Archive for the ‘حوادث’ Category

اصفهان بدون زاینده رود…

سپتامبر 1, 2009

سی و سه پل، خشک و بی آب
این روزها از هر اصفهانی بپرسید از زاینده رود چه خبر، احتمالا با آهی جانسوز می‌گوید: زاینده رود دیگر زنده نیست! 😦 😥
این خشک ‌سالی آثار روحی و روانی زیادی بر روی همه مردم شهر اصفهان گذاشته است.
اصفهان بدون زاینده رود هیچ لطفی ندارد، کلا عباهت اصفهان به رودش است و ما اصفهانی ها کلی به آن افتخار میکنیم و می بالیم. من خودم از این اتفاق بسیار ناراحت شدم. 😦
اصفهان بدون جریان زنده‌رود، بخش مهمی از زیبایی‌اش را از‌دست داده است و شب‌هایش بدون صدای این رود چیزی كم دارد.
درست است که اصفهان عالی قاپو، منارجنبان، چند تا مسجد و … را دارد ولی هیچ کدام مثل سی و سه پل نمی شود. 😛
برخی از مردم این این بی‌آبی را نشانی از ناشکری می‌دانند، امیدوارم خداوند همه ما را مورد رحمت خودش قرار بدهد و از این بی آبی نجاتمان دهد.
زاینده رود كه از آن به عنوان رگ حیاتی و عامل اصلی سرسبزی و حاصلخیزی اصفهان نام می برند و پل های تاریخی «سی و سه پل»، «پل خواجو»، «پل شهرستان»، «پل مارنان»، «پل فلزی »و «پل جویی » و … بر روی آن بنا شده است، از دامنه های زردكوه بختیاری حد فاصل بین اصفهان و لرستان سرچشمه گرفته و از غرب به شرق جریان دارد.
این رودخانه پیش از این به نام‌های زاینده‌رود، زنده‌رود، زند‌رود، زرین‌رود، زرینه‌رود، زن‌رود و زندک رود نامیده می‌شده است. نام هایی که نشان از زندگی دارد.
به زاینده رود نیز شهرت دارد چرا که آب آن در طول مسیر افزون می‌شده است. برخی نیز این رود را نماد زندگی می‌دانستند و نام زنده‌رود بر آن نهاده‌اند.
سی و سه پل که بر روی زاینده رود واقع است قدمتی 400 ساله دارد اما این روزها خشکه خشک است و فرصت مناسبی برای فوتبال بچه‌ها شده است.
یادم هست پیش از این هم، در دو یا سه سال پیش حدودا یک ماه آب خشک شده بود و همه در کف رودخانه‌ها قدم می‌زدند، مثل الان.
این خشک شدن باعث شد پرندگانی که به زاینده رود می آمدند کم شوند.
باغ‌های اطراف زاینده رود خشک شدند.
ایام تابستان همیشه اکثر مسافران به خاطر زاینده رود به اصفهان می‌آیند ولی از آن موقع که زاینده رود خشک شده است اصلا دلشان نمی‌آید به اصفهان بیایند.
آنهایی كه دوران پرآبی زاینده‌رود اصفهان در ذهنشان است، این روزها چندان تمایلی ندارند كه به اصفهان بروند و از بالای سی‌و‌سه پل به بستر خشک این رود بنگرند.
متاسفانه قسمت عمده ای از آب زاینده‌رود صرف خنک کردن دو مجتمع عظیم صنعتی (به نظر من بزرگترین آلاینده‌های شهر اصفهان) یعنی مجتمع فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان می شود.
خوشبختانه استاندار اصفهان (سیدمرتضی بختیاری ) گفته است: اواسط مهرماه امسال آب در زاینده‌رود برای كشت پاییزه كشاورزان جاری خواهد شد.
رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان (عباس حاج رسولی‌ها) گفته است:‌
همزمان با ورود آب به رودخانه، جشنی باشكوه برگزار خواهیم كرد تا علاوه بر نشان دادن علاقمندی مردم نسبت به حیات این رودخانه و علاقه به این سرزمین، مسوولان و دولتمردان ما نیز از دلبستگی و وابستگی حیات مردم به این رودخانه بیش از گذشته آگاه شوند.
——————————–
حافظ شیرازی، شاعر زیباپرست و ستایشگر، در وصف زاینده رود و محله باغ كاران چنین سروده است:
روز وصــل دوستـداران یاد بــاد
یاد باد آن روزگـاران یاد بــاد
كامم از تلخــی غم چون زهر گشت
بانگ نوش شاد خواران یاد باد
گرچه صد رود است از چشمم روان
زنــده رود و باغ كاران یاد بـاد
——————————–
گوش کردن به تصنیف به اصفهان رو با صدای استاد تاج اصفهانی در کنار زاینده رود و سی و سه پل پر آب و زنده صفایی وصف ناپذیر دارد. ان شا الله دوباره زاینده رود و سی و سه پل پر از آب می شوند و ما دل خوش! 😆
(دانلود تصنیف به اصفهان روبا صدای استاد تاج اصفهانی)
——————————–
با دوستم سید از کنار سی و سه پل رد می شدیم که چند تا عکس از سی و سه پل خشکیده و بی آب گرفتم، از اینجا ببینید.

