Archive for the ‘انتقاد’ Category

وبلاگ نویسی=وردپرس، بلاگر، دلیشیز!

مه 29, 2007

امروز در وبلاگ دکتر مزیدی نوشته جالبی خواندم.
ایشان درباره وردپرس و خدمات وردپرس و سرویس های وبلاگ فارسی و کلا مهاجرت از سرویس های دیگر وبلاگ نویسی به وردپرس دات کام نوشته بودند.
راستش خیلی وقت بود که می خواستم از ته دل و با جرات بگویم که افتخار می کنم که از سرویس های ایرانی استفاده نمی کنم ولی نگفتم و نگفتم تا به امروز.
بیشتر سایت های فارسی فرق نمی کند چه سرویس های ارائه دهنده خدمات وبلاگ نویسی یا هر سایت فارسی ایرانی، بیش از آنکه برای خدمت باشد برای کسب درآمد است و لا غیر!
در بیشتر این سرویس ها همیشه بحث و جدل و دعواست؛ مثلا این ماه ترافیک فلان سایت اینقدر بوده، من در بین این سایت ها فلان ام شده ام و از این حرف های مسخره… در یک کلام همه اش ادعا و شعار!
حدود سه سال پیش در کاسپین بلاگ، که در آن دوران اولین سرویس دهنده وبلاگ نویسی با سیستم موییل تایپ بود، وبلاگ می نوشتم، تا حدود یک سال در آنجا بودم تا اینکه بعد از مدتی با پیغامی در کاسپین بلاگ روبه رو شدم که به علت بهانه ای، که به علت مقررات سایت موییل تایپ است، کاسپین بلاگ بسته شده است و تمام مطالب و نوشته هایم برای یک سال دود شد، البته خوشبختانه همیشه یک کپی از نوشته هایم را در اینجا نگه می داشتم که بسیار به درد خورد، البته بعد از چند ماهی کاسپین بلاگ پست های نویسندگان فعال سرویسش را به صورت دست و پا شکسته و بدون عکس های آپلود شده در آن برگرداند ولی دیگر فایده ای نداشت چون خیلی ها مثل خودم از آنجا به جای دیگری برای نوشتن بدون دردسر کوچ کرده بودیم….
از وقتی در این سرویس های غیر ایرانی مثل اینجا و اینجا و اینجا و اینجا هستم احساس آرامشی خاص در قبال محافظت از نوشته ها و خاطرات و عکس هایم می کنم.
در یک کلام:
وردپرس عشق است، بلاگر نفس، دلیشیز همنفس!

حجاب، بهشت، زور!!!

مه 3, 2007

دوباره سال چرخید و بهار و تابستانِ گرم را با خودش آورد…
دوباره بحث داغ هر سال یعنی حجاب در بین همه مردم به خصوص دنیای مجازی و وبلاگ ها رونق پیدا کرده است.
من اصلا از سیاست و سیاستمداری و قدرت طلبی و نوشتن راجع به این چیز ها خوشم نمی آید و اگر کل وبلاگم را که در این چند سال نوشته ام، بگردید شاید به اندازه انگشتان یک دستتان هم از مطالب سیاسی پیدا نکنید. شاید بعضی ها بگویند نسبت به سیاست و مملکت خودم بی خیال ام و …
در جواب باید بگویم وقتی سیاست بی پدر و مادر است و من هم در سیاست تخصص ندارم چرا الکی حرف بزنم و ادعاهای نا به جا بکنم؟
ولی با این حال دوست دارم من هم از حجاب بگویم، هر چند با سیاست ربطی ندارد و یک امر کاملا شخصی است.
این حرف هایی که می گویم کاملا نظر شخصی خودم است، و شاید بعد ها با مرور زمان این نظر هایم را نفی کنم. به صحبت های دیگران مثلا فلان رئیس جمهور و فلان کس و فلان… هیچ کاری ندارم، آنچه نظر خودم هست را می گویم و البته این را هم بگویم به حرف های دیگران نیز احترام می گذارم ولی شاید خیلی از آن ها را قبول نکنم.
از این جا باید شروع کرد که اصلا حجاب چیست؟
حجاب یعنی محافظ، پوشش، پرده، مانع و سدی در برابر چیزی؛ به طور خلاصه حجاب یعنی پرده عصمت بر گوهر عفت کشیدن.
حجاب یک احساس است، یک حس درونی، یک جوشش است .شاید بتوان گفت حجاب یک قدرت برای انسان است.
حالا کسانی که می گویند حجاب چیز اضافی است یعنی خودشان را از یک چیز بی ارزش هم کمتر می دانند و خودشان را به راحتی و رایگان در اختیار دیگران قرار می دهند.
خودتان را نگاه کنید، هر وقت چیز با ارزش و گرانبهایی دارید در جایی پنهان می کنید و یا هزاران پوشش بر آن می گذارید تا به راحتی در دسترس دیگران قرار نگیرد؛ مگر زن با ارزش نیست؟ مگر مرد با ارزش نیست؟ پس چرا راحت خود را به صورت کالا در بیاوریم و در اختیار دیگران بگذاریم؟
همه شما می دانید گوهر در صدف حفاظت می شود…این خودش همه حرف است؛ نیازی به توضیح ندارد.
جدیدا که چه عرض کنم، از دیر باز به کسانی که می گفتند حجاب خوب است به چشم یک امل نگاه می کردند و متاسفانه هنوز هم همین گونه است، ولی بگذار بگویند… این همه گفتند مگر چه شد؟
می گویند حجاب مانع پیشرفت جامعه است!
اگر واقع بینانه نگاه کنیم می بینیم مسایلی مانند حجاب مانع از پیشرفت نشده اند بلکه جنبه نداشتن حجاب موجب این موج منفی شده است.
در کشور ما بعضی ها آن چنان خودشان را محجبه نشان می دهند که مایه تمسخر و مضحک دیگران می شوند اما بعضی دیگر آن چنان بد حجابی را در خود ایجاد کرده اند که واقعا از عرف و جامعه بیرون رفته اند.
جامعه ما پر از عقده شده است، که همین عقده هاست که ما را به تباهی می کشانند، چه لزومی دارد یک دختر یا یک پسر با شکل و قیافه فجیعی وارد کوچه و خیابان شود؟
درست است خداوند زن را زیبا آفریده است ولی نه برای دیگران، در جامعه ما بر عکس شده است، زن عوض اینکه خودش را در جلوی شوهرش زیبا کند و در جلوی شوهرش بهترین آرایش را انجام دهد، دوست دارد برای دیگران این کار را انجام دهد، باید اعتراف کنم که مرد ها نیز این گونه اند…
ای کاش معنای حقیقی آزادی را در بد حجابی و دیگر چیزها نمی دیدیم؛
ای کاش اولین چیزی را که در خانواده یاد می گرفتیم آزادی و رعایت حقوق دیگران بود؛
ای کاش احترام به دیگران را رعایت می کردیم.
در وبلاگ ها نوشته های زیادی در مورد حجاب خواندم،
متاسفانه خیلی ها که ادعا می کردند هزاران برابر وزن بدنشان کتاب خوانده اند حرف هایی را زده بودند که بسیار ناراحت کننده بود و در آخر هم به قول خودشان به این نیتجه رسیده اند که حجاب چیز خوبی نیست و خلاصه اینکه تا می توانسته اند از حجاب بد گفته اند…
اصلا شما همین بیماری ایدز را در نظر بگیرید…
الان دیگر همه دولتمردان به این نتیجه رسیده اند که این بیماری روزانه جان هزاران هزار نفر را می گیرد و هیچ راهی برای درمان آن پیدا نکرده اند، فقط گاهی دارویی می سازند که تا حدی از پیشرفت این بیماری جلوگیری می کند، حالا دیگر به این نتیجه رسیده اند که باید دست به دامان دین شوند و از دین کمک بگیرند.
(more…)

