بهت بگم گلم خدافظ خدافظ خدافظ 😐

«ترانه سرا: مرجان زنگنه» «خواننده: رضا صادقی»

Advertisements

بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته…

مه 20, 2007

بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار
برای کوچه غمگینم برای خونه غمگینم
برای تو برای من برای هر کی مثل ما
داره میخونه غمگینم
بزن تار همیشه با منو از من قدیمی تر
واسه اونکه تو کار عاشقی میمونه غمگینم
براه عاشقی بردن به خنجر دل سپر کردن
واسه هرکی که آسون نیست
برای جاودان بودن واسه عاشق دیگه راهی
بجز دل کندن از جون نیست
بزن تا بخونم همینو میتونم
بزن تار و بزن تار
—————
خواننده : هايده
ترانه سرا : منصور تهرانی
آهنگساز : فرید زولاند
از اینجا به این آهنگ گوش دهید.

بوی عیدی…

مارس 12, 2007

بوی عیدی...
بوی عیدی …
بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی‌ دودی وسط سفره‌ء نو
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده‌ء لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی مو در می‌کنم

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور
برق کفش جفت‌شده تو گنجه‌ها

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم
———————
شهیار قنبری لندن 1976 ،1355
آهنگساز : اسفندیار منفردزاده
خواننده : فرهاد
این آهنگ زیبا را می توانید از اینجا دانلود کنید و گوش دهید؛ از اینجا هم می توانید فقط گوش دهید.
فایل فلش این آهنگ را نیز در اینجا می توانید ببینید.
اگر لینک دانلود بالا کار نداد، آهنگ را از اینجا دانلود کنید.
———————-
این ها نیز سایت های مرتبط با نوروز هستند که به معرفی نوروز و فرهنگ ایرانیان پرداخته اند.
http://www.norooz.ca
http://www.nowruz.ir
http://www.nourooz.com
http://www.norooz86.com
در این سایت هم یک آتش برای چهارشنبه سوری روشن کنید و حسابی آتش بازی کنید و تا سال آینده این آتش را روشن نگاه دارید!
با ورود به این آدرس یا این آدرس یک سفره هفت سین به سلیقه خودتون بچینید.

دو ترانه زیبا به بهانه یک شاعر

فوریه 22, 2007

محمد علی بهمنی از شاعران استان هرمزگان به عنوان شاعر برگزیده شعر فجر سال 1385 برگزیده شد.
به‌ گزارش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان این شاعر هرمزگان در نخستین دوره این جشنواره در بخش شعر کلاسیک، از بین یک هزار شاعر شرکت ‌کننده از استان‌های مختلف کشور به عنوان نفر برتر برگزیده معرفی شد.
طی مراسمی که با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و نمایندگان هفت کشور هلند، فرانسه، تاجیکستان، ازبکستان، افغانستان، پاکستان و ارمنستان در تالار وحدت برگزار شد، این شاعر مورد تقدیر قرار گرفت.
بسیاری از ترانه‌های محمدعلی بهمنی توسط خوانندگان کشور خوانده شده است که از آن جمله می‌توان به ترانه «هوای حوا» با صدای زنده‌ یاد ناصر عبداللهی و ترانه «دهاتی» با صدای شادمهر عقیلی اشاره کرد.
کتاب «گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود» از جمله آثار این شاعر است.
به بهانه برگزیده شدن آقای بهمنی دو تا شعر قشنگ که آقای بهمنی سروده اند و خوانندگان خوبی چون زنده یاد مرحوم ناصر عبداللهی و شادمهر عقیلی به زیبایی هرچه تماتم تر خوانده اند را اینجا گذاشتم…
برای شنیدن این آهنگ ها فقط کافی است به خودتان زحمت بدهید و در گوگل سرچ کوچکی انجام دهید.
من اگر لینکی برای دانلود بگذارم بعد از مدتی امکان دانلود آن از بین می رود چون سرویس هایی که هستند بعد از مدتی فایل ها را از سرورشان حذف می کنند.
اگر هم بخواهم در گوگل پیجیز بگذارم پهنای باند تمام می شود، پس در همین ایران سانگ گوش بدهید البته نمی شود دانلود کرد، فقط می توانید گوش بدهید؛ البته راه هایی هم برای دانلود هست.
گوش دادن به آهنگ هوای هوا
گوش دادن به آهنگ دهاتی

دانشمندی که شاعر شد!