Advertisements

حجاب، بهشت، زور!!!

مه 3, 2007

دوباره سال چرخید و بهار و تابستانِ گرم را با خودش آورد…
دوباره بحث داغ هر سال یعنی حجاب در بین همه مردم به خصوص دنیای مجازی و وبلاگ ها رونق پیدا کرده است.
من اصلا از سیاست و سیاستمداری و قدرت طلبی و نوشتن راجع به این چیز ها خوشم نمی آید و اگر کل وبلاگم را که در این چند سال نوشته ام، بگردید شاید به اندازه انگشتان یک دستتان هم از مطالب سیاسی پیدا نکنید. شاید بعضی ها بگویند نسبت به سیاست و مملکت خودم بی خیال ام و …
در جواب باید بگویم وقتی سیاست بی پدر و مادر است و من هم در سیاست تخصص ندارم چرا الکی حرف بزنم و ادعاهای نا به جا بکنم؟
ولی با این حال دوست دارم من هم از حجاب بگویم، هر چند با سیاست ربطی ندارد و یک امر کاملا شخصی است.
این حرف هایی که می گویم کاملا نظر شخصی خودم است، و شاید بعد ها با مرور زمان این نظر هایم را نفی کنم. به صحبت های دیگران مثلا فلان رئیس جمهور و فلان کس و فلان… هیچ کاری ندارم، آنچه نظر خودم هست را می گویم و البته این را هم بگویم به حرف های دیگران نیز احترام می گذارم ولی شاید خیلی از آن ها را قبول نکنم.
از این جا باید شروع کرد که اصلا حجاب چیست؟
حجاب یعنی محافظ، پوشش، پرده، مانع و سدی در برابر چیزی؛ به طور خلاصه حجاب یعنی پرده عصمت بر گوهر عفت کشیدن.
حجاب یک احساس است، یک حس درونی، یک جوشش است .شاید بتوان گفت حجاب یک قدرت برای انسان است.
حالا کسانی که می گویند حجاب چیز اضافی است یعنی خودشان را از یک چیز بی ارزش هم کمتر می دانند و خودشان را به راحتی و رایگان در اختیار دیگران قرار می دهند.
خودتان را نگاه کنید، هر وقت چیز با ارزش و گرانبهایی دارید در جایی پنهان می کنید و یا هزاران پوشش بر آن می گذارید تا به راحتی در دسترس دیگران قرار نگیرد؛ مگر زن با ارزش نیست؟ مگر مرد با ارزش نیست؟ پس چرا راحت خود را به صورت کالا در بیاوریم و در اختیار دیگران بگذاریم؟
همه شما می دانید گوهر در صدف حفاظت می شود…این خودش همه حرف است؛ نیازی به توضیح ندارد.
جدیدا که چه عرض کنم، از دیر باز به کسانی که می گفتند حجاب خوب است به چشم یک امل نگاه می کردند و متاسفانه هنوز هم همین گونه است، ولی بگذار بگویند… این همه گفتند مگر چه شد؟
می گویند حجاب مانع پیشرفت جامعه است!
اگر واقع بینانه نگاه کنیم می بینیم مسایلی مانند حجاب مانع از پیشرفت نشده اند بلکه جنبه نداشتن حجاب موجب این موج منفی شده است.
در کشور ما بعضی ها آن چنان خودشان را محجبه نشان می دهند که مایه تمسخر و مضحک دیگران می شوند اما بعضی دیگر آن چنان بد حجابی را در خود ایجاد کرده اند که واقعا از عرف و جامعه بیرون رفته اند.
جامعه ما پر از عقده شده است، که همین عقده هاست که ما را به تباهی می کشانند، چه لزومی دارد یک دختر یا یک پسر با شکل و قیافه فجیعی وارد کوچه و خیابان شود؟
درست است خداوند زن را زیبا آفریده است ولی نه برای دیگران، در جامعه ما بر عکس شده است، زن عوض اینکه خودش را در جلوی شوهرش زیبا کند و در جلوی شوهرش بهترین آرایش را انجام دهد، دوست دارد برای دیگران این کار را انجام دهد، باید اعتراف کنم که مرد ها نیز این گونه اند…
ای کاش معنای حقیقی آزادی را در بد حجابی و دیگر چیزها نمی دیدیم؛
ای کاش اولین چیزی را که در خانواده یاد می گرفتیم آزادی و رعایت حقوق دیگران بود؛
ای کاش احترام به دیگران را رعایت می کردیم.
در وبلاگ ها نوشته های زیادی در مورد حجاب خواندم،
متاسفانه خیلی ها که ادعا می کردند هزاران برابر وزن بدنشان کتاب خوانده اند حرف هایی را زده بودند که بسیار ناراحت کننده بود و در آخر هم به قول خودشان به این نیتجه رسیده اند که حجاب چیز خوبی نیست و خلاصه اینکه تا می توانسته اند از حجاب بد گفته اند…
اصلا شما همین بیماری ایدز را در نظر بگیرید…
الان دیگر همه دولتمردان به این نتیجه رسیده اند که این بیماری روزانه جان هزاران هزار نفر را می گیرد و هیچ راهی برای درمان آن پیدا نکرده اند، فقط گاهی دارویی می سازند که تا حدی از پیشرفت این بیماری جلوگیری می کند، حالا دیگر به این نتیجه رسیده اند که باید دست به دامان دین شوند و از دین کمک بگیرند.
(more…)