کارت سوخت، کارت تغذیه!!!

آوریل 12, 2007

به به… این دانشگاه نجف آباد کم کم داره به دلم می نشیند… این دکتر شفیعی می گفت قرار است دانشگاه پیشرفت کند ولی ما باور نمی کردیم…آقا وقتی می بینیم دانشگاه سر و سامان می گیرد واقعا خوشحال می شویم…شاید بگویید چرا؟ خب کلی هزینه از ما دانشجو های بدبخت می گیرند… وقتی می بینم پول در دانشگاه خرج می شود باز هم امیدوار می شویم…هر چند می دانم یا می دانیم…
خب به سلامتی و دل خوش سیستم تغذیه دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد نیز همزمان با اجرا شدن کارت سوخت؛ راه اندازی شد و کلیه دانشجویان، استادان و کارکنان این دانشگاه با استفاده از سیستم شبکه هوشمند مدیریت تغذیه می توانند به راحتی غذا رزرو کنند.
سلف سرویس دانشگاه نجف آباد
البته همانطور که در تصویر می بینید، غذا های سلف دانشگاه چنان تعریفی ندارد، ولی باز هم قابل تحمل است…
واقعا از صف های طولانی ژتون فروشی خسته شده بودم…نه تنها من؛ بلکه همه دانشجو ها، حالا دیگر مجبور نیستیم برای تهیه ژتون در صف های طولانی بایستیم، دیگر لازم نیست جلوی سلف داد زد: ژتون اضافی داری؟!
سیستم مدیریت تغذیه و سلف سرویس ویژه دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد که توشط شرکت جهان گستر راه اندازی شده است، مزایا و کاربردهای خیلی خوبی دارد از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
سلف سرویس دانشگاه نجف آباد
1)موجب کاهش اتلاف هزینه و وقت دانشجویان و اساتید و کارکنان جهت تهیه فیش و ژتون هفتگی می شود.
2)سرویس دهی بهتر و دقیقتری را به وجود می آورد.
3)حذف نقل و انتقال وجه به شکل دستی را از بین می برد.
4)قابلیت تعریف شارژ در سیستم و یا حسابرسی در پایان ماه و قابلیت شارژ مبلغ غذا را دارد.
5)قابلیت تعریف صبحانه، ناهار و شام برای هر روز
6)حذف هزینه های چاپ ژتون و یا فیش
7)قابلیت ویرایش و یا حذف غذای رزرو شده توسط کاربر و عدم نقل و انتقال وجه
8)قابلیت رزرو غذا از طریق شبکه توسط کلیه دانشجویان در تمام طول شبانه روز، بدون نیاز به حضور درمکان فروش ژتون غذا
9)گزارش گیری سریع و آسان
از جمله:
*گزارش عملکرد
*گزارش عملکرد روزانه
*گزارش مالی
*گزارش فراوانی ناهار
*گزارش فراوانی شام
8گزارش فراوانی در سلف
9)این سیستم مبتنی بر نرم افزار بوده و در آن از سخت افزار های استاندارد موجود در بازار استفاده شده است.
و شاید سیستم شبکه هوشمند مدیریت تغذیه، مزایا و کاربردهای دیگری هم داشته باشد که به ذهن من نرسیده است…
—————
راستی یکی از بچه های دانشگاه در تالار گفتگوی دانشگاه نجف آباد نظر جالبی در مورد افتتاح بزرگترین کتابخانه دانشگاهی داده بود، که من هم کمی تا قسمتی با او موافقم، شما هم بخوانید:
امروز کتابخانه بی کتاب افتتاح می کند؛ فردا سایت بدون کامپیوتر؛ پس فردا زمین ساخته نشده را دانشکده و بعد هم می روند کنار کوهی میگن بزرگترین و با حال ترین مرکز علمی دنیا را افتتاح کردیم .
حکایت آن پادشاهی است که برایش لباس نامرئی دوخته بودند؟ که کارتونش را هم درست کرده بودند. حکایت سایت ماست؛ که… لا الله الا الله، لا الله الا الله. اگر هم حرف بزنی دیگر معلوم است چه بر سر مبارکت می آید.
—————
در ضمن در راستای اقدام به آبگیری سد سیوند در استان فارس:
راستی می شود شهر سوخته را خاکبرداری و هموار کرد و به جای آن دانشگاه آزاد شعبه فلان! که از روستاهای مستعد اطراف شهر سوخته است را بنا کرد . قبلاً از اقدامات پر شور مسئولین امر بخصوص وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی سپاسگذاریم و امیدواریم این همکاری و همدلی میان سازمانها و نهادها، امری فراگیر شود که مطمئناً حاصلی جز یکپارچه شدن و یکرنگی ندارد!!!!!!!
این هم نظر یکی دیگر از بچه ها بود…امید که مورد پسند باشد!
—————
در ضمن از مسئولین شرکت اتوبوسرانی خواهش می کنم، در عوض بلیط های سه چهار برابری که از ما دانشجویان در به در می گیرند یک دستی به این اتوبوس ها بکشند، تعمیری، تعویضی و…
امروز اتوبوسی که خودم سوارش بودم تا از دانشگاه اومد بیرون، خراب شد، بعد از کلی صبر یک اتوبوس فرستادند، سه اتوبوس دیگر دانشگاه در مسیر خراب شده بود، امروز واقعا انگار اتوبوس ها نیز اعتصاب کرده بودند!