فوریه 16, 2007

آرامگاه عمر خیّام نیشابوری
حکیم عمر خیام نیشابوری مردی است که ایرانیان او را با رباعیاتش می شناسند. 18 ماه مه، روز بزرگداشت «عمر خيام» نيشابوری است.هر چند روز ملي بزرگداشت حکيم عمر خيام، در روز 27 ارديبهشت ماه است، ولی من امروز رباعیاتی از این فیلسوف و شاعر خواندم که دلم نیامد در مورد او ننویسم.
اروپاییان او را دانشمند می دانند.خیام کسی است که تقویم جلالی را تنظیم کرد. همان تقویمی که کنستانتین بر اساس آن تقویم مسیحیت را درست کرد. اما در ورای دانش والای خیام، عرفان از جنبه های اجتناب ناپذیر شخصیت این مرد است. اما همانطور که گفته اند:
آنکه را اسرار حق آموختند
مهر کردند ودهانش دوختند

او نیز به مانند بسیاری عرفای دیگر سعی کرد تا حقایق را برای دیگران بازگو کند و چون دیگران نفهمیدند تهمت کفر و ارتداد به او بستند.
قومی متفکرند اندر ره دين
قومی به گمان فتاده در راه يقين
میترسم از آن که بانگ آيد روزی
کای بيخبران راه نه آنست و نه اين

رباعیات خیام نیز به مانند کارهای علمی او به محض راهیابی به اروپا مورد توجه قرار گرفت به نحوی که جرالد شاعر انگلیسی حدود یکصد عدد از آنها را به انگلیسی برگردان نموده است.خیام از مظلومترین شاعران و دانشمندان ایران زمین است که باید گفت به هیچ وجه آنطور که شایسته است از او تجلیل نشده است. با هم یکی از رباعیات نابش را مرور می کنیم:
در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزه گر کوزه خر کوزه فروش
از کوزه گری کوزه خریدم باری
آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شده ام کوزه هر خماری
در کارگه کوزه گری کردم رای
در پایه چرح دیدم استاد به پای
می کرد سبو کوزه را دسته وسر
از کله پادشاه واز دست گدا
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده است
این دسته که بر گردن او می بینی
دستی است که بر گردن یاری بوده است
تا چند اسیر عقل هر روزه شویم
در دهر چه صد ساله چه یک روزه شویم
در ده قدح باده از پیش که ما
در کارگه کوزه گران کوزه شویم
——————-
منابع مفید:
1)در ویکی پدیا در مورد حکیم عمر خیام نیشابوری بیشتر بخوانید و بدانید.
2)در اینجا بعضی از شعر های حکیم عمر خیام نیشابوری که توسط خوانندگان اجرا شده است را گوش دهید.
3)این ها را نیز بخوانید. ( + و + )

سال نو ميلادی و ايام كريسمس مبارک باد.

دسامبر 31, 2006


بدون هیچ حرف اضافی، فرا رسیدن ایام کریسمس و سال نو میلادی را بر مسیحیان عزیز تبریک می گم.
امیدواریم سال نو میلادی سالی پر از آرامش و صلح برای جهانیان باشد، سالی توام با سلامتی توفیق و امنیت خاطر برای شما باشد.
اینجا می توانید چند آهنگ کریسمس را دانلود کنید.
آهنگ کریسمس1

آهنگ کریسمس2
آهنگ کریسمس3
آهنگ کریسمس4
آهنگ کریسمس5

ناصر عبداللهی در گذشت….

دسامبر 21, 2006

ناصر عبداللهی در گذشت
سلام….متاسفانه دیروز با خبر شدم ناصر عبداللهی در گذشت.
من نیز به نوبه خودم به جامعه هنر و خانواده آن مرحوم تسلیت میگویم. آهنگ بسیار زیبا از اسحاق احمدی به نام دعای ناصر که برای ناصر عبداللهی خوانده شده است را از سایت ایران بلاگ گرفتم و در این جا گذاشتم تا هر کس خواست گوش کند.