فرار بزرگ!!!!

فوریه 22, 2007

شهرام جزایری فرار کرد!
شهرام جزایری فرار کرد!
جمله خبری فوق در شهر نه بهتر است بگویم در کشور، نه بهتر است بگویم در جهان پیچیده است!
شهرام جزایری که به ام الفساد اقتصادی معروفش کردند، گریخت…
او که چندی پیش مجدداً محاکمه شده و قرار بود رای وی تا چند روز آینده صادر و اعلام شود، برای فرار از مجازات احتمالی خود از زندان گریخت.
گفته می شود وی پس از فرار از زندان از کشور خارج شده است.
شهرام جزایری به جرم اخلال در نظام اقتصادی کشور 5 سال پیش به 30 سال زندان محکوم شده بود.( یا شاید 27 سال)
دادگاه رسیدگی به پرونده شهرام جزایری یکی از جنجالی ترین دادگاههای اقتصادی تاریخ ایران بوده است. به هرحال اکنون شهرام جزایری طبق خبر خبرگزاری فارس به خارج از کشور گریخته است، عجب مبارزه ای شده این مبارزه با متخلفان و مفسدان اقتصادی!
واقعا من که در کارهای قوه قضائیه مانده ام، من تا یاد دارم حرف از مجازات شهرام جزایری بود، درست الان 5 یا 6 سال است که دارند تخلفات او را بررسی می کنند، واقعا چند روز پیش به خودم گفتم دیگر نمی خواهند این پرونده را تمام کنند؟ که این واقعه خنده دار یعنی فرار او به وقوع پیوست!
راستش وقتی خبر» شهرام جزایری فرار کرد!» را از اخبار شنیدم، ناگهان به یاد این شعر افتادم:
آهای خر پول عاشق
خر پوله هرجا که میری به یاد من باش
توی کانادا که میری به یاد من باش
با پولهایی که مال ماست
تو کافه های لاس وگاس به یاد من باش
هر جا یکی مثل ما بود تو مترو تو مقوا بود
یه گشنه دیدی که مریضه لب جوی شاندلیزه
اسکی توی سویس میری با کلی باد و فیس میری
با اینکه کله ات کچله به ضرب کلاه گیس میری
خر پوله به یاد ما باش…
—————————-
یکی از مهمترین عناوین روزنامه های صبح امروز یعنی سوم اسفند ماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و پنج (03/12/1385) بدین شرح است.
روزنامه های آفرینش، ایران، پول، کارگزاران و کار و کارگر نوشتند.
شهرام جزایری گریخت.
روزنامه های عصر اقتصاد، صدای عدالت، دنیای اقتصاد، خراسان، جوان، جمهوری اسلامی و ابرار با تیتر درشت نوشتند:
شهرام جزایری فرار کرد.
آینده:
شهرام جزایری 21 سال زودتر خود را آزاد کرد: متهم گریخت!
اعتماد:
خروج شهرام جزایری از ایران.
اعتماد ملی
شهرام جزایری فرار کرد.
پدیده شهرام جزایری!
ابتکار:
شهرام جزایری متواری شد.
تهران امروز:
شهرام جزایری از مرز عدالت فرار کرد.
جام جم:
گزارش «جام جم» از جزئیات گریختن شهرام جزایری؛ فرار …؟
سرمایه:
فرار شهرام جزایری به خارج از کشور.
همبستگی:
شهرام جزایری از چنگ ماموران گریخت.