پیغام ها و اس ام اس های با مزه!

مارس 28, 2007

دعای حضرت یونس را بخوان و برای همه دوستانت سند تو آل کن! و گرنه مدیونی!
سه صلوات برای… بفرست و برای اد لیستت بفرست، تا شب یه خبر خوب بهت میرسه! اگر برای ده نفر نفرستی مدیونی!!
راستش این پیغام های بی در و پیکر این روز ها بدجور اعصابم را خورد کرده است، از یک طرف همه آف ها را می پراند و از طرف دیگر از آنها هیچ سودی نیست.
آخر یکی نیست بگوید پشت کامپیوتر و این مسخره بازی ها…
وای این کلمه که می گوید اگر نفرستی مدیونی! من را کشته است!!! :mrgreen:
فعلا که روزی چند تا از این پیغامها یا آفلاین ها در یاهو مسنجر به دستم می رسد.
من که تا حالا send to all نکرده ام؛ پس فکر کنم الان من کلی مدیون باشم… 😥
حالا هم جدیدا ملت این آف جدید را برای هم می فرستند.
اعتصاب سراسری؛ در اعتراض به نرخ بالای مکالمات تلفن همراه روز 27 اردیبهشت 86 (روز جهانی ارتباطات و مخابرات) همه، موبایل ها را خاموش می کنیم! (این کار خسارت سنگینی را متوجه مخابرات می کند.) به همه بفرستید تا همه از قبل برای این روز مهم و سرنوشت ساز آماده باشند.
یکی نیست به کسانی که این چرت و پرت ها را سند آل می کنند بگوید مگر چند درصد از مردم ایران از کاربران اینترنت هستند که این پیغام را دریافت کنند؟ از همه مهمتر این کارها بیشتر از آدم های الاف بر می آید؛ چرا؟ چون این اعتصاب ها الکی به هیچ جا نخواهد رسید، مخابرات اینقدر پول در می آورد که با یک روز اعتصاب هیچ ضرری نخواهد دید.
مگر همین چند روز اول عید نوروز نبود که شرکت مخابرات خودش اعتراف کرد و تعداد اس ام اس های ارسالی و مبلغ درآمدش در این چند روز را اعلام کرد؟

گوگل و لوگوی نوروزی

مارس 21, 2007

لوگوی نوروزی گوگل
خب طبق معمول همیشگی در حال استفاده از جستجو گر قدرتمند گوگل بودم که دیدم گوگل لوگوی خودش را به خاطر نوروز باستانی تغییر داده است.
طرح زیاد جالبی نبود و جای ماهی و خیلی از سین های هفت سین در این لوگو کم بود اما به هر حال از هیچ چیز بهتر است.
ولی امسال نیز گوگل فقط این لوگو را در گوگل فارسی گذاشت، شاید اگر دوستان به جای جمع آوری بمب گوگلی بر ضد فیلم 300، به جمع آوری طوماری برای قرار دادن لوگوی نوروزی در تمام زبان های گوگل اقدام می کردند بهتر بود؟!

