Archive for the ‘خاطرات دانشگاه’ Category

شب های امتحان!!!!

ژانویه 1, 2011

خدا جون یه تکون، خدا جون دو تکون، خدا جون کتابا را بگیر توی کلمون بتکون!

book_sleep_reading_درس خواندن شب امتحان

———————————————–
شب های امتحان… scary exam _ ترس شب امتحان
بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی شود
این شب امتحان من چرا سحر نمی شود؟!

مولوی او که سر زده، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب، درس به سر نمی شود!

خر به افراط زدم (منظور درس خواندن زیاد است.)، گیج شدم قاط زدم reading books for exam _ درس خواندن در شب های امتحان
قلدر الوات زدم، باز سحر نمی شود!

استرس است و امتحان، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان، درس ثمر نمی شود!

مثل زمان مدرسه، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه، گاو بشر نمی شود!

مهلت ترمیم گذشت، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم، وای دگر نمیشود!

هر چه بگی برای او، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر، عذر پسر نمی شود

رفته ز بنده آبرو، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من، دست بسر نمی شود

توپ شدم شوت شدم، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی، باز سحر نمی شود!!! 😉 🙄

شعر از : » مشروط الشعرا »
———————————————–
پی نوشت: امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است! 😯
(کی اس الیت)

بسکتبال رشته ورزشی شیرین، جذاب و پر تحرک

دسامبر 13, 2010

امسال تابستان عشق ورزش زده بود به مخم؛ تقریبا دو ماه بدنسازی رفتمbodybuilding _ بدنسازی و کلی ذوق و شوق داشتم، حتی دمبل خریدم و مجله و کتاب درباره بدنسازی خواندم و کلی تمرین کردم ولی با این کم خوردن من و برنامه درست و حسابی نداشتن فایده ای نداشت و اصلا عضله نیاوردم و دیگر نرفتم و ادامه ندادم. bodybuilding muscle _ عضله بدنسازی
بعد هم عشق بوکس زد به کله ام boxe _ بوکس و رفتم یک کیسه بوکس و دستکش خریدم و نصب کردم در زیر سقف پارکینگ خانه و چند روزی تا توانستم مشت زدم و تمرین کردم ولی دوباره عشقش از سرم افتاد. boxe _ کیسه بوکس

ولی بسکتبال رشته شیرین، جذاب و پر تحرکی هست. من که خیلی این ورزش را دوست دارم.
در دوران راهنمایی و دبیرستان بیشتر بسکتبال بازی می کردم و یک بار در تیم مدرسه انتخاب شدم و برای مسابقه های بین مدارس راهنمایی شرکت کردم؛ که مقامی کسب نکردیم ولی خیلی دوران خوبی بود. ورزش بسکتبال _ Basketball
در دانشگاه، این ترم تربیت بدنی دو را هم گرفتم و چون من در حذف و اضافه درس را گرفتم اصلا نمی دانستم در چه رشته ورزشی می افتم ولی از اتفاق در گروه بسکتبال افتادم و بیشتر عاشق رشته بسکتبال شدم. 🙂 🙄
استاد تربیت بدنی دو، چند هفته ای به ما آموزش داد و اجازه پرتاب به داخل سبد را نداد و می گفت می خواهم تشنه شوید تا با عشق توپ را به داخل سبد بیاندازید.
ورزش بسکتبال _ basketball
آخر هر جلسه هم به مدت بیست دقیقه بسکتبال سه نفره به شدت حال اساسی می دهد.
خلاصه ورزش خیلی خوبی هست، البته همه رشته های ورزشی جذابیت خاص خودش را دارد.
من که فعلا عشق بسکتبال رفته در کله ام! ورزش بسکتبال _ basketball
برای کسب اطلاعات بیشتر از ورزش جذاب بسکتبال می توانید به + و + مراجعه کنید و یا در گوگل جستجو کنید.

اندر احوالات مارتنزیت!