صدام حسین به تاریخ پیوست…

دسامبر 30, 2006

 صدام به تاریخ پیوست...
امروز صبح وقتی که راهی خراب شده ای که به آن دانشگاه آزاد می گویند، شدم ناگهان یک اس ام اس خبری از سایت همشهری دریافت کردم که نوشته بود: صدام حسین لحظاتی قبل اعدام شد…
نمی دانستم باید خوشحال شوم یا نارحت…راستش زود خودم را به بی خیالی زدم…چون امتحانی داشتم که مهمتر بود، خلاصه به منزل آمدم ، دیدم همه جا، از اینترنت تا تلویزیون، خبر از اعدام صدام است، پس گفتم بهتر است کمی از آن در وبلاگ بنویسم…
ولی به نظر من تنها بی احترامی که می توان گفت به صدام کردند این بود که به درخواست او یعنی تیرباران جواب رد دادند، و او را به چوبه دار آویختند… نمی دانم چرا این را می گویم، ولی هر چه باشد تیر باران برای کسی که قبلا یک فرد نظامی بوده است سنگین تر است ولی او را به دار آویختند.
همانطور که می دانید:
شبکه تلویزیونی عراقی»حریه» امروز خبر داد که صدام حسین اندکی قبل از ساعت شش بامداد روز شنبه در بغداد به دار آویخته شد.
تلویزیون حریه پس از اعلام خبر به پخش سرودهای ملی پرداخت و سپس گوینده اعلام کرد: «صدام جنایتکار با چوبه دار اعدام شد .»رهبر سابق عراق در دادگاهی ویژه که بیش از یک سال ادامه داشت، به جرم «جنایت علیه بشریت» به اعدام با چوبه دار محکوم شد .به همراه صدام حسین، برادر ناتنی او برزان تکریتی و عواد بندر رئیس دادگاه دولتی رژیم بعث نیز اعدام شده اند.
سی ان ان مطلبی نوشته بود با عنوان به روایت شاهد اعدام صدام، که خواندن آن خالی از لطف نبود.
او را به اتاق بردند تا اعدام کنند. هیچ گونه احساس پشیمانی در او مشاهده نکردم. او را به بالای پله ها بردند و پاهایش را بستند. صدام از پوشیدن کلاه سرپوش در هنگام اعدام سر باز زد. می گفت به آن احتیاجی ندارم و همین طوری خوب است.
البته کلیه مراحل اعدام صدام به صورت ویدئو ضبط شده و در مکانی امن وجود دارد. در واقع هیچ گونه تحقیری در هنگامی که زنده بود در حق او صورت نگرفت و برای او احترام زیادی قائل بودند. چیزی که نمی شود توضیح داد، این است که در چهره ی این مرد در هنگام اعدام هیچ احساس تاسف و پشیمانی دیده نمی شد.
صدام حسین تقاضا کرده بود تیرباران شود، اما به چوبه دار آویخته شد.
رسانه های غربی ادعا کرده اند که صدام حسین اعدام شده است. اما هنوز جای شک باقی است که آیا او صدام واقعی بوده یا خیر !بسیاری از منابع فکری و بین المللی معتقدند که صدام واقعی توسط روس ها از عراق خارج و سپس به سوریه و متعاقبا به روسیه منتقل شده است. این را دیگرخدا داند و بس!!!
البته شاید بتوان گفت حتی انجام آزمایش DNA برای شناسایی صدام واقعی کافی نباشد و زمانی که قرار بر تقلب کردن باشد، در نتیجه آزمایش نیز می توان دستکاری کرد. این را هم خدا داند و بس!!!
و سر انجام صدام حسین، رییس‌جمهوری پیشین عراق، در نخستین ساعات روز یکشنبه، در روستای عوجه، در استان تکریت به خاک سپرده شد.
شبکه عرب زبان الجزیره گزارش می‌دهد مراسم خاک سپاری صدام تحت کنترل شدید نیروهای آمریکایی و عراقی برگزار شد،
این شبکه می‌افزاید نیروهای آمریکایی نزدیکان صدام را مجبور کرده‌اند که جسد وی را شبانه به خاک بسپارند.
منیر حداد، قاضی شاهد اعدام، به الجزیره گفته است که صدام در پای دار به آمریکا و ایران لعنت فرستاده است و به عراقی‌ها هشدار داده است که به ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها اعتماد نکنند.