نقدی بر فیلم سینمایی اخراجی ها

مارس 14, 2007

فیلم سینمایی اخراجی ها
ساعت یک نیمه شب بود… در دنیای مجازی اینترنت پرسه می زدم…ناگهان به وبلاگ آقای مسعود ده نمکی رسیدم، ایست کردم و خواندم…
از فیلم اخراجی ها شنیده بودم…تکه هایی از آن، که به عنوان تبلیغ در تلویزیون پخش می شد را دیدم، خوشم آمد… در همان ساعت یعنی یک نیمه شب به حامد، یکی از دوستان، اس ام اس زدم و به او گفتم می آیی برویم و فیلم اخراجی ها را ببینیم… او هم مشتاقانه قبول کرد و البته دیدن این فیلم باعث شد تا یکی از دوستان قدیمی خودم، آقا پیمان گل گلاب را هم ببینم و او هم با ما این فیلم را ببیند…بهتر از دیدن فیلم، جمع دوستان بود…
فیلم خوب و بی نقصی بود…اگر هم نقصی داشت آنقدر خوبی داشت که نقص هایش همه پنهان می شود.
خوشحالم که با معرفی این فیلم به دوستان و دیدن آن احساس پشیمانی نمی کنم…
دیدن این فیلم و پرداخت هزینه و رفتن به سینما، واقعا ارزش این فیلم را داشت، هر چند ما مهمان آقا حامد بودیم و او سه تا بلیط مجانی برای دیدن این فیلم داشت.
در این فیلم اکبر عبدی، امین حیایی، علی اوسیوند، کامبیز دیرباز، قاسم زارع، عبدالرضا اکبری، فخرالدین صدیق شریف، محمود مقامی، محمدرضا شریفی نیا، نیوشا ضیغمی، ارژنگ امیرفضلی، منوچهر آذر، مریلا زارعی، نگار فروزنده، علی اکبری، محمد یزدی، سپند امیر سلیمانی، لیلا بلوکات و فاطمه ده نمکی به زیبایی نقش خودشان را ایفا کرده بودند؛ و آقای مسعود ده نمکی نیز با اینکه به گفته خودشان اولین تجربه در ساخت این چنین فیلم ها را داشته اند واقعا به خوبی این فیلم را کارگردانی کرده بودند.
فیلم سینمایی اخراجی ها
در داستان این فیلم همه کسانی که از آدم های بد و شرور (آدم هایی که تریاکی و سیگاری، دزد، قمارباز، مطرب و لات و الوات) بودند، آدم شدند به عبارت دیگر همه کسانی که قرار نبود آدم شوند، آدم شدند و کسانی که خود را مدعی آدم بودن می دانستند و خود را بهترین بنده خدا می دانستند، همچنان دور از آدمیت ماندند، و بعد از دیدن آدم شدن این آدم های شرور خودشان فهمیدند که واقعا بنده خوب خدا نیستند.
داستان این فیلم برای خندیدن خیلی صحنه داشت، اما خنده های آن غمگین بود، شاید برای من خنده ها غمگین بود…
در داستان فیلم اخراجی‌ها، حرف‌هایی در مورد جنگ گفته شده بود که هیچ‌ فیلمسازی تا کنون نتوانسته بود آنها را مطرح کند و فقط آقای مسعود ده‌نمکی توانسته بود به‌ خوبی دانسته‌هایش از جنگ و دفاع مقدس را به کار گیرد و فیلمی متفاوت بسازد.
در داستان فیلم اخراجی ها بر خلاف تمام فیلم ها و داستان های ایرانی عاشق و معشوق به هم نرسیدند ولی عاشق و معشوق حقیقی، یعنی مجید سوزوکی (نقش اصلی آدم بد ها) و خدا به هم رسیدند…
در این فیلم طنز به زیبایی به کار رفته بود، در جاهایی از فیلم صحنه ها و حرف هایی زده و نشان داده می شد که واقعا برای همه درس و نکته بود.
صحنه ایی که آن روحانی و آن فرمانده برای اینکه نتوانسته بودند آن انسان های بد را آدم کنند، خودشان را تنبیه کردند زیبا بود…آن روحانی و فرمانده گفتند عیب از ماست که نتوانسته ایم به این آدم ها بفهمانیم جنگ و دفاع مقدس چیست.
تنها در بعضی از صحنه ها مثلا حضور تانک در بیمارستان و یا صحنه های جبهه و جنگ احساس ضعف در درست کردن و ایجاد صحنه ها دیدم.
با دیدن این فیلم امیدوار شدم که هنوز کسانی هستند که برای فهماندن دفاع مقدس و ارزشهای انسانی برای این مملکت عرق می ریزند و زحمت می کشند.
من از همین جا از همه کسانی که در ساختن این فیلم پر محتوا، معنوی و پر از ارزش های والای انسانی تلاش کرده اند تشکر می کنم و امیدوارم این فیلم راهی باشد برای ساختن فیلم هایی این چنین.
در آخر شما را دعوت می کنم که حتما این فیلم را ببینید، چرا که از دیدن آن احساس پشیمانی نخواهید کرد.

فیلم ۳۰۰ تحریف ایران است!!!

مارس 9, 2007

Rodrigo Santoro
سلام به تمامی ایرانیان دنیا..
کمپانی برادران وارنر اخیرا فیلمی به نام 300 را در سینماهای هالیوود و سراسر دنیا آماده اکران کرده است.
موضوع این فیلم چیست؟!
300 نفر یونانی به جنگ با 1 میلیون سرباز و لشگر ایرانی می روند، طبق آمار و گفته های کسانی که این فیلم را دیده بودند تمامی ایرانیان در این فیلم موجودات وحشی و سیاه با خصلت حیوان نشان داده شده بودند!
داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایار شاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفری در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه می‌شود، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.
البته من این مورد را چند هفته پیش شنیده بودم اما از صحت این خبر دقیقا مطلع نبودم ولی الان دیگر کاملا مطمئنم هستم.
من به عنوان کوچکترین ایرانی از تمام شما در هر جای دنیا می خواهم که با شدیدترین لحن ممکن اعتراض خودتان را به این کمپانی، کارگردان و نویسنده این فیلم اعلام کنید.
من هم به نوبه خودم و برای حمایت از ایران و ایرانیان و فرهنگ بزرگ و جاودان ایران؛ اعتراض خودم را اعلام می کنم.
این هم بمب گوگلی من برای اعتراض به ساختن این فیلم ضد ایرانی.
300 the movie
این هم سایت رسمی این فیلم است :
http://300themovie.warnerbros.com یا http://300themovie.info
از تمامی ایرانیان ، رسانه های خبری ، سایتها و وبلاگها می خواهم که این خبر را پوشش بدهند و اجازه بازی با فرهنگ ما ایرانیان را به هیچ کشوری ندهند! همه ما خوب می دانیم فرهنگ ما چیست، پس باید کاری کنیم تا دیگران این فیلم ها را باور نکنند.
واقعا چرا فیلم هایی برای به تصویر کشیدن گذشته ایران و فرهنگ ایرانیان ساخته نمی شود؟ فرهنگ ایرانیان بسیار بزرگ و زیبا و جاودانه است که می شود فیلم های خوبی از آن ساخت… امیدوارم کسانی که می توانند، کاری بکنند.
یکی از وبلاگ نویسان گفته بود ما هم فیلمی با عنوان 400 بسازیم و از فرهنگ خوب ایران بگوییم…فکر جالبی بود… ولی اسم آن مهم نیست، همین که ساخته شود خودش خیلی کار است، فکر کنم این کار از بمب های گوگلی و خیلی کار های دیگر بهتر باشد.
———————–
لینک های مرتبط با این مطلب در وبلاگ های دیگر:
یونانی‌های خوش‌تیپ، ایرانی‌های وحشی!
فیلم 300 بهانه‌ای برای ترکاندن خودمان نه گوگل!
سیصد!
با سیصد چه کار کنیم؟
بمب گوگلی چیست؟
همه چیز درباره پرسپولیس (تخت جمشید)