دسامبر 8, 2010

مارتنزیت الگوی درس استاد ماست
مارتنزیت سوال سخت امتحان ماست
مارتنزیت پسر ناخلف آستنیت است
مارتنزیت واقعه ای در نمودار بلاست
مارتنزیت فرصت زندگی نداشت
مارتنزیت قدرت زندگی نداشت
آری فرصت زندگی نداشت… فرصت جابجا شدن… فرصت آشنا شدن…
مارتنزیت حاصل تند سرد شدن
مارتنزیت حاصل زود پیر شدن
مارتنزیت عبرت زندگی نشو
مارتنزیت آینه ی غصه نشو
مارتنزیت جای تو در فولادهاست
قلب تو از فریت و پرلیت جداست
مارتنزیت ساختار لحظه هاست
مارتنزیت اعماق پیوندهاست
مارتنزیت معجزه ای از سوی خداست
مارتنزیت بیداری چشمان ماست
مارتنزیت فاز غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد…
ای دوست بیا تا مارتننزیت دلمان را به گرمای عشق تمپر کنیم!!!! دوست
———————————-
شعر بالا از شخصی با ذوق است که با جمع بندی اطلاعات علمی سینتیک و عملیات حرارتی و اضافه کردن چاشنی طنز برای ساختار مارتنزیت سروده است. 🙂
———————————-
مارتنزیت (به آلمانی: Martensite) به طور کلی به ساختارهای بلورینی گفته می‌شود که توسط استحاله مارتنزیتی به وجود بیایند. اما این اصطلاح بیشتر به فاز مارتنزیت در فولادهای سخت‌شده اطلاق می‌شود.
مارتنزیت از نام متالورژیست آلمانی آدولف مارتنز گرفته شده است.
اندر احوالات مارتنزیت
اگر آستنیت به قدری سریع سرد شود که هیچ یک از استحاله‌های بر پایه ی نفوذ در آن اتفاق نیافتد و فوق سرمایش تا حدی ادامه یابد که ساختار fcc پایدار نباشد، این ساختار بصورت برشی به bcc تبدیل می‌شود که از کربن فوق اشباع شده است. فاز حاصل را مارتنزیت می‌نامند.
در عملیات حرارتی فولاد ها باید جلوی رشد دانه های آستنیت را گرفت چون اگر درشت شوند (با افزایش دما و زمان دانه های آستنیت درشت می شوند.) باعث تولید مارتنزیت های بشقابی می شود و باعث ترک خوردن قطعه و افت خواص مکانیکی قطعه شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر از استحاله و ساختار مارتنزیت می توانید به + و + و + مراجعه کنید و یا در گوگل جستجو کنید.

زندگی دانشجویان خوابگاهی به روایت تصویر!

نوامبر 11, 2010

ساعت ۲ نصف شب یک اتاق
ساعت ۲ نصف شب یک اتاق

ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست
ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست

ساعت ۴ صبح هنگام خواب
ساعت ۴ صبح هنگام خواب

وضعیت تحصیل در خوابگاه
وضعیت تحصیل در خوابگاهوضعیت تحصیل در خوابگاهوضعیت تحصیل در خوابگاه

اولین روزهای خوابگاه
اولین روزهای خوابگاه

گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز
گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز

پایان گفت و گو
پایان گفت و گو

امکانات غذایی در خوابگاه
امکانات غذایی در خوابگاه

طریقه ظرف شستن در خوابگاه
طریقه ظرف شستن در خوابگاه

اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان
اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان

و این هم آخر عاقبتش!!
و این هم آخر عاقبتش!!

احوالات دانشجو!

دسامبر 18, 2009

شروع ترم
شروع ترم
یک هفته بعد از شروع ترم
یک هفته بعد از شروع ترم
دو هفته بعد از شروع ترم
دو هفته بعد از شروع ترم
قبل از امتحان میان ترم
قبل از امتحان میان ترم
در طول امتحان میان ترم
در طول امتحان میان ترم
بعد از امتحان میان ترم
بعد از امتحان میان ترم
قبل از امتحان پایان ترم
قبل از امتحان پایان ترم
اطلاع از برنامه پایان ترم
اطلاع از برنامه پایان ترم
هفت روز قبل از پایان ترم
هفت روز قبل از پایان ترم
شش روز قبل از پایان ترم
شش روز قبل از پایان ترم
پنج روز قبل از پایان ترم
پنج روز قبل از پایان ترم
چهار روز قبل از پایان ترم
چهار روز قبل از پایان ترم
دو روز قبل از پایان ترم
دو روز قبل از پایان ترم
یک روز قبل از پایان ترم
یک روز قبل از پایان ترم
شب قبل از امتحان
شب قبل از امتحان
یک ساعت قبل از امتحان
یک ساعت قبل از امتحان
در طول امتحان
در طول امتحان
هنگام خروج از سالن امتحان
هنگام خروج از سالن امتحان
بعد از امتحان
بعد از امتحان
یا
بعد از امتحان
—————————–
شعری را هم که در ادامه مطلب آمده است بخوانید، خالی از لطف نیست!
(more…)

تحصیل کردن!!!

سپتامبر 28, 2009

طولِ ترم زمانِ خوبی برای تحصیل کردنه 😆 😐 🙄 😎
چون پایان ترم، تحصیله که ما را …! 😕 😦 😯