افشای 1400 نامه عاشقانه آلبرت انیشتین!

ژوئیه 15, 2006

افشای 1400 نامه عاشقانه آلبرت انیشتین!
خب به دلیل علاقه زیادی که به آلبرت دارم این مطلب را که در سایت ایسکانیوز خواندم اینجا نوشتم، مثل این مطالب (+ و +)که قبلا درباره او نوشته بودم…چون همیشه این سوال برایم پیش آمده بود که آیا دانشمندان و بزرگانی که بسیار نابغه بوده اند، عاشق شده اند یا نه؟
همیشه با خودم می گفتم حتما آلبرت در زندگی از عشق فاکتور گرفته است که توانسته است این گونه تئوری های بزرگی از خود ارائه دهد و در علم فیزیک حرف اول را بزند…آلبرت هم از عشق می نوشته است برای عشق!
انیشتین، دانشمند به نام آلمانی، که به خاطر تئوری قانون نسبیت به شهرت جهانی رسید، وقت کمی را در خانه‌اش می گذراند و بیشتر به کشورهای مختلف قاره سبز و آمریکا سفر می‌کرد. وی سال 1903 با ملیوا ماریک ازدواج کرد و نتیجه این پیوند دو فرزند پسر بود این پیمان مقدس اما پایان خوشی نداشت و 16 سال بعد از هم جدا شدند انیشتین بعدها با دختر عمویش السا عروسی کرد و خداوند دختری به نام مارگوت به آنها هدیه داد. این دانشمند پرآوازه طی زندگی مشترک با دختر عمویش، با شش زن دیگر که بی دریغ به او محبت می‌کردند رابطه عاشقانه داشت: استلا، ایتل، تونی، مارگاریتا و دو نفر که نامشان رام و ال عنون شده است.
انیشتین در 1400 نامه‌ای که برای دخترش مارگوت نوشته از علاقه خود به این زنان سخن به میان آورده است و این اسرار بعد از مرگ پدر در سال 1955 میلادی در قلب او ماند مارگوت بعد از مرگ پدر نامه‌های خصوصی او را به دانشگاه هبرو برد و گفت: فقط 20 سال پس از مرگش اجازه خواهند داشت آنها را باز کنند. مارگوت 8 جولای 1986 میلادی به خواب ابدی رفت و بنا به وصیتش در بیستمین سالروز مرگش نامه‌های خصوصی آلبرت انیشتین سرانجام باز و خوانده شد.