نقدی بر سریال زیر تیغ

فوریه 26, 2007

سریال «زیر تیغ» به کارگردانی محمدرضا هنرمند از پربیننده‌ترین سریال‌های تلویزیونی است که این روزها توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب کرده است.
برای اولین بار سریال زیر تیغ را به سفارش یکی از دوستان دیدم…
از دیدن این سریال لذت بردم… بهتر بگویم خوشمان آمد…
شاید اگر زودتر می فهمیدم آقای پرویز پرستویی و خانم معتمد آریا، سیاوش طهمورث، آتیلا پسیانی و چند تن از بازیگران مورد علاقه دیگرام در این سریال بازی می کنند از اول این سریال را دنبال می کردم…
اما اشکالی ندارد، چون من و خیلی از کسانی که قسمت های اول را ندیده اند می توانند از اینجا دانلود کنند و به راحتی تماشا کنند.
به نظر من زیر تیغ سریال خوب و زیبایی است که توانسته خیلی خوب مخاطب را به خودش جلب کند، البته صحنه های ناراحت کننده بسیار دارد اما در اوج ناراحتی زیباست!
به نظر من بازیگران قوی و متنی زیبا و کارگردانی ماهر دارد.
من نه بازیگر هستم و نه منتقد سینما، ولی به نظر من نقد آن مثبت است و شاید انتقاد منفی نتوان از آن کرد، البته به جرات می گویم نقد این سریال از جنبه های فنی و هنری و علمی کار هر کسی نیست چه برسد من.
به قول یکی از وبلاگ نویسان:
زیر تیغ یک استثناست!
پخش سریال «زیر تیغ » نقطه شروع مناسبی است برای بحث پیرامون مسئله اعدام و قصاص در جامعه امروز ایران؛ که شاید بسیار آموزنده باشد و راه را برای ساختن فیلم ها و سریال هایی در این زمینه باز کند.
—————-
شرح کوتاهی از این سریال:
در محل رختکن کارخانه یخچال سازی، پس از دعوا بین دو کار گر به نام محمود و جعفر، جمجمه جعفر به کمد ها می خورد و پس از انتقال به بیمارستان، تمام می کند.
بر اساس گزارش و گواهی پزشکی قانونی؛ به ‌علت ضربه‌ی مغزی،جعفر فوت کرده است.
جعفر و محمود از دوستان فابریک و قدیمی هم بوده اند و ….
ادامه ماجرای سریال را خودتان از اینجا دریافت کنید و ببینید.
—————-
موسیقی این سریال:
واقعا زیباست… مگر می شود آهنگسازی حسین علیزاده بد شود!
دیدن نام «ه .الف . سایه » در تیتراژ این سریال اعتبار دیگری به آن می بخشد.
در نگاه های دو طرفه و عاشقانه آهنگ زیبایی پخش می شود برای نمونه؛ صحنه صحبت کردن محمود و زنش در زندان و آهنگی که بر روی آن پخش شد واقعا زیبا بود، سریال از این صحنه ها و موسیقی ها بسیار دارد.
—————–
عکس هایی این سریال را در اینجا می توانید ببینید.
برای دانلود آهنگ سریال زیر تیغ کافی است در گوگل عزیز سرچ کوچکی انجام دهید.
فکر کنم این سریال سایت هم داشته است ولی فعلا هر کاری کردم نشد ببینم، فکر کنم سایت اش دود شده است!

فرار بزرگ!!!!

فوریه 22, 2007

شهرام جزایری فرار کرد!
شهرام جزایری فرار کرد!
جمله خبری فوق در شهر نه بهتر است بگویم در کشور، نه بهتر است بگویم در جهان پیچیده است!
شهرام جزایری که به ام الفساد اقتصادی معروفش کردند، گریخت…
او که چندی پیش مجدداً محاکمه شده و قرار بود رای وی تا چند روز آینده صادر و اعلام شود، برای فرار از مجازات احتمالی خود از زندان گریخت.
گفته می شود وی پس از فرار از زندان از کشور خارج شده است.
شهرام جزایری به جرم اخلال در نظام اقتصادی کشور 5 سال پیش به 30 سال زندان محکوم شده بود.( یا شاید 27 سال)
دادگاه رسیدگی به پرونده شهرام جزایری یکی از جنجالی ترین دادگاههای اقتصادی تاریخ ایران بوده است. به هرحال اکنون شهرام جزایری طبق خبر خبرگزاری فارس به خارج از کشور گریخته است، عجب مبارزه ای شده این مبارزه با متخلفان و مفسدان اقتصادی!
واقعا من که در کارهای قوه قضائیه مانده ام، من تا یاد دارم حرف از مجازات شهرام جزایری بود، درست الان 5 یا 6 سال است که دارند تخلفات او را بررسی می کنند، واقعا چند روز پیش به خودم گفتم دیگر نمی خواهند این پرونده را تمام کنند؟ که این واقعه خنده دار یعنی فرار او به وقوع پیوست!
راستش وقتی خبر» شهرام جزایری فرار کرد!» را از اخبار شنیدم، ناگهان به یاد این شعر افتادم:
آهای خر پول عاشق
خر پوله هرجا که میری به یاد من باش
توی کانادا که میری به یاد من باش
با پولهایی که مال ماست
تو کافه های لاس وگاس به یاد من باش
هر جا یکی مثل ما بود تو مترو تو مقوا بود
یه گشنه دیدی که مریضه لب جوی شاندلیزه
اسکی توی سویس میری با کلی باد و فیس میری
با اینکه کله ات کچله به ضرب کلاه گیس میری
خر پوله به یاد ما باش…
—————————-
یکی از مهمترین عناوین روزنامه های صبح امروز یعنی سوم اسفند ماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و پنج (03/12/1385) بدین شرح است.
روزنامه های آفرینش، ایران، پول، کارگزاران و کار و کارگر نوشتند.
شهرام جزایری گریخت.
روزنامه های عصر اقتصاد، صدای عدالت، دنیای اقتصاد، خراسان، جوان، جمهوری اسلامی و ابرار با تیتر درشت نوشتند:
شهرام جزایری فرار کرد.
آینده:
شهرام جزایری 21 سال زودتر خود را آزاد کرد: متهم گریخت!
اعتماد:
خروج شهرام جزایری از ایران.
اعتماد ملی
شهرام جزایری فرار کرد.
پدیده شهرام جزایری!
ابتکار:
شهرام جزایری متواری شد.
تهران امروز:
شهرام جزایری از مرز عدالت فرار کرد.
جام جم:
گزارش «جام جم» از جزئیات گریختن شهرام جزایری؛ فرار …؟
سرمایه:
فرار شهرام جزایری به خارج از کشور.
همبستگی:
شهرام جزایری از چنگ ماموران گریخت.