خاطرات تابستان 1388…

سپتامبر 1, 2009

من خوبم و همه الحمد لله مثل اینکه خوبید، خدا را شکر. 😉 🙄
بعد از چند وقت نبودن دوباره برگشتم؛ دلیل اینکه نبودم این بود که ترم تابستانه دانشگاه گرفته بودم و حسابی سرویس شدم. از بار تکالیف گرفته تا امتحان و…. 😯
در نهایت امتحانات ترم تابستان تمام شد، نمرات هم اعلام شد و تابستان نیز پایان یافت. انتخاب واحد ترم جدید را هم انجام دادم و دوباره مهر راهی دانشگاه میشوم. و به این ترتیب پرونده تحصیلی در تابستان 1388 را می بندم. همه می گویند دانشگاه رفتن خودش یک تحول بزرگ در زندگی آدم است پس من نیز این تحول را می خواهم تجربه کنم!!!! :mrgreen:
دوران دانشجویی دوران زیبا و قشنگی هست امیدوارم مسئولین دانشگاه با مدیریت صحیحشون زیبایی این روزها رو از بچه ها نگیرن! این روزا دیگه بر نمی گردند! 😎
خلاصه بگذریم. راستی امسال تابستان با ماه رمضان ادغام شده است، فرا رسیدن ماه رمضان را هم به همه ی مسلمانان تبریک میگویم امیدوارم که نماز و روزه های همه شما دوستان قبول باشد، من را هم از دعای خود بی نصیب نگذارید. 😛
با فرا رسیدن ماه رمضان، تقریباً اکثر سفرهای تابستانی هم تعطیل شدند و به این ترتیب این چند روزه باقی مانده تابستان را نیز به احتمال زیاد خانه نشین خواهم بود. 😦

خاطره ای ماندگار از پنچر شدن!

نوامبر 11, 2008

امروز هوا به شدت سرد و بارونی بود و بیرون چند تا کار داشتم از اون طرف باید می رفتم دانشگاه، پس ماشین را آتش کردم و رفتم کارهایم را انجام دادم و رفتم دانشگاه، تا رسیدم به پارکینگ نسبتا پر بود و اگر می خواستم جا پیدا کنم طول می کشید، بنابراین ماشین را بیرون از پارکینگ گذاشتم، البته خیلی ماشین دیگر هم همان جا پارک کرده بودند، خلاصه از ساعت 10 صبح تا 5 بعد از ظهر چند کلاس داشتم، ساعت پنج خسته و کوفته به طرف ماشین آمدم که چشمتان روز بد نبیند…
بروبچ با مرام حراست باد حدود سی تا از ماشین ها را کشیده بودند. گفتیم چرا؟ گفتند چون باید حتما در پارکینگ پارک می کردید؟ انجا پارک ممنوع است و… واقعا از این کارشان ناراحت شدم ولی دیگر چه باید می کردیم؟ خوشبختانه تایر زاپاس داشتم و زود عوض کردم و آمدم…به هر حال این کار در این سرما و باران اذیت بود و در کل درست نبود.
بار دیگر در دل گفتم: اللهم عجل لولیک الفرج.

باز آمد بوی گند امتحان…

ژوئن 6, 2007

درس خواندن
دوباره فصل امتحانات شد…
دوباره کتابها و جزوه های نخوانده و استرس…
دوباره فصل امتحانات شد و همه مثل من یادشان افتاده است که هیچی درس نخوانده اند و انگار باید برای اینکه (مشروط نشوند یا نشوم!) درس بخوانند. (یک ضرب المثل هست که می گوید: کافر همه را به کیش خود پندارد! که در اینجا صدق می کند.)
همه می خواهند درس بخوانند از جمله خودم، ولی وقتی کتاب ( که حتی یک بار هم بازش نکرده اند) را باز می کنند تا بخوانند یا خوابشان می گیرد یا حوصلشان را ندارند یا یادشان می افتد که چقدر سرشان شلوغ است یا دلشان می خواهد تفریح کنند! و می گویند حالا تا امتحان کلی وقت داریم.
(راستی چرا همیشه آدم موقع امتحانات به فکر تفریحات مختلف است و بعد از امتحانات هیچ کاری برای انجام دادن ندارد؟)
شب امتحان که می شود تند و تند صفحه هایی را که بلد نیستند ورق می زنند و می بینند که هیچی بلد نیستند و هی به خودشان چیز (یعنی هر چه از دهنشان در می آید!) می گویند و بالاخره به یک شکلی کتاب را ماست مالیزیشن می کنند و یا در طول درس خواندن خوابشان می برد و در خواب می بینند که سر جلسه امتحان هستند!
خلاصه با هزار ترس و لرز و با کتابی که مثلا برده اند تا در راه بخوانند (که نمی خوانند و فقط استرسشان را زیاد می کند!) وارد جلسه امتحان می شوند. (چشمتان روز بد نبیند.)
سر امتحانم که دیگر نگو و نپرس ،به هزار فکر فرو میروند حتی فکرهای شیطانی از قبیل تقلب و… که خدا را شکر ما همچنین افرادی را نداریم!!!
ولی نابرده رنج گنج میسر نمی شود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد/—
ولی اگر مثل این تصویر می شد بر معلومات افزود چه می شد…به قول معروف، چه شود!
(مثلا این را گفتم که اگر خراب کردم بدونم چرا گند زدم!)
این هم شعری با مضمون امتحان که انتخاب کردم و در اینجا گذاشتم تا حال و هوای دوستان عوض شود.
باز آمد بوی گند امتحان
بوی خرخونی های شب امتحان
بوی ماه خرداد و تیر مهربان
بوی خورشید پگاه صبح امتحان
از میان کتاب های کوفتی
می گریزم در پناه امتحان
باز می بینم ز غم بچه ها
شیطنتی در نگاه امتحان
زنگ پایان و گریه های بی امان
خنده های قاه قاه امتحان
باز بوی جهنم را خواهم شنید
از کارنامه های بی رحم امتحان

واکسن هپاتیت ب را زدم!