کسوف در نهم فروردین

مارس 29, 2006

 پدیده نادر خورشید گرفتگی، نهم فرودین ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و پنج در اکثر نقاط ایران و به ویژه شمال غربی کشور قابل رؤیت است.
«چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید»
پدیده نادر خورشید گرفتگی، نهم فرودین ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و پنج در اکثر نقاط ایران و به ویژه شمال غربی کشور قابل رؤیت است.
سعد‌الله نصیری قیداری گفت: این پدیده نادر از روز نهم فروردین از برزیل و جنگل‌های آمازون آغاز و پس از نیم ساعت با عبور از اقیانوس اطلس، آفریقا و آسیای صغیر به آسیای میانه رسیده و در مغولستان پایان خواهد یافت.
استاد فیزیک دانشگاه زنجان با اشاره به طول مسیر این کسوف که 14 هزار و 500 کیلومتر است اظهار داشت: اوج گرفتگی در کشور لیبی با مدت زمان 4 دقیقه و 8 ثانیه خواهد بود اما بهترین مکان برای رصد این پدیده نادر منطقه آنتالیای کشور ترکیه است که به مدت زمان 3 و نیم دقیقه خواهد بود.
نصیری قیداری ادامه داد: این پدیده در ایران با 90 درصد در شمالغربی و 30 درصد در جنوب غرب، از ساعت 14 و 57 دقیقه آغاز و تا ساعت 17 و 16 دقیقه ادامه خواهد داشت.
عضو شورای راهبردی رصدخانه ملی ایران با اشاره به اینکه این خورشید گرفتگی به هیچ وجه در ایران به صورت کامل نخواهد بود گفت: بیشترین درصد خورشید گرفتگی در تبریز با 80 درصد گرفتگی و کمترین آن در چابهار با 25 درصد گرفتگی رخ می‌دهد.
وی درصد گرفتگی خورشید در زنجان را 67 درصد اعلام کرد و گفت: از کلیه علاقمندان تقاضا می‌شود بدون ابزارهای لازم از مشاهده این پدیده خودداری کنند.
منبع:مجله نجوم

باز هم نامردی…

فوریه 22, 2006

انا لله و انا الیه راجعون…
حتما شما هم مثل من از حادثه ی بمب گذاری حرم امام هادی (ع) ناراحت شدید.
بعد از گذشت سالها هنوز ظلم وستم به خاندان پیامبر ادامه دارد. این بار انفجار بمبهایی در حرمین عسکرین دوباره خاطرات تلخ را زنده کرد.
این عمل شیطانی است که توسط شیطانیان صورت گرفته است. چرا که شیعه و سنی هر دو عقیده به الله و فرستاده او دارند، و این عمل در شرایطی به وقوع پیوست که مسلمانان جهان در حال بیداری علیه توهین های شده به اعتقاداتشان بودند.
شیعه و سنی و همه مسلمانان در یک جبهه یک دل و یک صدا با هم متحد شده بودند.
بر ضد توطئه و توهین ، از پیامبر خود دفاع میکردند ؛ اما ناگهان در این شرایط اتحاد و بیداری و دفاع از پیامبر ، ناگهان بمب هایی در حرم های امامان معصوم منفجر می شوند تا، مبادا مسلمانان اتحاد خود را حفظ کنند.
بمبی چنان قوی که گویی کسانی از اتحاد مسلمین به وحشت و دست و بال افتاده بودند!!
گویی می خواستند مطمئن شوند که در جبهه مسلمانان دوباره «خوارج» پدیدار می شوند!!
من نمی دونم آخه با این کار ها چه سودی می برن؟
مگه غیر از اینه که یه عده آدم بی گناه از زن و مرد گرفته تا بچه های کوچک جونشون را از دست می دن و بی گناه کشته میشن….
امیدوارم خدا همه ما را به راه راست هدایت کنه….
مسلمانان باید اتحاد خود را محکمتر از قبل کنند و بدین وسیله مشت محکمی بر دهان بی شرمان و نامردان روزگار بزنند.
—————-
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
یا علی ، هر که تو را دوست بدارد دچار دشمن می شود ؛هر که مرا دوست بدارد دچار فقر و هر که خدا را دوست بدارد ، دچار بلا می شود.