ناصر عبداللهی خواننده‌ و آهنگساز، ظهر 29 آذر ماه سال 1385 در سن 37 سالگی به دیار باقی شتافت. به گزارش خبرنگار هنری ایسنا، عبداللهی همزمان با اذان ظهر در بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد درگذشت.
ناصر عبداللهی در دهم دی ماه 1349 در بندرعباس به دنیا آمد و تحصیلات خود را در بندرعباس گذراند و فعالیت‌های هنری خود را از سال‌های نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و امو تربیتی استان هرمزگان آغاز کرد.
وی با خوانندن ترانه‌ای به نام «ناصریا» به شهرت مردم دست یافت و از جمله آلبوم‌های او می‌توان به «عشق است » ،»دوستت دارم»، «غزلک» و «بوی شرجی» اشاره کرد.
این هنرمند فقید هم‌چنین ترانه‌هایی را درباره ائمه اطهار اجرا کرده که از معروف‌ترین آن‌ها می توان به «یا فاطمه بنت نبی» اشاره کرد.
ناصر عبدالهی بامداد سوم آذر ماه در بیمارستان خلیج فارس بندرعباس به دلیل مشکل کلیوی و از کار افتادن کلیه‌ بستری شد و سپس به کما رفت و بعد از چند روز به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس منتقل و در بخش ICU این بیمارستان بستری شد و هفته‌ی گذشته به بیمارستان شهید هاشمی‌نژادتهران منتقل شد و سر انجام در ظهر 29 آذر ماه سال 1385 در سن 37 سالگی به دیار باقی شتافت.

بیا و در کتاب خاطرات من بخوان افسوس!

دسامبر 11, 2006

درست بیست سال پیش بود که شروع به نوشتن داستانی کردی که بزرگترها به آن «سرنوشت» می گقتند…
ما میرویم،
قصه ها افسانه می شوند
و انسانها بزرگ…
کاش قبل از کوچ
پرواز را بیاموزیم
و افسانه ی خویش را بنگاریم
چرا که ما،
قهرمان حقیقتی هستیم، که افسانه اش را باز می نویسیم!
دلم گرفت، یاد روزهایی افتادم که انگشتهای پاهام کوچولو و ریز بودن، دستمو میزدم زیر چونم و جلوی تلویزیون دراز می‌کشیدم و کارتون می‌دیدم.
روزای بچگی گذشتن، انگشتهای گرد پاهامون بزرگ شد، خودمون و دوستامون تبدیل به آدم بزرگ شدیم، آدم بزرگ‌های بد، آدم بزرگهایی که دیگه حوصله‌ی بچه‌های کوچک، سر و صداشون و سوال‌های احمقانشونو نداریم؛ آدم بزرگهایی که افتخار می‌کنیم که دیگه یک تصمیم بچه گونه هم نمی‌گیریم، دیگه دلمون خیلی چیز ها را نمی‌خواهد، دیگه خیلی چیزها را می‌دونیم. الان دیگه می‌تونیم سرِ یارو رو کلاه بذاریم، طرفو بپیچونیم…
آره الان، سال هاست حتی زیرِ یه قوطی کنسرو هم شوت نکردیم…
دیگه هیچی رو نشکوندیم که جایی قایمش کنیم، دیگه وقتی با مامانمون بیرون میریم، از لابلای پاهای آدم بزرگها یه بچه‌ی دیگه نمی‌بینیم…
دیگه الان مطمئنیم که خدا یه مرد خیلی بزرگ نیست که تو آسمونها زندگی می‌کنه و بچه‌ها رو خیلی دوست داره….
ما دیگه آدم بزرگ شدیم، آدم بزرگ! آدم بزرگهایی که همیشه آرزوشو داشتیم، آدم بزرگهایی که همه چیز را می‌دونن، آدم بزرگهایی که به خودشون افتخار می‌کنن، آدم بزرگهایی که دیگه وقت سر خاروندن ندارن، آدم بزرگهایی که عادت کردن که زندگی کنن، آدم بزرگهایی که حتی سرِ خودشون را هم کلاه می گ‌ذارن….به قول معروف… روزگار کودکی برنگردد دریغا / قیل و قال کودکی برنگردد دریغا….
خب امروز، یعنی نوزدهم آذر تولدم بود…یعنی شدم بیست… ولی…نه هیچی…بگذریم… به این آهنگ گوش کنید…
———————————-
افسوس بر آن عمر گرامی که هدر شد
آن معبد رویایی من زیر و زبر شد
دردا که تو مرد سفر عشق نبودی
افسوس دل غافل من بی خبر شد
روزی که دل عاشق من تازه نفس بود
در چشم من از هر دو جهان عشق تو بس بود
حسرت به کف آورد و به خورشید نظر داشت
بیچاره عقابی که گرفتار قفس بود
سلام ای چلچراغ قطره های اشک نومیدی
سلام ای غم که جای تنگ این دل را پسندیدی
بیا تا پر بگیرد از دل من جغد این کابوس
بیا و در کتاب خاطرات من بخوان افسوس
خواننده: مجید اخشابی
ترانه سرا : محمدعلی شیرازی
این آهنگ را گوش کنید.