مه 29, 2007

Hepatitis B Vaccine
امروز بعد از مدت ها رفتم و واکسن هپاتیت ب، البته نوبت اول آن را زدم!
حالا بگید در کجا؟
خب معلوم است، در دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد! آن هم در بخش فوریت های پزشکی!!! توسط یک پزشک به ظاهر یا شاید واقعا مهربان نجف آبادی!!!
راستش بعد از اینکه چند تن از دوستان رفته بودند و واکسن خودشان را زده بودند و به من هم توصیه کردند که حتما بروم و واکسن را بزنم، من هم این کار را انجام دادم.
یکی از دوستانم گفت حتما برو و واکسن را بزن و گرنه موقعی می فهمی باید می رفتی، که دیگر کار از کار گذشته و مریض شدیی، این حرف او خیلی روی من تاثیر گذاشت و کم و بیش من را ترساند، و من را بر آن داشت تا این واکسن را بزنم، نوبت بعدی درست یک ماه دیگر است یعنی در ماه تیر. اگر عمری بود نوبت دوم و سوم را هم خواهم رفت.
درست است برای زدن واکسن در هر نوبت دو هزار تومان می گیرند، اما خب بهتر از این است که بعدا چند برابر این پول را داد.
امام جعفر صادق (ع) در باره پیشگیری حدیث زیبا، مفید و مختصری فرموده اند که گفتن آن در اینجا بی مناسبت هم نیست.
[پیشگیری رﺃس همه درمانهاست. امام جعفر صادق (ع﴾]
من هم توصیه می کنم، حتما شما هم اگر واکسن هپاتیت ب را نزده اید این کار را انجام دهید و پشت گوش نیاندازید، در ادامه هم مختصری از بیماری هپاتیت ب برایتان می نویسم، امیدوارم مفید واقع شود.
بیماری هپاتیت چیست؟
بیماری هپاتیت یکی از شایعترین بیماریهای عفونی در دنیا و نهمین علت مرگ در سراسر جهان است. تقریبا 350 میلیون نفر حامل آن ویروس هستند که تقریبا یک سوم آنها به بیماریهای پیشرفته کبدی مبتلا می‌باشند. 75 درصد از حاملین ویروس در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند.
این بیماری، که کبد را هدف قرار میدهد، معضل رو به رشدی در مناطق مرکزی و جنوب آفریقا و بخش هایی از شرق آسیا محسوب می شود. بیش از یک میلیارد واکسن هپاتیت ب در سرتاسر جهان تزریق شده است. سوای واکسن، احتیاط در تماس با مایعات بدن دیگر افراد، نظیر خون آنان، به جلوگیری از انتقال این بیماری کمک خواهد کرد.
چه افرادی در معرض خطر بیشتری به ابتلاء به هپاتیت هستند؟
کارکنان مراکز پزشکی اعم از دانشجویان گروه پزشکی، جراحان، پزشکان، پرستاران، ماماها، دندانپزشکان، کمک دندانپزشکان، بیماران تحت دیالیز، کارشناسان و تکنسین‌های آزمایشگاههای تشخیص طبی، پرسنل مؤسسات نگهداری کودکان عقب‌افتاده و خانه سالمندان، دریافت کنندگان محصولات خونی و خانواده فرد مبتلا، پرسنل زندان، مسافران و غیره که در معرض خطر آلوده شدن با فرآورده های خونی و مایعات بدنی آلوده هستند، افراد در معرض خطر هپاتیت B هستند و باید واکسن دریافت کنند.
واکسن هپاتیت (Hepatitis B Vaccine) را باید در سه نوبت ماهانه تزریق کرد:
اول در اولین مراجعه
دوم یک ماه بعد از نوبت اول
سوم شش ماه بعد از نوبت اول
برنامه ایمن سازی کودکان با توجه به شرایط اپیدمیولوژیک کشور 2 ماهگی و 6 ماهگی:
حداقل فاصله بین نوبت اول و دوم هپاتیت ب یک ماه
حداقل فاصله بین نوبت دوم و سوم هپاتیت ب یک ماه
با توجه به شیوع بیماری در شهرهای پر جمعیت مانند تهران تزریق واکسن الزامی است.
افرادی که قبل از سال 1372 بدنیا آمده اند این واکسن را تزریق نکرده اند و خود باید به مراکز معتبر مراجعه نمایند.
راه های انتقال: خون، تماس جنسی، مادر به کودک، پوست، تنفس و بزاق.

آیا رشته متالورژی کژتابی دارد!!!

