Archive for the ‘حکیمانه ها’ Category

سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون

نوامبر 4, 2011

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد، کاملا شکسته و خرد میشوند.
او در ادامه میگوید: آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است. كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.
(برایان دایسون)

Advertisements

می‌خواهم پیاده شوم!

ژوئن 18, 2008

«می خواستم زندگی کنم، راهم را بستند. ستایش کردم، گفتند خرافات است. عاشق شدم، گفتند دروغ است. گریستم، گفتند بهانه‌است. خندیدم، گفتند دیوانه‌است. دنیا را نگه دارید، می‌خواهم پیاده شوم!» 😦
(دفترهای سبز؛ مجموعه اشعار و نثرهای شاعرانه دکتر علی شریعتی)

جمله هایی انسان ساز!

آوریل 27, 2008

گاهی در پیام های آف لاین، در بین انبوه تبلیغات دوستان از وبلاگ هایشان، باز هم می شود مطالب جالب پیدا کرد… به هر حال این چند مطلب برای من مطالبی دلنشین بودند.
ماهاتما گاندی میگوید:هفت چیز انسان را از پای در می آورد و هلاک میسازد: 1) سیاست بدون شرف 2) لذت بدون وجدان 3) پول بدون کار 4) شناخت بدون ارزشها 5) تجارت بدون اخلاق 6) دانش بدون انسانیت 7) عبادت بدون فداکاری.
———————-
مگه آدم چقدر زنده میمونه، آخه اینم شد زندگی، دیگه تحمل هیچی رو ندارم. دیگه از همه چی بدم میاد.از این مملكت خشن، دوروغگو، بی رحم كه همه رو معتاد و بدبخت میكنه! (تكه ای از دیالوگ گلشیفته فراهانی (هانیه) در فیلم علی سنتوری)
———————-
چارلی چاپلین: با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، می توان رختخواب خرید ولی خواب نه، می توان ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، می توان دارو خرید ولی سلامتی را نه، می توان خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه. 💡 ❗ 😐

این نیز بگذرد!

فوریه 19, 2008

پادشاهی از شهر می گذشت، عارفی را دید، از عارف پرسيد، جمله ای برای من بگو وقتی که شادم، غمگین شوم و بر عکس!
عارف گفت:
این نیز بگذرد “. 😆 😦

که ایزد خود امیدواری دهد…

اوت 28, 2007

به هنگام سختی نشو نا امید
که از ابر سیه بارد آب سفید
در چاره سازی به خود در مبند
که بسیار تلخی بود سودمند
نفس به که امید یاری دهد
که ایزد خود امیدواری دهد
گره بر میاور به ابروی خویش
در آیینه فتح بین روی خویش
(نظامی گنجوی)

سر چشمه همه گناهان!

آوریل 23, 2007

خشکی چشم ها از قساوت دلهاست،
قساوت دلها از زیادی گناهان،
زیادی گناهان از آرزو های طول و دراز،
آرزو های بلند از فراموشی مرگ است،
و فراموشی مرگ از حب دنیاست،
و حب دنیا سر چشمه همه گناهان است.
پیغمبر اکرم (ص)

ترفندی زیبا و معنوی!!!

آوریل 16, 2007

امروز سر کلاس آیین زندگی بحث درباره اینکه اصفهانی ها زرنگ هستند پیش آمد، جناب استاد که به گفته خودش اصلیت قمی دارد؛ گفت این اصفهانی ها در نزد پیامبر هم دست از زرنگ بازی بر نمی داشته اند؟ بچه ها گفتند چطور؟
استاد نقل کرد:
امام صادق (ع) فرموده اند: در مجلسی پیامبر (ص) و سلمان و عمر حضور داشتند؛ پیامبر از حاضرین در مجلس پرسید چه کسی از شما هر روز یک ختم قرآن می خواند؟
در بین حاضرین سلمان جواب داد: من.
پیامبر (ص) دوباره پرسید چه کسی از شما شب ها تا صبح در حال عبادت خداوند است؟
در بین حاضرین سلمان جواب داد: من.
پیامبر (ص) فرمودند چه کسی از شما تمام روز ها را روزه می گیرد؟
دوباره سلمان جواب داد: من.
عمر که در این مجلس بود ناراحت شد و به پیامبر (ص) گفت یا رسول الله: سلمان یک ایرانی (اصفهانی) است، او دروغ می گوید، می خواهد بر ما قریشی ها افتخار کند، هر کس بخواهد روزی یک بار قرآن را ختم کند باید تمام روز مشغول باشد ولی سلمان اینگونه نیست و در روزها بیشتر ساکت است، او هر شب می خوابد و من می دانم که او هر شب تا صبح عبادت نمی کند، من خودم می بینم که او در ظهر نهار می خورد، پس چگونه همه روزها روزه می گیرد و شب ها بیدار می ماند و عبادت می کند و روزی یک ختم قرآن می خواند.
پیامبر (ص) گفت: مثل سلمان در بین اصحاب من، مانند لقمان حکیم است، حتما این کار ها را انجام می دهد؛ پس از خودش بپرس، شاید جواب تو را داد.
عمر از سلمان پرسید و سلمان اینگونه جواب داد:
من هر ماه سه روز روزه می گیرم و خدا فرموده هر یک کار خیر ده برابر پاداش دارد و به علاوه ماه های شعبان و رمضان را نیز روزه دارم.
اما بیداری تمام شب، از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: هر که با وضو بخوابد گویا تمام شب را به عبادت بیدار مانده است و من با وضو می خوابم.
و اما ختم قرآن در هر روز، از پیامبر (ص) شنیدم که به علی (ع) می فرمود: مثل تو در امت من مانند ((قل هو الله احد) است هر که یک بار بخواند یک سوم قرآن را و هر که دو بار بخواند دوسوم و هر که سه بار بخواند تمام قرآن را خوانده است، هر که (یا علی) ترا با زبان دوست دارد یک سوم ایمانش کامل و هر که با زبان و قلب ترا دوست دارد دو سوم ایمانش کامل شده و هر که با زبان و قلب ترا دوست دارد و با دست هم یاری کند ترا، ایمانش کامل است و افزود سوگند به خدا اگر اهل زمین ترا مانند اهل آسمانها دوست می داشتند هیچ کس به آتش، عذاب نمی شد.