نقدی بر سریال از نفس افتاده

فوریه 19, 2007

در ایام دهه فجر، مجموعه «از نفس افتاده» از شبکه اول سیما پخش می شد که توانست مخاطبان زیادی را جذب خود کند، این مجموعه که کارگردان آن قاسم جعفری بود، به مانند دیگر کارهای او توسط صدیقه صحت تهیه شد.
در این سریال بازیگرانی چون اشکان خطیبی، خاطره حاتمی، محسن زهتاب، زهره فکور صبور، عزت اله جامعی، شیرین بینا، علیرضا نورایی، آتوسا راستی، فرهاد تجویدی، حسن اسدی، نورالدین جوادیان، صدار سیدقاسمی، فرزاد مسرور، نوژن رمضانی، بابک قادری و … به ایفای نقش می پردازند.
سریال از نفس افتاده
از نفس افتاده در سال های 1350 به بعد رخ می دهد و داستان عشق آرش و شیده است که پس از سال ها دوری در حادثه ای خونین همدیگر را می یابند و برای رسیدن به هم تلاش می کنند، اما سرنوشت مسیر دیگری برای آنان رقم می زند.
این مجموعه بخشی از مفاصد اقتصادی و جنایات رژیم شاهنشاهی را به نمایش می گذارد…
خب این کمی درباره این سریال، حالا برویم سر حرف های خودم…
من اصلا این سریال را دنبال نمی کردم، یک روز با یکی از دوستان (حامد) رفته بودیم میدان امام تا کفش بخرم…
حامد گفت: سریال از نفس افتاده را می بینی؟ گفتم نه، چی هست…خلاصه تا یک دوری، دور میدان امام زدیم، آقا حامد کل چهار قسمت گذشته از این سریال را برایم تعریف کرد، آخرش گفت این شیده عجب چیزیه، منظور حامد خوب بازی کردن ایشون بود!!!
خلاصه من مشتاق شدم ببینم این سریال چیست… وقتی دیدم؛ اصلا از این سریال خوشم نیامد، چرا چون اصلا با واقعیت خیلی فرق داشت و به تخیلی و افسانه بودن بیشتر شبیه بود تا یک سریال انقلابی، چرا که اصلا تمام سکانس هایش عاشقانه بود، البته من بیش از سه قسمت این مجموعه را ندیدم…
به هر حال این سریال به دلم ننشست، سریال (فرار بزرگ) را کسی یادش هست؟ سه سال پیش در ایام دهه فجر از شبکه اول پخش می شد، اون سریال خیلی بهتر بود…
چند تا سوتی هم از این فیلم گرفتم.
اول اینکه مگه این سریال در سال های 1350 به بعد اتفاق نیافتاده بود؟ پس چرا تلفن هایی که در این سریال استفاده می شد تلفن هایی بود که در آن زمان اصلا وجود نداشت، اصلا در دربار شاهنشاهی هم این تلفن ها نبوده است چه برسد در هتل های آن زمان.
یک سوتی دیگر اینکه در سکانسی که پدر ساواکی اون دختر (فکر کنم اسم دختره نازی بود) وقتی خونه می یاد دخترش (نازی) به آهنگ گوش می داد.
یک بار گفتم این سریال مثلا برای قبل از انقلاب یعنی حدودا 28 سال پیش است، اما موسیقی که دختر داشت گوش می داد موسیقی متن فیم سکوپ scoop محصول 2006 هست به کارگردانیWoody Allen.
Scoop poster
خب Woody Allen هم از آهنگ های قدیمی سه نفر زیر در فیلمش اسفاده کرده بود و شاید کسی که این موسیقی را برای این سکانس سریال انتخاب کرده تقصیر نداشته باشد. اگر خواستید از فیلم سکوپ بیشتر بدانید به اینجا مراجعه کنید.
Edvard Grieg
15 June 1843 – 4 September 1907
Johann Strauss Jr
October 25, 1825 – June 3, 1899
Piotr Tchaikovsky
7 May [O.S. 25 April] 1840 – 6 November [O.S. 25 October] 1893
به هر حال این فیلم تمام و کمال عاشقانه بود و اصلا به انقلاب ربطی نداشت اگر هم ربط داشت از طریق عشق، به قول یکی از دوستان که می گفت سریال های ایرانی از ابتدا، آخرش معلوم است، چرا که همه عاشقانه است.
اما نکته و جمله قشنگی که در این سریال شنیدم (در همان سه قسمتی که دیدم) این بود که پدر ساواکی دختره بهش گفت: آدم در زندگی یا باید یک باشه یا منفی یک! از هر چی صفره بدم میاد.

افسانه 1900!