مه 20, 2007

چند روز پیش آقا مصطفی، یکی از کارکنان شرکت اتوبوس از من پرسید خب حالا دانشگاه چی می خوانی؟
گفتم:
– مواد
دوباره با تعجب پرسید:
– خب گفتی رشته ات چی بود؟
دوباره گفتم:
– ای بابا! خوب جواب دادم دیگه، خیر سرم مواد می خوانم.
با خنده و حالت مسخره مانند گفت:
– مواد! مواد مخدر؟
– پس اینجا چه کار می کنی؟ باید الان زاهدان یا سر مرز ها در حال رد و بدل کردن مواد باشی!!!!
گفتم:
– نه، رشته مهندسی مواد یا همان متالورژی صنعتی می خوانم. فکر کردی منظورم از مواد مواد مخدر است؟!
گفت:
– آهان حالا فهمیدم.
– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –
این سوالی که از من پرسیده شد من را بر آن داشت تا با کمک ویکی پدیا ، که یک دانشنامه «دائرة المعارف» بین المللی و البته چند زبانه با محتویات آزاد است؛ مختصری از رشته متالورژی برایتان بنویسم تا شاید آقا مصطفی یا شما یا هر کس دیگری درباره این رشته کمی اطلاع داشته باشد و این رشته را با مواد مخدر اشتباه نگیرد!
——————————–
*متالورژی چیست؟
از زمانی که انسان فلز را شناخت، متالورژی را به عنوان یک هنر فرا گرفت. صنعت متالورژی از دیر باز در جهان به عنوان یک صنعت مادر شناخته شده و با پیشرفتهای روز افزون تکنولوژی نقش آن اشکار می‌گردد. تحقیقات باستان‌شناسی نشان می‌دهند که اولین اقوامی که موفق به کشف و استفاده از آن شدند، ساکنان فلات ایران بودند.
به طور خلاصه، به علم شناخت و استخراج فلزات و هنر کار روی آنها متالورژی می‌گویند. این علم جداسازی مواد معدنی از سنگ معدن آنها، ذوب، تصفیه و تولید شمش، بهبود خواص و تهیه آلیاژها و فن کار بر روی فلزات و شکل دهی آنها را دربر می‌گیرد.
*تاریخچه علم متالورژی:
دوره فلزات بعد از عصر حجر و از حدود ۶ تا ۷ هزار سال قبل از هجرت آغاز شده‌است. شاید مس اولین فلزی است که بطور خالص و طبیعی و جدا از مواد معدنی مورد استفاده بشر قرار گرفته‌است. انواع سنگهای مس از ظاهری فلزی با رنگهای مختلف مانند نیلی، لاجوردی، سبز، طلایی و سرخ برخوردار هستند. این امر می‌تواند یکی از عوامل توجه بشر اولیه به ترکیبات حاوی مس باشد.
برخی معتقدند که گویا اولین بار ذرات طلا که در کنار ماسه‌های کنار رودخانه‌ها پراکنده بودند، توسط بشر شناسایی شدند. مصریان و شاید هندیان بیشتر از سایر ملل در استخراج طلا از سنگهای آن توفیق داشتند، اما در ایران از دوره هخامنشی، آثار متعددی از طلا و نقره خصوصا در کنار رود جیحون و در شهر همدان کشف شده‌است. با گذشت زمان فلزات دیگری مانند نقره، سرب، آنتیموان و قلع نیز کشف شدند و بشر توانست با استفاده از آتش، ذوب فلزات را تجربه نموده و آلیاژهای مختلف را بدست آورد. به عنوان مثال، از مخلوط کردن قلع و مس، مفرغ بدست آمد و به این ترتیب عصر مفرغ شروع شد.
در عصر حاضر می‌توان متالورژی را مادر صنعت دانست. در دنیای صنعتی امروز بی شک اگر آلیاژهای خاص و کاربر با کمک علم متالورژی به وجود نمی‌آمد هم اکنون ما شاهد خیلی از پیشرفت‌های بشر نبودیم!
*گرایش‌های رشته مهندسی متالورژی:
متالورژی صنعتی (متالورژی فیزیکی)
متالورژی استخراجی
*روشهای تولید مصنوعات فلزی:
ریخته‌گری
متالورژی پودر
شکل‌دهی فلزات
جوشکاری
ماشین‌کاری
*جستارهای وابسته:
متالورژی فیزیکی
آلیاژ
آهنگری
اکستروژن
جوشکاری ذوبی
جوشکاری زرد
جوشکاری فشاری
ذوب
شکل‌دهی الکترومغناطیسی
شکل‌دهی الکتروهیدرولیکی
لحیم کاری
مواد معدنی
نوردکاری
منبع: ویکی پدیا

ترفندی زیبا و معنوی!!!