چنین گویند که…

آوریل 14, 2007

چنین گویند که شش چیز از شش چیز دیگر سیر نشود:
چشم از دیدن
گوش از شنیدن
زمین از باران
آتش از هیزم
منعِم از مال
و عالم از علم

سخن آموختن به الاغ!

فوریه 17, 2007

جاهلی خواست که الاغی را سخن گفتن بیاموزد، گفتار را به الاغ تلقین مى کرد و به خیال خود مى خواست سخن گفتن را به الاغ یاد بدهد.
حکیمى او را گفت: اى احمق! بیهوده کوشش نکن و تا سرزنشگران تو را مورد سرزنش قرار نداده اند این خیال باطل را از سرت بیرون کن، زیرا الاغ از تو سخن نمى آموزد، ولى تو مى توانى خاموشى را از الاغ و سایر چارپایان بیاموزى.
———————–
حکیمى گفتش اى نادان چه کوشى
در این سودا بترس از لولائم
نیاموزد بهایم از تو گفتار
تو خاموشى بیاموز از بهائم
هر که تامل نکند در جواب
بیشتر آید سخنش ناصواب
یا سخن آراى چو مردم بهوش
یا بنشین همچو بائم خموش
(گلستان سعدی)

اعتصاب بیهوده!!!

فوریه 9, 2007

اعتصاب چرخ دنده های ساعت لطمه ای به گذر زمان نمی زند!!!

از خود شروع کنید!

فوریه 3, 2007

این مطلب را جایی خوندم، البته نه در وبلاگستان، مطلب جالب و قشنگی بود دلم نیامد اینجا نگذارمش…
—————————–
این عبارت روی سنگ قبر یک کشیش انگلیسی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است.
جوان و آزاد که بودم، تصوراتم هیچ محدودیتی نداشتندو در خیال خودم می خواستم که دنیا را تغییر بدهم. پیرتر و عاقل تر که شدم فهمیدم که دنیا تغییر نمی کند، بنابر این توقعم را کم و به عوض کردن کشورم قناعت کردم.
به میانسالی که رسیدم، آخرین توانایی هایم را به کار گرفتم که فقط خانواده ام را عوض کنم، ولی پناه بر خدا، آنها هم نمی خواستند عوض شوند.
و اینک که در بستر مرگ آرمیده ام، ناگهان دریافته ام که:
اگر فقط خود را عوض می کردم، خانواده ام هم عوض می شد و با پشتگرمی آنها می توانستم کشورم را هم عوض کنم و چه کسی می داند، شاید می توانستم دنیا را عوض کنم. 💡

انسان نمی تواند به آسمان نیندیشد!

ژانویه 29, 2007

انسان نمی تواند به آسمان نیندیشد
چگونه می تواند؟؟
مگر انسان هایی که عمر را بی چرا
به چریدن مشغولند
و سر به زمین فروبرده اند
و پوزه در خاک دارند
و غرق در آب و علفند
اینها که (گوسفندان) دوپایند
(دکتر علی شریعتی)

پاسخ شیرین!

دسامبر 19, 2006

خسرو پرویز، از شاهنشاهان بزرگ ساسانی، روزی با همسرش، شیرین گفت:
پادشاهی، خوش است اگر دائم باشد!
شیرین گفت: اگر دائم بود هرگز به تو نمی رسید!
عمرت چو دو صد بود؛ چو سیصد چو هزار
زین کهنه سران برون برندت ناچار
گر پادشهی و گر گدای بازاری
این هر دو، به یک نرخ بود، آخر کار!

چرا موهایت را رنگ می کنی؟

نوامبر 8, 2006

دیروز به کسی که عمری در این دنیا سپری کرده بود گفتم چرا موهایت را رنگ می کنی؟ در جوابم گفت:
من موی خویش را نه از آن می کنم سیاه
تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه
چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند
من موی در مصیبت پیری کنم سیاه
(رودکی)

آزمایش روحیه!

اکتبر 23, 2006

اگر زن بتواند تو را بگریاند، کودک هستی!
اگر زن بتواند تو را،بخنداند، جوان هستی!
اگر زن بتواند تو را، بخنداند یا بگریاند، مرد هستی!
(بالواک)