فوریه 17, 2007

The Legend Of 1900
زیاد اهل فیلم و سریال نیستم… ولی اگر فیلمی از تلویزیون در حال پخش باشد و حوصله و حس دیدن هم باشد، تا قسمتی از فیلم را می بینم اگر خوشم آمد بقیه فیلم را هم می بینم…
خب دیشب يعنی جمعه 27 بهمن ماه فیلم «افسانه 1900» از شبکه سه پخش شد.
فيلم جالب و زیبایی بود، بر خلاف اسمش که افسانه 1900 نام داشت، به نظر من اصلا این فیلم افسانه و تخیل نبود و به واقعیت بسیار نزدیک بود.
امروز با سرچی که در گوگل درباره این فیلم انجام دادم تا دلتان بخواهد راجع به این فیلم مطلب و نقد و بررسی پیدا کردم.
مختصری از این فیلم را بخوانید:
جوزپه تورناتوره این فیلم را سال 1998 بر مبنای فیلمنامه ای از خودش به مدت 160 دقیقه ساخت. در این فیلم تیم راث، پرویت تیلور وینس، ملانی تی یری، بیل نان و کلارنس ویلیامز به ایفای نقش پرداختند.
کل داستان «افسانه 1900» در سال های آغازین قرن بیستم در یک کشتی مسافربری اتفاق می افتد. راوی داستان یک نوازنده پیانو به نام مکس است. شخصیت اصلی فیلم دنی بودمن تی دی لمون 1900 نام دارد که نقش او را تیم راث بازی می کند. یکی از کارگردان موتور‌خانه کشتی «ویرجینین»، این نوزاد را روی عرشه کشتی پیدا می کند و بر مبنای سال تولد او، نام 1900 را برایش انتخاب می کند.
«افسانه 1900» در نواختن پیانو یک نابغه است. بزودی شهرت او جهانی می شود، اما خودش هیچ وقت کشتی را ترک نمی کند. این فیلم را جوزپه تورناتوره، فیلمساز 51 ساله ایتالیایی کارگردانی کرده که بیشتر با فیلم «سینما پارادیزو» (1998) شناخته می شود. » ستاره ساز» (1995) و «مالنا» (2000) از دیگر فیلم های مطرح این فیلمساز برجسته ایتالیایی است.
تورتاتوره با «افسانه 1900» بار دیگر نشان می دهد که استاد به تصویر کشیدن داستان های پر احساس، آن هم به شیوه ای خوشایند است، بی آنکه تماشاگر را دلزده کند.
هر چند حداقل این فیلم در مقایسه با فیلمی مانند «سینما پارادیزو» نا‌امید کننده به نظر می رسد. شخصیت‌ها پرداخت صحیحی ندارند و با وجود مدت زمان زیاد فیلم بیشتر آنها در حاشیه هستند. هر چند تیم راث مثل همیشه با انرژی و کاریزمایی که دارد به نقش خود در فیلم جلوه ای جذاب داده است. فیلم به لحاظ تکنیکی عملاً بی نقص است، به خصوص کار مدیر فیلمبرداری، لایوس کولتانی در خور توجه است.

دانشگاه آزاد نجف آباد و انتخاب واحد!!!

فوریه 9, 2007

دیروز روز انتخاب واحد بود…خب دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد این ترم کار مفید و خوبی انجام داده بود که جا دارد همین جا از آنها تشکر کنم….
پارسال و در ترم های گذشته تا می آمدیم چند واحد بگیریم، پوست می گذاشتیم، چون در یک زمان مشخص هزاران دانشجو به سرور دانشگاه نجف آباد حمله می کردند تا شاید بتوانند واحد ها و درس های بیشتری مطابق با میل خودشان بگیرند، که این کار باعث ترافیک شدید در سرور می شد…. که خوشبختانه با تغییر مراحل انتخاب واحد که در زیر نوشته شده است این مشکل حل شد.
البته مشکلاتی بود مثلا در روز دوم دانشجویان با این خبر روبه رو شدند:
«دانشجویان گرامی؛ با توجه به مشکلات به وجود آمده ناشی از اختلال در سیستم ارتباطی دانشگاه به اینترنت و به دنبال آن عدم امکان ارائه سرویس مناسب اینترنتی انتخاب واحد، زمانبندی انتخاب واحد آن دسته از دانشجویان عزیزی که در در روز های شنبه و یکشنبه (14 و 15 بهمن ماه) زمان انتخاب واحد داشتند تا پایان روز دوشنبه 16 بهمن ماه تمدید گردید. بدیهی است زمانبندی سایر دانشجویان با یک روز تاخیر انجام خواهد شد.»
و همچنین در تغییرات مراحل انتخاب واحد خبر از حذف عملیات قطعی کردن انتخاب واحد داده شده بود، ولی بعد از دو روز با فونت درشت در سایت دانشگاه نجف آباد نوشته شد:
قطعی کردن دروس بعد از انتخاب واحد الزامی است در غیر اینصورت درس برای شما منظور نمی شود!
به هر حال می خواستم در مورد انتخاب واحد این ترم بنویسم ولی چون دوست ندارم بدون امتحان کردن چیزی درباره آن قضاوت کنم بنابراین گذاشتم تا نوبت خودم برای انتخاب واحد بشود و بعد در مورد آن توضیح دهم…
به طور کلی انتخاب واحد این ترم با تغییراتی که در آن ایجاد شده بود بسیار بهتر و سریع تر از انتخاب واحد های گذشته بود، هر چند با استادان و ساعات دلخواه نتوانستم انتخاب کنم اما سرعت و دسترسی بهتر از قبل شده بود، من که راضی بودم.
————————————-
تغییرات مراحل انتخاب واحد:
1- زمانبندی انتخاب واحد بر اساس اولویت تعداد کل واحد گذرانده، معدل کل و سال ورود دانشجو که لازم است هر دانشجو با مراجعه به گروه آموزشی و یا وب سایت دانشگاه از زمان انتخاب واحد خود مطلع گردد.
2- در نظر گرفتن بازه های 2 ساعته برای انتخاب واحد هر دانشجو بر اساس اولویت زمانبندی در یک روز مشخص. (از ساعت 16 به بعد هر روز برای دانشجویانی که در همان روز انتخاب واحد داشته اند زمان آزاد اعلام شده است. بنابراین اگر در بازه 2 ساعته خود نتوانستید انتخاب واحد کنید در همان روز از ساعت 16 به بعد زمان دارید.)
3- حذف عملیات قطعی کردن انتخاب واحد به این صورت که نیازی به قطعی کردن دروس بعد از انتخاب واحد نیست و انتخاب درس به منزله قطعی بودن آن خواهد بود ولی تایید نهایی انتخاب واحد لازم است. در صورت تایید نهایی انتخاب واحد امکان تغییرات آن تا زمان حذف و اضافه وجود نخواهد داشت.
4- امکان ثبت اطلاعات فیش پرداختی از طریق اینترنت به این ترتیب که پس از انتخاب واحد و تایید نهایی آن مبلغ شهریه خود را به حساب سیبا شماره 0102504126000 پرداخت و می توانید اطلاعات فیش آن را از طریق سیستم خدمات دانشجویی وب سایت دانشگاه وارد نمایید تا مراحل انتخاب واحد شما کامل گردد.
5- امکان چاپ برگه تاییدیه انتخاب واحد بعد از پرداخت شهریه و تایید مالی انتخاب واحد از طریق سایت دانشگاه.
(more…)