آوریل 16, 2007

امروز سر کلاس آیین زندگی بحث درباره اینکه اصفهانی ها زرنگ هستند پیش آمد، جناب استاد که به گفته خودش اصلیت قمی دارد؛ گفت این اصفهانی ها در نزد پیامبر هم دست از زرنگ بازی بر نمی داشته اند؟ بچه ها گفتند چطور؟
استاد نقل کرد:
امام صادق (ع) فرموده اند: در مجلسی پیامبر (ص) و سلمان و عمر حضور داشتند؛ پیامبر از حاضرین در مجلس پرسید چه کسی از شما هر روز یک ختم قرآن می خواند؟
در بین حاضرین سلمان جواب داد: من.
پیامبر (ص) دوباره پرسید چه کسی از شما شب ها تا صبح در حال عبادت خداوند است؟
در بین حاضرین سلمان جواب داد: من.
پیامبر (ص) فرمودند چه کسی از شما تمام روز ها را روزه می گیرد؟
دوباره سلمان جواب داد: من.
عمر که در این مجلس بود ناراحت شد و به پیامبر (ص) گفت یا رسول الله: سلمان یک ایرانی (اصفهانی) است، او دروغ می گوید، می خواهد بر ما قریشی ها افتخار کند، هر کس بخواهد روزی یک بار قرآن را ختم کند باید تمام روز مشغول باشد ولی سلمان اینگونه نیست و در روزها بیشتر ساکت است، او هر شب می خوابد و من می دانم که او هر شب تا صبح عبادت نمی کند، من خودم می بینم که او در ظهر نهار می خورد، پس چگونه همه روزها روزه می گیرد و شب ها بیدار می ماند و عبادت می کند و روزی یک ختم قرآن می خواند.
پیامبر (ص) گفت: مثل سلمان در بین اصحاب من، مانند لقمان حکیم است، حتما این کار ها را انجام می دهد؛ پس از خودش بپرس، شاید جواب تو را داد.
عمر از سلمان پرسید و سلمان اینگونه جواب داد:
من هر ماه سه روز روزه می گیرم و خدا فرموده هر یک کار خیر ده برابر پاداش دارد و به علاوه ماه های شعبان و رمضان را نیز روزه دارم.
اما بیداری تمام شب، از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: هر که با وضو بخوابد گویا تمام شب را به عبادت بیدار مانده است و من با وضو می خوابم.
و اما ختم قرآن در هر روز، از پیامبر (ص) شنیدم که به علی (ع) می فرمود: مثل تو در امت من مانند ((قل هو الله احد) است هر که یک بار بخواند یک سوم قرآن را و هر که دو بار بخواند دوسوم و هر که سه بار بخواند تمام قرآن را خوانده است، هر که (یا علی) ترا با زبان دوست دارد یک سوم ایمانش کامل و هر که با زبان و قلب ترا دوست دارد دو سوم ایمانش کامل شده و هر که با زبان و قلب ترا دوست دارد و با دست هم یاری کند ترا، ایمانش کامل است و افزود سوگند به خدا اگر اهل زمین ترا مانند اهل آسمانها دوست می داشتند هیچ کس به آتش، عذاب نمی شد.

کارت سوخت، کارت تغذیه!!!