شعر و آهنگ سریال “باغ مظفر” مهران مدیری

دسامبر 3, 2006

شعر این تصنیف سروده ملک اشعراء بهار است و در واقع از میان پنج تصنیفی که بهار روی آهنگهای درویش خان سروده ، مشهورترین آنها را می توان «زمن نگارم خبر ندارد» در دستگاه ماهور دانست که برای اولین بار طی کنسرتی در «گراند هتل» بوسیله «سید حسین طاهرزاده» در سال 1303 خورشیدی خوانده شد و بعد قمر هم آن را اجرا کرد. با تشکر از وبلاگ یک پزشک که این آهنگ را پیدا کردند.
————————-
زمن نگارم عزیزم خبر ندارد
به حال زارم عزیزم خبر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من عزیزم خبر ندارد
دل من از من عزیزم خبر ندارد
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
که غیر خونِ جگر ندارد
که غیر خونِ جگر ندارد
همه سیاهی ، همه تباهی ، مگر شب ما سحر ندارد
بهار مضطر عزیز من ، آخ، منالُ دیگــــــر
که آه و زاری اثر ندارد ، جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگـــر ندارد
زهر هر دو سر بر سرش بکوبد
کسی که تیغ دو سر ندارد
————————————–
دانلود این تصنیف به وسیله شجریان

کارآگاه رشید!

نوامبر 21, 2006

این چند روز سریال کارآگاه رشید به کارگردانی سید محسن موسویان از شبکه سه پخش می شود، رشید یا همان قدرت الله ایزدی یکی از هنرپیشگان محبوب مردم اصفهان است و در طنز بسیار ماهر و استاد است.
در اینجا قصد نقد و بررسی این سریال را ندارم چون طنز است ولی درباره تصویر بردار این سریال باید بگویم که صحنه ها را بسیار زیبا گرفته است، منظور صحنه های میدان امام و جاهای دیدنی و تاریخی اصفهان است.
این هم از شعرهای این سریال….
شعر ابتدای سریال:
یکی توی تعقیب، یکی تو گریز
یکی لب خندون، یکی اشک می ریزه
اما دل خوبا، ببین چه زلاله
زندگی با غصه؛ فک و فراوونه
فرصت خندیدن چقدر گرونه، آره چقدر گرونه!
کی می گه عاشقی مرده، می گن اما یه دروغه
که رو لب ها غم نشسته
هنوز هم تو دوز و نیرنگ
می شه دید تو چشم مردم ساده بودن و یه رنگی
به خدا تو این زمونه، توی این همه هیاهو
میون گرگ های غصه می شه پیدا کرد یه آهو
توی این شهر قدیمی، که پر از گنبد و نوره،
اون که دل جا داره مهمون، بدی ها ازش به دوره
جای کینه گل بکارید، گل های یاس و بنفشه
بدی کردیم اگه روزی، الهی خدا ببخشه…
شاعر:یسنا بختیاری
و
زندگی هزارتا رنگه، نمی گم زشت یا قشگه
گاهی رو پاشنه بخته، گاهی آسون گاهی سخته
آدماش رنگ و وارنگ اند، ساده اند یا که زرنگ اند
یکی اوج بی گناهی، یکی آخر تباهی
با خدا، نکن دورنگی؛ فکر نکن خیلی زرنگی
زدی، رفتی و پریدی، این همه چشم رو ندیدی؟
شاعر: محمد رضا کاظمی

خونه ساده یا همه دنیا!