حادثه دلخراش!

دسامبر 6, 2005


شماری‎‎ از خبرنگاران رسانـه‎ هــای گروهی از جمله‎ صدا و سیمای‎‎ جمهوری اسلامی ایران‎ در حادثه‎ سقوط هواپیمــای‎ ســی‎ 130 «C130″جان‎ باختند.
به گزارش خبرگزاری «مهر» ، به نقل از واحد مرکزی خبر در این‎‎ حادثه‎‎ خبرنگاران رسانـه هـای‎ جـمعـی‎ از جمله‎ خبرنگاران‎ واحد مرکزی‎ خبر و شبکه‎ خبر صدا و سیما، ایسنا، ایـرنــا، فـــارس‎‎ همـــراه‎ شــمــاری‎ از تصویربرداران‎ و گروه‎ فنـی‎ صـدا و سـیمــا جان‎ خود را از دسـت‎ دادند.
هواپیمای‎‎ سی‎‎ 130ارتش‎ جمهوری اسلامـی ایران‎ ســاعـــت‎ 13 و 45 دقـیقـه‎‎ روز سـه شنبه‎‎ بـر اثـر نـقـص‎ فنـی‎ در راه برگـشـت‎ به‎‎‎‎ فرودگاه مهرآباد در سه راه آذری‎ سقـوط و بـا سـاخــتمــانــهـــای‎ مــسکــونــی‎ منـطقـه‎ برخورد کرد.
مکان دقیق سقوط هواپیمای نظامی «C130″، شهرک مسکونی – نظامی توحید در منطقه 9 شهرداری تهران و ابتدای خیابان شمشیری گزارش شده است.
یک کارشناس هواپیمایی در گفت و گو با»مهر» در خصوص ویژگی های هواپیمای «C130» گفت: در تمام دنیا معروف است که این نوع هواپیما از جان سخت ترین نوع هواپیماها هستند.
وی تصریح کرد: این هواپیما دارای چهار ملخ و با چهار موتور توربو است که در باندهای خیلی کوتاه توانایی نشست و برخاست دارد.
این کارشناس افزود: پیش از این در زمان جنگ ، یک فروند از این نوع هواپیماها در داخل کشور به دلیل دستکاری در سیستم سوخت رسانی آن سقوط کرده بود که چندتن از فرماندهان نظامی بر اثر آن به شهادت رسیدند.
عکس های این واقعه دلخراش را میتونید از اینجا ببینید.
گزارش تصویری1
گزارش تصویری2
گزارش تصویری3
——————–
پی نوشت:
من هم تسلیت میگم و دعا میکنم همشون در درگاه خدای بزرگ آمرزیده بشن.
و این شعر هم دیدم قشنگه نوشتم…آخه یکی تو تاکسی گذاشته بود که خیلی روم تاثیر گذاشت وناراحتم کرد…
با تو روینده و رویانم من
بی تو سوزنده و سوزانم من
چه کنم عاشق ایرانم من

وه چه گمگشته سری دارم من
یوسف رفته ز کنعانم من
همچو فرزند جدا از مادر
در هوای تو پریشانم من
مگرم نیست بجز تحفه جان
شرمسار از همه یارانم من
چه کنم عاشق ایرانم من

گاه گاهی که تو غمناک شوی
گریه ابر بهارانم من
گریه ام دست خودم نیست از اوست
پس نپرسید چه گریانم من
دلکی دارم و انسانم من
چه کنم عاشق ایرانم من
**************
ترانه سرا:علیرضا میبدی
خواننده:معین

ضرب و شتم یک عکاس!