آوریل 12, 2007

به به… این دانشگاه نجف آباد کم کم داره به دلم می نشیند… این دکتر شفیعی می گفت قرار است دانشگاه پیشرفت کند ولی ما باور نمی کردیم…آقا وقتی می بینیم دانشگاه سر و سامان می گیرد واقعا خوشحال می شویم…شاید بگویید چرا؟ خب کلی هزینه از ما دانشجو های بدبخت می گیرند… وقتی می بینم پول در دانشگاه خرج می شود باز هم امیدوار می شویم…هر چند می دانم یا می دانیم…
خب به سلامتی و دل خوش سیستم تغذیه دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد نیز همزمان با اجرا شدن کارت سوخت؛ راه اندازی شد و کلیه دانشجویان، استادان و کارکنان این دانشگاه با استفاده از سیستم شبکه هوشمند مدیریت تغذیه می توانند به راحتی غذا رزرو کنند.
سلف سرویس دانشگاه نجف آباد
البته همانطور که در تصویر می بینید، غذا های سلف دانشگاه چنان تعریفی ندارد، ولی باز هم قابل تحمل است…
واقعا از صف های طولانی ژتون فروشی خسته شده بودم…نه تنها من؛ بلکه همه دانشجو ها، حالا دیگر مجبور نیستیم برای تهیه ژتون در صف های طولانی بایستیم، دیگر لازم نیست جلوی سلف داد زد: ژتون اضافی داری؟!
سیستم مدیریت تغذیه و سلف سرویس ویژه دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد که توشط شرکت جهان گستر راه اندازی شده است، مزایا و کاربردهای خیلی خوبی دارد از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
سلف سرویس دانشگاه نجف آباد
1)موجب کاهش اتلاف هزینه و وقت دانشجویان و اساتید و کارکنان جهت تهیه فیش و ژتون هفتگی می شود.
2)سرویس دهی بهتر و دقیقتری را به وجود می آورد.
3)حذف نقل و انتقال وجه به شکل دستی را از بین می برد.
4)قابلیت تعریف شارژ در سیستم و یا حسابرسی در پایان ماه و قابلیت شارژ مبلغ غذا را دارد.
5)قابلیت تعریف صبحانه، ناهار و شام برای هر روز
6)حذف هزینه های چاپ ژتون و یا فیش
7)قابلیت ویرایش و یا حذف غذای رزرو شده توسط کاربر و عدم نقل و انتقال وجه
8)قابلیت رزرو غذا از طریق شبکه توسط کلیه دانشجویان در تمام طول شبانه روز، بدون نیاز به حضور درمکان فروش ژتون غذا
9)گزارش گیری سریع و آسان
از جمله:
*گزارش عملکرد
*گزارش عملکرد روزانه
*گزارش مالی
*گزارش فراوانی ناهار
*گزارش فراوانی شام
8گزارش فراوانی در سلف
9)این سیستم مبتنی بر نرم افزار بوده و در آن از سخت افزار های استاندارد موجود در بازار استفاده شده است.
و شاید سیستم شبکه هوشمند مدیریت تغذیه، مزایا و کاربردهای دیگری هم داشته باشد که به ذهن من نرسیده است…
—————
راستی یکی از بچه های دانشگاه در تالار گفتگوی دانشگاه نجف آباد نظر جالبی در مورد افتتاح بزرگترین کتابخانه دانشگاهی داده بود، که من هم کمی تا قسمتی با او موافقم، شما هم بخوانید:
امروز کتابخانه بی کتاب افتتاح می کند؛ فردا سایت بدون کامپیوتر؛ پس فردا زمین ساخته نشده را دانشکده و بعد هم می روند کنار کوهی میگن بزرگترین و با حال ترین مرکز علمی دنیا را افتتاح کردیم .
حکایت آن پادشاهی است که برایش لباس نامرئی دوخته بودند؟ که کارتونش را هم درست کرده بودند. حکایت سایت ماست؛ که… لا الله الا الله، لا الله الا الله. اگر هم حرف بزنی دیگر معلوم است چه بر سر مبارکت می آید.
—————
در ضمن در راستای اقدام به آبگیری سد سیوند در استان فارس:
راستی می شود شهر سوخته را خاکبرداری و هموار کرد و به جای آن دانشگاه آزاد شعبه فلان! که از روستاهای مستعد اطراف شهر سوخته است را بنا کرد . قبلاً از اقدامات پر شور مسئولین امر بخصوص وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی سپاسگذاریم و امیدواریم این همکاری و همدلی میان سازمانها و نهادها، امری فراگیر شود که مطمئناً حاصلی جز یکپارچه شدن و یکرنگی ندارد!!!!!!!
این هم نظر یکی دیگر از بچه ها بود…امید که مورد پسند باشد!
—————
در ضمن از مسئولین شرکت اتوبوسرانی خواهش می کنم، در عوض بلیط های سه چهار برابری که از ما دانشجویان در به در می گیرند یک دستی به این اتوبوس ها بکشند، تعمیری، تعویضی و…
امروز اتوبوسی که خودم سوارش بودم تا از دانشگاه اومد بیرون، خراب شد، بعد از کلی صبر یک اتوبوس فرستادند، سه اتوبوس دیگر دانشگاه در مسیر خراب شده بود، امروز واقعا انگار اتوبوس ها نیز اعتصاب کرده بودند!

دانشگاه آزاد نجف آباد و انتخاب واحد!!!