اکتبر 9, 2006

این روز ها سریال هایی به مناسبت ماه مبار‌ک رمضان از شب‌که های مختلف صدا و سیما پخش می شود، ولی من وقت نمی ‌کنم ببینم…ولی همیشه آهنگ پایانی سریال زیر زمین گوش می دهم…خیلی این آهنگ به دلم نشسته…
گاهی یک خونه ساده، یک گلیم به همه دنیا می ارزه! مگه نه؟
گاهی وقت ها توی قصر هم که باشی، دلت از قصه می لرزه، مگه نه؟
حاضری دار و ندارتو بدی، به جاش از خدا دل خوش بگیری…
حاضری زندگی تو بدی، اگه بتونی با دل عاشق بمیری…
این همه دنبال دنیا رفتیم و انگاری جاده تمومی نداره…
گاهی هم که به یک جایی می رسیم، لذتش انگار تمومی نداره…
کاش می شد یک بار هم که شده، توی این سفر ؛
دلامون راه رو نشونمون بده….
سرنوش ما این نباشه، وسوسه اگر امونمون بده…
(افشین یدالهی)

علیرضا افتخاری و آلبومهای جدیدش!

سپتامبر 17, 2006

علیرضا افتخاری
در هفته گذشته آلبوم ماه خراسان با صدای علیرضا افتخاری به بازار موسیقی آمد تا این خواننده پرکار و پرفراز و نشیب ظرف یک ماه دو آلبوم ( آوای عشق و ماه خراسان) روانه بازار موسیقی کرده باشد. اتفاقی که البته در نوع خود جالب و تا حدودی غیر حرفه ای است.
افتخاری کیست؟
علیرضا افتخاری  دهم فروردین ماه هزارو سیصد و سی و هفت در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. از کودکی به لحاظ صدای دلنشینی که داشت شروع به خواندن نمود .استاد نخست او؛ استاد طباطبایی نوازنده ی روشندل ویولون بود .
بیش از 12 سال از سنش نمی‌گذشت که شاگرد جلال‌الدین تاج اصفهانی شد و 13 سال شاگرد او بود.
مرحوم تاج از همان ابتدا علیرضا را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشت و یادگیری کامل ردیف ها را از وی خواست .
شاگردی مرحوم تاج نقطه عطفی در زندگی افتخاری بود . چراکه تاج اصفهانی علاوه بر علم کامل به موسیقی ایرانی، دارای منشهای اخلاقی فراوانی بود که تا به حال زبانزد خاص و عام بوده است.
در سال 1357 در سن 22 سالگی در آزمون باربد (که شامل سی لحن آوازی است) زیر نظر علی‌اکبر خان شهنازی، دکتر مهدی برکشلی، دکتر مهدی فروغ، دکتر داریوش صفوت و علی تجویدی، موفق به دریافت جایزه اول شد.
افتخاری از خاطرات آن روزها میگوید:
«استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم.»
علیرضا افتخاری به شیوه‌های آوازخوانی تاج، ادیب خوانساری، دادبه و طاهر زاده مسلط است. در سال 1360 پس از فوت استاد تاج اصفهانی نزد استادان دیگری چون حسن کسایی، جلیل شهناز، دادبه، محمد رضا شجریان رفت و از آنان در زمینه گوشه‌ها و ردیف‌های آوازی کسب معلومات نمود.
افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش ؛ تاج اصفهانی خواند. در حالی که در سنین جوانی بود.
وی چنانچه ذکر شد در همین سالها نزد بزرگانی نظیر استاد کسایی و استاد شهناز و استاد شجریان هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است:
«روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه ؛ خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پا بر جا بود و همچنان ادامه می دادند.»
از سال 1357 همکاریش را با رادیو و از سال 1363 همکاریش را با تالار وحدت و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کرد.
افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند.
افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد محمد علی کیانی نژاد را اجرا نمود.
و زندگی هنری علیرضا افتخاری هنرمندی که بزرگان موسیقی نوید یک بزرگمرد موسیقی ایرانی را از او میدادند اینگونه شروع شد و ادامه یافت تا امروز در جایگاهی است که برخی را چنان شیفته خود کرده که صدایش را آسمانی میدانند و برخی را چنان مبهوت که نمیدانند چگونه آواز خوان برگزیده باربد و شاگرد مرحوم تاج اصفهانی به خود می قبولاند خارج از دستگاه – اشتباه – شتابزده – عامه پسند – و سطحی بخواند.
به قول یکی از منتقدین موسیقی اگر این حرفها را در مورد افتخاری میزنیم برای این است که بزرگ است و صدایش منحصر به فرد است. برای این که روزگاری امید موسیقی مملکتی بوده و هست. و برای اینکه محمدرضاشجریان در وصف او می گوید من اگر صدای او را داشتم دنیا را فتح میکردم.
واقعیت این است که همین آثار دم دستی افتخاری از بسیاری صداهای عجیب و غریبی که امروزه از صدا و سیما می شنویم و آلبومهایی که روانه بازار می شود بسیار بهتر است.
منابع:
سایت هنر و موسیقی
وبلاگ علیرضا افتخاری
روزنامه همشهری
سایت تبیان