چگونه بازدید کنندگان وبلاگ خود را افزایش دهیم؟

فوریه 9, 2007

خب برای این کار راههای گوناگونی وجود دارد ولی بهترین این راه ها که الان بسیاری از بلاگر ها انجام می دهند را برایتان توضیح می دهم.
چند پست درباره فیل تر و فیل ترینگ و سایتهایی که فیل تر شده اند بنویسید.
چند سایت فیل تر شکن معرفی کنید.
چند آهنگ و موزیک از خواننده های جوون پسند برای دانلود بگذارید.
پشت سر این و آن چند مطلب تند بنویسید، فحاشی کنید و بد و بی راه بگویید.
پول بدهید تا سایت و یا وبلاگ شما را در موتور های جستجو ثبت کنند تا هر وقت کسی کلمه ای سرچ می کند، وبلاگ شما اول از همه نشان داده شود.
من هیچ یک از این کار ها را دوست ندارم… و هرگز این کارها را انجام نخواهم داد.
البته راههای مثبت و خوبی نیز برای بالا بردن بازدیدکندگان وبلاگ وجود دارد، مثلا رقابت این دو(+ و +) وبلاگ که هر دو از پزشکان جدید (البته پزشک هم پزشکان قدیم) هستند بسیار دیدنی است.
همانطور که برای یکی از دوستانم گفتم، این وبلاگ از اسمش معلوم است درباره چه چیز هایی می نویسد و کارش چیست.
اینجا محلی است برای نوشتن خاطرات و روزنوشت های خودم، پس فکر نکنم خاطرات و روزنوشت های من به درد کسی بخورد که زیاد ترافیک داشته باشد….
در ضمن این روزها دنیای وبلاگستان به دنیایی پر از جنگ و خشونت تبدیل شده است….
دنیای مجازی وبلاگستان بدتر از دنیای واقعی شده است… همه اش چشم و هم چشمی….
طرف می رود دامین می خرد، فردا می بینید رقیبش فورا همین کار را کرده است….
فکر کنم این وردپرس دات کام نیز، همین چند وقت فیلتر بشود… چون مطالبش خیلی ناجور شده است.
عجب اوضاعی شده است در این دنیای مجازی…عجب آشفته بازاری ست… مگه نه!

طنز طرح ساماندهی وب سایت ها و وبلاگ ها

فوریه 1, 2007

امروز به وبلاگی برخورد کردم در آن مطالب کوتاه، زیبا و طنز گونه ای درباره موضوعات گوناگون اجتماعی به چشم می خورد در بین همه مطالب آن چند مطلب در مورد طرح ساماندهی وب سایت ها و وبلاگ ها به چشم می خورد، خودتان در اینجا بخوانید.
ولی یکی از آنها که از همه جالب تر بود را من به انتخاب خودم در این زیر می نویسم…
———————
از زمان آغاز طرح سامان‌دهی وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌ها تا کنون هیچ ‌یک از وبلاگ‌های ثبت شده متعلق به دختران و پسران مجرد نبوده است.
آقای سامان‌دوست ــ مسئول طرح ــ با اعلام این خبر، گفت: متأسفانه وقتی از دختران مجرد می‌خواهیم که بیایند سامان بگیرند، می‌گویند: ما که نباید سامان بگیریم. سامان اگر واقعاً ما را می‌خواهد، خودش بیاید ما را بگیرد!
وی افزود: پسران مجرد هم می‌گویند: سامان به چه درد ما می‌خورَد؟ ما وبلاگ خود را فقط وقتی ثبت می‌کنیم که به‌ جای سامان، سیمین بدهند!
آقای سامان‌دوست در پایان گفت: با این حساب شاید اصلاً طرح را عوض کردیم و به ‌جای سامان به همه سیمان دادیم!

آیا واقعا طرح ساماندهی است؟

ژانویه 3, 2007

ساماندهی سایت ها و وبلاگ ها
خب دیگه حتماً خبر مربوط به «طرح ساماندهى پايگاه‌هاى اينترنتى ايرانى تحت نظارت «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى» را شنيده‌ايد. طبق اين طرح از تاريخ دوشنبه 11 دى 1385، به مدت دو ماه فرصت داريد تا مشخصات دقيق و کامل فردى خود و اطلاعات مربوط به پايگاه خود را با مراجعه به نشانى‌ http://www.samandehi.ir وارد کنيد و پايگاه اينترنتى خود را ثبت کنيد؛ در غير‌اينصورت سايت شما مسدود خواهد شد! شاید به زودی با این صفحه مواجه شویم…(این سایت یا وبلاگ هنوز در طرح سامان دهی ثبت نشده است!) راستش به نظر من همه می ترسند این کار را بکنند، شاید من نیز…
راستش نمی دانم آخر این ماجرا چه خواهد شد، اما خوب می دانم در این دنیا احتمال وقوع هر چیز ممکن و ناممکنی را باید داد، این روز ها وبلاگستان در مورد این موضوع، سخت مشغول است…. عکس بالا را هم در دو در دو پیدا کردم، خیلی عکس قشنگی است…پر از محتوا…
در سایت ایرانی پپ لینک های مربوط به سایت ها و وبلاگ هایی که درباره طرح ساماندهی سایت ها و وبلاگ ها نظر و یا مطلبی نوشته اند را جمع آوری کرده است… شاید مرجع خوبی باشد تا بخوانیم و تصمیم بگیریم….نقد و انتقاد کنیم و شاید ثبت نام کنیم…. شما هم از این صفحه دیدن کنید و مطالب را بخوانید…حتما مفید است.
لینک های مربوط به طرح ساماندهی سایت ها و وبلاگ ها در یک نگاه را در اینجا می توانید ببینید.
در ضمن در سایت دو در دو نیز همه مطالبی که درباره این طرح نوشته شده اند جمع آوری شده است که می توانید در اینجا ببینید.