فوریه 9, 2007

دیروز روز انتخاب واحد بود…خب دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد این ترم کار مفید و خوبی انجام داده بود که جا دارد همین جا از آنها تشکر کنم….
پارسال و در ترم های گذشته تا می آمدیم چند واحد بگیریم، پوست می گذاشتیم، چون در یک زمان مشخص هزاران دانشجو به سرور دانشگاه نجف آباد حمله می کردند تا شاید بتوانند واحد ها و درس های بیشتری مطابق با میل خودشان بگیرند، که این کار باعث ترافیک شدید در سرور می شد…. که خوشبختانه با تغییر مراحل انتخاب واحد که در زیر نوشته شده است این مشکل حل شد.
البته مشکلاتی بود مثلا در روز دوم دانشجویان با این خبر روبه رو شدند:
«دانشجویان گرامی؛ با توجه به مشکلات به وجود آمده ناشی از اختلال در سیستم ارتباطی دانشگاه به اینترنت و به دنبال آن عدم امکان ارائه سرویس مناسب اینترنتی انتخاب واحد، زمانبندی انتخاب واحد آن دسته از دانشجویان عزیزی که در در روز های شنبه و یکشنبه (14 و 15 بهمن ماه) زمان انتخاب واحد داشتند تا پایان روز دوشنبه 16 بهمن ماه تمدید گردید. بدیهی است زمانبندی سایر دانشجویان با یک روز تاخیر انجام خواهد شد.»
و همچنین در تغییرات مراحل انتخاب واحد خبر از حذف عملیات قطعی کردن انتخاب واحد داده شده بود، ولی بعد از دو روز با فونت درشت در سایت دانشگاه نجف آباد نوشته شد:
قطعی کردن دروس بعد از انتخاب واحد الزامی است در غیر اینصورت درس برای شما منظور نمی شود!
به هر حال می خواستم در مورد انتخاب واحد این ترم بنویسم ولی چون دوست ندارم بدون امتحان کردن چیزی درباره آن قضاوت کنم بنابراین گذاشتم تا نوبت خودم برای انتخاب واحد بشود و بعد در مورد آن توضیح دهم…
به طور کلی انتخاب واحد این ترم با تغییراتی که در آن ایجاد شده بود بسیار بهتر و سریع تر از انتخاب واحد های گذشته بود، هر چند با استادان و ساعات دلخواه نتوانستم انتخاب کنم اما سرعت و دسترسی بهتر از قبل شده بود، من که راضی بودم.
————————————-
تغییرات مراحل انتخاب واحد:
1- زمانبندی انتخاب واحد بر اساس اولویت تعداد کل واحد گذرانده، معدل کل و سال ورود دانشجو که لازم است هر دانشجو با مراجعه به گروه آموزشی و یا وب سایت دانشگاه از زمان انتخاب واحد خود مطلع گردد.
2- در نظر گرفتن بازه های 2 ساعته برای انتخاب واحد هر دانشجو بر اساس اولویت زمانبندی در یک روز مشخص. (از ساعت 16 به بعد هر روز برای دانشجویانی که در همان روز انتخاب واحد داشته اند زمان آزاد اعلام شده است. بنابراین اگر در بازه 2 ساعته خود نتوانستید انتخاب واحد کنید در همان روز از ساعت 16 به بعد زمان دارید.)
3- حذف عملیات قطعی کردن انتخاب واحد به این صورت که نیازی به قطعی کردن دروس بعد از انتخاب واحد نیست و انتخاب درس به منزله قطعی بودن آن خواهد بود ولی تایید نهایی انتخاب واحد لازم است. در صورت تایید نهایی انتخاب واحد امکان تغییرات آن تا زمان حذف و اضافه وجود نخواهد داشت.
4- امکان ثبت اطلاعات فیش پرداختی از طریق اینترنت به این ترتیب که پس از انتخاب واحد و تایید نهایی آن مبلغ شهریه خود را به حساب سیبا شماره 0102504126000 پرداخت و می توانید اطلاعات فیش آن را از طریق سیستم خدمات دانشجویی وب سایت دانشگاه وارد نمایید تا مراحل انتخاب واحد شما کامل گردد.
5- امکان چاپ برگه تاییدیه انتخاب واحد بعد از پرداخت شهریه و تایید مالی انتخاب واحد از طریق سایت دانشگاه.
(more…)

انتخابات هم گذشت اما…

دسامبر 21, 2006

پیروزی ملت ایران در انتخابات
اول از همه چیز پیروزی ملت ایران را در انتخابات خوشبختانه یا بدبختانه تبریک می گویم… امیدوارم مسئولین و کسانی که برای پاسداری و دفاع از حق مردم انتخاب شدند به بهترین شکل ممکن کارشان را انجام دهند و به قول رئیس جمهور قبلی یعنی آقای خاتمی، طعم شیرین این انتخابات با شکوه را بر مردم تلخ نکنند….امیدواریم…
بگذریم…
 رئیس دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد، دکتر امیری
دیروز بحثی در مورد انتخابات شد من از یکی از دوستان که نه اختراع انجام داده است و از نخبه های دانشگاه محسوب می شود و با کله گنده ها می پره، پرسیدم…و آن اینکه آیا واقعا جناب آقای دکتر امیری، رئیس محترم دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد دکتر است یا نه؟ دکتر امیری چگونه دکتر امیری و رئیس دانشگاه شد؟ گفت این دکترا مانند خیلی های دیگر دکترای افتخاری است، بیشتر کنجکاو شدم که بدانم چگونه و چرا به او داده اند… گفت در دوره های قبلی انتخابات شخصی کاندیدا می شود و دکتر امیری برای او تبلیغات انجام می دهد و خلاصه آن شخص انتخاب می شود و این انتخاب شدن همانا و رئیس دانشگاه شدن دکتر امیری همانا…( نمی دانم این حرف های او درست است یا نه، من حرفهای او را تائید نمی کنم، فقط امیدوارم اینگونه نبوده باشد.) حالا هم که با خبر شدیم ریاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد روز چهارشنبه جهت تشرف به مکه مکرمه و شرکت در مراسم حج تمتع امسال به عربستان سعودی سفر نموده اند.
نمی دانم چه بگویم…امیدوارم منتخبین مردم در این انتخابات واقعا فقط و فقط برای خدا کار کنند و لا غیر…
فقط می گویم خدایا رحم کن…و به من تحمل صبر و استقامت در این دنیا را بده…امیدوارم خدا همه را کمک کند…