نوامبر 17, 2005

در جریان دیدار تیم های فوتبال پرسپولیس و ملوان حشمت بهادری عکاس ورزشی روزنامه پیروزی و سایت خبری تبیان مورد توسط ماموران نیروی انتظامی در استادیوم آزادی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در قسمت ICU بیمارستان آتیه بستری شد.
بعد از سوت پایان بازی حشمت بهادری عکاس روزنامه های البرز ورزشی و پیروزی و هم چنین سایت تبیان قصد داشت از علی پروین عکس بگیرد اما با ممانعت یکی از ماموران حراست ورزشگاه ( به گفته شاهدان) مواجه شد. در این لحظه مامور مورد نظر که تحت هیچ شرایطی نمی خواست کسی از پروین عکس بگیرد، عکاس نگون بخت را با شدت هر چه تمامتر به دیواره راهروهای ورزشگاه کوبید و شدت این ضربه به حدی بود که وی بلافاصله بی هوش شد.
جالب این که وی حدود 10 دقیقه روی زمین افتاده بود و در نهایت سر و صدای علی انصاریان باعث شد آمبولانس ورزشگاه عکاس مضروب را به بیمارستان منتقل کند.
جالب این که ضارب بعد از این صحنه برای دیگر عکاسان و خبرنگاران نیز خط و نشان می کشید و می گفت: بروید هر چه دوست دارید بنویسید.
گزارش تصویری این حادثه را میتونید اینجا ببینید.
منبع:سایت خبری مهر نیوز
————-
پ.ن:
انسانیت به کجا رسیده است…اون وقت ما دم از عشق میزنیم…
ای خدا از این زندان راحتم کن….
باز هم زیر لب این شعر را زمزمه میکنم ؛
عجب صبری خدا دارد…

خود کشی در شهید بهشتی

اکتبر 30, 2005

حدود ساعت 45: 18روزشنبه 7 آبان ماه ، 1384، دانشجویان خوابگاه شماره 11 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران واقع در خیابان «یوسف آباد» با صدای فریادهای یکی از دانشجویان خود را به بیرون خوابگاه رساندند و با بدن نیمه جان «علی راستی» 29 ساله دانشجوی کارشناسی ارشد صنایع غذایی این دانشگاه مواجه شدند.
در تحقیقات از نحوه وقوع این حادثه مشخص شد: این دانشجو خود را از بالای ساختمان خوابگاه شش طبقه به طرف پایین پرت کرده و در دم جان باخته است.
به دنبال این حادثه دلخراش و با تجمع تعداد زیادی از دانشجویان مقیم خوابگاه تماس‌ها برای اعزام اورژانس ادامه داشت تا این که به گفته مسؤول خوابگاه محل حادثه، سرانجام پس از گذشت حدود دو ساعت و 30 دقیقه از وقوع حادثه در حالی که جسد بی‌جان «علی» با پارچه‌ای سفید در خیابان قرار گرفته بود، آمبولانس اورژانس در محل حضور یافته و جسد این دانشجو را به پزشکی قانونی منتقل کردند.
شکیبا، مسوول خوابگاه شماره 11 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در گفت‌وگو با ایسنا، با تأیید خبر خودکشی این دانشجو گفت: این دانشجو اهل یکی از شهرستان‌های استان فارس است که از حدود سه سال پیش به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد رشته صنایع غذایی وارد این خوابگاه شد و در حال تکمیل پایان‌نامه خود بود.
وی در خصوص انگیزه این دانشجو از خودکشی تصریح کرد: مشکلات تحصیلی، مالی و عاطفی بر روحیه این شخص تاثیر گذاشته و در نهایت منجر به این اقدام شد چرا که این دانشجوی سال گذشته مقطع دکترا رتبه 5 کشوری را کسب کرده بود اما بدلایلی در بخش مصاحبه مورد پذیرش قرار نگرفته بود، که این مساله خود نقش بسیار اساسی در اقدام به خودکشی وی داشت.
مسوول این خوابگاه با بیان این ‌که این دانشجو پیش از این نیز سابقه خودکشی داشته است، افزود:در سه سال گذشته هیچ ‌گونه موردی از خودکشی توسط این شخص مشاهده نشده بود اما ظاهرا و بنا به گفته‌ دوستان «علی» وی پیش از این سابقه خودکشی با مصرف قرص را داشته است. به گفته شکیبا این حادثه به اطلاع خانواده دانشجوی متوفی رسیده است.
منبع:ایسنا