خداحافظ همین حالا…

اوت 16, 2006

خداحافظ همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خدا حافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاهام
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ…همین حالا…
—————————-
این روزها حتما آهنگ خداحافظ با صدای امیر علیزاده را در آخر برنامه کوله پشتی گوش دادید و حتما خیلی لذت بردید… کوله پشتی را همیشه نمی بینم ولی آهنگ آخرش را گوش می کنم…واقعا شعر قشنگی هست مخصوصا آخرش…
خب اگر دوست دارید این آهنگ را دانلود کنید و همین حالا گوش کنید می توانید از اینجا دانلود کنید و اگر این لینک کار نداد از اینجا دانلود کنید و اگر باز هم نشد از اینجا، بالاخره یکی از این سه لینک کار خواهد داد…

عصر جمعه…

ژوئن 30, 2006

چند وقت پیش اینجا را دیدم…آهنگ خیلی قشنگی بود من هم دیدم این آهنگ واقعا به حال و هوای امروز می خوره، آهنگ را گوش بدید…من که واقعا از این آهنگ خوشم اومد…واقعا آهنگ زیبا و قشنگی هست.
دلم انگاری گرفته، قد بغض یا کریما
عصر جمعه توی ایوون، می شینم مثل قدیما
تو دلم می گم آقا جون، تو مرادی من مریدم
من به اندازه وسعم، طعم عشقتو چشیدم
کاشکی از قطره اشکت، کمی آبرو بگیرم
یعنی تو چشمه چشمات، با نگات وضو بگیرم
برای لحظه دیدار، از قدیما نقشه داشتم
یدونه هدیه ناچیز، واسه تو کنار گذاشتم
یادمه یکی بهم گفت، هرکی تنهاست تویه دنیا
یدونه نامه خوش خط، بنویسه واسه آقا
کاغذ نامه رو بعدش، تویه رودخونه بریزه
بنویسه واسه مولاش، خاطرت خیلی عزیزه
[audio:http://farstec.googlepages.com/Nameh1.mp3%5D

به چه ساز تو برقصم زمونه!

ژوئن 29, 2006

دیشب خوابم نمی برد…خلاصه بدجور بی خوابی زده بود به جونم، حتی به مخم، خیلی هم خسته بودم، قشنگ ساعت یک و نیم نصف شب یا همین حدود ها بود؛ رفتم کنار پنجره، پنجره اتاقم رو به خیابون باز میشه و تا خیابون زیاد فاصله نداره، قشنگ میشه خیابون رو زیر نظر گرقت…
کنار پنجره ایستاده بودم و به آسمون خیره شده بودم… تا اینکه از خیابون یک صدایی شنیدم…یه جوون سوار بر موتور داشت این آهنگ رو می خوند؛ به چه ساز تو برقصم زمونه؛ گفتم چه حالی میده ساعت یک و نیم نصف شب دلت سخت گرفته باشه، از همه چیز و همه کس ناراحت باشی، هوای گرم تابستون هم به شدت رنجت بده و تو سوار بر موتور برای خودت آواز بخونی…این آهنگ با اینکه ریتم و موزیک شادی داره، اما شعرش خیلی شاد نیست…می تونید این آهنگ رو از اینجا دانلود کنید و گوش کنید.
به چه ساز تو برقصم زمونه، زمونه
از دست تو، دل من چه خونه چه خونه
تو دل منو شکستی که رفتی عزیزم
تویی که برات میمیرم نذار اشک بریزم
آخه دنیای منی به کی بگم مال منی
آخه دنیای منی تو رو میخوام مال منی
آرزوی آخرم بود که با تو بمونم
به امید عشق خوبت بتونم بخونم
دل بیقرار من بود که پا روش گذاشتی
درد و بلای عشقو تو جونم تو کاشتی
بی تو دارم میمیرم خوابتو هرشب میبینم
مثه جونی تو تنم اگه نباشی میمیرم
مثه آیات خدا سوره حق توی چشات
میسوزونه تنمو گرمی اون برق نگات